ارسالها: 2517
#551
Posted: 15 Aug 2013 07:51
سکس با پریسا بعد از 5 سال چت کردن
سلام
خاطره ای که براتون میگم مربوط به کمتر از یک سال پیشه که سعی میکنم عین اتفاقات رو بنویسم براتون.
آشنایی منو پریسا برمیگشت به 5 یا 6 سال پیش، سال 86، اون موقع یاهو 360 بود و من پریسا رو اد کردم اونجا، جفتمون مدرسه ای بودیم ولی دختر مدرسه ای مثل اون ندیده بودم، پست های سکسی میزاشت روی پیجش و همش با پسرا لاس میزد، 2 تا دیگه از بچه های مدرسه هم ادش کرده بودن ولی اونا زود بیخیال شدن، منم که قبلش سکس نداشتم گفتم هرجوری شده باید اینو بزنم
مسنجر ادش کردم ولی خیلی کم جواب میداد، شیطون بود و کم میومد مسنجر. آخرای سال بود دم امتحانا که بیشتر چت کردیم....
خلاصه گفت دوست پسر دارم و از این حرفا ولی من شمارمو بهش دادم گفتم اگه خواستی بزنگ و دیگه بیخیالش شدم... 360 هم که بسته شد و فقط مسنجرشو داشتم دیگه. سال بعدش که دانشجو شدم ینی 87، با یه دختری دوست شدم، بعد مدتی پریسا شروع کرد زنگ زدن و یواشکی باهاش در تماس بودم که یه روز باها دوست دخترم بیرون بودم پریسا یهو زنگ زد و شر شد!
منم شماره پریسا رو جلوی دوست دخترم دادم به دوستم گفتم بزنگ بهش بگو من محسنم خطمو عوض کردم...
یه مدت دوستم باهاش بود تا اینکه یه بار رفت خونشون و طبق گفته خودش از کون دختره رو کرده بود، ولی گفت خیلی چاق بود و بدش اومده و بعدش پیچونده دختره رو!
من که دیدم این انقدر راحت به این داده گفتم باید بزنمش هرجور شده
نکته بد ماجرا این بود که شماره دوستمو داشت و آیدی یاهوی منو که فکر میکرد این دو تا یه نفره جفتش، باهام چت میکرد از خاطراتی میگفت که من روحمم خبر نداشت ولی مجبور بودم الکی جواب بدم Smile)))
یه سالی هم اینطوری گذشت دیگه من با جی افم خوب بودیم بیخیالش شده بودم ولی اون تو مسنجر پی ام زیاد میداد، خیلیم راحت و سکسی حرف میزد باهام... حتی از سکساش میگفت برام با دوست پسراش، به همشونم از کون داده بود...
یه روز داشت از یه پسری واسم حرف میزد، سال 89 یا 90 بود، منم تو فاز بودم دلم واسش سوخت یهو! گفتم ببین پریسا یه چیزی میخوام بهت بگم، و گفتم که اون دوستم بوده اومده پیشت نه من... گفتم تو نباید زود خر بشی دل ببندی به پسرا (4 یا 5 بار تا حالا برام تعریف کرده بود که عاشق شده!)
از اون شب خیلی بهم پی ام میداد، میگفت محسن ازت خوشم اومد که اینطوری کمکم کردی و ...
دیگه علنی داشت نخ میداد که گفتم جی اف دارم، اونم کلی غر زد که شماها نمیخواین ما بهتون وابسته بشیم و ...
یه بار بد زده بودم بالا، بهش پی ام دادم گفتم پریسا ما دیگه چند ساله همو میشناسیم تعارف نداریم با هم، یکی از دوستاتو واسم جور کن فقط واسه سکس میخوام نمیخوام وابسته بشه.
یه تیکه هم انداختم که کاش خودت میشد باشی و ... گفت نه من دیگه به تو حس داداشی دارم ( آره جون عمت! )
یه چند روزی گذشت و گفتم چی شد؟ گفت هیچکی اینطوری دوست نمیشه.
بعد شروع کرد درد و دل که من با همه بی افام به هم زدم... دیگه طناب داد رسما
شماره جدیدمو بهش دادم و شروع کردیم به زنگ و اس های سکسی بعضی مواقع زنگ میزدیم پشت تلفن صدای آهش معلوم بود که واقعن ارضا میشه بدجوری هات بود...
بهش گفتم پریسا من واقعا دیگه طاقت ندارم، گفت یه روز که مامانم نبود میگم بیای پیشم...
یه روز هماهنگ کردیم و رفتم پیشش.. از در که رفتم تو شوک شدم، یه دختر لاغر وایساده بود جلوم گفتم خودتی؟ عکسات خیلی چاق ترن که، گفت تو 2 ساله عکسای منو ندیدی لاغر کردم..
رفتم تو و از ترس این که مامانش بیاد زود رفتیم تو اتاق مامانش اینا...
نشستیم لب تخت بغلش کردم شروع کردم گوشش رو بوس کردن، چند ثانیه ای خجالت کشید ولی با یه بوس داغ که از گوشش کردم زد بالا، با صدای سکسی هی میگفت جوووووون منم میریختم به هم. سرشو برگردوند شروع کردیم لب گرفتن و زبونشو هی میاورد توی دهنم حسابی داغ کرده بودیم. یه لحظه صورتشو جدا کرد گفت محسن گفتم جونم؟ گفت فقط تو لطفن! من نمیخوام! گفتم ینی چی ؟ گفت من با یکی فابریک شدم میخوام فقط تو ارضا بشی نمیخوام من خیانت کرده باشم... ( تو دلم گفتم خفه شو وسط سکس چی داری میگی اسکل) بهش گفتم باشه حالا یه باره دیگه گفت نه! گفتم نه رو نشونش میدم...
خوابیدیم رو تخت من زیرش بودم که یهو دیدم دستشو کرد تو شورتم! بد ریختم به هم خیلی کار حشری ای بود ( به دخترا پیشنهادش میکنم، واسه مرد خیلی جذابه این کار ) شروع کرد باز کردن کمربندم و لباسامو خیلی سریع در آورد شروع کرد به خوردن کیرم، حسابی پر تفش کرده بود و دندوناش اصلن به کیرم نمیخورد، دهنش به شکل عجیبی داغ بود و خیلی حرفه ای در عرض چند ثانیه اول داشت آبمو میاورد، خب من دیگه با جی افم سکس کرده بودم و بار اولم نبود ولی باورم نمیشد اینطوری حرفه ای داره برام ساک میزنه، سرشو بلند کردم گفتم نکن لعنتی دیوونم کردی، لباسشو در آوردم گفت محسن گفتم که من نمیخوام! گفتم چرا چرت میگی دیگه بالا تنه که اشکالی نداره
لباسشو در آوردم سینه های بزرگی داشت، بغلش کردم چسبوندمش به خودم گفتم چقدر داغی، خندید در گوشم باز گفت جوووون ( انصافن خیلی بد میگفت آبم میخواست بیاد در جا! ) بلند شد دوباره رفت پایین و حسابی خورد برام منم دیگه بد قاطی کرده بودم گفتم داره میاد، دستمال رو از بغل تخت برداشت و گذاشت روی کیرم و با دست زد تا آبم اومد ریخت رو دستمالا (قبلا گفته بود متنفرم از خوردن آب واسه همین اصلن اصرار نکردم)
رفتم دسشویی اومدم هنوز شلوارش پاش بود میگفت نه!
یه چند دقیقه ای چیزی نگفتم خوابیدیم تو بغل هم داشت حرف میزد که مامانشم زنگ زد و گفت دیرتر میاد. دیگه خود شانس بود!
شروع کردم خوردن سینه هاش یواش یواش حالش داشت بد میشد... گلوش نقطه ضعفش بود منم شروع کردم خوردن گردنش دیدم داره جون جون و آه و اوه میکنه فهمیدم دیگه اوکیه!
رفتم سراغ شلوارش تا کشیدم پایین گفت محسن نه! یهو دیگه نتونست.... خودشو ولو کرد رو تخت گفت از دست تو...
شورتش رو در آوردم. راستش زیاد از کسش خوشم نیومد ولی خب قرار نبود از کس بکنمش. یکمی براش خوردم خودشو خیس کرد و برش گردوندم. تف انداختم در کونش و شروع کردم مالیدن، خیلی وقت بود که سکس نداشت در نتیجه نه خیلی تنگ بود نه خیلی گشاد . اینم بگم که من اهل خالی بندی نیستم بگم کیرم 100*200 سانته!!! سایزش خیلی نمیشه گفت بزرگه البته اصل سایز قطره دیگه وگرنه بلندی که خب بلنده. واسه همین همیشه میدونم که طرفم خیلی دردش نمیاد بخواد گریه کنه و...! آروم کیرمو گذاشتم لب سوراخش و با یه فشار کردمش تو... یه جیغ کوچیک زد ولی معلوم بود داره حال میکنه... شروع کردم تلمبه زدن صورتش رو بالش بود اه و اوه میکرد دیدم داره آبم میاد گفتم چیکارش کنم، فکر کرده بود آبم اومده داشت میگفت بریز توم دیگه مگه نیومده ؟ همینجوری که داشتم تلمبه میزدم و داشتم ارضا میشدم واسه همین سریعتر میزدم، گفتم نه نیومده... که یهو دیدم آبم داره میاد در آوردم پاچیدم رو کونش و پشتش... رفت دسشویی اومد ولو شد تو بغلم معلوم بود کاملا حال کرده چون گفتم که قطر کیرم متوسطه و درد نداره زیاد براشون...
حسابی لب بازی کردیم و دیگه پوشیدم برم چون میترسیدیم بیاد مامانش... اومدم خونه و دیگه رفت تو فاز دوست پسر فابریک اینا ولی اعتراف کرد که شبش بدجوری ریخته بوده به هم وقتی من رفتم...

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#552
Posted: 16 Aug 2013 15:43
شرتی که تا زانو رسید
خاطره ای که براتون تعریف میکنم مال اواخر سال نود و یکه اون موقع تازه با مینا آشنا شده بودم.مینا دختر خوبیه، پدرش نظامی هست و اونطور که مینا میگه محیط خشک خونه خستش می کنه.به نظرم مینا هم بیشتر به خاطر محیط خونه و احتیاج به یک همصحبت با من دوست شد.یا بهتر بگم که من مخ اون را زدم! قضیه مخ زدن مینام به این صورت بود که یکروز من و دوستم فرهاد به قصد شکار طعمه جدید توی پارک کنار مدرسه مینا نشسته بودیم که مینا با رفقای مدرش اومدن پارک.سه تا دختر جیگره دبیرستانی.رفقای مینا مانتویی بودن و خودش چادری.ما دو تا هم که بوی طعمه جدید رو حس کرده بودیم مثل شیر گرسنه دنبالشون راه افتادیم.بعد از ده دقیقه تعقیب شکار و متلک پرونی آخرش فرهاد موفق شد شماره هامون رو بدست سه طعمه برسونه.کلا دخترا وقتی با همن زیاد پا نمیدن.شبش یک شماره ناشناس بهم مسج خالی داد ،بعدشم شروع کرد به معذرت خواهی کردن!! خلاصه ما هم که درسمون رو بلد بودیم حدس زدیم که یکی ازون سه تا دختره.بعد از پاچه خواری های طولانی و خرج ده پونزده اس ام اس بی زبون! مخشو زدیم.اینطوری بود که مخ مینا خانم شروع به زده شدن کرد.دو سه هفته ای فقط هر از گاهی مسج میدادیم.مینا ازون دخترای هست که به راحتی نمیزاره باهاش صمیمی بشی.آخرش موفق شدم دعوتش کنم کافی شاپ.اونم بالاخره قبول کرد.خلاصه کشوندیمش اونجا و با هم سر یک میز نشستیم.مثل دو تا غریبه فقط بستنی میخوردیم و به همدیگه نگاه میکردیم، هر کاری میکردم بهم رو نمیداد که بهش نزدیکتر بشم خلاصه بعد از دو سه بار ملاقات مخشو زدم و به بهانه اینکه دوتایی تنها باشیم و کسی مزاحممون نشه کشوندمش خونه داداش بزرگم.ایام عید داداشم و زن و بچش دو سه روزی رفته بودن شمال و کلیدشون دست بابام بود.منم به بهانه سرکشی به خونه داداش، کلید را از بابام گرفتم.بعدش مسج دادم به مینا و باهاش تو خونه داداشم قرار گذاشتم.دو ساعت بعد رسید خونه داداشم.اول یکم چایی و میوه براش آوردم که دوتایی خوردیم.بعد شروع کردم به آماده کردنش.اول یکم بهش نزدیک شدم و دستشو گرفتم.بعد اومدم دست بزارم روی رونش که دستمو پس کشید.بهم گفت رضا این چه کاریه میکنی؟ گفتم چون دوستت دارم می خوام نازت کنم.اونم با اکراه قبول کرد.یکم که رونشو مالیدم، حس کردم که داره خوشش میاد.بهش گفتم عزیزم مانتوت رو در بیار که راحت باشی.مینا گفت نه همینطور راحتم.منم گفتم ناز نکن خانمی و بلند شدم و مانتوش را در آوردم.بعدش اومدم بغلش کنم.اونم گفت لوس نشو رضا.منم گفتم دوست داشتن که این حرفها را نداره.خلاصه با هزارتا خایه مالی گذاشت یکم بغلش کنم.خب تا حالا پنجاه درصد ماجرا حل شده بود.دست کردم تو موهاش و موهای سیاه خوش عطرشو ناز کردم.واسه مرحله بعد یک ماچ لپش کردم که قرمز شد صورتش.منم امون ندادم و لبامو گذاشتم روی لبای باحالش.انداختمش رو مبل و حالا لب بگیر کی نگیر! .با دست آزادم هم دکمه های پیرهنشو باز میکردم.دست کردم که سوتینشو هم در بیارم که جیغ کوتاهی زد که نکن.منم که دیگه توحال و هوای دیگه ای بودم دست کردم سوتینشو باز کردم سینه های جیگرش جا باز کردم و منم افتادم رو سینش.اونم باهام راه اومد.واقعاً خوردن سینه حال میده.یکم که از خوردن سینه هاش دوتایی حال کردیم دست کردم با یک حرکت شلوار و شرتشو کشیدم پایین.اونم که یکهو انگار برقش گرفته باشه یکهو بلند شد و گفت دیگه بسه رضا.منم در اوج شهوت بودم و اصلا نمیخواستم هلوی رسیدم که شلوار و شورتش تا زانو پایین بود از دستم در بره.فقط خدا میدونه اون لحظه چطور راضیش کردم که بشینه سر جاش.بهش قول دادم که از کمر به پایین رو کاری نداشته باشم.اونم شلوارشو کشید بالا و دوباره نشست روی مبل.منم دوباره بغلش کردم و سینه خوردنم را ادامه دادم.ولی واقعا حیف.ده دقیقه ای تو بغلم بود تا اونجا که گفت دیگه خسته شدم.منم ولش کردم تا لباسشو بپوشه.بعدش دو تایی سر و وضعمون را مرتب کردیم و زدیم بیرون.هنوزم باهاش دوستم و ازش خوشم میاد.ولی تو این چند ماهه نگذاشته برم زیر کمرش.فعلا پروژه های مخ زنی در دست اجراست.ببینیم کی به یار میرسیم!

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 6548
#553
Posted: 24 Aug 2013 12:54
هلیا و آریا
من هلیا هستم ۲۳ ساله هستم دارای قد ۱۷۵و وزن ۵۴ با موهای طلایی هستم که تنها زندگی می کنم و اندام فوقلعاده خوش فرم دارم دختر سکسی هستم یه روزی لیدیا منو به مهمونی یکی از دوستاش دعوت کرد [مهمونی های من و دوستانم همشون دختر و پسر ها قاطی هستن ]و منم قبول کردم شب مهمونی شورت و سوتین سکسی قرمزم رو پوشیدم بعد دکلته هم رو که قرمز بود رو پوشیدم بعد مانتو و شالمو پوشیدم رفتم دنبال لیدیا که بهترین دوستم هست بعد به سوی مهمانی حرکت کردیم بعد که وارد شدیم کلی پسر اونجا بود با همشون سلام کردیم و رفتیم تواتاق تا لباس هایمان را عوض کنیم وقتی اماده شدیم به داخل مهمونی رفتیم منو لیدیا رو مبل نشستیم و داشتیم با هم حرف می زدیم که یک پسری به نام اریا رو دیدم که خیلی خوش تیپ بو د رو دیدم که به من شراب تعارف کرد من هم گرفتم و نوشیدم اریا منو به رقص دعوت کرد منم قبول کردم هنگام رقص لیدیا رو دیدم که رو پای یکی از پسرا نشسته داره باهاش لاس می زنه بعد بی خیال شدم دیدم اریا داره به باسنم نگاه می کنه که منم باسنمو بیشتر قر دادم تا اون بیشتر به باسنم نگاه کنه بعد از حدود یک ربع ۵ پسر دیگه دورم جمه شدم منم سینمو برای همشون تکون دادم یکی از پسر های مست هم بهم می گفت تکون بده اخ جون باسنشو نگاه چه کوچیک و مامانیه تکون بده اون سینه هارو اصلا بده بخورمشون بعد منم از اون پسره خوشم نمی یومد رفتم نشستم اریا هم اومد پیشم گفت تو خیلی خوشگلی می دونی گفتم اره می ذونم مرسی بعد اریا گفت اهلش هستی گفتم اره بعد لیدیا کلید یکی از اتاق هارو بهم داد منم با اریا رفتم تو اون اتاق اریا کتشرو در اورد منم رفتم سمت پنجره که هوابخورم دیدم اریا کمرمو کرفته و داشت گردنمو می بوسید که بر گشتم و یه لب ازش گرفتم که تمام رژ قرمزم به لبش مالید پاکش کردم بعد اریا منو داشت می بوسید دکلتمو هم در می یاورد بعد منم لباسشو در اوردم که یهو گفت برام می رقصی منم اهنگ گذاشتم و شروع به رقص کردم با سوتینم ور میرفتم با شرتم ور می رفتم که رو تخت خوابیدم گفتم تو در بیار اونم اومد روم و همراه با لب گرفتن لباسمو در اورد حالا دیگه لخت بودم اریا هم خودش رو لخت کرد که دیدم کیرش شق شده . کیرش کلفت بود وو خوشگل افتاد روم و شروع کرد به لب گرفتن بعد رفت و کوشمو می خورد و می لیسید بعد
کم کم اومد سمت سینه ام . سینه ام رو میلیسید و میخورد و با نوکش بازی می کرد که رفت سمت نافم رفت بعد با هاش بازی می کرد خیلی ماهر بود منم اه و او هم شروع شد منم تمام ماجرا رو دستم گرفتم و پاشدم و سرش رو به باسنم می مالیدم رفتم روش و سینم رو به سرش می مالیدم اونم سینم رو می بوسیدم بعد منو خوابوند رفت سراغ کسم یه نگاهی کرد و گفت وای هلیا عجب کسی داری جوووون چه نازه منم سرش رو به کسم فشار دادم اونم می لیسید و می خورد و با چوچوله ام بازی می کرد و اونو میمکید خیلی داشتم حال می کردم از اول تا اخر سکس داشت می گفت تو مال منی عاشقتم عشق منم خوشگلم منم با این حرفاش خیلی حشری شده بودم و اونو به بدم می چسبوندم اونم گفت دختری کفتم نه اونم گفت دوست داری بکنمت گفتم باشه رفت کاندوم اورد و کرد تو کسم و تلمبه می زد خیلی حال می کردم و که تلمه زدنشو سریع تر کرد منم جیغ زدم اونم گفت ابم اومد کجا بریزم کفتم رو سینم اونم ریخت رو سینم و افتاد روم من دیگه حال نداشتم گفت هلیا عشقم خوبی منم با اه و اوه گفتم ارهاونم منو به پشت برگردوند و کونم رو می بوسید هر دومون خوابیدیم و وقتی صبح شد از هم خداحافظی کردیم منم بوسیدمش و با لیدیا رفتم خونه دیگه خداحافظ تا بعد بقییش رو بعد براتون میگم بای
"حیف نمیشه به عقب برگردیم به شبای پرسه و در به دری
کافه چی دکمه ی برگشتو بزن به روزای خوب کافه لوتی "
ارسالها: 6548
#554
Posted: 24 Aug 2013 12:55
الهام دختر حشری
داستانی که دارم تعریف میکنم برا 4 ساله که با دوست دخترم الهام بودم.من با الهام تو اینترنت اشنا شدم که بعدبه صحبت های تلفنی و بعد به دیدن و...کشید.
اول اشناییمون با صحبت ها و آشنا شدن هم گذشت تا بعد به سلیقه ها و کم کم نزدیک و نزدیکتر میشد و حرفا راحت و راحت تر میشد.تا اینکه به الهام گفتم دوست دارم باهم راحت باشیم.تا مدتی گذشت و حرف از علائقمون میشد که دوست داریم بغل هم باشیمو بعد کم کم احساسات قاطیش شد و به علاقه های دیگه کشید....منم برا اینکه الهامو رو خط بیارم حرفارو به بی راهه میکشیدم هر چند الهامم گاهی پایه بود.....تا جایی که حرف ازکرم صورت واینا شد که الهام بهم گفت هیچ میدونی این کرم هارو از آب کیرشمامردا درست میکنن.که این حرفش اولین جرقه رو برا رابطه های بعدش بوجود آورد.منم چون دوست داشتم از علائقش بیتر بدونم حرف و بیشتر کشش میدادم....میپرسیدم تودوست داری آبمو کجات بریزم..الهامم میگفت دوست دارم رو پستون و رو صورتم که منم چون رابطه نداشتم با دختری شهوتی میشدم و دوست داشتم باهم رابطه داشته باشیم.
الهام دختری بود با قد175 .کمرش باریک.ولی تا جایی که بخواین کونش جلب توجه میکرد و سینه هاش.پستوناش نسبت به قد و هیکلش فوق العاده تو دید بود.سایز پستوناش 75-80 بود و خودش میگفت گرد گرده و همش میخوابه میاد رو گردن و صورتش.
اولین دیدارمون زمانی بود که از علاقه های سکسمون که برا هم میگفتیم مدتها میگذشت.با هم قرار گذاشتیم داخل ترمینال شهر.تا اونوقت الهام و ندیده بودم تا اینکه پیاده شدم دم ترمینال دیدم وایستاده.رفتیم تو کوچه دیدیم کوچه خلوته و بعد کلی حرف بادیدن دورو برمون دیدم کسی نیست.ازش خواستم بچسبم بهش و ببوسمش که با کلی ناز از هم لب و بغل گرفتیم.
مدتی گذشت دیدم الهام میگه بیا دیدنم.باهم قرار گذاشتیم باز تو همون کوچه ترمینال.1خورده باهم بودیم و دیگه هردومون دنبال جایی برا خلوت کردن بودیم که رفتیم روبروکوچه ترمینال دیدیم لب دریاست و خلوت خلوته.1خورده نشستیم و هی بهم زل میزدیم و لب میگرفتیم ولی نمیتونستیم کاری کنیم آخه رومون هنوز بهم باز نشده بود.تا اینکه پاشدم برم لب دریا قدم بزنم دیدم الهام ازپشت چسبیده بهم و دستشودورم حلقه کرده.مم سرمو برگردوندم ازش لب گرفتم دیدم جلوم وایستادو دوباره دستشو دورم حلقه کرد.منم 1سر داشتم لبشو میخوردم.دیدم الهام خودشو داره بیشتر میچسبونه بهم ....پستوناشو که کلا چسبونده بود به سینه هام با کمرش بازی میکرد و با دو دلی کم کم نزدیک میکرد به شکمم میچسبوند.تا اینکه کم کم دیدم خودشو وسط پاهام جامیکنه...دیگه شکمشو محکم میچسبوند به شکمم و کسشو چسبوند به کیرم و کسشو رو کیرم میمالید و کسشو میچرخوند رو کیرم.واااااااااای چی داشتم حس میکردم 1کس حشری روی کیرم داره خودشو میمالونه....
من ماتم زده بود.باحرکتاش شهوتی شدم و کیرم داشت میترکید ازشهوت و اونی که الهام میخواست شد.الهامم که سرش و کرده بود پایین تا راست شدن کیرم از زیرشلوارو ببینه.آخه همش تو اس ام اساش بهم میگفت دوست داره خودش کیرمو بماله تا از رو شلوار معلوم بشه....
الهام کسشو هی میمالید روی کیرم و با2تا دستش حلقه زده بود دور کمرم تا خودشو لای پاهام جاکنه.من که دیگه شهوت سرتاپامو گرفته بود ازخود بیخود شدمو چنگ زدم 2تا لمبره های کون الهامو گرفتم.واااااااااااای چی میدیدم 1کون نرم و بزرگ که تا دوست داشتم فقط باهاش ور میرفتم و هی با لمبره هاش بازی میکردم و تو دستم چنگ میزدم و از هم بازش میکردم و الهام که بهم چسبیده بود رو به لای پاهام و روی کیرم فشار میدادم.الهام از لذت میگفت اوووووووم در گوشم. تا اینکه پاهامو باز کرده بودم و الهامو رو کیرم فشار میدادم.الهامم بیکار ننشسته بودو مدام کمرشو میچرخوند و باحرکتا سکسی خودشو به کیرم فشارمیداد و میمالید.تا اینکه 1لحظه دیدم پستوناش که بهم چسبیده بود سرد شدو 1حسی بهم میگفت که ارضا شده.حتی الانم برام سواله.با اینکه چند باری ازش پرسیدم واس خاطر چی بوده اما واقعیتو نمیگفت.
تا اینکه الهام خانم ما ارضا شد.منم فقط تونستم با کون نازش که عاشق گاییدن از اون کون نرم و سکسیش بودم حال کنم و کسش که رو کیرم مالیده میشد.
الهام همش کنار من بود برام میرقصید و خودشو بهم میمالید.....عاشق رقصیدن برام بود . انگار میدونست چطوری منو تحریک کنه و کاری کنه که دلربایی کنه و منو رو خودش بکشونه.....
رابطه ما کم کم طوری شد که الهام میگفت دوست دارم مال من باشی و شب تا صبح سکس کنیم و چند بار منو تاصبح بکنی.منم برا حال کردنش هرشب باهاش سکس تل داشتم و از علائق سکس باهم میگفتیم.تا اینکه به الهام میگفتم دوست دارم بکنمت و دوست داری از کس بکنمت یا از کون؟ الهام گفت از کس بیشتر لذت میبره.
من گفتم یعنی از کون نکنم؟؟؟؟آخه کون الهام چشامو گرفته بود.نه تنها من هرکسی تا میدیدش کمر قوس دارشو با کون نازش که عین خمره بود و میدید.
تا اینکه الهام گفت: از کونم دوست داره بده و از هردو باید بکنم.منم که شهوتی شده بودم بهش میگفتم دوست دارم آبمو تو کونت بریزم تا کونت از این بزرگتر بشه و بیشتر هوسیم کنه و جلب توجه کنه. الهام هم میگفت تا ته باید بکنمش.....
الهام که همش خودش میگفت تو خونه همش مادرم بهم میگه تو شبیه 5 هستی.....یعنی کمر و کونش انقده جلب توجه میکنه.درز کونش با کمرش وقتی میشینه شبیه5 هست......
دیگه پاتوق ماشده بود لب ساحل.دفعه بعدی برا اینکه کلا باهم راحت باشیم مستقیم رفتیم لب دریا.روی سنگ پشت به دیوار تکیه داده بودیم ازش خواستم روبرو بشینه روی پاهام....الهام نشست روی پاهام دستمو میکشیدم روی رون پاهاش از چشمای الهام مشخص بود هوس چی کرده....بعد بازی با رون پاهاش ولب گرفتن...ازش خواستم لای پاهاشو باز کنه.الهامم باز کرد و منم دستمو گذاشتم روی کس الهام دیدم بعد چند ثانیه دور گردنم حلقه زد و شروع کردیم از هم لب گرفتن و دستمو بردم توی شلوارش...وااااااای چی میدیدم 1کس خیس خیس....دستم از بس خیس شد به راحتی لیز میخورد لای پاهای الهام....با کسش که بازی کردمو با چوچولش ور رفتم دستمو از زیر مانتو بردم پستوناشو چنگ زدم وااااای که انقده نرم بود تا فشار میدادم الهام خودشو و پستوناشو بهم فشار میداد و پستوناشو به سرم فشار میداد و لبخند کوچیکی میزد و خودشو بهم میچسبوند.دیگه مشخص بود مست مست شده و هوس کیر کرده...هی لب میگرفتیم که چنگ زدم کونشو گرفتم و لمبره های کونشو از هم باز میکردم و 1لحظه بهش گفتم دوست دارم بکنمت...بهم گفت ااااااااوف دوست دارم کیرت تو کسم باشه ولی من دخترم.تااینکه خودش اومد رو پاهام به طرف من روی کیرم نشست و خودشوچسبوند به من و دستشو دور گردنم حلقه زد.وااااای چی میدیدم 1کس روی کیرم نشسته و با کسش هی روی کیرم میماله.....من فقط از بس هوسی بودم نگاه میکردم.دیدم الهام شروع کرده به کوبیدن.....باور کنید چنان میکوبید که کسی ندونه فکر میکرد اون پسر باشه.چنان تند تن میکوبید که من با نحوه کوبیدن کسش از بس شهوتی شده بودم که قدرت انجام کاری رو نداشتم...الهام کمرشو تا میتونست به سمت عقب میبرد و بعد محکم به سمت جلو روی کیرم میکوبید.من دیگه از بس شهوتی بودم میدیدم...کمر الهامو گرفتم چندتا تلمبه میزدم از رو شلوار میکوبیدیم بهم.تا اینکه کم کم دستمو بردم از پشت تو شرتشو لمبره های کونشو چنان چنگ گیزدم و میکشیدم از هم باز میکردم که آب کسش و که لای پاهاش بود و حس میکردم.کون الهامو از هم باز میکردم و لای کونش با دستم بازی میکردم تو آسمونها میرفت...چنان حرفای سکسی میزد که من از روی شهوت قدرت انجام کاری رو نداشتم.میگفت دوست دارم جرررررررم بدی و پاره ام کنی کسمو خون بیاری.تا ته ته رحمم پر کیرررررر کنی کیرتو تا ته حس کنم کسم پرپر بشه زیر گوشم میگفت بکن منو منو بکن....منم دو سمت کرو کونشو میگرفتم تا جون داشتم میکوبیدم ولی الهام تا کوبیده میشد به کیرم کسشو میچرخوند روی کیرم تا مثلا تا ته حس کنه کیرمو.....چنگ زدم مانتم الهامو کشیدم بالا 2تا دستامو از زیر مانتو بردم پستونا الهامو تو مشتم گرفتم و چنان فشار میدادم دختره بیچاره کسشو فقط میچرخوند روی کیرم چنان فشار میداد که حس میکردم لای کسش رو یهو دیدم الهام چنان میکوبه به کیرم که منم از رو شهوت 2طرف کمرشو گرفتم و الهامو میکوبیدم به کیرم که خودم ارضا شدم و یهو دیدم کوبیدناش آروم شد و لب میگرفت و خودشو میمالید روی کیرم....مست مست شهوتی شهوتی رو کیرم نشسته بود و ازهم لب میگرفتیم.
موقع برگشت به خونه دیدم عزیزم اس ام اس داد که از تنازی امروز خیلی لذت برده و از بس هوسی شده که وقتی رسید خونه شورتش و که از بس خیس شده بوده عوض کرد....
ما همش صبح ساعت 8:30 اینطوریا قرار میزاشتیم لب دریا و تا ساعت 1باهم بودیم.
دفعه بعدی رابطمون الهام دانشگاه بود برگشتنی باهم خواستیم بیایم داخل شهر بهش گفتم بریم 1چیزی بخوریم.رفته بودیم مثلا بریم کافی شاپ که تا رفتیم تو دیدیم کافی شاپ نیست و قهوه خونه هست و تا توجه کردیم دیدیم 1دختره پسره لم دادن رو تخت.الهام اولش بدش اومد ولی چند باری بهم گفت بریم قهوه خونه که من قبول نمیکردم آخه همش سر صبح مجبور بودیم همو ببینیم سر صبحم که نمیشد شکم خالی قلیون کشید....
تا اینکه مجبور شدیم بریم مکان خودمون.تا رسیدیم لب دریا همدیگه رو بغل کردیم و خودمونو بهم میمالیدیم.الهام از اونجایی که قدش کوتاهه خودشو وایستاده به سختی میکشید روی کیرم.تا جایی که بهش گفتم تو قدت کوتاهه خودتو نمیتونی بمالی به کیرم و شکمت میخوره به کیرم که الهام میگفت من کیرتو لای کسم حس میکنم....و شروع میکرد خودشو میکشید بالا و میاورد روی کیرم باور کنید چند باری نوک کیرمو حس کردم لای شیار کس الهام گیر کرده از رو شلوار الهام وقتی حشری میشد سکسی سکسی میشد . من عاشق همچین دخترییم. حمله میکرد به کیر....دیگه با دستش از رو شلوار کیرمو چنگ میزد و هی میمالید ومیگفت دوست دارم خودم کیرتو از رو شلوار دست بکشمو راست راستش کنم تا وقتی از رو شلوار راست میشه و معلوم میشه کسم آب بیفته ....دوست داشتم همیشه لختش کنم لب ساحل بکنمش.لب ساحل جایی بود که 1خونه نیمه کاره درستش کرده بودن به الهام گفتم بیا بریم تو لباسامونو در میاریم لخت لخت میفتیم رو هم....هیچوقت نمیومد.یا کنارش باغی بود همش زود میومدم میرفت میگشتم انقده دوست داشتم بخوابونمش زمین از کس و کون بکنمش اما هیچوقت نمیومد.تا اینکه رفتیم گوشه ای و وایستادیم روبرو هم لب میگرفتیم که خودمو لای پاها الهام جا کردم و هی کیرمو فشار میدادم به کسش و دیدم الهامم داره همراهی میکنه و هی 1قدم خودشو فشار میده روی کیرم تا اینکه حرکت کمرمون با چرخش روی کس وکیر همدیگه بود و دستامونو دور کمر هم محکم گرفته بودیم و خودمونو بهم فشار میدادیم.الهامم که از بس هوسی شده بود کیرمو از رو شلوار میمالید منم کسش و میمالیدمو دست کرده بودم توی شورتشو کسشو میمالیدم که دیدم الهام دستشو برده تو شلوارمو کیرمو میماله.تا اینکه کیرمو گرفت قربون صدقه ش میرفت و میگفت واااااااای چقدر نرم و چقدر داغه .....منم کس الهامو پر آب کردم و بهم میگفت دوست دارم کیرتو تو کسم حس کنم.....ازم میخواست تو سوراخ کسش انگشت کنم.....منم چوچوله الهام جونمو میمالیدم و یهو انگشت میکردم تو سوراخ کس الهام....1چیزی بهم میگفت بیخیال وجدان بشم و انگشتمو تا ته بکنم تو سوراخ کسش و پرده اش رو پاره کنم تا بعدا هروقت میتونم بکنمش.....دوست داشتم یهو انگشتم تو کس الهام فشار بدم.الهامم چون میترسید یهو شهوتی بشم و پرده کسشو پاره کنم حساسیت به خرج میداد و احتیاط میکرد......طوری شده بود وقتی کس الهامو مشت کرده بودمو انگشتامو لای کسش میمالیدم کمرش و میچرخوند و پاهاشو باز میکرد و انگار میخواست بشینه خودشو سمت پایین میبردو کمرو کونشو به طرز قشنگی انگار میخواد روی کیر بشینه و کسشو رو کیر بماله به سمت پایین میچرخوند....من از دیدن این کاراش هوسی شده بودم و الهامم 1ریز دستش روی کیرم بود.دیگه طوری شد که کیرمو از شلوار در آوردم که الهام از رو ترس گفت نه نه الاهن یکی میاد که من دستشو گذاشتم روی کیرم اونم اول با کمی ناز بعد با لب و کل کیرمو مالیدن شروع کرد ور رفتن کیرم....الهام همش تو سکس تل که با هم داشتیم میگفت دوست داره تموم کیرمو تا ته تو دهنش جا کنه....من نشستم رو سنگها و الهامم جلو پاهام نشست و کیرمو بر انداز کرد و شروع کرد مالیدن....بهش گفتم عزیزم دوست دارم برام بخوری....شروع کرد مالیدن کیرمو و بعد عین جنده ها کیرمو زیر دماغش مالید و بویی کرد و چسبئند به لبش...من از دیدن کاراش شهوتی شهوتی شده بودم....نمیدونم شایدم قبلا هم با دوست پسر قبلیش امتحان کرده بود د.ست داشتم گاییده شدنشو جلو چشام ببینم.دوست داشتم 3نفر بودیم 2نفر روبروم رو هوا نگهش میداشتن و پاهای الهامو باز میکردن من جلوش وای میستادم تا میتونستم میکوبیدم تو کسش.....
الهام کیرمو میمالید و میکشید زیر بینیش و بووو میکرد بعد 1لب از نوک کیرم میگرفت و 1لیس از پایین بیضه هام تا سر کیرم زد و همه کیرمو 1ریز کرد تو دهنش....من از دیدن ساک زدنش مخصوصا تا ته خوردنش شهوتی شهوتی شده بودم....الهام همینطور پشت سر هم تا ته کیرمو تو دهنش جا میکرد و سرشو میچرخوند تا کیرم و خوب تا ته تو دهنش جا کنه.....منم که از دیدن ساک زدنش هوسی میشدم تا ته ساک زدنشو انکار میکردم تا برام بیشتر ساک بزنه و شهوتم و بیشتر کنه....
انقده ساک میزد تا اینکه سر کیر میرسید عین آبنبات مک میزد انگار آبمو از کیرم میخواست بکشه بیرون...بهم میگفت دوست دارم آبتو از تو کیرت بکشم بیرون....میگفت دوست دارم بریزی رو کسم ....گرما آب کیرتو رو کس و پستونام حس کنم و وقتی آب کیرت و میریزی روی کس و پستونام با کیرت آبتو بمال رو کسم و پخشش کنو تا میتونی تو دستت بگیر بکوب و ضربه بزن عین شلاف به کسم و سر کیرتو بمال روی نوک پستونام....
الهام واقعا سکسی بود.من واس هیکلش دیگه عاشقش شده بودم و مخصوصا بیشتر علاقه ای که بینمون بوجود اومده بود....
الهام چنان کیرمو میمکید که من مست شده بودمو فقط نگاهش میکردم...تا اینکه برگشت بهم گفت کیرت شیطون شده امروز....منظورش این بود اینهمه ساک زده هنوز آبش نیومده آخه وقتی سکس تل میکردیم تا حرفا سکسی میزد من زود ارضا میشدم و بهم میگفت زود انزال....
بهم گفت کیرم شیطون شده....منم پاشدم خودمو لای کس الهام جاکردمو کونشو چنگ زدم دیوانه وار به قصد پاره کردن میکوبیدم....یهو دیدم خود الهام دستشو دور کمدم گذاشته تند تند میکوبه کسشو....بهم گفت اووووووووف کیرتو همشو لای کسم حس میکنم....منم که عاشق جملات سکسی الهام جون بودم لمبره های کونشو فشار میدادم به سمت خودم تا کس الهامو جررررر بدم....دستمو تو شورتش کردم و کون نرم و بزرگشو از 2طرف باز کردم و هی لای کونش دست میکشیدموبا سوراخ کونش بازی میکردم و آب کسشو از لای پاهاش سمت کونش میمالیدم و دور سوراخ کونشو خیس میکردم....الهام بهم میگفت شورتم خیس خیسه....منم بهش گفتم دوست دارم کیرمو از روی شورت خیست فرو کنم تو کست ... الهام سرش پایین بود و کیر راست شده منو دید میزد که وقتی میکوبم به کسش چطوری تکون میخوره....بهش گفتم الهام؟همش دوست دارم وقتی هواست نیست که من هستم یهو از پشت بچسبم بهت و کیرمو لای کونت بمالم....دیدم الهام برگشت باور کنید وقتی خم شد کون بزرگش چنان خودنمایی میکرد که من از روی شهوت یهو خواستم ارضا بشم....دیدم الهام کمرو کونشو میچرخونه رو کیرم و میگه کونم برا توهست عزیزم دوست دارم از پشت جرررررم بدی و کیرتو تا ته تو کونم حس کنم....چمن احساس میکنم ترکا سکسی ترین و حشری ترین دخترا رو دارن واقعا دیوانه میکنن دختراشون .دختراشون پستوناشون بزرگ .کونشون حرف نداره.....تازه خودشون انقده حشرین که اجازه نمیدن به آدم تا اختیار سکس و تو دست بگیریم.....
الهام کونشو چنان میکوبید رو کیرم که من لذت میبردم هم از دیدن کونش آخه مانتوشو داده بود بالا 1کمی از کمرو شورتش مشخص بود منم دست کردم از زیر مانتو 2تا پستوناشو گرفتم آخه عشق اینم دخترا وقتی خم شدن پستوناشون آویزونه 2دستی چنگ بزنم و تو دستم بگیرم.....2تا پستونا الهامو گرفته بودمو فشار میدادم تو چنگمو هی میکشیدم....دیگه روش از پشت به حالت خم شده دراز کشیده بودم دیگه....تموم جلو بدنم چسبیده بود به پشتش.....الهامم تو این حالت کونشو میچرخوندو یهو فشارم داد به دیوار با کون بزرگش کیرمو له میکرد....من از دیدن این کارش تعادلم بهم ریخت کون الهامو 2دستی گرفتم چنان میکوبیدم کیرمو به کونش الهام دیگه اااااااه و اووووووه ش بلند شد و پستوناش با چنان سرعتی دیدم تکون میخوره که چنگ زدم گرفتم پستوناشو و مدام فشار میدادم و میکشیدم تا آویزون تر بشه....
الهام یهو دیدم کونشو بهم فشار دادو وایستاد منو به دیوار پرس کرد.....روشو برگردوند گفت از کس میخوام لذت ببرم حالا....منم که دیگه شهوتی شده بودم بلندش کردم از جلو رو دستام بلندش کردم آوردم لای پاهام و محکم میکوبیدم تو کسش دیدم گردنمو گرفته چشمای الهام چنان خمار شد و صورتش جلو چشمام بود چسبوندمش به تخته سنگ دیگه روی 1تخته سنگ بزرگ دراز کشیده بود وپهن شده بود منم تو همون حالت عین فیلما که رو دست و بازو نگه میدارن و رو هوا میکنن تو کس الهامو تو همین پوزیشن میکردم که دیدم الهام چنان چشماش هوسیه و 1اوووووووفی کرد که حالت لب و چشماشو دیدم متوجه شدم ارضا شده و دور گردنم حلقه زده بودو منو به خودش فشار میداد .....منم دیگه با سرعت میکوبیدم تو کسش که خودمم از این وضع الهام که جرررر خورده و پاررررره شده ارضا شدم.....
تا اینکه الهام شب بهم گفت دوست داره اینطوری بکنمش و پاهاشو بدم هواااااااااا تا میتونم تا ته بکنم و تند تند که کیرمو تا ته رحمش حس کنه.......بهم میگفت دوست داره کیر 25 سانتی بره تو کسش.....و تا ته بشینه روش و جرررررش بده....
یادمه بهش میگفتم آدمایی هستن که کیر 1متری هم دارن تا اینکه ببینم عکس العملش چطوریه.... الهام اولا میگفت نهههههههه اونا کسشو جر میدن.....کم کم به کیرا خیلی بزرگ هم علاقه پیدا کرد....میگفت دوست دارم از کیر 1متری لیز بخورم عین آسانسور بشینم روش و تا ته رحمم حسش کنم میگفت دوست داره ببینه تا کجا میره توش....
1بار باهم رفته بودیم کافی شاپ ...رفتیم طبقه بالا دیدیم 2تا پسرو دختر نشستن.ما باهم صحبت میکردیم تا اینکه دیدیم اونا پا شدن و رفتن.... ماهم که سفارش غذا داده بودیم طول میکشید تا آماده بشه....منم روبرو الهام نشسته بودم تا اینکه دیدم الهام میگه بیا کنارم بشین منم رفتم کتارش اول باهم لب گرفتیم تا اینکه هردو همدیگه رو میمالیدیم....من دستمو کردم تو شلوارش دیدم دستم یه شکمش فشار میاره.....الهام پاشد کره شلوارشوگرفت که بده بالا دیدم وااااااااای کونش چنان تو شلوار خودنمایی میکنه و چنان کمرشو عین سکسی ها تو شلوار میچرخوند کیرم راست شد....الهام متوجه شد و یهو کیرمو از رو شلوار میمالید و دستشو زیر بیضه هاو میکشید که دیگه از کنار رون پاهام زد تابلو معلوم شد..... منم دستمو کرده بودم تو شورت الهامو کس نازو بزرگشو میمالیدم الهام میگفت کسم کیر میخواد بهش گفتم اینجا که نمیشه کاری کرد....خواست کیرمو درارم که گفت نه تابلوه و یکی میاد زشته....گفتم خب کیرم تورو میخواد...یهو دیدم بچه ها الهام دکمه های بالا مانتوشو باز کرد و هر2تا پستوناشو انداخت بیرون باور کنید همچین پستونایی از نزدیک ندیده بودم...چنان بزرگ بود هر کدوم از سرمون هم بزرگتر بود واقعا الهام راست میگفت وقتی میخوابه میفتن رو گردنش.....وقتی پستوناشو دیدم نوک پستوناش داشت خود نمایی میکرد....نوک هرکدوم از پستوناش آنچنان تیز بود به اندازه 1بند انگشت ما آقایون میشد....معلوم بود الهام من تو خلوت نقشه رسیدن به کیر منو داشته.....پستونا الهام چنان گرد و بزرگ بودن که من اول خواستم 2تا پستونا جنده خانممو بمالم ولی نشد هردوشونو تو دستام بگیرم و مجبور شدم پستون سمت راستی رو گرفتم ....اووووووووف 1کس تو فست فود جلوم نشسته و میخواد جررررش بدم.....نوک پستوناشو مک میزدمو میکشیدم و دور نوک پستوناش با نوک زبونم میلیسیدم.نوک پستوناشو با تیزی دندونم میکشیدم تا اینکه دیدم الهام کیرمو محکم فشار میده متوجه شده داره لذت میبره....برام نوک پستوناشو اندازهش برام جالب بود .نوک پستوناشو اندازه گرفتم دیداندازه 1بند انگشتم میشه.... قهوه ای کاکاویی....چنان مک میزدم و حمله میکردم بهش که دیدم الهام سرشو انداخت بین پاهام و به کیرم حمله میکنه....چنان کیرمو از گوشه شلوارم گاز میگرفت که مست مست شدم و ارضا شدم به الهام گفتم همه آبمو کشید بیرون.....الهام دیدم خودشو جمع و جور کرد و بعد غذا برا اینکه از الهام جونم تشکر کنم و این دفعه من خالیش کنم بردمش لب دریا.....از روی شلوار همو میمالیدیم تا اینکه 2تا دستامو بردم تو شلوارشو کونشو میمالیدم و هی از هم بازش میکردم لمبره های کونشو......الهامم طبق معمول کسشو روی کیرم میچرخوند.....تو فکر کردنش بودم..... دستمو دور سوراخ کونش میچرخوندم و آب کسشو به سوراخ کونش میمالیدم و تا اینکه خودش گفت میخام.....اول انگشتمو با آب کسش خیس کرده بودمو فشار دادم تو سوراخ کونش....دیدم الهام کسشو فشار میده به کیرمو 1آآآآآآآآآآآه کوچیک میکنه منم همینطور انگشتمو با سوراخ کونش بازی میدم....1بند انگشتم رفت تو کون الهام....واااااااااای دوست داشتم کیرمو 1سر جای انگشتم تو اون کون نرم و گاییدنی الهام فرو میکردم.... دیدم الهام میگه اووووووووف....به من بیشتر حال میداد برا اولین بار پاره شدن و باز شدن عشقتو تو بغلت ببینی....منم دیدم درد میکشه و انگشتم بیشتر از این نمیره تو.....انگشتمو در آوردم گذاشتم تو دهنم....آنچنان خوشمزه بود طعم کونش باور کنید انقده دختر تمیز ندیده بودم.....انگشتمو کردم تو کونش چند تا فشار دادم باره گذاشتم تو دهنم و مزه میکردم و از این کار لذت میبردم.... دوست داشتم از پشت سرمو میکردم لای کون الهامو زبونمو تو کونش فرو میکردم و لای کون تا روی کسشو میلیسیدم.....انگشتم خیس خیس کردم و یواش یواش تا ته کون الهام فرو کردم....همینکه فرو میکردم الهام کمرشو میداد سمت عقب و یهو میداد جلو خودشو میچسبوند به کیرم که منم با انگشتم هی بازی میکردم تو سوراخ کونش....حالا دیگه انگشت بزرگ دستم تا ته تو کون الهام بود....یهو الهام دستش دورم حلقه کرد و گفت در بیار میسوزه......منم گفتم تازه تا تتتتتتتتتتته رفته و دوست دارم جا بازکنه.....الهام کسشو میچرخوند روی کیرم و انگشت منم با چرخوندن کس و کمر الهام تو کو
"حیف نمیشه به عقب برگردیم به شبای پرسه و در به دری
کافه چی دکمه ی برگشتو بزن به روزای خوب کافه لوتی "
ارسالها: 2517
#555
Posted: 28 Aug 2013 13:39
سکــــس تو مغـــــازه عشقــم
من رهــا هستـــم 20 ساله خوش اندام. سفیــد.یه ماه پیش با یکی دوست شدم اسمش نیما هس
23سالشه مغـــازه آپاراتــــی داره خیلییی پسر خوبیه ... خوش اخلاق ومهربون.
یکی دوبار رفته بودیم بیرون باهم ..تااینکه دعوتم کرد مغازش شب قبلش بهم گفته بود چی بپوشم
منم پوشیدم شرت وسوتین مشکی...اون روز کلاسام تموم میشد خیلی ناراحت بود که بار آخره میبینتم
بعد از کلاس اومد سراغم رفتیم دم مغازش من رفتم تو وخودش رفت ناهار بگیره وبیاد ...خیلی استرس داشتم آخه تاحالا سکس نداشتم ....اومد باهم ناهار وخوردیم ... از استرس نتونستیم ناهارمونو تموم کنیم... مونده بودم چجور می خواد شروع کنه رفت از کشوی میزش یه کادو اورد گفت برای توئه
بازش کردم یه زنجیر خوشگل بود خواستم ببندمش دیدم نمیشه گفت بیا تاخودم ببندم برات
نشستم جلوشو برام بست وقتی بست اروم از پشت بغلم کرد هردو خندیدیم ... نزدیکم شد وگفت دوستش داری گفتم اره هنوز حرفم تموم نشده بود که دیدم لباشو گذاشت رو لبامو شروع کرد به بوسیدن وخوردن .یکم که خورد محکم بغلم کرد بعد زیپ مانتومو باز کرد و سینه هامو تو دستش گرفت صورتشم چسبونده بود به صورتم ... حس خوبی داشتم تو بغلش اروم بودم خیلییی اروم ....
مانتومو دراوردو اروم خوابوندم خوابید روم وشروع کرد لب خوردن .. بعد گردنم خوردو بوسید تا سینه هام
سینه هامو خیلی باحال میخورد بعد شلوارمو دراورد اول بوسش کردوشروع کرد خوردن کسم که دیگه داشتم از حال میرفتم حالم بدشد کسم و ول کرد اومد بالاسرم که حالم جا بیاد پاهام باز بود خودشم وسط پام خوابیده بود خواستم بلندش کنم از روم که دستم خورد به کیرش ... خیلی سفت شده بود (شق)
یه لحظه به هم نگاه کردیم خندیدیم ... دوباره از اول شروع کرد لب خوردن منم اروم دستمو بردم رو کیرش
خواستم شلوارشو دربیارم که خودش باز کرد دیگه نذاشتم شرتشو دربیاره خودم براش دراوردم ......
هردو لخت لخت بودیم ...خوابید روم کیرش بدجور شق کرده بود... از صدای نفساش فهمیدم حالش بده ....
تو گوشم گفت ... فدادبشم دارم میمیرم اجازه هست ؟ گفتم اره عزیزم ازروم بلند شد وگفت برگرد برگشتم دوباره خوابید روم اول گذاشت لا پام ... خیلییی خوب بود ... سوراخ کونمو خیس کرد با کیر خودش اروم گذاشت توش... نزدیک بود جیغ بکشم که دستشو گذاشت رو دهنم وگردنمو می خورد خیلیییییی درد داشتم اخه خیلی ازم تنگ بود ازاونم کلفت ... دیگه به بدبختی کرد تووش آبشم ریخت توش
خیلیی خوشش اومده بود... یکم خوابید روم ... بعد پاشد نشست منم نشستم تو بغلش .........
نیم ساعت تو بغلش بودم بعد پاشدیم لباس پوشیدیم بعد اون اومدم تو بغلم ...اون روز خیلی خوش گذشت بهمون

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#556
Posted: 28 Aug 2013 13:42
این کس تپل مال کیه؟
من ندا هستم 20 سالمه...
2سال بود که باهم بودیم امید یه بسره خیلی خوشتیب بود وضع مالی خوبی هم داشت خیلی دوسش داشتم اونم همینطور...
شب جمعه بود که با دوستام رفته بودیم شامو بیرون (اونروزام منو امید باهم قهر بودیم سر یه چیز الکی دعوامون شده بود)من اعصاب درست حسابی نداشتم همش به گوشیم نگاه میکردم که شاید امید اس یا زنگ بزنه تو همون فکر بودم که یه دفه امید با دوستاش اومدن تو همون فست فودی که بودبم من شوکه شده بودم که اومدنش اتفاقیه یا افتاده بود دنبالمون خلاصه...منم اونروز خیلی ناز شده بودم اصن بش محل نمیذاشتم با دوستام میگفتیمو میخندیدیم بعضی وقتام دزدکی بش نگاه میکردم میخاستم ببینم عکس العملش چیه میدیدم اونم داره کاریو که من با دوستام میکنمو میکنه ما که از غذا خوردن تمومم شدیم دیدم امید رف حساب غذاهای مارو داد مام اصن به رو خودمون نیووردیمو با خنده اومدیم بیرون
وواااای امید اونروز خیلی جیگر شده بود به زور خودمو نگه داشته بودم که نبرم بغلش خلاصه یکم تو خیابون چرخ زدیمو بردم رویاو آنیتارو رسوندم خونشون از آینه ماشین نگا میکردم ببینم امید میاد یانه دیدم نیس با عصبانیت راهیه خونه شدم در بارکینگ آبارتمانو باز کردم ماشینو انداختم تو همین که درو بستم دیدم امید با ماکسیماش اومد تو کوچمون هول شده بودم یکم لفتش دادم ببینم واسه چی اومده دیدم بیاده شد گف ماما اینا خونه نیسن؟ گفتم نخیر. گف کجا تشریف دارن؟گفتم امری دارین؟گف بله میخاستم بیام خواستگاری گفتم هه هه اصنم بامزه نبود قلبم تند تند میزد بله هارو که میرفتم بالا دیدم اونم داره میاد گف ایین خانومه خوشگل یه وقت نترسه شب که میخواد بخوابه چون من شنیدم دزد اینا زیاد شده منم آب دهنمو قورت دادم گفتم نخیر بعد با لحن مسخره گفتم شبا که ما میخوابیم آقا بلیسه بیداره دیدم خندیدو گف بذار شبو بیام بیششششت با مامانم دعوام شده نمیذاره برم خونه گفتم اااا؟؟؟؟زرنگی گف نداااااا ببخشید قول میدم دیگه مشروب نخورم گفتم قوله قول؟؟گف آره قوله قول
اروم درو باز کردم رفتیم تو چراغارو روشن کردم گف ندااا خیلی دوست دارم گفتم نه بابا؟گف زن بابا بیا ببینم بغل امییید که دلش برات تنگ شده منم اروم رفتم نشستم رو باهاش داشت با موهام بازی میکرد که یه دفه لبامو گرفت درست 2دقیقه بود که لبای همو میخوردیم امید شالمو زد کنارو گردنمو میمکید منم آه های کوچیکی میکردم صدام خیلی سکسی شده بوود اروم گفتم امید هیچوقت تنهام نذار گف هیوقت
مانتومو در اوزد از رو تیشرت چسبون سفیدم سینه هامو میمالیدو میک میزد داشتم میمردم سینه هام گردرو نرمن رنگ بوستمم سبزس امید تیشرتم در اورد سوتیینمم خودم باز کردم امید داشت سینه همامو میخوردو انگشتش تو دهنم بود داشتم میمکیدم وای خیلی حشری شده بودم امید دستشو یرد به زیب شلوارمو بازش کرد گفتم شیطونه نزاش حرفمو تموم کنم گف آره آره بدجوری
شلوارمو درووردو از رو شرت با کسم بازی میکرد کسم آبکی شده بود از رو شرتم داشت چوچولمو میخورد دیگه حسابی دیوونم کرده بود شرتو زد کنارو شروع به لیسیدن کرد میگفتم امییید بسه دیوونم نکن گف باشه حالا نوبت توس
امید دراز کشیده شلوارشو درووردم کیرش سیخه سیخ شده بود درش آوردم بیرون با زبونم کیرشو لیس میزدمو سرشو مییمکیدم بهد تا ته کیرشو کردم دهنم واسش یه ساک درست حسابی زدم کسم داغ شده بود امید منو بغل کردو برگردوند کونم خیلی برجستس چنتا سیلی بش زدو سوراخ کونمو لیسید دای تو عمرم این همه حال نکرده بودم کیرشو آروم کرد تو کونم یه آهه سکسی کردم امید گف جووون اروم اروم میکرد تو من موهای بلندی داشتم تازم رنگ سیاه گداشته بودم خیلس سکسی شده بودم امید ا موهام گرفت شروع کرد به تلمبه زدن کیرش تو کون تنگم بود نمیدونی چه حسی داشتم...
بهد امید باهامو برد بالا کیرشو آروم کرد تو کونم بعد دوباره تلمه زد منم دستام رو سینه هامم بود داشتم فشارشون میدادم امید گف ندا آبم میاد کجا بریزم منم که تو حس و حال سکسی بودم گفتم امید تو کونم بریز تو کونم یه لحظ احساس کردم رو هوام ابش گرم بود خیلی حال داد
بعدش باهامو جمع کردم امید دید که دارم ارضا میشم اومد طرفه کسمو آبشو خورد گف این کس تپل مال کیه گفتم از امروز ماله امیده
بعدش منو بغل کردو رفتیم حموم تو حمومم فقط باهم شوخی میکردیم درومدیمو تا صبح تو بغل هم خوابیدیم

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#557
Posted: 29 Aug 2013 23:59
سکس قشنگ با شیوا
من یه دوست دختر پایه دارم که 20سالشه .خیلی دوسش دارم چون خیلی مهربون و حرف گوش کنه و خیلیم دوسم داره. چندین بار با هم تنها بودیم خونه ما یا خونه خودشون . وقتیی هم کنار هم بودیم واقعا لذت می بردیم چون همو دوست داشتیم و هم واسه هم سنگ تموم می ذاشتیم.توی شب اول فقط کنار هم خوابیدیم.شب دوم تو بغل هم.شب سوم همو بوسیدیمو لب گرفتیم.کم کم به مالش سینه ها و کیر،خوردن سینه و ..... اغلب شب تا صبح کنار هم بودیم بخاطر همین سکسامون با نهایت احساس و معاشقه طولانی بود.
تا اینکه یه شب بود بعد از دوهفته ای که از هم دور بودیم دعوتش کردیم خونه مجردی که داشتم.دوتا ساندویچ زاپاتا گرفتم با دوتا بیگ بر منتظرش نشستم تا بیاد.یه آهنگ ملایم گذاشتم و خونه رو تمیز کردم خودمو معطر کردم.قبل از اونم که رفته بودم حموم و تموم موهای زائدمو زده بودم تمیزو خوردنی شده بودم!
دور و بر 10 بود که صدای زنگ اومد آیفون رو براش زدم چند ثانیه بعدش اومد بالا.خیلی خوشگل شده بود یه آرایش ساده کرده بود یه رژ صورتی زده بود.فورا دستتشو گرفتم سلام کردمو گرفتمش تو بغل.سرمو گذاشتم پشت گردنشو بوسش کردم عطر همیشگی رو زده بود که دیوونم می کرد.شیوا یه دونه عطر فارنهایت هم واسم گرفته بود که هروقت دلتنگش میشم اونو به بالشم بزنم!
همینجور که گردنشو می بوسیدم اومدم سمت لبشو یه لب کوچولو ازش گرفتم با انگشتش لبمو پاک کردم اشاره کرد که بشینیم.یه سفره کوچولو انداخته بودم شامو با هم خوردیم.من خیلی نتونستم بخورم یعنی هر وقت اون میومد پیشم یه طپش قلب و استرس و هیجانی میگرفتم که نمیتونستم زیاد بخورم حتی اگه خیلی گشنم بود! نوشیدنی رو تا نصفش خوردیم
یه بستنی سنتی تو یخچال بود واسش آووردم.یه قاشق اون تو دهن میذاشت و یه قاشق من... با هم حرف میزدیمو می خندیدیم و قتی که یه قاشقو تو دهنم گذاشت پایینش ندادم! گفتم عزیزم بیا جلو.لبشو آوورد جلو.بستنی تو دهنمو آروم با زبونم فرستادم تو دهنش! په احساس قشنگی داشت! بعد که بستنی رو قورت داد لب همو خوردیم! لب با طعم بستنی پسته ای! خیلی حال میداد.شیوا واقعا از اینکار خوشش میومد بستنی رو تو دهن من میذاشت و منم میخوردم و مغز پسته هاشو برمیگردودندم تو دهنش! بستنی رو گذاشتیم کنار و شروع کردیم به لب گرفتن از هم.لبمو با ولع زیاد میخورد.همیشه میگفت لباتو خیلی دوست دارم چون قرمزو گوشتیه.همینجور که از هم لب میگرفتیم با یه دستم گردنشو میمالیدم.لاله گوششو مالیدم این کاروو خیلی دوست داشتم نزدیک 10 دقیقه فقط این کارو ادامه دادیم.لبمو بردم بالا صورتشو بوسیدم.پیشونیشو چندین با بوسیدمو موهاشو ناز کردم بهش گفتم که خیلی دوسش دارم.سکسی که از روی دوست داشتن متقابل باشه واقعا لذت بخشه.
تموم صورتشو غرق بوسه کردم.گردن و گلوشو بوسیدم.رفتم سمت گوشش نفساموبه پشت گردنو و گوشش زدم مستش کردم کنترلشو از دست داد یه جیغ آرومی زد و دستشو یکدفعه برد سراغ کیرم و یکم مالیدش.گوششو یا نوک زبونم خیس گردم لاله گوششو گرفتم تو دهنمو خوردم شاید واسه من لذت بخش نبود ولی اونو دیوونه میکرد و میگفت اه آه اه... دستمو بردم سمت سینشو آروم مالیدمش صدای آهش بلند شد سریع یه لب ازش گرفتم که صدای ناله اش همسایه رو خبر دار نکنه! گفت بیژن بمال.بمال. منم محکم تر گرفتم تو دستمو مالیدم.اونم رکابی مو از تنم بیرون آورد و دست تو سینه هام می کشید.می گفت موهای سینه تو خیلی دوست دارم سینمو می بوسید و آروم می مالیدهمینجور که سینمو می مالید آروم به یه بغل خوابوندمشو تاپشو در آووردم از رو سوتین سینه شو مالیدم.یگه طاقت نیاوردمو سوتینشو درآووردم.وای واقعا سینه هاش خوشگل، سفید و تحریک کننده بود.اندازش 70 و کاملا تو دستم جا می شد.نرم و لطیف.سینه هاشو می مالیدم اونم کیرمو از رو شلوار می مالید.سرم رو گذاشتم بین سینه هاشو خوردم.گردنو سینه شو خودم و زبون کشیدم تا نافش.یه نگاه به صورتش کردمو دیدم یه لبخند رضایت توام با شهوت تو چهره شه.زیپ شلوارشو باز کردم آروم دادم پایین.وای چه رونایی داشت.سفید و بدون مو و حتی یه خال!
گفت تو هم باید در بیاری! شلوارک منو خودش از پام در آورد منم شلوارشو درآوردمو انداختم اونور با شرت تو بغل هم بودیم.دست کردم تو شرتشو کوسشو مالیدم.خودشو تمیز کرده بود یه کرم نرم کننده هم زده بود که دیوونم می کرد.انگشتمو میکردم داخل چوچولش اونم آه و اوه میکرد دسشتو برد تو شرتمو کیرمو درآورد و کلاهشو می مالید.شرتمو کامل درآوردم.سرمو اووردم پایین از رو شرتیش یه بوسه رو کوسش زدم.شهوتی شد.خودش شرتشو درآورد منم از خدا خواسته رفتم سراغ چوچولش و بوسیدم.زبون زدم دور تا دورش.صدای آهش تمام اتاقو پر کرده بود! یه دفعه زبونمو زدن وسطش که صدای جیغش بلند شد.آرومش کردم و بوسیدمش.اونیم کیرمو گرفت تو دسشتشو می میالید سرشو آورد وسط دوتا پاهامو کیر مو بوسید.گفت بیژن خیلی اینو دوست دارم! مال منه مگه نه؟ منم گفتم آره شیوای من! کلاهشو بوسیدو از بالا تا پایینشو زبون زد.کیرم خوش رنگ و تمیز بود.درازیش 15-16 سانته ولی کلفتو خوش فرمه.گفتم شیوا اینطور نمیشه . حالت 69 خوابیدم من سرمولای رونایی اون گذاشتم اونم سرشو رو رون من.
بدون اینکه متوجه بشه انگشتمو گذاشتم تو عسلی که از قبل کنار گذاشته بودم. کشیدم به کیرم! کیرمو که کرد تو دهنش گفت وااااااااای چیکارش کردی؟! گفتم بخورش عزیزم.گفت خیلی خوشمزست عاشقشم! اونم مشتاق تر از همیشه تمامشو میکرد تو دهنش! دیگه بعد از چندین بار ساک زدن واسم، وارد شده بود! کیرمو خورد رسید به تخمم یکم عسل بهش زد کرد تو دهنشو تخممامو خورد رسید به پایین گفته وای چقد تمیزه! یکم عسل بهش زدو پایینشو خورد تا سوراخ کونم یه احساس عجیبی داشتم واقعا تو فضا بودم.خیلی حال میده یه دختر سوراخ کونتو بخوره! منم کوسشو کامل کرده بوده تو دهنم و می خوردم یه ربع همدیگرو خوردیم.
به پشت خوابوندمشو از شونه تا پاهاشو ماساژ دادم.کل بدنشو بوسیدم از شونه گرفته تا کمر و باسن و رونش! اومدم پایین تا به انگشت پاهاش رسیدم بوسیدیم و لیسش زدم خیلی تحریک شد.آااااااااه انگشت پاشو کردم تو دهنم تا بخورم که جیغ زد و نذاشت.نمی دونم چرا رو انگشت پاش اینقد حساس بود و شهوتی می شد.یه دفعه برگشت و منو انداخت رو سینه اش و کیرمو گرفت به کوسش مالید وای چه احساسی داشتم.. کیرمو با لبه های چوچولش بازی میدادم . گاهی اوقات سرشو می کردم داخل اونم داغ شده بود و کوسشم خیس خیس بود.کیرمو گذاشتم لای پاهاش و یه دقه ای بالا پایین کردم گفت بیژن میترسم. بذار همون از پشت باشه منم چون خیلی دوسش داشتم قبول کردم.خودش خوابید به پشت و کیرمو گذاشت لای کونش.میگفت از کون خیلی درد داره بذار همین لاپا باشه.منم یه ژل لوبریکانت زدمو و عقب جلو کردم تا یه 4-5 دقیقه ای دیدم یه آه بلندی کشید فهمیدم ارضا شده.منم همین لحظه آبم آومد و خالی کردم بین پاهاش.
جفتمون بی حال تو بغل هم افتادیم.سرشو گذاشت رو شونم.اصلا نفهمیدیم چطور خواب افتادیم بعد از 3 ساعت معاشقه و سکس! فردا صبحش ساعت 6.30 از خواب بیدار شدیم جفتمون باید می رفتیم سرکار اونم با بدنهای بی حال!

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#558
Posted: 5 Sep 2013 13:57
میگفت هر کاری دوس داری باهام بکن
اسمش مهناز بود یه دختر فوق العاده حشری و سکسی ، با اینکه سن زیادی نداشت ولی اینقدر فیلم پورن نگاه کرده بود که عین یه جنده سن بالا کار بلد بود ، وقتی خونه تنها بود طبق عادت هر چی که بهش حال بیشتری میداد رو می کرد تو کونش و همیشه از حس خوب لحظه ارضاء شدنش برام تعریف میکرد . 18 سالش بود و قدش نسبت به همسن هاش یکم کوتاهتر بود ، و همیشه این نقص رو با پوشیدن کفش های پاشنه بلند جبران میکرد و همین باعث میشد موقع راه رفتن کون تپلش بیشتر به چشم بیاد. نسبت به سنش سینه های پر و خوش دستی داشت و خودش اینقدر مالیده بودشون که دیگه حسابی بزرگ شده بودن. عاشق سکس بود و مدلش اصلأ مهم نبود ، هر چی سخت تر و محکم تر و دردناک تر ، بیشتر کیف میکرد و سکس شده بود بهترین تفریح و عادت و یه جورایی اعتیادش . یه سال پیش وقتی 17 سالش بود باهاش دوست شده بودم و خودم 24 سالم بود. قبل مهناز با دخترای زیادی بودم و سکس هم زیاد داشتم چون کلأ خانواده راحتی داشتم اصلأ کسی بهم گیر بیخودی نمیداد ولی مهناز یه جورایی با بقیه فرق داشت و اینقدر سکسش خوب و لذت بخش بود که همین باعث میشد احساس هیچ کم و کاستی تو رابطه نکنم . قیافش خیلی سکسی و جذاب نبود ولی در حد من قابل قبول بود و اخلاقشم خوب و مهربون بود و همه این چیزا دست به دست هم داده بود که خیلی بهم نزدیک بشیم ، من هم به شخصه خیلی هات بودم و عاشق سکس و خدا در و تخته رو با هم جور کرده بود . زیاد حاشیه نمیرم روزهای ما اینجوری می گذشت که مهناز میومد خونمون و باهم میرفتیم تو اتاق من و در رو پشتمون قفل میکردیم و لب هایی بود که رو هوا به هم گره میخورد و دست هایی که بی وقفه هر لباسی به دستش میرسید رو میکند. عاشق وقتی بودیم که لخت همدیگه رو بغل میکردیم و لب و میگرفتیم و تنمون به تن هم میخورد و گرمای تنمون رو حس میکردیم . وقتی میرفتم سراغ سینه هاش میتونستم شدت حشری شدن رو تو چشم های خمار و دست های بیحالش حس میکردم و این حالت نگاهش یعنی من دیگه در اختیار توام و هرکاری دوس داری باهام بکن.عاشق این بود که وقتی سینه هاشو میخورم نوکشو گاز بگیرم و کلأ همیشه یه نمه درد رو تو سکس دوس داشت و از اونجایی که همیشه خودارضایی میکرد بدنش همیشه واسه هر مدل سکسی آماده بود. وقتی رو تختم میخوابید از گردنش شروع میکردم به لیسیدن و آروم آروم با زبونم میومدم سمت سینه هاش و بین سینه هاش رو زبون میزدمو میتونستم از ناله هاش هم ارضاء شم. نوک سینه هاشو گاز میگرفتم و اونم چنگ میزد لای موهامو اینجوری شدت لذت بردنشو بهم نشون میداد. آروم ادامه میدادم و با زبونم میکشیدم سمت شکم و نافش و میرفتم اطراف نافش لیس میزدم و این کار واقعأ واسه خودم هم لذت بخش بود . همیشه دوس داشت تو سکس یه جورایی من بیشتر حال کنم و همینش بود که دیوونم میکرد . دلم میخواست همیشه تو یه تایم زیاد براش کسش رو بلیسم ولی چون واسه جبران لیس های من به تنش عجله داشت و از طرفی میدونست همیشه کسش خیس خیسه معمولأ نمیذاشت زیاد با کسش ور برم و همیشه زود من رو میخوابوند و میومد روم و شروع قسمت مورد علاقه من..... معمولأ وقت تلف نمیکرد و مستقیم سرش میرفت بین پاهام و بدون اینکه از دستش استفاده کنه کیرم رو میذاشت دهنش و شروع میکرد به ساک زدن و همزمان با دست هاش لای پاهامو توی رون پاهامو تخمامو میمالید تا بیشتر حال کنم . گرمای دهنش رو کیرم و آب دهنش که میریخت رو کیرم لذتش رو چند برابر میکرد. خودش دوست داشت تا ته کیرمو بخوره ولی بیشتر از 70 تا 80 درصد کیرم تو دهنش جا نمیشد و برای جبرانش سرش رو رو کیرم تا جا داشت فشار میداد منم موهاشو چنگ میزدم و سرش رو جوری فشار میدادم که کیرم حسابی بره تو دهنش چون میدونستم از این کارا خوشش میاد و دوس داره من تو کارایی که میکنه کمکش کنم و نشون بدم که دارم لذت میبرم و اونم از حال کردن من حال میکنه. ساک زدنش همیشه طولانی بود و همیشه در حالت های مختلف بعد چند دقیقه میگفت وایسا ... میومد لای پاهام مینشست سرشو میآورد بالا کل خایمو و تخمامو میذاشت تو دهنش و میک میزد و تو چشمام خیره میشد که من با چشام بهش بگم دارم حال میکنم . از هیچی بدش نیمومد و کاری نبود بگم بکن و بگه نه .... با دستش با کیر خیسم از آب دهن خودش بازی میکرد و تخمامو لیس میزد و آروم یه جور دیوونه کننده ای با زبونش میرفت سمت زیر تخمامو و لای کونم و برمیگشت میرفت پشتمو و با دستاش لای کونم و باز میکرد و بین کونم رو از بالا تا پایین با ولع لیس میزد و با آب دهنش خیس میکرد و کم کم میرسید به سوراخم، لبشو غنچه میکرد روش و با زبونش سوراخمو لیس میزد و همزمان با دستش با کیرم ور میرفت و من بودم که از شدت لذت فقط میتونستم چشمامو ببندم و حال کنم. یه حسی از پاهام شروع میشد میرفت تا سرم و برمیگشت و مهناز میدونست چیکار کنه که من رو بالا نگه داره. میگفت بشین لبه تخت و پاهاتو باز کن که بتونم هم ساک بزنم هم برم تا سوراخ کونتو لیس بزنم و انجام این کاراش یه ور و گفتن و به زبون آوردن و خواستنشون ازم یه حاااااااال دیگه ای داشت .می ذاشت هرچقدر که دوس دارم تو دهنش تلمبه بزنم و سرش رو هر جای لاپاهام دوس دارم ببرم و اون فقط برام لیس بزنه و وقتی دیگه مطمئن میشد کیرم حسابی از دهنش سیر شده یکم کسش رو خیس میکرد و میومد آروم رو کیرم مینشست و بالا و پایین میکرد و در تمام این مدت مستقیم تو چشمام نگاه میکرد و میتونستم لذت رو تو هر ضربه ای که رو کیرم با کسش میزد حس کنم . روم میخوابید و همچنان کسش رو کیرم بالا و پایین میرفت چون میدونست اگه یه حالت رو زیاد ادامه بده آبم میاد همیشه بعد دو ، سه دقیقه حالتشو عوض میکرد یا یه مکث چند ثانیه ای میکرد. برمیگشت حالت سگی که مورد علاقه هر دو تامون بود و اجازه میداد از پشت وقتی دارم تو کسش تلمبه میزنم موهای مشکی بلندشو بگیرم تو دستمو بکشم و بدش نمیومد هر از گاهی یه سیلی به کونش بزنم . در حین سکس همیشه عادت داشت دستمو میگرفت و انگشتای دستمو میک میزد که همیشه دیدن این کارش جریان اومدن آبم رو سرعت میبخشید چون واقعأ حس خوبیه . وقتی حالت هارو عوض میکردیم بینش برام یه دو ، سه دقیقه ساک میزد و کل ترشحات کسش رو از رو کیرم لیس میزد و کیرم و تمیز میکرد . بوی کسش رو دوس داشتم و منم یه جورایی با رضایت کامل و میل زیاد باهاش سکس میکردم چون تو سکس از تمام وجودش مایه میذاشت. معمولأ بعد چند حال سکس از جلو وقتی دیگه کم کم قرار بود آبم بیاد وقت کون بود چون میدونست من دوس دارم تو یه سکس از هر وری یه دور برم ، با اینکه اصل داستان سکس ما همیشه از جلو بود نمیذاشت من حداقل از چند تا تلمبه تو کونش بی نصیب بمونم چون واقعأ کون باحالی داشت. بر میگشت سر روی بالش و کونش رو تا جا داشت میداد بالا ، و با دستاش از عقب لاشو باز میکرد و چون همیشه کونش آماده بود دیگه خیلی واسه وارد کردن کیرم تو سوراخ کونش دچار مشکل نمیشدم و از اونجایی که از یکم درد موقع کون دادن بدش نمیاومد منم معمولأ خیلی آروم و نرم نرم نمیکردم تو اکثرأ یهو تا دسته میکردم تو کونش تا سوزش سوراخش رو حسابی حس کنه. معمولأ تا لحظه ای که ارضاء شم ، وقتی تو کونش بی وقفه تلمبه میزدم زیاد طول نمیکشید معمولأ تو سه ، چهار دقیقه آماده بودم آبم بیاد و میدونست لحظه ای که یهو کیرمو از تو کونش میکشم بیرون باید برگرده و جلو کیرم دهنش و باز کنه و زبونش رو بیاره بیرون تا بتونم کل آبم رو تو دهنش و رو زبونش خالی کنم و بعدش همیشه چند دقیقه خوب کیرم رو میک میزد تا قطره های آخر باقی مونده رو هم بیرون بکشه و چیزی نخورده نمونه. بعد یه مدت به خاطر کارم مجبور شدیم از هم جدا شیم ولی هنوز خاطره سکس هام باهاش حشریم میکنه .

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#559
Posted: 5 Sep 2013 14:03
کون گیتی خوشگله
این داستان حقیقت داره
من اسمم وحید 31 سالمه یه خاطره خفن براتون تعریف کنم.
یه چند وقتی بود با دوست دخترم بهم زده بودم بدجوری کف کس بودم و هر روز تو اینترنت و چت دنبال یه تیکه میگشتم تا ببرم بکنمش اما بدبختانه همش تیرم به سنگ میخورد تا انقدر بهم فشار اومد که به فکر افتادم به دوست دخترای قدیمم پناه ببرم اما هرچی فکر میکردم میدیدم به هر کدومشون رو بزنم یا میرینن به حالم یا میخان دوباره آویزون بشن تو همین فکرا بودم که یهو یاد گیتی جون افتادم تنها کسی که من آویزونش بودم و اون میگفت من با تو فقط میتونم دوست باشم و فکر نکن تنها دوست پسرمی!
گیتی یه دختر خوشگل بود 3 سال از خودم بزرگتر 165 سانت قد 50 کیلو وزن پوست سبزه چشمای قهوه ای لبای قلوه ای سایز سینه 75 کون گرد گلابی شکل که من همیشه تو کفش بودم خلاصه خیلی خوشگل و خوش اندام بود 7-8 سال بیش تو خیابون بلندش کردم و اونوقتا یه بی-ام-و خفن داشتم اینم دید من بچه پولدارم خودشو بهم نزدیک کرد و یه مدت عاشق هم شدیم ولی وقتی بابا ورشکسته شد اونم دوباره برگشت به شغل سابقش یعنی صیغه این پولدارا شدن، آره گیتی جنده شرعی بود 3 ماه صیغه میشد 5 میلیون میگرفت الان نمیدونم چقدر شده نرخش ولی انصافا همیشه با کله گنده ها میپرید. بگذریم...
گوشیو برداشتم بهش زنگ زدم نمیدونید چقدر ذوق کرد بعد کلی صحبت از اینور اونور گفتم فردا ناهارو باید با هم بخوریم اونم قبول کرد خلاصه فردا شد منم از دیشب کیرمو صابون زده بودم که کس گیتیو قراره فردا جر بدم همین که نشست تو ماشین دیدم لامصب عین قالی کرمون هرچی بیشتر گاییده میشه بیشتر رو فرم میاد دستمو کردم لای پاش و شروع کردم اون رونای نازشو مالیدن خلاصه وقت ناهار شد با یه مصیبتی کیرمو خابوندم رفتیم رستوران جاتون خالی دو پرس چلو کباب زدیمو اومدیم دوباره سواره ماشین من از اولشم حشریتر شده بودم و فقط تو مخم این بود که گیتیو ببرم شرکتم و بکنمش چون ساعت 1 تا 3 منشی میرفت شرکتم تعطیل بود عملا خلاصه بهش گفتم بریم شرکت من گفت بریم چیکار گفتم بریم بکنمت گفت نه تو شرکت نمیام آقا هرچی التماس که بیا یه دور بکنمت دارم میمیرم گفت الا و بلا راه نداره من از تو شرکت دادن بدم میاد فکرشو بکنید از حشر زیاد وحشی شده بودم اما هیچ راهی نبود فقط داشتیم میمالوندیمو کس شعر میگفتیم وسط این کس شعرا بهش گفتم بلاخره که خونه خالی میشه اینبار از کون میکنمت (تا حالا نزاشته بود از کون بکنمش میگفت کیرت خیلی گنده س درد داره) گفت یعنی اون گرز رستمو میخوای بزاری تو کونم؟ گفتم آره... خلاصه انقدر کس شعر گفتیم تا منشیم از شرکت زنگ زد گفت مهمونام رسیدن منتظر من هستن تا جلسه شروع بشه...با حال خراب رفتم جلسه رو برگذار کردمو رفتم خونه
دو روز گذشت من هنوز تو کف گیتی جون بودم و دنبال مکان اما جور نمیشد جمعه بود نشسته بودم خونه که مادرم اومد گفت بیا بریم خونه عموت گفتم حال ندارم شما برید دیدم همگی رفتن از خوشالی کیرم داشت پر در میاورد هنوز اونا به در حیاط نرسیده بودن زنگ زدم به گیتی گفتم کجایی که عجلت اومده خونه خالی شد!!
اونم گفت خونه دوستامم گفتم بپیچون که میخوام پاره ت کنم خلاصه با کلی نازو افاده قبول کرد برم دنبالش همین که سوار شد گفتم گیرت آوردم بلاخره فکر کردی خونه خالی پیدا نمیکنم یه ژل لوبریکانت خریده بودم نشونش دادم گفتم امروز از کون میکنمت گفت عمرا. رسیدیم خونه منکه 2 روز تو کفش بودم همینکه رسیدیم بغلش کرمو عین وحشیا لبو گردنشو میخوردم فورا تاپشو درآوردمو سوتین آبیشو بدون اینکه باز کنم از تنش کشیدم بیرون بعد نوبت شلوارش بود دکمه هاشو باز کردمو تا زانو کشیدم پایین وای نمیدونید چه رونای خوشگلی داره خدا وکیلی بین تمام کسایی که من کردم این از همشون خفن تره.
دیگه نمیتوستم منتظر بمونم شورت ابیشم کشیدم پایین و دستمو کردم تو کسش یه کم ور رفتم بعد بهش گفتم برگرد و برو رو تخت قمبل کن میخوام با کس و کونت بازی کنم اونم رفت رو تخت و حسابی قمبل کرد هنوز شلوارش پاش بود وقتی چند دقیقه کسشو از پشت خورم لباسای خودمو دراوردم و رفتم جلو صورتش کیرمو دادم دهنش او همونجوری قمبل داشت کیرمو میخورد بعد از اینکه یکم خورد دیدم طاقت ندارم کیرمو دراوردمو دوباره رفتم پشتش وکیرمو گذاشتم لب کسش و با یه فشار محکم کردم تو یه تکونی خورد و گفت چیه وحشی؟ گفتم وقتی دارم میکنمت خفه شو بزار کارمو بکنم. بعد اون کمر باریکشو گرفتم و شروع کردم به کردنش همچین شلاقی میکرمش که با هر ضربه نیم متر پرت میشد جلو و اخو اوخ میکرد همینجوری که داشتم میکردمش اون ژلو برداشتم و زدم نوک انگشت شصتم و شروع کردم با کونش بازی کردن یکم انگشتش کردم دیگه داشتم دیوونه میشدم یعنی واقعا میخواستم اون کونو بکنم یهو کیرمو از تو کسش دراوردمو گذاشتم دم سوراخ کونش.
یهو دیدم افتاد به التماس تورو خدا کونمو بیخیال شو منم گفتم راه نداره خفه شو وقتی دارم میکنمت زر نزن و آروم فشار دادم دیدم نمیره دوباره به کیرم ژل زدم و سوراخ کونشو دوباره ژل مالی کردمو دوباره سعی کردم بازم دیدم خیلی تنگه یه ذره از نوک کیرم رفته بود تو جیغش در اومد بالشو گذاشتم جلو صورتش گفتم اینو گاز بگیر دوباره کیرمو گذاشتم دمه سوراخش و یه فشار دادم تا نصف رفت تو کونش سرشو گذاشت رو بالش شروع کرد جیغ کشیدن منم بدون توجه به جیغ و دادش هی فشار میدادمو با دست میکوبیدم رو کونش تا شل کنه تا اینکه تا ته رفت بهش همونجوری که کیرم تا خایه تو کونش بود بهش گفتم گیتی الان کیرم تا آخر تو کونته بعد یکی محکم زدم رو کونش و با اینکه تا ته تو کونش بود بازم فشار دادم تا متوجه بشه دارم میکنمش جیغش قطع شده بود اما بازم میگفت دارم میسوزم تورو خدا تمومش کن منم حشرم ازین حرفاش میرفت بالاتر و با دست میزدم در کونش بعد از کونش دراوردمو باز کردم تو کسش باز شروع کردم به تلمبه زدن یکم از کس کردمش باز دراوردم کردم تو کونش باز جیغش دراومد منم تا جیغ زد یکی محکم زدم در کونش یه آخ گفت و صداشو برید چند بار هی کردم تو کسش دوباره کردم تو کونش و جیغ زد منم محکم زدم رو کونش تا دیدم داره ابم میاد کردم تو کونش 7-8 تا تلمبه اسمی زدم یهو ابمو خالی کردم و همینجوری که داشتم آبمو میریختم تو کونش دو دستی محکم میزدم دو طرف کونش اونم هی با هر ضربه میگفت آخــــــــــــــــــــــــــــــخ تا قطره آخر که اومد کیرمو کشیدم بیرون اونم همونجور دمر دراز کشید کونش حســـــــــــــــابی از کتکی که بهش زدم سرخ شده بود.

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
ارسالها: 2517
#560
Posted: 14 Sep 2013 13:56
آرزوی سکس با عشقم نسیم
سلام همه گی خوبین
من عرشیا هستم 20 ساله از تبریز دوست دارم داستانه اولین سکسمو بهتون تعریف کنم من همیشه ارزو داشتم فقط با دوست دخترم سکس کنم یه دوست دختر داشتم اسمش نسیم بود 19سالشه خیلی خوشگل با سینه های خوب وکونه گونده باهاش دوست بودم خیلی دوستش داشتم حاظره به خاطره من جونشم بده منم همینطور بعده یک مدت که دوست بودیم حدوده 5 ماهی میشد بهش بیشنهاد سکس دادم که قبول نکرد دعوامون شد باهم تو اون مورداز فکرش گذشتم اما عید شد اوردم خونمون همه میدونستن تو خونمون که باهاش دوستم باهم دورهم نشستیم حرف زدیم ناهار خوردیم با نسیم رفتم تو اتاقم که باهم حرف زدیم خندیدیم که یک دفعه گفت خوابم میاد منم یه بالش اوردم براش تا دراز بکشه منم رفتم کنارش دراز کشیدم سرشو گذاشته بود روسینم منم داشتم با موهاش بازی میکردم بهش گفتم نسیم جونم بیا بغلم اومد تو بغلم بهش گفتم خیلی دوست دارم نسیمم لبمو گذاشتم رو لباش داشتم لباشو میخوردم که دستمو بردم طرف سینه هاش و میمالوندم که به اه اه اه اواواو افتاده بود منم داشتم بیشتر بهش حال میدادام بلوزشو در اوردم وسوتینشو در اوردم مشغول شدم به خوردنش حی میخوردم با اون یکی دستم اونیکی سینشو میمالیدم اونم بلوزه منو در اورد ومحکم بغلم میکرد وبهم میگفت خیلی دوست دارم عرشیا منم حی با سینه هاش ور میرفتم اروم دستمو بردم زیره شلوارش اروم کوسشو مالیدم بعد شلوارشو در اوردم وشروع کردم به خوردنه کوسش خیلی حال میکرد سرمو فشار میداد به طرفه کوسش بعد شلوارمو در اوردم و با دستش با کیرم بازی میکرد بعد اروم خوابیدم روش و کیرمو گذاشتم لای باش و تلمبه زدم بعده ده دیقه ابم اومد ریختم رو شکمش وباز شروع کردم به خوردنه کوسش که یه اهههههههههه بلند کشید ولرزید و ارضا شد بعده اون من خیلی باهاش سکس کردم هم از بشت هم از جلو

دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash