انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 62 از 85:  « پیشین  1  ...  61  62  63  ...  84  85  پسین »

Gay Stories - داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد


مرد

 
کونی‌ که کل محل تو کف اش بودن

سلام ب همه من الان 22 سالمه. از بچگی تو محل همه دوست داشتن منو بکنن خیلی دوست داشتن منو مال خودشون کنن از همون بچگی سفیدو بیمو بودم با صورت خوشگلو چشای سبز خب راستشو بخواین من خودمم بدم نمیومد بخوابم زیر یکیشون اما اعتماد نداشتم میترسیدم ابرومو ببرن اخه اونا همه سنشون از من خیلی بیشتر بود حتی مردای زن دارم بهم پیشنهاد میدادن من میترسیدم ولی همیشه فکر این ک یه مرد دست بکشه رو بدنم حس اینکه یه مرد لمسم کنه لیسم بزنه حس اینکه کیر یه مرد بخوره بهم حس اینکه زیر یه مرد باشم دیوونم میکرد...



این افکار همیشه با من بود تا اینکه تو مدرسه با یکی همسن خودم اشنا شدم یه پسر از یه خانواده مومن بود قد بلند قیافه و هیکل معمولی ما از دبستان با هم بودیم ولی زیاد صمیمی نبودیم تا اینکه واسه راهنمایی رفتیم یجا دیگه مدرسه اونجا دوتایی از یه محل بودیم بیشتر با هم گرم گرفتیم حتی تو مدرسه وم خیلیا تو کفم بودن خیلیا تا فرصت گیر میوردن کونو رونای سفیدو تپلمو میمالیدن این گذشت من بیشتر با این دوستم بودم بعد چند وقد خانوادهامون برامون سرویس گرفتن یه مینیبوس بود ک دبستانیارو میبرد ماهم با اونا میرفتیم چون محل ما اخرین ایستگاه بود منو این دوستا حدود 20 دقیقه تو مینیبوس تنها بودیم با راننده تا برسیم چندوقت ک از این موضوع گذشت روی منو دوستم کمکم ب هم باز شد شوخی میکردیم انگشت میکردیم راستشو بگم خیلی دوست داشتم بهش بدم ک یبار شوخی شوخی حرفش شد وسط حرفای سکسی گفت جون بکنمت منم گفتم من ک از خدامه تو عرضه نداری مخمو بزنی



این گذشت ظهر تو راه برگشت وقتی دبستانیا پیاده شدن من موندمو دوستمو راننده پیر ک کلا حواسش نبود دوستم چسبید بهم انگشتم کرد ولی مث همیشه نبود از قیافش معلوم بود جدیه خیلی حشری بود شروع کرد مالیدن کونم منم کیرشو میمالیدم چند روز اینجوری گذشت تا دیگه راحت دستشو میکرد تو شلوارم سوراخمو میمالید انگشت میکرد تو سوراخم منم کیرشو میمالیدم حتی چند بار ابش اومد یروز گفت دیگه طاقت نداره داره دیوونه میشه منم کیرشو میمالیدم شیطونی میکردم بیشتر دیوونه شه ، تو هفته دو روز مامان بابام اضافه کار میموندن خونه تقریبا 5ساعت خالی میشد یه روز از همین روزا ک تو راه برگشت بودیم انگشتش تو سوراخم بود واقعا تو فضا بودم کیرشو فشار دادم گفتم میای خونمون اون ک از فشار حشری قرمز شده بود محکم انگشتشو تا ته کرد تو کونم با سر تایید کرد ک از خداشه از سرویس پیاده شدیم رسیدیم جلو خونه کلید انداختم رفتیم تو تا رسیدیم ب اتاقم از پشت بقلم کرد از روی شلوار کیرشو میمالید بهم خیلی سفت بود



انقد مالید تا ابش اومد ایجوری وقتی میخواست بکنه دیر تر میومد لباسامو در اوردم اونم لخت شد وقتی هیکل سفیدو دخترونمو دید دهنش باز موند منم چشم ب کیرش افتاد واقعا خوشگل و مث قد بلند خودش بلند بود من تاحالا نداده بودم ولی تو اون مدت انقد انگشتم کرده بود ک باز شده بودم اومد جلو گفت تو باید دوست دخترم باشی مهم نیس پسری اندامت از دخترا بوتره بقلم کرد مث وحشیا رونامو میمالید زیاد بلد نبود هرچیم بلد بودیم تو فیلم سوپرای گوشی دیده بودیم حسابی منو مالید شروع کرد لیس زدنو انگشت کردن سوراخم وای عالی بود انقد انگشت کرد تا حسابی باز شدم برگشت خوابید منم نشستم پایین تخت شروع کردم ساک زدن واقعا کیرش خوردنی بود حسابی براش ساک زدم خایهاشو لیس زدم مث بستنی کیرشو لیس میزدم گفت میخواد بکنه من حالت داگی جلوش قمبل کردم اومد بکنه خیلی دردم اومد گفت بیا بحواب من ب بقل خوابیدم اونم پشتم خوابید اروم اروم کیرشو کرد تو سوراخ صورتیم درد داشت ولی اینجوری کمتر بود ...



اره لذت دادن همونجور بود ک فکرشو میکردم یه درد همراه با کلی لذت اون داشت پشتم تلمبه میزد وای عالی بود کیرشو تو تمام بدنم حس میکردم اون پشتم ناله میکرد قربون صدقم میرفت منم تو اوج لذت بودم خیلی لایتو اروم داشت تلمبه میزد واقعا خوب بود همش زیر گوشم میگفت: وااااای عجب کونی تنگی وای خیلی نرمه رونات مث رونای دختراس وای عالی همه پسرا حق دارن تو کفت باشن اوووووووف عالی عجب کونی همینجوری داشت تلمبه میزد واقعا برام لذت بخش بود وقتی از اندامم تعریف میکرد بعد ده دقیقه تلمبه زدن یهو دیدم پهلومو سفت گرفت تند تند تلمبه زد یهو بدنش سفت شد محکم بغلم کرد ... اره ابش اومده بود نبض کیرش تو کونم میزد واقعا عالی بود کلی اب ازش اومده بود داغیه ابو تو کونم حس میکردم داغ بود خیلی داغ واقعا عالی بود ... از اون ب بعد تو کل مقطع راهنمایی هفته ای دوبار ک خونه مکان بود بهش دادم ...




نوشته: roo man
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
یه کون دادن خوب

توی چت باهاش آشنا شدم آخه چند وقتی بود از بی افم جدا شده بودم . فشاره روحی زیادی روم بود جدای خیلی برام سخت بود با این وجود واقعا به سکس احتیاج داشتم. دو سه باری خواستم برم خونش ولی جرات نکردم، عکسش و دیده بودم .بد نبود، خوشم اومده بود.گاهی سکس تل میکردیم و همدیگر و ارضاء میکردیم. اونم خیلی دلش میخواست سکس کنه با من. خیلی وقتا انقدر حشری می شدم حاضر میشدم به هرکسی بدم. دیونه میشدم ساعتها توی چت روم گی ها حرف میزدم. ولی بازم عطشم بیشتر می شد هر روز و هر روز و هر روز میخواستم. با تمام وجود. درکش برا خودمم سخته ولی هرچی که هست به من فشار میاورد که با کسی که نمیشناختم سکس کنم.



بالاخره یه روز که خونه یکی از دوستام بودم بهم اس ام اس داد که میتونی بیای پیشم. اون روز منم خیلی حشری بودم فقط کیر میخواستم هرکی بود فرق نمی کرد. دوستم و پیچوندم، خونشون خیلی دور نبود. شاید اگه دورتر بود حشرم میخوابید و نمی رفتم. ولی تا به خودم اومدم دیدم دارم از راه پله های خونشون بالا میرم. بدنم داغ کرده بود، عرق سردی به بدنم نشسته بود.معجونی از ترس و شهوت. نمی دونستم این کارم درسته یا نه. پسره هم سن خودم بود. ولی من سرتر بودم ازش چه از لحاظ اجتماعی چه در مسائل سکسی . زیاد بودم براش ولی برام مهم نبود اون لحظه فقط سکس میخواستم. میدونست از سکس خشن خوشم میاد بهش گفته بودم دوس دارم موقع سکس بهم فوش بده تا شهوتی تر بشم. خونه بزرگی بود. دم در منتظرم بود سلام کردیم و دست دادیم. گفت بالاخره اومدی بعد این همه چت کردن. خیلی حشری بود.من حشرم رفته بود و استرس جاش و گرفته بود. گفت بریم اتاق خواب بهتره. منم پشت سرش راه افتادم موسیقی مزخرفی گذاشته بود ولی مشکلی نبود کم کم حس تنهایی توی یه اتاق شهوتیم کرد. و می دونستم تا چند دقیقه دیگه باید خودم و تسلیمش کنم.



اول اومد کنارم نشست و دستاش و روی پاهام گذاشت و اروم میمالوندش. کم کم داشتم حشری میشدم. بلد نبود زیاد حرفای سکسی بزنه ولی با دستاش خوب بازی می کرد دستش و برد زیر تیشرتم و سینه هام میمالوند. صدای اه و اوهم راه افتاده بود کم کم جسورتر شد و دستم و گذاشت روی کیرش.. کیرش کلفت بود ولی زیاد دراز نبود ولی برا کون من عالی بود. از لمس کلفتی کیرش داشتم لذت می بردم. اونم از مالوندم سینه هام شق کرده بود من دیگه کنترلی بر خودم نداشتم شهوتم کاملا بیدار شده بود. آروم شلوارکش و کشیدم پایین اووففف..... خیلی از منظره کیر شق شده زیر شرت خوشم میاد دییونممممم کرددددد سریع شرتشو کشیدم پایین و مثل وحشی ها شروع کردم به خوردنششش. کم کم اه و اوه اونم فضای اتاق و پر کرده بود دهنم یکم خشک بود گفتم تفتو بریز تو دهنم اونم یه تف گنده جم کرد و ریخت تو دهنم.... از این کارش خیلییی شهوتی شدم... منم دوباره شروع کردم به ساک زدن. اونم داشت وحشی می شد دیگه اثری از خجالت یک ساعت پیش نبود من زیر کیرش بودم و اون داشت دهنم و میگایییید...



دیگه من براش ساک نمیزدم این اون بود که داشت تو دهنم تلمبه می زد.. دیگه کاملا دیونه شده بود..... تا ته کیرش و فشار میداد تو حلقم و منم عق میزدم ولی اصلا براش مهم نبود اون دیگه صاحب من شده بود دیگه نمی تونستم اعتراضی بکنم.. دیگه کم کم داشتم اذیت می شدم ولی اون داشت لذت می برد خواستم بگم آروم تر ولی گفت خفهههه شووو کونییییییی. زر نزن بزار دهنت و بگاممم.... میترسیدم آبش بیاد قبل اینکه کونم و فتح کنه. من دیگه مطیع و رامش شده بودممممم هرکاری دلش میخواست با من می کرد .. یک لحظه بی هیچ حرفی کیرش و کشید بیرون از دهنم و رفت طرف کمدش .. تازه نفسم داشت جا میومد که برگشت دوباره کیرش و چپوند توی دهنم این بار محکم تر . نمی دونستم ترامادول خورده که کمرش اینقدر سفت شده.... نفهمیدم کی کاندوم و باز کرده بود یه دفه فکم و محکم گرفت و گفت بکش سره کیرم کونییییییی........... منم مثل یه برده مطیعش بودم... با دهنم کاندوم کشیدم رو کیرش .. فهمیدم تا چند لحظه دیگه قرار کونم قراره گاییده بشه... گفت سگی وایسا مادر جنده ... کم کم حشر کار خودش و کرده بود داشت فوش دادن و ششروع میکرد.. من عاشق این قسمت سکسم..... دوس دارم توی سکس تحقیرم کنن ... گفتم من مال توام هرکاری می خوای میتونی بکنی .... گفت بخواب کونی زر نزن... الان کونت و جر میدم خارکسده... اگه چندسال پیش بود واقعا از اینکه کیرش قراره بره تو کونم میترسیدم . ولی تو این سالها حسابی کونم گشاد شده بود.... ولی اونم این کاره بود و میدونست این کون صدها بار گاییده شده برا همین بدون هیچ تاملی کیرش و با فشار زیادی فرستاد توی کون تپلم و گفت بالاخره کونت و گایید کسکشش مادر جنده.... الان کونی خودمی دیگهههه.... مادرتم باید بیاری بکنم.... منم گفتم چشمممممممم...



واقعا داشتم ازگاییده شدن لذت می بردم... دیگه داشتم تو آسمونا سیر می کردم... اونم هی تو کونم تلمبه میزد و فوش میداد .. میپرسید دوس داشتی الان مادرتم اینجا جلو خودت میگاییدمممم کونییی. منم میگفتممم ارهههه جفتمون بکننننننن..... جرمون بدههههه اونم دیگه وحشیانه داشت منو می گایید... صدامون کل ساختمون و برداشته بوووودد شششالاپ شولوووپپ شالاااااپ شولووووپ همراهشم اه و ناله هاییی مننننن و فوشاییی اون............... دیگه پاهام داشت خسته می شد از این پوزیشن گفتم نمیشه یه جره دیگه من و بکنی؟؟؟؟؟ گفت گه نخور کونییی....... هرجور بخوام می کنمت..... دیگه داشتم درد می گرفت زانوام . جفتمون حسابی عرق کرده بودیم.... عرق صورتش رو پشتم می ریخت و من و حشری میکرد... منم داشتم کیرم همزمان می مالیدم که یه دفههه عضلات کیرش منقبضشدن توی کونم...... ولی کیرش و در نیاورده بود هنوز 20 ثانیه بعدش منم آبم اومد...... شهوت که از سرم افتاد سریع یه سیگار روشن کردم تو بالکن خونشون اونم رفت خودشو تمیز کنه.. حس بدی نداشتم. یه جواریی بهش اعتماد کرده بودم .. از حموم اومد بیرون گفت چجوری بود گلم؟ گفت خوب بود. .. ولی دیگه نمی خواستم بمونم.. دلم سکس نمی خواست دیگه. ولی اگه میموندم مطمئنم باید یه بار دیگه کونم و در اختیارش بزارم.. برا همین یه بهونه آوردم زود از خونه اومدم بیرون... خالی شده بودم ... دیگه سکس برا چند ساعت هم که شده مغزم و بهم نمی ریخت. دیگه میتونستم به کارای دیگم با حوصله رسیدگی کنم... کاش هر روز کسی بود که باهاش سکس کنم و خودم به آرامش برسونم... کاش تو این خراب شده بزرگ نمی شدم کاش.....






نوشته:‌ آرش اوبی
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
برای کون کردن رفتم ولی کونمو کردن

سلام

حدودا 17ساله بودم. پشت بام بودم یکدفعه متوجه دوتا از هم سن و سالام توی محل شدم اسم یکی شون بهروز و دیگری حسن توی حیاط خونه بهروز اینا حسن را لخت دیدم که رفت توالت خلاصه یک ساعت بعد رفتم توی کوچه بهروز را دیدم ازش سوال کردم حسن خونه شما بود تفره رفت گفتم من از بالا دیدم که حسن لخت بوده خلاصه گفت که با حسن رابطه جنسی داره تعریف که میکرد کیرم بلند شد من با حسن رفیق نبودم برای همین از بهروز خواستم که یه کاری کنه که من هم با حسن سکس داشته باشم بهروز قول داد دفعه بعد من را هم شریک سکس کنه چند روز بعد بهروز به من خبر داد که خونشون خلوته میخواد حسن بکنه من هم قرار بود سر بزنگاه برسم وحسن را مجبور کنم که من هم بکنم یا اینکه آبرویش را میبرم درست همونطور که ميخواستم شد حسن را اول بهروز کرد بعد من ...

حسن که رفت من و بهروز تنها شدیم هر دوی ما هنوز لخت بودیم بهروز که دو سه سال ازمن بزرگتر بود به من پیشنهاد داد دوست داری باهم سکس کنیم من بهش گفتم چه سکسی نه من کونیم نه تو ،بهروز آمد سمت من دست کشید روی رانم اول امتنا کردم ولی بدم نمی اومد یواش یواش دستش آورد به سمت باسنم بیشتر خوشم اومد سابقه سکس من با پسر خاله ام بر میگردد به 11یا12 ساله گیم اونم یه سکس بچه گانه این بار یه جور ديگه بود دست بهروز لذت داشت من کاملا تسلیم کارهای بهروز شده بودم هر کاری دلش ميخواست میکرد انگار من هیچ اختیاری نداشتم عین جنازه شده بودم به سوراخ کونم انگشت انداخت آخ خ خ چه لذتی داشت تف که انداخت توی کونم لذت انگشت کردنش راچند برابر کرد به من گفت دراز بکشم روی باسنم نشست بدنم را ازگردن تا لپ کونم ماساژ میداد وقتی میرسید به لپ کونم بهش گفتم بیشتر ماساژ بده اونم ميگفت دوست داری ؟ جوابش رابا سردادم بعد کاملا خوابید روی من و گوشم را بادهن گرفت دیگر تمام بدنم را شهوت گرفته بود ديگه طاقت نداشتم دوست داشتم هر چه زود تر کیرش را بکنه توی کونم

با انگشت کونم را باز کرد کیرش را که با تف خیس کرده بود آلای لپ کونم حس کردم از خودم تف گرفت زد به دور سوراخ کونم بعد یه بالشت گذاشت زیرشکمم تامونم قنبل بشه داغی سر کیرش راروی سوراخ کونم احساس کردم فشار داد خیلی درد داشت خودم راکشیدم کنار دوباره اومد سراغم من یه لحظه پشیمان شدم ولی دوباره شروع کرد این بار رفت یه کمی روغن زیتون آورد کاملا سوراخ کونم را باز کرد طوری کی دو انگشت حتی سه انگشت هم میرفت توی کونم این بار من به پشت خوابیدم پاهایم را داد بالا و یواش یواش کیرش را فرو کرد دردش زیاد نبود همینطور که تلمبه میز کیر من را بادست جغ میزد آئوووو ف چه لذتی داشت آب من از بهروز زودتر اومد وقتی آبم اومد کونم گشادتر شد وبيشتر لذت میبرم بهروز گفت آبش داره میاد چه کار کنه منم گفتم بریزه توی کونم داغی آبش را حس کردم رابطه جنسی من و بهروز 7 سال ادامه داره هربار یه روش جدید وهنوز هم.....




نوشته: امید
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
گی با شاهین

سلام خدمت همه دوستان

اسم من سامان 18 سالمه قد170 وزن 60 باسن متوسط و نرم اهل کرج هستم این داستان بر میگرده به دو سال پیش که دوم دبیرستان بودم داستان از اونجا شروع شد که : من دبیرستان که بودم یه دوست داشتم به اسم شاهین ، شاهین یه پسر 18 ساله با قد 185 وزن 75 و بدن ورزشکاری 5 سالی بود باشگاه بدسازی میرفت منو شاهین باهم تو بوفه مدرسه کار میکردیم کلوچه و بیسکویت ساندیس میفروختیم بعد که زنگ میخورد مینشستیم با هم فیلم سکسی میدیدیم سال دوم دبیرستان امتحانات دی ماه تازه شروع شده بود منو شاهین از مدیر اجازه گرفته بودیم که تو امتحانات هم بوفه بازکنیم یک هفته ای از امتحانات گذشته بود که شاهین یه فیلم گی با خودش اورد گفت یه فیلم اوردم در حد لالیگا عالی بیست بلخره نشستیم باهم دیدیم فیلمو من خوشم اومد ازش فیلمو گرفتم تو خونه هم چند باری فیلمو نگاه کردم و جق زدم...
دوسه روز بعد شاهین گفت دوس داری منو تو باهم سکس کنیم اولش حسابی جا خوردم رفتم بیرون بوفه تو شوک بودم که چیکار کنم از طرفی هم دلم میخواست باهاش سکس داشته باشم از طرفی هم میترسیدم هم از دردش و هم از اینکه ابروم بره کسی بفهمه دو روزی نرفتم بوفه که مشاور صدام کرد: مشاور: آقا سامان بیا اینجا یه لحظه من : بله آقای مشاور مشاور: چی شده دو روز دیگه بوفه نمیری دوست دست تنهاست چی شده باهم دعوا کردین؟اگه دعوا کردین بیابریم باهم آشتی کنید من : نه آقای مشاور دعوا چی فقط یه ذره درسم سنگین امتحانات که هست نمیتونم برم مشاور: باشه پس حداقل اوقات بیکاری برو پیشش بذار دست تنها نباشه من : چشم حتما نگران نباشین نمیذارم دست تنها باشه مشاور: افرین دست درد نکنه خداحافظ بلخره اون فرداش بعد امتحان میخواستم برم خونه که مشاور جلوم سبز شد برای اینکه شک نکنه مجبور شدم برم بوفه در زدم درو باز کرد بعد یه نیم ساعت شاهین شروع کرد سر صحبتو باز کرد: شاهین: چی قهری؟یا ناز میکنی من : نه قهر نه ناز از حرفت جا خوردم تو شوکم شاهین : اوه همیچین میگی تو شوکم انگار گفتم بریم اختلاس 100میلیونی کنیم ادم بکشیم گفتم با هم یه سکس داشته باشیم من : حرفا میزنیا اگه بگیرنمون چی ؟ ابرمون میره اخراج از مدرسه به خانواده میگن بدبخت میشیم شاهین : این همه اینجا سوپر نیگا کردیم کسی فهمیده کسی دیده ؟ من : تو سوپر و سکس باهم یکی میکنی ؟ سوپر نیگا کردن کجا ؟ سکس کردن کجا؟ شاهین : بابا تو قبول کن نگفتم که اینجا باهم سکس کنیم بعدشم ایجا شیش دودیه از بیرون نمیشه دیدد که چقدر منفی فکر میکنی؟ من: نمیدونم فکر کنم باید شاهین: اه بچه بازی درنیار که همچین میگی فکر کنم انگار میخوای چیکار کنی اصلا امروز خونه ما خالی بابام سر کاره ساعت7 شب میاد مامانم هم باید بره پیش دوستش واسه پرو لباسش تا ساعت 4 ،5 خونمون خالی بچه بازی در نیار کلاً یه ساعت طول نمیکشه بخدا زود تموم میکنیم ، قبوله؟قول میدم کیف کنی؟ من : باشه فقط هیچ کس نباید بفهمه شاهین : الهی من فدات بشم هیچ کس نمی فهمه پس برو خونه به خودت برس پشم هاتو بزن سفید سه تیغ کن بیا من : باشه رفتم



موقع رفتن تو کونم عروسی بود زود خودمو رسوندم خونه رفتم حموم خودمو تمز صاف کردم سفید سفید یه جق هم زدم اومدم بیرون ، قرار بود مامان شاهین که رفت بهم زنگ بزنه برم خونشون استرس داشتم همش میخواستم زود تموم شه هم میترسیدم هم اینکه خوشحال بودم قرار بود یه سکس داشته باشم همش تو رویاهام موقع سکس نگاه کردن دلم میخواست کون بدم از کردن خوشم نمی اومد، ساعت نزدیکای 2 بود شاهین زنگ زد: شاهین : الو سلام ببین مامانم رفت میتونی بیایی من : باشه یه ربع دیگه اونجام شاهین : عجله نکن تا ساعت 5 وقت داریم منتظرتم بوس بای حاضر شدم به مامانم گفتم میرم خونه شاهین واسه امتحان دوشنبه با هم درس بخونیم رفتم بیرون تو راه همش به سکس منو شاهین فکر میکردم از طرفی استرس هم داشتم تو راه چند باری خواستم برگردم ولی وقتی لذتش فکر میکردم دوباره تصمیم عوض میشد بلخره رسیدم زنگ زدم درو زد رفتم بالا درو باز کرد رفتم تو یه سی دی سوپر گی گذاشته بود داشت نیگا میگرد رفتم یه ذره نشستیم سوپر نیگا کردیم بعد حدود یک ربع شاهین دستشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد باهاش بازی کردن بعد بهم گفت پاشو یکی از شلوار راحتی های منو بپوش ، بعد یه شلوار اوردم عوض کردم بازم نشستیم فیلم نیگاکردیم که شاهین دست منو گرفت گذاشت رو کیرش گفت ماسلژش بده برای کردنت لحظه شمار میکرد دیگه کاملاً حشری شده بودم شاهین دست منو گرفت رفتیم اتاقش روی تخت منو هل داد روی تختش بعدش خودشو انداخت روی منو لبشو گذاشت روی لبم اولش یه ذره بدم اومد ولی بعدش عادی شد برام بعدش رفت سراغ گردن و گوشم وای چه لذتی داشتم هیچی نمی فهمیدم بعدش رفت منوچرخوند روی شکم شلوارمو کشید پایین یه بوس از باسنم کرد و شروع کرد لیس زدن باسنم



وای که چه لذتی داشت انگار تو اوج ابرا بودم گفت خحالا بیا منو لخت کن رفتم سراغش اول پیراهنشو کشیدم پایین شروع کردم به خوردن سینه هاش بدجور حشری شده بودبعدش رفتم سراغ شلوارش ، شلوار و شرتشو باهم کشیدم پایین کیرش افتاد بیرون (یه کیر 18 سانتی کلفت برنزی رنگ) گرفتم دستم یه ذره تو داستم باهاش بازی کردم بعد شاهین بیرون یه سوسیس با یه کرم آورد گفت بیا حالت 69بمونیم ، بعدش گفت برام ساک بزن اولش یه ذره ناز کردم ولی رفته رفته داشتم لذت میبردم شاهینم داشت باسن منو لیس میزد بهدش کرم زد به سوراخم سوسیس و برداشت یه ذره زد به باسنم بعد گذاشت روی سوراخم یواش یواش فشار داد داخل اولش درد داشت ولی نذاشت خودموبکشم جلوکمرمو محکم گرفته بود بعد یه 5 شیش دقیقه دیگه دردش خیلی کم شده بود بعد دوباره پاشد موند جولمو ولی سوسیسو در نیاورد از باسنم یه دوسه دقیقه ای براش ساک زدبعدش بلندم کرد خابوندم روی تخت خودشم اومد روی من یه ذره گردن و لاله گوشمو خورد بعدسوسیسو اروم از سوراخم کشید بیرون یه ذره کرم زد سر کیرش یه ذره هم زد روی سوراخم کیرشو گذاشت روی سوراخم اروم اروم هل داد داخل اولش خیلی درد داشت ولی شاهین منو محکم گرفته بود نمیتونستم تکون بخورم هرچی میگفتم درد داره بکش بیرون انگار نه انگار محکم منو گرفته بود تا نصفه که کرد داخل یه 5 دقیقه خوابید روی من دردش خیلی زیاد بود همش قربون صدقم میرفت بعدش دوباره کیرشو فشار داد داخل یه ذره دردش کم شده بود کیرش که کامل رفت تو سوراخم بازم یه دو سه دقیقه ای مکث کرد بعد شروع کرد اروم اروم تلبمه زدن

درد دیگه داشت تبدیل میشد به لذت یه ذره که که گذشت برام عادی شده بود داشتم کیف میکردم برم گردوند پاهامو گذاشت روی شونش شروع کرد به تلمبه زدن بعد 2 سه دقیقه ای آبش اومد همشو ربخ روی شکمم بعد اون من ارضا شدم، یه دستمال کاغذی بهم داد خودمو تمیز کردم بعد افتاد روم خوابیدیم ساعت 4 بود که بیدار شدم رفتم لباسامو پوشیدم یه بوس از شاهین کردم و رفتم خونمون از اون به بعد رابطه گی بین منو شاهین شروع شد که بعدش یکی دیگه از دوستام به اسم حامد وارد این رابطه گی ما شد .

امیدوارم خوشتون اومده باشه...

نوشته:‌ سامان
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
سوراخ صورتیم کیر میخواست

سلام...من سامان هستم 23 سالمه واین خاطره مال ۱۷ سالگیمه...

من ی پسرسفیدکم مو قد 172 و وزن 65 کیلوام بدنم گوشتی ومتاسفانه قیافم خیلی قشنگ ودخترونس وبازمتاسفانه کونم فچ...امابعدازاین جریان شدخوشبختانه....خلاصه...شب رفتیم خونه داییم پسرداییم اسمش علی سه سال ازم بزرگتره خانواده رفتن من به اصرارپیش علی موندم برا ی شب....اماچه شبی....جامونوتوپذیرایی گذاشتن وبقیه رفتن تواتاقاشون خوابیدن...قبلش دست به کیرهم میزدیم اما نه کار دیگه با چن تا از بچه های فامیل هم دس دس میکردیم...

من وعلی پیش هم خواب بودیم وبه کیرهم دس میزدیم...علی گف روتوبکن اون ورگفتم براچی گف بذارم لای پشتت منم حشری گفتم باشه بعدش نوبت منه ها.علی گف باش...اینوبگم علی باسنمو ندیده بود از زیر پتو برگشتم زیرشلواری روتازانوم زیراوردم...علی پتوروکنار زد گف سامان تودختری یاپسر؟سوراخت صورتی نیم باز باسنت فچ بی مو سفید.من به سمت چپ که خوابیده بودم طاقهام باز شده بود دستشو زدبه کمرم ناخواسته قوس دادم...دیدم علی هنوزکاری نکرده بوددستا و بدنش میلرزید و نفس نفس میکرد از حشر میمرد.
گردنمو بوسید و گذاشتش لام زمستون بودجلوش گرم بودسر صورتی داشت و اندازش متوسط...همینطورکه فشارمیدادگردنمو میمکیدو نفس گرمش بم میخورد.منم احساس ارامش میکردم و دوس داشتم ادامه بده.ولی زیادطول نکشید و بلندشد. ارضاشده بود دستمال از تاقچه برداشت رفت دسشویی حیاط...زوداومدمن به کمرخواب بودم گف دوباره برگردفک کنم تودستشویی مداد تو نخ ما بوده.منم که بدنگذشته بودبرگشتم.دیدم سرشو چسبوند به سوراخم دراثرتحریک طاقهام دوسه بار باز بسته شداماسریع فچ شدم دوباره.تفی که بود آروم کردش تو منم درد داشتم امانه زیاد چند بار رفت واومد جا باز کرد...وای خدای من چه لذتی داشت دستشوگذاشته بودم دورشکمم ودوس داشتم همینطوربزنه و نمونه گردنمو میمکید خون مردگی پیداکرده بود کیرشو در اورد گفتم چرا درش اوردی علی گفت بذار نگا سوراخ صورتیت کنم چقد قشنگه....
گفتم د بذارش دیگه.اوج لذت بودم که بدون این که دس به جلوم بذارم ارضاشدم وبه علی گفتم بس کن ی کم درد دارم علی روموبرگردوندلب زیریمومیمکیددستش به باسنم تا میتونست چن تاسفت زدعجیب بوداینقدحرفه ای بود...من که صدام دراومده بوداونم اهی کشید و کشیدش بیرون ارضاشد و رفت دسشویی...
علی اومد دراز کشید گفت اخیش نفسم گرفت.گفت بخوابیم گفتم اره....ی کم گذشت دلم میخواست من هنوزحشری بودم گفتم علی بیدارشو گفت براچی گفتم انجام بدی گفت دیگ نمیتونم خستم...گفتم ترو خدا افرین....گف راس دیگه نمیشه گفتم برمیگردم بچسب بهم شاید راس شد...برگشتم چسبید بهم لاپام بود امامث قبل استخونی نمیشدپتو روکنار زد یکی ازطاقهامو بازکردگفت وای چرا اینقد سوراخت قشنگ تااینوگف دیدم تاته کردش تو.چشام بازشدکمی هم دردم کرداما زود رفت...خیلی تند میزد منم چشمام نیمباز بود بدنم ازحال سرشده بودکمرمو اینقد براش قوس داده بودم که میخواست بشکنه خواستم بش خوش بگذره همینطورادامه بده تواوج سفت کوبیدن دوبارارضاشدم اماخسته نمیشدم یا دردم بگیره دوس داشتم ادامه بده داشتم برا بار سوم ارضامیشدم علی گفت دارم ارضامیشم گفتم نه فعلا نشو نمیدونستم چراخیلی عاشقش شده بودم اگه زیرپاش میمردم حرفی نمیزدم گف دارم میمیرم گفتمش ی کم ادامه بده باهم ارضاشیم گف دارم میشم منم صورتمو برگردوندم لباموگذاشتم رو لباش دیدم زبونشوگذاشت تودهنم منم خداخواسته ناجورمکیدمش.



اه اه میکردتلمبه هاش وحشتناک شده بودمنم توبهشت ازهمه جام حال میزدبیرون سرسربودم...نفس هاش تندتندشددیدم داره ارضامیشه لبوجداکردم گفتم اگ ارضاشدی بیرون نکش وادامه بده تامنم ارضاشم...وقتی گف باشه خیالم راحت شدروموکردم اونوروفچ کرده خودمودراختیارش گذاشتم.بادستاش باسنموسفت گرفت اینقدسفت میکوبیدکه تق تق ضربه هاوصداسوراخ قاطی شده بودچطوبااین صداکسی بیدارنشدنمیدونم.تلمبه هارواروم کردبدن خیسشوبم چسبوندوگردنمومیمکیدواروم اه اه میکردوقتی داغی توپشتم حس کردم فمیدم داره میریزش ابش اومده بودگف ارضاشودرددارم نمیتونم ادامه بدم گفتمش بزن دارم میشم محکمش کن بشم دوزانونشست کیرش استخونی نبودنیم خواب بودتوسوراخم اماهمچنان تشنه همین بودم گف چیشددردمردم گفتم سفتش کن که بشم دمش گرم باکیرنیمچه سیخش انچنان چن تلمبه محکم کوبیدکه هرچی اب داشتم اومدبیرون وقتی ارضاشدم نمیتونستم بلندشم پاهام سربودوگریم گرفت ودلداریم دادوبوسیدم.دستمال اوردتمیزم کردسوراخمم همینطوروچن باربوسیدش شلوارموکشیدم بالا.غش کردیم...

ظهرناهار خوردیم زن داییم تنهاتوخونه بود سرمیزدوباره میخواستم نمیدونم چرااینقدعاشق هم شدیم سرسفره زن دایی تواشپزخونه بودخندیدم فچ کردم دسشوگذاشت به سوراخم ازحشرصورتم داغ شددرگوشش گفتم تواتاقتم بیا...رفتم بدنموروتختش گذاشتم پام زیربودوکشیدم پایین نگادرمیکردم منتظرش بودم اومدکمرموگرفت کردش تو گفتم بلند اییییییی علی دوست دارم ...




نوشته: سامان
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
اولین و آخرین کون دادن من

سلام.

من رامینم 18 سالمه قدم 180 وزنم 70 قیافم خوبه .همیشه از وقتی که با مسائل جنسی آشنا شدم دوست داشتم یه بار امتحان کنم تا این که تو دوران راهنمایی کم کم با بعضی از بچه ها که اهل حال بودن دوست شدم که همدیگرو دست مالی میکردن که منم کم کم خوشم اومدو لذت میبردم ولی هیچ وقت کون نمیدادم یعنی هم میترسیدم و هم خجالت میکشیدم...

تا این که گذشت و رسیدم به سال سوم دبیرستان که منم دیگه واقعا میخواستم حتی یه بارم شده امتحان کنم که از طریق سایت بایکی آشنا شدم،یه پسر 23 ساله به اسم امین که تو یه شرکت کار میکردو و درس میخوندآشنا شدم اولش با هم چت میکردیم تا روز یعد که با هم آشنا شدیم و قرار گذاشتیم همدیگرو ببینیم اون روز جمعه بود اونم بچه شهرستان بود و شبا هم تو خوابگاه میخوابید خلاصه تا نزدیکای ساعت 5 رفتم سر قرا که اونم با یکی از دوستاش اومد و همدیگرو دیدیم حدود نیم ساعت تو پارک نزریگ خوابگاه نشستیم و حرف زدیم و بعدش بهم گفت تو اتقمون تو خوابگاه کسی نیستو همه رفتن بیرونم خلا صه پا شدیمو 3 تایی راه افتادیم رفتیم تا رسیدیم به خوابگاه ساعت نزدیک 6 بود از نگهبانی رد شدیم رفتیم تو و وارد اتاقش شدیم.کسی نبود رفتم نزدیک بخاری نشستم که دیدم امین از اتاق رفت بیرون و دوستش درو قفل کردم بدنم شده بود مثل یخ که دوستش که اسمش علی بود اومد نزدیکم نشست و سر صحبتو با هام باز کرد کم کم نزدیک تر شد و دستمو گرفتم منو گرفت تو بغلش منم که مثل یه برده شده بودم تحت فرمانش فهمیده بود ترسیدم با خنده بهم گفت نمیخوام بکوشمت که میخوام بکنمت که منم خندیدمو اونم شروع کرد به خوردن لبام حدود 1 دقیقه لبامو میخورد منم که اصلا تو حال خودم نبودم همزمان با خوردن لبام بدنمم میمالوند منم کلی حال کردم...



بعد لب گرفتن بلند شد و شلوارو شورتو با هم در آورد دوباره کنارم نشست و کیرشو داد تو دستم و آروم سرمو به سمت کیرش تکون داد سر کیرشو مالونو به لبام و بعد کرد تو دهنم یه حس عجیبی داشتم کنترولم خودمو نداشتم شروع کردم به ساک زدنه که بعد یه دقیقه کلمو گرفت و کیرشو تا خایه تو حلقم کردو باچند تا تلمبه کل آبشو خالی کرد تو دهنم داشتم خفه میشدم که کشید بیرون منم آبشو تف کردم بیرون ولی یکمشو خوردم یه مزه عجیبی داشت بعد منو نشوند کنارشو تیشرتمو دراورد شروع به خوردن سینه هام کرد که خیلی بهم حال داد بعد 2 دقیقه یه بالش رو زمین انداختو منو رو به شکم خوابوند و شلوارمو با شرتمو در اورد بعد با جفت دستاش کوبوند رو کونم و یه جون بلند گفتو بعدشم گفت چه کون بی مو و نرمی داری مشغول انشت کردنم شد تا کیرش دوباره بلند شده یه تف به سوراخم زد سرکیرشو با یه فشار کرد تو کونم البته کیر کلفتی نبود ولی خوب بود دردم گرفتو یه آه بلند کشیدم که اونم کم کم کیرشو کرد تو و رو خوابیده و تکون نخورد کونم میسوخت ولی حالم میکردم یکم که گذشت شروع به تلمبه زدن کرد ولی آروم داشتم حال میکردم حدود دو دقیقه گذشت که یه آه کشیدو بی حرکت افتاد روم گرمای آبشو تو کونم حس کردم...



خیلی با حال بود بعد 1 دقیقه از روم بلند شد خودشو تمیز کردو لباس پوشید و رفت بیرون که همزمان امین وارد شد بی مقدمه شلوارشو کشید پایین که شاخم دراومد کلفتی کیرش دو برابر علی بود رفت کنار کونم و با دست چند تا سیلی محکم به کونم زد که سوختم بعد کیرشو با آب علی که تو سوراخم بود خیس کردو سر کیرشو کرد تو سوراخم که با جیغ بلند من مواجه شد داشتم جر میخوردم یکم صبر کردو آروم کرد تو که منم از درد داشتم میموردم بهش گفتم نمیخوام که اونم خندید و گفت دیگه دیره، افتاد روم با یه دست دهنمو کرفت و با یه دست دیگه هم نگهم داشت خر ضور بود کم کم کیرشو کرد تو کونم منم فقط مثل بچه ها گریه میکردم اونم حال میکرد تا خایه کرد تو کونم بعد شروع به تلمبه زدن کرد داشتم میموردم که آبش اومد و خالی کرد تو کونم و بلند شد و شروع به تمیز کردن خودش کرد و چند تا دستمالم داد به من . منم خودمو تمیز کردمو لباس پوشیدم آماده رفتن شدوم سوراخم هنوز میسوخت تا مترو با هم اومدو بعد خدافظی کردیم رفتم خونه.
دیگه از اون روز به بعد نه همو دیدیم نه زنگ زدیم. امیدوارم خوشتون اومده باشه الانم هر از گاهی دوباره دوست دارم کون بدم ولی موقعیتش پیش نیومده.


نوشته:‌ رامین
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
نرمترین کون دنیا

سلام

اسم مستعار من پویاس 22 سالمه از شهرهای غربی ایران ک اکثر پسراش کون کردنو دوس دارن.خاطره ای ک میخوام تعریف کنم بر میگرده ب چند سال پیش وقتی ک تازه فهمیدم سکس چیه بریم سراغ داستان:من تو محله ای زندگی میکردم ک اکثر بچه ها باهم صمیمی بودن ما ی همسایه داشتیم واقعا معرکه هم خودش هم مامانش که کل محله اعم از کوچیک و بزرگ تو کفشون بودن من یکی از اونا از شانس منم اونا با من بیشتر از بقیه جور بودن خلاصه ما کلی به عشق مامانه جق زدیم ولی نتونستیم بکنیمش ولی رفتم تو نخ پسره اسمش مهیار بود اونموقع ۱۶ سالش بود هر روز کارم شده بوده مالوندش(البته خودش دوس داشت) اقا ما اینو انقد انگشت میکردیم که نگو...



یکی از روزای تابستون بازی میکردیم که اومد بهم گفت از کمد باباش سوپر کش رفته میخواد که دو تایی بریم ببینیم منم از خدا خواسته قبول کردم اومدیم تو اتاق من فیلمو انداختیم صدلشم قطع کردیم داشتیم نگا میکردیم که این از کیر من چسبید باهاش بازی کرد منم مات موندم نمیدونستم چیکار کنم که مهیار جونم از بس خوشگلو سفید هیچ یه دقه نشده اب من اومد...خلاصه اون روز گذشت و من ی روز اینو اوردم خونه تا دلی از عزا دربیارم.یه سوپر انداختم داشتیم نگا میکردیم که من بهش گفتم میخوای ما هم از این کارا بکنیم؟چیزی نگفت من دستمو کشیدم رو کونش باز چیزی نگفت.درازش کردم خوابیدم روش دیدم خوشش میاد کیرمم داشت منفجر میشد بالاخره من شلوار اقا مهیارو کشیدم پایین واااااااااااااااااای چی میدیدم یه کون سفید سفید بی مو با سوراخی به اندازه نخود.....تا این صحنه رو دیدم آبم اومد از بس خوش فرم و نرم وقشنگ بود همینطور روش خوابیده بودم که دیدم دارن درمونو میزنن.



مامان مهیار بود گفتم بزار من بگم بیاد تو گفتم وقتشه الان باید این خوشگل خانومو بکنم درو باز کردم سلام و احوال پرسی کردیم گفت به مهیار بگو بیاد خونه داریم میریم بیرون گفتم بیا تو کسی نیس یکم بشینیم خندید و گفت زر نزن بابا به مهیار بگو بیاد منم زدم سیم اخر و دستشو گرفتم گفتم بیا تو تو روخدا میخوام باهات بخوابم که دیدم صورتم انگار جر خورد زری خانوم چنان با سیلی زد تو صورتم که نگو...با خودم گفتم بدبخت شدم الان ب همه میگه که دمش گرم به کسی نگفته بود . من دوماهی از دیدن مهیار معاف بودم که یه روز خودش اومد گفت برام یه سی دی سوپر رایت کن خونه ماهم کسی نبود گفتم بیا تو گفت نه مامانم دعوام میکنه گفتم باشه که دیدم خودش اومد تو ما نشسته بودیم دم کامپیوتر داشتیم سوپر نگا میکردیم که گفتم به من مصل این زنه حال میدی؟که گفت باشه.من از تعجب شاخ در اوردم خلاصه من اول کلی بوسش کردم و لباساشو در اوردم واقعا بدنش از یه دختر سر تر بود کیرمو داشت بازی میداد که من گفتم یه بار ابمو بیار بعد بکنمت که قبول کرد با کیرم ور رفت تا ابم اومد گفتم یکم بخورش بزا بلند شه که نخورد و با دستش انقد کیرمو ناز کرد که بلند شد .



خوابونمدش وسط اتاق ی بالش گزاشتم زیر شکمش یه تف زدم سر کیرم گزاشتم دم سوراخش با اونیکی دستمم براش کیرشو میمالیدم که خیلی خوشش میومد سر کیرمو بردم تو ولی چنان دادی زد که گوشامو گرفتم گفت توش نزار بزبر لای پام داییم همیشه اینجوری میکنه فهمیدم که داییشم میکندش.خودش اومد کیرمو خیس خیس کرد گفت بزار لای کونم واااااااااااااای که چه کونی تو عمرم تو سوپر هم همچین کونی ندیدم من تند تند تلمبه میزدم اونم چشاشو بسته بود داشت حال میکرد همه جای بدنشو لمس میکردم انگار تو رویا بودم اونم میگفت بزن بزن تند تند بزن منو بکن داشتم میترکیدم که همه ابمو خالی کردم پشتش اونم هی قربون صدقم میرفت... بعد اون روزی ی بار میکردمش تا سوراخشو باز کردم الن دیگه نمیده میگه بزرگ شدم بسته!!!!

دم همتون گرم




نوشته: پویا
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
میهمان
 
سکس دو طرفه من و فرشید

دوستی من فرشید از راهنمایی شروع شد ما همیشه باهم هستیم تا الان که دبیرستان را تمام کرده ایم باهمیم ما هم محله ای هستیم از همه چیز هم دیگه خبر داریم شب های که جنب می شویم با هم تعریف می کنیم ما جرای ما بر می گرده به یک سال پیش چند روزی بود که داستانهای سکسی تو اینترنت می خوندیم خواستیم دختر همسایه مون که خیلی خوشگل بود بکنیم تا خودمانو خالی کنیم نشد دختره به پدرش گفت و ما کتک مفصلی از دست باباش خوردیم ولی خوشبختانه چیزی به خانواده های ما نگفت ما دیگه بیخیال هم چیز شده بودیم خلاصه برم سر اصل ما جرا تابستان بود و هوا گرم در نزدیکی محله سد خاکی درست کرده بودند ما هم یک جای دفش که عمق آب کم بود زیر کوه که اب خای کرده بود سایه بانی خوبی داشت که کسی اصلا از دوروبر نمی توانست انجا ببینت اصلا کسی نمی امد می رفتیم واب تنی وشنا می کردیم یک روزی زیر اون تکه کوه بودیم لباس تن مان نبود فقط یک شورت بود می خواستیم شنا کنیم که فرشید گفت دیشب داستان دوتا مرد که هم دیگه را کردن خوندم من گفت منظور گفت خودمان که نتونستیم ان دختره را بکنیم بیا تا تو کون همدیگه بزاریم من گفته که چه بشه گفت می خوام بدونم کون دادن لذت داره یا کردن یکبار چیزی نمیشه بعد گفت موافقی من گفتم نمی دونم چه بگم بعد شورتش یک کم پایین کرد ونشونم داد وگفت دوست نداری این کون بکنی من دیگه سیغ کرده بودم باخودم گفتم یکبار چیزی نمیشه قبول کردم فرشید امد دستی دم کونم کشید و گفت این کون را باید امروز بکنم من گفتم اول من می کنم فرشید گفت من بیشتر از تو می دانم داستان خوندم گفتم نه اول من بعد تو گفت باشه ولی هرچه اول گفتم انجام بده گفتم باشه هردو شورت را در اوردیم کون فرشید یک کم تپل وسفید بود کیرش هم یک زره ازمن بلندر و کلفتر بود دیگه هوسم بالا رفت فرشید چند تکه کارتن که چند روز پیش اورده بودیم انجا بود پهن کرد وخوابید به من گفت رو پاهام بشین وبا کونم کمی بازی کن وتف بزن بعد بکن من نشستم لای کونش راباز کردم وبا انگشت شصتم دم سوراخش گذاشتم بعد سر انگشتم تف زدم ومالیدم گفت بلد نیستی صبر کن تا نوبتم بشه می گم چطور تف می زنند دوباره انگشتم تفی کردم و یک زره انگشت شصتم را داخل کردم دیگه حوصله ام سر سرفته بود گفتم می خوام بکنمت کیر م را دم کونش گذاشتم گفت اروم داخلش کردم با یک کم فشار سرش رفت داخل کونش فشار رایبشتر کردم تا نصف رفت داخلش کیرم تا اخر فرو کردم دیگه کیف می کردم شروع کردم به تلنمبه زدن کیرم را یک کم کشیدم بیرون و نگاه کردم نصف کیرم داخل کونش بود ونصفش بیرون چندبار هم تکرار وای وای وای....چه کیفی داشت انو هم معلوم بود که خوشش می امد دیگه فرشید چیزی نمی گفت من هم کونش می کردم بعد از سه چهار دقیقه فرشید تکونی خورد گفتم چه ته چیزی نگفت بعد از یک دقیقه هم کیرم بد جوری شده بود ابم داشت می امد کیرم کشیدم بیرون و ابم را ریختم رو زمین دیگه نای بلند شدن نداشتم فرشید هم تکون نمی خورد بلند شدم رفتم کنارش گفتم بلند شو نوبت توست من دیگه خیلی مایل بودم که کون دادن لذت د اره یا کردن فرشید بلند شد دیدم ابش امده گفتم چکار کردی با خودت گفت همان موقع که تکون خوردم ابم امد دیگه میل کردن ندارم تا بعد هردو پریدیم داخل سد حدود نیم ساعت شنا وبازی کردیم بعد بعد رفتیم زیرتکه کوه تا خودمون خشک کنیم که فرشید دستی کشید دم کونم وگفت کیرم داره سیغ میشه رفت پشت سرم وکیرش چسپند به چاک کونم و می کشید به کونم گفت یک کم کونت عقب تر کن من کونم یک کم قنبل کردم سر کرش دم وسوراخم بود کیر من هم کم کم بلند میشد فرشید گفت بخواب دراز کشیدم و نشست رو پا هام گفت الان نشونت می دم چطوری با کون بازی کنی و بعد بکنی بعد دو دستش لای کونم را باز می کرد طوری سورراخ کونم باز می شد دوسه بار این کار را کرد و گفت می خوام تفت بزنم لای کونم باز کرد و سرش نزدیک کونم برد و هرچه تف داشت ریخت دم کونم از این کارش خوشم نیامد بعدش با سر کیرش تف را می مالید به کونم دیگه کیر من هم سیغ راست راست شده بود طوری بود که می خواستم دوباره بکنمش که گفت می خوام بکنمت سر کیرش گذاشت دم کونم و فشار سرش رفت داخل یک کم درد داشت چیزی نگفتم فشار را بیشتر کرد تا نصف رفت داخل کمی مکث کرد وگفت اب منو میاری من ابتو دوباره می ارم یک کم کشید بیرون طوری سرش داخل بود ودو سه بار تکرار کرد بعد تا اخرش فرو کرداخل دیگه خوشم می امد و اروم اروم تلنمبه میزد که می خواست ابم بیاد خودم را کنترل کردم ونگذاشتم فرشید سرعتش کم کم بیشتر می کرد حدود چها پنچ دقیقه گذشت سرعتش کم تر کرد وقتی تا اخر داخل می کرد تکونم میداد که کیرم بدجوی به کارتن زیرم می خورد تحریک بیشتر می شدم تا بعد یک دو دقیقه گفت ابم داره کم کم می اید که دیگه نتونستم خودم را کنترل کنم ابم امد فرشید هم بعد از چند ثانیه کیرش را کشید بیرو یک کم ابش هم ریخت رو کونم بعد خودش چرخاند وخودش را خالی کرد گفت ببخشید نمی خواستم روت بریزم من هم بلند شدم ونششتم کنارش بعد گفت دیدی خوش گذشت هم تو کیف کردی وهم من و گفت هم کردن لذت داره وهم دادن بعد من گفتم اگه الان می تونستم یکبار دیگه می کردمت ولی کون نمی دم گفت اگه می تونی یا بکن من که خیلی خوشم می امد گفتم دیگه میل ندارم بعد دیکه هیچ سکسی باهم نکردیم
     
  
مرد

 
منبع آرشیو

استخر و جذابيت هاش
يه روز که از سر کار اومد م ، خيلي خسته بودم . تصميم گرفتم برم استخر و راهي شدم اول يکم شنا کردم تو حين شنا متوجه يه مرده شدم که داشت نگام ميکرد يه مرد 45 ساله خوش اندام رفتم جکوزي يکم که اونجا بودم اونم اومد و بعد اونم ، دنبالم اومد تو سونا بخار.
5 دقيقه مي گذشت من داشتم با سر و کولم ور ميرفتم و خودم و ماساژ ميدادم که يدفعه مرده اومد جلو سلام کرد و سر حرف و باز کرد .
سلام داد و منم جواب دادم گفت من علي هستم منم گفتم اميد هستم خوشبختم .
گفت آقا اميد خسته اي آره .گفتم خيلي امروز انگار کوه کندم همه جام درد ميکنه .بعد دستشو گذاشت رو شونم و يکم فشار داد و گفت دوست داري ماساژت بدم ؟گفتم نه بابا زحمتتون ميشه ، گفت نه من دوره ماساژ ديدم عاشق ماساژ دادنم منم خنديدم گفتم اتفاقا منم عاشق ماساژ گرفتنم . لبخند زدو گفت خوبه بخواب ماساژت بدم
من خوابيدم و اونم شروع کرد . واي نميدونيد چي کار ميکرد با دستاش دست از يه جاهايي قولنج در آورد که اصلا فکرشم نميکردم خيلي داشت حال ميداد ماساژ صورتم برام انجام داد واقعا داشتم لذت ميبردم و احساس ميکردم که خستگيم داره از تنم ميره بيرون کم کم ماساژش داشت تبديل ميشد به يه نوازش نرم و منم داشت خوشم ميومد کم کم دوباره حس دادن اومد و منم سعي داشتم که جلوي خودم و بگيرم که تابلو نشه گفت اميد جان مشکلي نداري که کمر به پايين تنه هم ماساژ بدم که منم گفتم . مشکلي که نيست ولي شما خسته ميشي بيخيال . گفت کي ؟ من ؟ تا صبح هم ماساژ بدم خسته نميشم ، منم لبخند زدم و گفتم پس ممنونت ميشم و باز شروع کرد از کف پا شروع کرد که واقعا کيف ميداد بعد به ساق رسيد و بعد رون که ديگه باز داشتم يه جوري ميشدم رون هام و خيلي آروم و با احساس ميماليد، منم مايوم اسليپ بود و قشنگ تا لمبرهاي کونم دستش رو مي مماليد ديگه داشت خوشم ميومد و بي اختيار يکم خودم و بالا پايين ميکردم اونم هي به بالا که ميرسيد دستشو هول ميداد که بره تو مايوم بهد از چند دقيقه گفت اميد جان ميدونستي کل خستگي بدن تو باسن جمع ميشه ؟ من: نه گفت آخه تو چه بخواي چه بشيني همه فشار مياد رو باسن. ميخواي باسنت رو هم ماساژ بدم ؟ من گفتم ممنون ميشم گفت ولي از رو مايو نميشه دستم سر ميخوره با اجازه دستمو از زير شورت ميدم تو ماساژ ميدم که منم چون حس کردم که ميخواد يه حالي ببره گفتم باشه مشکلي نيست .شايد باور نکنيد ولي چنان لذتي داشت که نگو وقتي لپ هاي کونم و ميماليد احساس ميکردم داره يه چيزي از تنم خارج ميشه خيلي خوب بود که باز طبق معمول مالشش به نوازش تبديل شد و منم که دوست داشتم ديگه تکون خوردانم بيشترم شده بود و اونم فهميده بود که يک آن دستش خورد به سوراخم خيلي خوشم اومد و هيچي نگفتم اونم ديد هيچي نميگم هي دستشو ميزد به سوراخم که آخرش کلا انگشتش رو سوراخم بود و منم براش سوراخم رو تکون ميدادم ولي هيچ کس حرف نميزد داشتم حال ميکردم ولي نفسم داشت ميگرفت آخه 20 دقيقه اي مي شد که اونجا بوديم. من گفتم علي آقا من برم بيرون نفسم داره ميگيره اونم از بغلم داشت بلند مبشد که يک آن کيرشو که راست شد رو پهلوم حس کردم فهميدم که آقا هم راست کرده يک به کيرش نگاه کردم که از رو مايو معلوم بود و گفتم شما نمياي گفت تو برو منم الان ميام
رفتم دوش گرفتم و برگشتم تو قسمت کم عمق استخر وايسادم که علي آقا از سونا اومد بيرون ديدم که کيرش خوابيده پس به خاطر همينم دير تر اومده . دوش گرفت و اومد پيش من تو آب ، من ازش تشکر کردم به خاطر ماساژ که با خنده گفت نه بابا خودم داشتم لذت ميبردم ، من گفتم تو چرا ؟ گفت از بدن هاي نرمو گوشتي خوشم مياد و حرفشو قطع کرد بعد .شروع کرد از خودش تعريف کردن که هر روز اينجام و دوست دارم استخرو از اين حرفا که تايم استخر تموم شد يه جوري بهم نگاه ميکرد فهميده بودم رفته تو نخم تو راه گفت اميد جون هر روز من اينجام هر موقع خواستي بيا ماساژت بدم منم گفتم من ماساژ دوست دارم هر روز ميام يه وقت ها خنديدو گفت من که از خدامه و خداحافظي کرد ورفتيم . شب که رفتم خونه هي ياده نوازشش ميافتادم و دلم حالي به حالي ميشد و خلاصه ما از فرداش به عشق علي آقا ميرفتيم استخرو اونم مارو ماساژ ميداد و هر روزم به زماني که با کونم ور ميرفت اضافه ميشد ديگه علني انگشتم ميکرد منم که دوست داشتم هيچي نميگفتم با هم رفيق شده بوديمو گاه گداري زنگم ميزد بهم يه دو هفته اي گذشت و من يه چهارشنبه نرفتم استخر و حالم خوب نبود شروع کردم با خودم ور رفتن و خيار اينا تو کونم ميکردم تا اين که علي آقا بهم اس ام اس زد و گفت امروز کجا بودي عزيزم ؟
منم دادم کار داشتم ولي تو فکرت بودم گفت چه تفاهمي منم 24 ساعته تو فکر خودت و اون بدن گوشتي توام عزيزم ، منم گفتم قابل نداره و ديگه جواب نداد منم رفت تو مخم دوتا اسپري بر داشتم و رفتم تمام مو هاي بدنم و زدم و حسابي تميز کردم فرداش شب جمعه بود که رفتيم استخر ، چون شب جمعه بود خيلي شلوغ بود علي آقا تا منو ديد يکم نگاه کرد و گفت امروز چه جيگري شدي که منم با اشوه گفتم ديشب که گفتم قابل نداره يه جون ريز گفتو رفتيم تو استخر هي ميومد سمتم و يواشکي من و ميمالوند يه جا اومد نزديکم که بهو دستم خورد به کيرش راست راست بود تا دستم خورد بهش خودشو کشيد عقب منم ديدم بهترين فرصت هستش يهو با دستم کيرش و گرفتم و 2 ثانيه مالوندم که ديگه علني کنم که ميخوام .اونم خنديد و گفت بريم سونا با هم رفتيم تو سونا 5 دقيقه نشستيم و گفت اميد امروز اينجا شلوغه ميخواي بريم يه روغن زيتون بگيريم بعد بريم خونه من با روغن ماساژت بدم ؟ تازه مشروبم دارم با هم ميزنيم بريم ؟
من خنديدم و گفتم اره اره تا حالا با روغن تست نکردم از سونا اومديمو که سريع دوش گرفتيمو روغنم گرفتيم و رفتيم خونش
تا رسيديم بساط رو چيد مشروب رو آورد دو تا آبجو با دوتا ويسکي قاطي کرد و ريخت تو ظرف و شروع کرديم ديگه آخراش بود مست بودم که ديدم ديگه طاقت ندارم ، به بهونه گرم شدن پيرهنم و در آوردم بدنم خبلي سفيد شده بود و تو چشم بود علي آقا هم دم به تله داد و
گفت جون اميد چه سفيد مفيد شدي گفتم ديدم تو ماساژ ميدي موهام اذيتت ميکنه به عشقه خودت زدم يکم بهم نزديک شدو با دستش نوک سينه ي باد کردمو گرفت و گفت خدايي سينهات خيلي خفنه آدم و يه جوري ميکنه که گفتم منم خوشم مياد که اينو اون يه جوري بشن همين جوري که حرف ميزديم دستش رو سينم بود و با نوکش بازي ميکرد داشتم نفس نفس ميزدم که دستشو کشيد رفت يه پتو آورد و پهن کردو لباسشو در آورد و گفت تا من روغن و بيارم لخت شو ماساژت بدم تا بره روغن بياره لباسم رو در آوردم و با يک شرت لا کوني که جفت لپهاي کونم انداخته بود بيرون خوابيدم علي آقاي که اومد تو اتاق کپ کرد و بلند گفت جون چه کوني داري تووو؟ منم خنديدم و گفتم لطف داري شما . همين جوري نگاه ميکرد گفتم نميخواي ماساژم بدي ؟ گفت آره ميام اومد کنارم و شروع کرد 30 ثانيه نگذشت که گفت من ديگه طاقت ندارم و اومد شرت و از پام در آورد و روغن و خالي کرد رو کونم و شروع کرد باهاش بازي کردن منم داشتم حال ميکردم رفت سوراغ سوراخمو با انگوشت باهاش بازي ميکرد که من کونمو دادم بالا انگشش ليز ليز بود و رفت تو کونم گفت جون دوست داري منم برگشتم و گفتم خيلي که بلند شد و شرتش و در آورد و دوباره انگشتش رو کرد تو کونممنم واسه اولين بار کيرش و ديدم يه کير 16 سانتي خوش فرم از زير دستم و بردم و کيرش رو گرفتم تو دستم که يه آه کشيد و خودشو آورد جلو گفت پسر تو منو ديونه ميکني من و برگردوند و گفت سينه هات اينه يه دختر 15 ساله ميمونه شروع به خوردنش کرد و منم که ميدونيد به سينه حساسسسسسسسس سرشو گرفتم فشار دادم به بدنم اونم هي ليس ميزد و يدفعه نوک سينمو ميکرد تو دهنش ديگه با اونيکي دستشم ميکرد تو کونم از يه انگشت شروع کرد تا 3 انگشت که سينم و ول کرد و گفت اميد جون من که انقدر ماساژت ميدم تو بجاش ميخوري برام ؟ منم که داغون بودم گفتم اره ميخورم شوهر گلم که گفت جون تو زن مني از زن قبليمم بهتري خوشگل من شرو ع کردم به خوردن کيرش نميدوني چه حالي ميداد از زير تخمش ميخوردم و مياومدم تا سر کيرشو تا اونجايي که ميشد ميکردم تو دهنم اونم هي آخ و اوخ ميکرد و کيرش و در آورد و بلندم کردو گفت سجده کن وقتي خم شدم کير شو گذاشت دم سوراخم هي آروم هل ميداد تو تا ميومد بره ميکشيد بيرون که من يهو گفتم علي منو بکن . کيرت و ميخوام بکن تو لامصب که يهو تا ته هول داد تو آخه همه جام روغني و براق و ليز بود نفسم گرفت يه لحظه و
با اين که درد داشت هيچي نگفتم و تحمل کردم دردش که رفت خيلي حال ميداد با تمام وجود ميکرد تو کونم از خوردن تخم هاش به کونم عشق ميکردم وهي ميگفتم تا ته بکن يدغعه بلند شد رفت از يخچال يه بادمجون آورد و خوابيد رو زمين گفت بيا 69 بخواب روم دوباره کيرشو ميخوردم اونم کونمو ليس ميزد و زبونشو ميکرد تو هر چي اون تند تر ليس ميزد منم سرعت خوردنمو بيشتر ميکردم که زبونشو در اورد بادمجونو چرب کرد و بادمجون تا نسفه کرد تو کونم هي بازيش ميداد خيلي حال خوبي داشتم يه چيزي تو کونم تکون ميخورد و يه کيرم تو دهنم بود اصلا نميفهميدم چي ميگم گفتم علي جون پاشو منو از کون بکن دلم کيرتو ميخواااد و گفت باشه عزيزم بادمجون و در آورد و بلند شد اومد بغلم از پلو کرد تو کونم و با دستش سينمو ميمالوندو ميگفت ميخوامت ، هميشه کونو سينه هاي زنونت بايد ماله من باشه منم دستشو ميماليدمو ميگفتم باشه عزيزم تو شوهرمي فقط ماله تو هستش بلند شد اومد پاهامو داد بالا و گذاشت رو شونش با تمام قدرت ميکرد تو کونم گفت داره مياد و سرعتش و زياد کرد همين طور که تند تند ميکرد آبم اومد و ريخت رو شکمم اون يه دفع داد زد گنده شدن سر کيرشو تو کونم حس کردم آبش اومد تمام آبشو ريخت و کونم و دراز کشيد روم جفتمون نا نداشتيم بلند شيم از جامون.
بعد 10 دقيقه کير خوابشو از کونم در آورد و بلند شديم تمام بدنم روغني بود آبشم از کونم چکه ميکرد جولو آيينه که خودمو براق ديدم تازه فهميدم که بدبخت چرا نتونست طاقت بياره با هم رفتيم حموم و همديگرو شستيم شب اونجا بودم و دوباره سکس کرديم و صبح برام صبحونه درست کرده بود همين طور که ميخورديم ميگفت من همون موقعه که ديدمت طلبه سينه هاتو اون کون نازت شده بودم
خنديدمو گفتم به مرادت رسيدي ؟ خنديدو لبمو بوس کرد و گفت رسيدم ديگه هم ولش نمي کنم الان 1 ماه ميگذره بازم رابطه داريم که بعدا براتون مينويسم.
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
گی ما تو خوابگاه

سلام دوستان این داستان اولین گی من و دوستم احسانه تو دوران دانشجویی. من آلان 28 سالمه داستان ماله 7 ساله پیشه...



من و این دوستم هم خوابگاهی بودیم، قبل از شروع داستان بگم من 178 قدمه اون موقع حدود 65 کیلو وزنم و سبزه بودم و دوران راهنمایی با یکی از پسرایه همسایه مون بمال بمال داشتیم ولی فقط یکبار کیرش رفت توم و بعد از اون دیگه با کسی نبودم تا این دوستم احسان. البته تو حموم همیشه با خودم ور میرفتم. من و احسان از وقتی همخوابگاهی شدیم بهم علاقه داشتیم و بعضی وقتها که تو تخت من با هم بودیم (اون تختش بالای تخته من بود) با هم ور میرفتیم یا موقعی که تو اتاق تلویزیون نگاه میکردیم میرفتیم زیر پتو و دستامون تو کیر و کون هم بود و همو می مالیدیم. کیر اونم خیلی از ماله من بزرگتر بود حدود 20 یا 21 سانت (ماله خودم 16 سانته) بریم سر اصل داستان ...
اونشب یکی از هم اتاقی ها فیلم سوپر آورده بود و بچه ها 4، 5 تایی داشتن نگاه می کردن. منم خسته بودم و خوابم میومد رفتم دستشویی که مسواک بزنم و شکمم هم پر بود خالی کردم یه یک ربعی طول کشید تا برگشتم دیدم همه رفتن تو اتاقاشون یا تختاشون فقط احسان داشت نگاه میکرد و اونی که فیلم رو آورده بود چراقها رو هم خاموش کرده بودن. منم تنم یه رکابی بود و شورت ورزشی.



رفتم تو تختم پتو رو روم کشیدم که بخوابم صدایه فیلمه میومد از تو تختم مشغول فیلم دیدن شدم رفتم تو حس و کیرم شق شد. شورتمم همون زیر پتو درآوردم به شکم خوابیدم تا با مالیدنش به تشک جلق بزنم. یه نیم ساعتی گذشت تا فبلم تموم شد اونی که فیلمو آورده بود گفت برم اتاقه بچه ها فیلمو رایتش کنم. وقتی رفت تو اتاق من بودم و احسان که تخت بالاییم بود. منم شدید حشرم زده بود بالا با دیدن فیلم و میدونستم احسانم همون طوریه. بهش گفتم احسان کمرم درد میکنه میای ماساژش بدی؟ اونم گفت نه حال ندارم. گفتم یکم ماساژ بده خیلی درد میکنه کمرم. با اکراه قبول کرد و از تخت بالایی اومد پایین. منم تا اون بیاد پایین رکابیمو درآوردم همونطور به شکم خواببدم و پتو رو کشیدم روم. اونم اومد رو تختم و نشست رو باسنم که ماساژ بده. پتو رو تا پایینه کمرم کشید پایین و شروع کرد به ماساژ دادن. منم که بدجور شق کرده بودم بهش گفتم پایین کمرم بیشتر درد میکنه. اونم خودشو کشید عقبو رفت رو زانوهام و پتو رو کشید تا پایین باسنم. تا دید شورت پام نیست و جلوش واسه اولین بار لختم یه آهههههه هوسناک کرد و فهمید چه خبره.



اونم سریع شورتی که پاش بود و کشید پایین و خوابید روم و کیرشم که شق بود و گذاشت بین دو تا کپلم و خودشو عقب جلو میکرد. منم از خداخواسته کمی کونم آوردم بالا تا بیشتر حال کنم که یه لحظه سر کیرش خورد به سوراخم و یه آهی کشیدم. احسانم که فهمیده بود امشب خیلی حشریم سریع یه تف انداخت رو سوراخم و یه تفم سره کیرش و سعی کرد بکنه توم. ولی چون خیلی وقت بود نداده بودم فقط سرش می رفت تو و در می آومد. اینم بگم خیلی هم درد داشت ولی چون خیلی حشری بودم و میخواستم به احسان کون بدم تحمل میکردم. بهم گفت به پشت بخوابم و خودش با انگشتش شروع کرد به بازکردنه کونم. معلوم بود قبلا زیاد کون کرده چون خیلی ماهر بود تو این کار. اول از انگشت اشارش شروع کرد بعدش دو انگشته کرد توم و بعدش شروع کرد دو انگشتشو تو کونم چرخوندن که واقعا حال میداد و هم خوب کونمو باز کرد. انگشتاشو که در آورد بهم گفت کفه دستش تف کنم. منم یه تف کردم کف دستش اونم تفو مالید سره کیرش و بالشتمو گرفت گذاشت پشتم تا کونم بیاد بالا و در راستایه کیرش باشه. بعد گیرشو گذاشت دمه سوراخمو آروم سره کیرشو کرد تو کونم. چون کونمو خوب باز کرده بود دردش خیلی کم بود و همش حال بود و لذت. همونطور آروم آروم کیرشو میکرد تو کونم و در میآورد منم چشمامو بسته بودم و داشتم حال میکردم. چشمامو باز کردم دیدم احسان کیرشو تا دسته کرده تو کونم و داره خوب منو میکنه. اونم چشماشو بسته بود و داشت حال میکرد.



تو همون حال که پاهام رو شونه احسان بود با یه دستش کیرمو گرفته بود و واسم میمالیدش. تا اینکه دیدم سرعتش هم تو کردنه کیرش تو کونم و هم مالیدن کیرم زیاد شد فهمیدم که داره میاد. چنان ضربه های محکمی میزد و کیرشو میکرد تو کونم و بهم ضربه میزد که سرم میخورد به دیوار بالای تخت. تو همون حالت بودیم که دیدم آبش آومد و ماله من هم اومد و همینطور بیحال اوفتاد روم. (اینو بگم یکی از بهترین حسها واسه من وقتیه که موقع اومدن آبم یه کیر تو کونم باشه اونایی که کون دادن میدونن من چی میگم). بعد بلند شد از روم یه بوس کرد منو و گفت : تو دیگه ماله خودمی، کونتم فقط ماله منه، خیلی حال دادی عزیز. رفت بیرون اتاق. منم تو این فکر که شانس آوردیم کسی زمان سکسمون نیومد تو اتاق و چقدر حال کردم بودم که خوابم برد. این بود اولین سکسه من و احسان که بعدها تعدادش زیاد شد. امیدوارم خوشتون اومده باشه...




نوشته: حامد
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
صفحه  صفحه 62 از 85:  « پیشین  1  ...  61  62  63  ...  84  85  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

Gay Stories - داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA