شهره جون حال کردم از این قسمت درباره سحر و داستانهای پیش روی اون بقیه شخصیتها هم عالی بودند این قسمت
فکر میکردم این پیشنهاد مهران که اگه بتونه نازنین رو حامله کنه سحر باید با اون باشه رو سحر قبول نکرده الکیه چون مهران مست بود ولی میبینم سحر اون پیشنهاد رو قبول کرده وای اگه مهران بتونه چه شود واویلا به قول مهران که به سحر گفت برو دعا کن نشه که اگه بشه چه اتفاقاتی بین مهران سحر بیفته و دامنش گسترده بشه و منجر به سکس ضربدری بشه
خواستگارونهقسمتهای بعدی خواستگاری از اکرم و سحر توسط شهریار و شاهرخ و دیدن این دو نفر برخوردش ن با هم و حسرت شون از همسران یک دیگه بکن بکن هاشون با سحر و اکرم شنیدنیه. ترکوندی شهره خانم
جا داشت بازم بیام برا عرض ارادتواقعا هنرمندی شهره خانم هنرمندی خودت رو با این قسمت نشون دادی مدیریت این همه شخصیت و نوشتن داستان در موردشون اونم تو یه قسمت کار یه نویسنده هنرمند و تواناست خارقالعاده ای واقعانوشتن از نازنین فرهاد طاهره بهرام مهران سحر نازنین سحر فرانک و هوشنگ نوشتن درباره تمام اینها تو یه قسمت کار هر کسی نیست باید کلاه از سر برداشت با این قلم زیبای نویسنده و هنرمندیش