انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 13 از 26:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  25  26  پسین »

پر از زندگی


مرد

 
عالی
     
  
مرد

 
امروز جمعس ها... منتظریم
     
  
مرد

 
دوستان معذرت به علت مشغله امروز نمیتونیم آپلود کنیم
خیلی مشغله داریم
ممنون
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn

 
Samasaraali
سیکتیر بابا نمیتونستی دیروز میزاشتی کون نشور
     
  
مرد

 
Samasaraali
نمیدونم چه حکمتی داره این جور کارها ؟ معلوم‌ نیس تا چهر نفر تعریفشونو میکنن ،خودشونو چس میکنن و فاز پرمشغله بودن ور میدارن یکی نیس بگه خب تو که خیلی مشغله داشتی مگه مجبورت کردن که بیای یه داستان نصف و نیمه بذاری و بپیچی به بازی
     
  
مرد

 
نوشتن یه داستان اینچنینی که هم طولانی باشه و هم پر جزییات و هم باکیفیت ، ماهها طول میکشه
نمیشه از دوستانی که این داستانهارو مینویسن انتظار داشت که چند ماه یا چند سال (مثل یک تابستان رویایی) همیشه تو یه تایم مشخصی بیکار و سر کیف باشن
شغلشون این نیست
برای داستان نوشتن بهشون پول نمیدن
اینا هم باید دنبال زندگی و گرفتاریاشون برن
خوندن داستان چندان زمانی از ما نمیبره
اما نوشتنش ، اونم به این خوبی ، کار 5 دقیقه و 10 دقیقه و نیم ساعت نیست
نویسندگان محترم
ممنونم ازتون
     
  
مرد

 
Ramtin_Z
اره حق با شماست
اصلا نویسندگان محترم لطفا بیاید برینید تو سر ما خواننده ها یا آصلا هر کدومتون دوقسمت بذارین و همینکه متوجه شدید از داسنانتون خوشمون اومده برید توی سایت های دیگه پولی بفروشینش ماها هم به تخمتون
     
  
مرد

 
Ramtin_Z
ممنون
که درک میکنید
البته دوستان هم خوب پیگیرن
     
  
مرد

 
پر از زندگی
قسمت ۱۶
سلام به همه. ما خیلی دوست داریم هرروز یه قسمت رو بنویسیم و میتونیم بنویسیم اما در اون صورت باید کل کارامونو ول کنیم و فقط بنویسیم. مشغله های زیاد نمیزاره برای همین تصمیم گرفتیم هفته ای دو قسمت بنویسیم ولی دیدیم اینجوری خیلی سر سری میشه و نمیتونیم اونجوری که می‌خوایم مطالب رو بگیم. پس تصمیم گرفتیم هفته ای یک قسمت بنویسیم. دوستان ما این داستان رو نمینویسیم که پول در بیاریم یا معروف شیم یا حتی نمینویسیم که شما بخونین ما مینویسیم چون ازش لذت می‌بریم حالا اینکه شما لطف دارین و می‌خونید و خوشتون میاد بسیار باعث خوشحالیه و با اطمینان هر هفته تا جمعه شب یه قسمت آپلود میشه. ممنون.

برعکس چیزی که بابا می‌گفت مامان اصلا قرار نبود کوتاه بیاد اختلال هورمونیش باعث میشد زود تحریک بشه اما خودشو کنترل میکرد، منو سمانه و بابا کلی نقشه ریختیم تا مامان رو وارد سکس با خودمون بکنیم اما همیشه لحظه آخر همه چیزو خراب میکرد و مارو از لب رود کسش تشنه برمیگردوند سمانه روی کابینت نشسته بود لبام روی لبای ناز خواهرم لذت غیر قابل وصفی رو بهم میداد سمانه از روی شلوار کیرمو میمالوند من دستمو بردم به ممه هاش ممه های نرمو دوست داشتنی سمانه رو میمالوندم کیرم شق شده بود کنار مامانم داشتم خواهرمو آماده کس دادن میکردم. دیشب وقتی از زیرزمین برگشتیم وقتی روی مبل کس مامانو برای اولین بار لمس کردم وقتی آب کسش دستمو لمس کرد فکر کردم دیگه قراره کیرم بره تو کسش اما بازم نشد توی اتاق وقتی داشتم سمانه رو میگاییدم اومد تو تا کاندوم هارو برداره من بازم سعی کردم اما بازم نشد میدونم یکی از همین روزها توی یکی از همین هفته ها کیرم دیواره های کس مادرمو حس می‌کنه و از اون به بعد مامانم میشه جنده خودم. تو حال خودم بودم سمانه رو می‌خوردم حشری و داغ ولی آب سردی که مامان روی ما پاشید تو یه لحظه منجمدم کرد خیس شدم با یه سرمای شدید و جیغ های سمانه، نگاه کردم پارچ هنوز تو دست مامان بود داشت از ته دلش می‌خندید یه لحظه متوجه شد منو سمانه داریم بهش نگاه میکنیم پارچ رو گذاشت روی میز شروع کرد به فرار منو سمانه افتادیم دنبالش مامان جیغ میکشید و فرار میکرد سمانه جیغ میکشید و دنبالش میکرد بلاخره کنار کنار مبل های جلوی تلویزیون گرفتیمش بغلش کردم واقعا زورش زیاد بود این همه بدن سازی کار خودشو کرده بود ولی حریف منو سمانه نشد خودشو انداخت روی مبل از خنده نمیتونست خودشو کنترل کنه دستاشو گرفتم سمانه ممه های مامانو بیرون انداخت مامان هی می‌خندید و میگفت نکنین دیوونه ها گمشین اونور و هی تکون میخورد سمانه شروع کرد به لیسیدن ممه های مامان دستشو برد سمت کسش کس مامانو میمالوند مامان یه لحضه آروم شد با تعجب داشت به سمانه نگاه میکرد که داشت ممه های مامانو میلیسید نوک ممه هاشو مک میزد و با کسش بازی میکرد حس کردم الانه یه چیزی به سمانه بگه لبامو چسبوندم به لباش شروع کردم به خوردنش مامان چند ثانیه مکث کرد ولی شروع کرد به همراهی کردنم دستاشو ول کردم ولی هیچ کاری نکرد گذاشت باهاش ور بریم یه دقیقه لبام روی لباش بود سمانه داشت محکم کس مامانو میمالوند و ممه هاشو میخورد مامان میخواست با یه دستش منو از خودش جدا کنه به یه دست دیگش سمانه رو هردوتا دستاشو گرفتم و دیگه نزاشتم مارو از خودش دور کنه توی لب گرفتن همراهیم نمی‌کرد ولی من بازم ادامه میدادم مامان وقتی دید دیگه راه فراری نداره شل شد یکم بعد دوباره شروع کرد به همراهیم زبونمو میکردم تو دهنش اونم زبونشو میکرد تو دهن من سمانه دستشو کرد تو شلوارک مامان کس مامان جندم خیس شده بود سمانه رفت پایین سمت کس مامان دستشو به بند شلوار سارا گرفت مامان پاهاشو بهم چسبوند که نزاره شلوار در بیاد اما سمانه که خودش بدجود حشری شده بود تونست شلوار سارا رو دربیاره شلوارو تا زانو کشید پایین مامان یجورایی نمیتونست جلوی شهوتشو بگیره ولی هنوز نمی‌خواست تسلیم بشه، سمانه سعی میکرد کس مامانو لمس کنه ولی مامان پاهاشو به هم چسبوند و نمیزاشت سمانه با انگشتش شروع کرد به مالوندن بالای کس مامان با زبونش تو همون مناطق کار میکرد مامان با من لب میگرفت ولی اجازه نمی‌داد کسش رو فتح کنیم سمانه هر جوری که شد یه انگشتشو رسوند به کس مامان بدون هیچ مقدمه ایی انگشتشو کرد تو کسش
مامان یه آه بلند کشید و شل شد سمانه دیگه راحت داشت کس مامانو انگشت میکرد پاهای مامان باز شده بود سمانه شلوار مامانو کامل درآورد رفت لای پاهاش صورتشو به کس سارا نزدیک کرد گفت جوووونم قربون مامانم بشم اینقده کسش خوشگله شروع کرد به خوردنش مامان دیگه کاملا خودشو ول کرده بود لبام هنوز رو لبای مامان بود ولی مامان داشت ناله میکرد دستای مامانو ول کردم دیگه هیچ مقاومتی نداشت لبامو از لباش جدا کردم رفتم سراغ ممه هاشو شروع کردم به خوردنو مالوندن ممه نازو خوشگلو بزرگش، سارا ناله میکرد بدجور حشری شده بودم کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد شلوارمو پایین کشیدم تا کیرم آزاد شه هیچی نمیتونه جلومو بگیره تا الان مادرمو نکنم دلم کس مامانمو میخواست مامان داشت ناله میکرد زیر لب به زحمت می‌گفت نکنین تمومش کنین ولی ما اهمیتی نمی دادیم به سمانه گفتم نوبت منه رفتم لای پای مامان کس نازو خوشگلش جلوی چشمم بود یه لب از سمانه گرفتم حمله کردم سمت کس مامانم مثل وحشیا داشتم کسشو می‌خوردم سمانه رفت شروع کرد با مامان لب گرفت من کس مامانو می‌خوردم دستمو بردم کس سمانه رو میمالوندم سمانه بلند شد اومد کیر منو کرد تو دهنش شروع کرد به ساک زدن کس مامانم تو دهنم بود کیر من تو دهن خواهرم هیچ چیز مثل یه خواهر و مادر حشری نمیتونه لذت بخش باشه سمانه کیرمو از تو دهنش درآورد اومد دم گوشم گفت امادس جرش بده کیرمو گذاشتم دم کس مامانم سر کیرمو به کسش میمالیدم آه و ناله هاش پر از شهوت بود سمانه داشت ممه های مامانو میخورد مامان داشت با کس سمانه بازی میکرد مامان داشت تو چشام نگاه میکرد و نفس نفس میزد چشم تو چشم بودیم سر کیرمو کردم تو کسش یه آخ کوچیک گفت چشماشو بست چند ثانیه بعد دوباره چشماشو باز کرد داشت بهم نگاه میکرد کیرمو تا آخر کردم تو کسش شروع کردم به گاییدنش اخخخخ کس مامانم خیلی داغو خیس بود داشتم دیوونه میشدم سمانه کاملا لخت شد کسشو جلوی دهن سارا تنظیم کرد مامان شروع کرد به خوردن کس عشقم
ناله های شهوت ناک ما سه نفر کل خونه رو پر کرده بود حال خیلی خوبی داشتم لذتش فرق میکرد کیرم تو کس مادر خودم بود کس داغو خیس مادرم فقط داشتم به مامانم نگاه میکردم لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به خوردن لبای خوشمزش لبامو ازش جدا کردم صورتم فقط چند سانتیمتر با صورتش فاصله داشت نفس های پر از شهوتشو تو صورتم میخورد و دیوونم میکرد باعث میشد محکم تر تو کسش ضربه بزنم اونم حشری تر میشد، اخخخخ مامان جونم قربونت بشم کست مال خودمه.
کسم مال پسر گلمه اخخخ بگا کسمو بیشرف مادر جنده خیلی وقت بود تو کف کسم بودی کسکش، محکم تر محکم تر بیشرف آه اخخخ. توی بهشت مادرم بودم به آبجی نگاه کردم بابا بغلش کرده بود انگشتشو کرده بود تو کسش لباشو گذاشته بود رو لباش آبجی داشت زیر بابا حال میکرد، اصلا متوجه نشدم بابا کی اومده کیرمو از تو کس مامان درآوردم بلندش کردم لبامو گذاشتم رو لباش یه دل سیر لباشو می‌خوردم بدجور حشری شده بود داغی تنش دیوونم کرده بود بابا مامان چشم تو چشم شدن مامان تو بغل من لخت لخت داشت به بابا نگاه میکرد سمانه کیر بابا رو دو دهنش کرده بود بابا صورتشو خم کرد یه بوسه از لبای زن جندش برداشت بعد یه بوسه داغ دیگه از من. سارا یه لبخند خوشگل زیر لباش نقش بست لبامو بوسید گفت کسکش آخرش مامانتو کردی منم گفتم خب مگه چه ایرادی داره کس به این نازی رو زمین بمونه خندید لبامو بوسید رفت پایین کیرمو توی دستش گرفت سر کیرمو بوسید کرد تو دهنش واقعا یه جندس تا حالا هیشکی نتونسته اینجوری واسم ساک بزنه به جز نیلو که اونم جنده حرفه اییه مامان بخور کیرمو جووونم. بابا کیرشو تا دسته کرده بود تو کس سمانه، آبجی جونم داشت زیرش ناله میکرد، مامان کیرمو از دهنش درآورد حالت سگی شد کیرمو تا دسته کردم تو کسش با قدرت تو کسش تلمبه میزدم ناله هاش بیشتر شده بود شروع کرده بود فحش دادن بکن بیشرف محکم تر حروم زاده جرم بده، از بابا شنیده بودم خیلی فحش میده و خیلی لذت بخشه اما تجربه فحشای شهوتناکش منو به جنون کشیده بود منم تلمبه هامو محکم تر کردم کیرمو محکم میکوبیدم به کسش با یه لرزش و ناله های شدید ارضا شد خیلی حال میداد داغ شده بودم کیرمو تا ته کردم تو کسش همونجا نگه داشتم ابمو پاشیدم تو کس مامان کیرمو از تو کسش دراوردم بغلش کردم خوابیدم رو مبل اونم خوابید روم لبای همو میبوسیدیم و به سکس پدرو دختری نگاه میکردیم چند دقیقه بعد بابا تو دهن سمانه ارضا شد هر چهارتامون لخت بودیم مامان از روم بلند شد گفت خاک تو سرتون آخرش کار خودتونو کردین! بلند شدم کنارش نشستم بغلش کردم گفتم مگه کار بدی کردیم. بابا اومد سمت مامان لباشو گذاشت رو لباش چند ثانیه همو بوسیدن لباشو جدا کرد چند ثانیه بعد دوباره لبای همو میخوردن مامان تو بغلم داشت با بابا لب میگرفت آبجی اومد کنارم داشتیم دو نفری نگاهشون میکردیم بابا لباشو جدا کرد سمانه جنده لباشو چسبوند به لبای مامان دیدن این صحنه دوباره حشریم کرد لبامو گذاشتم رو لبای بابا کیر خوابیدشو گرفتم تو دستم اونم کیر نیمه خوابیده منو گرفت تو دستش تو اوج لذتو شهوت بودم کیرم تو دست بابا شق شده بود بابا رفت پایین کیرمو کرد تو دهنش سمانه لای پای مامان بود داشت کسشو میلیسید منو مامان به هم چسبیده بودیم داشتیم حال میکردیم مامان سر بابا رو نوازش کرد گفت کونی نوش جونت بخور کیر خوشگل پسرتو این کیر الان تو دهن من بود بابا تخمامو میخورد گفت جووونم خیلی خوشمزس عزیزم بیشتر به خاطر اینکه از کس تو اومده بیرون و با اشتیاق کیرمو کرد تو دهنش سمانه انگشتشو کرد تو کس مامان و مامان جندم یه آه کوتاهو خوشگل گفت سمانه برگشت به مامان گفت قربونت بشم مامان کست تو دهنم جنده خانوم من لبامو چسبوندم به لباش شروع کردم به خوردن لبای ناز مامانم ممه هاشو نوازش میکردم جنده چه کسی شده بابا کیرمو از دهنش درآورد اومد روبروم وایساد کیرشو گرفت سمت صورتم حشری بودم اگه مامانم کنارم نبود الان کیر بابا به حلق من فشار میاورد یه نگاه به مامان انداختم سمانه و مامان به من نگاه میکردن مامان با چشمای خمار پر از شهوتش بهم نگاه میکرد با یه لبخند و حرکت سرش به کیر بابا اشاره کرد و اجازشو بهم داد با اشتیاق کیر بابا رو کردم تو دهنم شروع کردم به ساک زدن خیلی عالی و لذت بخش بود مامان با تعجب داشت بهم نگاه میکرد که چطور کیر بابا تا ته دهنمو پر می‌کنه و چطور دهن پسرش جلوی چشمش داره گاییده میشه سمانه داشت کس مامانو میلیسید کیر منم تو دست مامانو سمانه بود هردوتاشون داشتن باهاش بازی میکردن، مامان تخمای بابا رو به دهن گرف دو نفری داشتیم برای بابا کیر خوری میکردیم با اشتیاق داشتم می‌خوردم بابا داغ شده بود چشماشو بسته بود چند لحظه با ناله های شهوتناکش تو دهنم ارضا شد همه آبشو ریخت توی دهنم تعجب مامان بیشتر شده بود چند ثانیه همینجور داشت به پسرش که دهنش پر آب کیر شده بود نگاه میکرد لباشو چسبوند به لبام شروع کردیم به لب گرفتن اب کیر بابا بین دهن منو مامان ردو بدل می‌شد زبون مامان تو دهنم بود زبون من تو دهن مامان می‌خواست کامل همه آب کیر شوهرشو از دهن پسرش بخوره یکم از آب از کنار لبامونو ریخت رو ممه های مامان یکمش رو شکم من سمانه با اشتها اونارو میلیسید بعد از یه لب داغ، آبجی و مامان شروع کردم به خوردن کیر من دو نفری داشتن واسم ساک میزدن بعضی موقع ها داشتن با هم لب میگرفتن و دوباره کیر منو ساک میزدن دیدن خواهرو مادرم لای پاهام حس خیلی عالیی داشت یه حس غیر قابل توصیف. داشت ابمو میومد گفتم دارم میام مامان کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد به میک زدن، آبم از کیرم بیرون میومد و می‌ریخت تو دهن مامانم مامان همزمان سر کیرمو به دهن گرفته بود و داشت سر کیرمو میمکید این کارش ارضای منو ده برابر شدید تر کرد چشامو بسته بودم نمی‌تونستم نفسم بکشم هیچوقت هیچکس نتونسته بود اینجوری ابمو بیاره همیشه آبم میاد میپاشم دهن جنده هام ولی هیچوقت نشده بود وقتی آبم میاد یکی سر کیرمو بمکه بینهایت لذت بخش تر بود به لای پاهام نگاه کردم مامان و آبجی داشتن با هم لب میگرفتن به زحمت گفتم این چی بود؟ ای جونم خوشت اومد پسر خوشگلم؟ آره عالی بود. مامان رو به سمانه کرد گفت وقتی طرف داره ارضا میشه سر کیرشو بمکی شدت ارضاش ده برابر بیشتر میشه. سمانه یه لب دیگه از مامان گرفت گفت ممنونم مامان جون. بابا روی مبل نشسته بود با کیر خوابیدش بهم نگاه کرد گفت هیچکس نمیتونه مثل مامانت آب ادمو بیاره الان بخوای هم نمیتونی سر پا وایسی، و واقعا هم پاهام نای ایستادن نداشت روی مبل لم داده بودم آبجی این سمتم مامان این یکی سمتم نشسته بود، مامان یکم موهاشو مرتب کرد رو کرد به بابا ازش پرسید چند وقته؟ بابا ساکت بود به مامان نگاه کردم پرسیدم چی چند وقته؟ مامان با جدیت بهم نگاه کرد پرسید چند وقته با هم رابطه دارین چند وقته با هم سکس میکنین؟ من خواستم با یه حرف الکی مامانو بپیچونم بابا پرید وسط حرفم گفت سعید این حرفا بیفایدس بعد رو کرد به سمت مامان گفت همه داستانو الان برات کامل تعریف میکنم و شروع کرد سیر تا پیاز همه اتفاقاتو تعریف کرد مامان ساکت داشت گوش میداد هیچی نمی گفت آخرش که بابا تموم شد همه ساکت بودیم چند ثانیه بعد مامان بلند شد لباساشو از رو زمین برداشت برگشت گفت خاک تو سر هر سه تاتون بخصوص تو سامان همش میگفتم یه روزی گاف میدی. یکم ترس برم داشته بود گفتم مامان ازمون ناراحتی ؟مامان بغلم کرد نه عزیزم اتفاقه دیگه افتاده با ناراحتی و عصبانیت چیزی درست نمیشه البته فکر کنم سامان چنتا دروغ بهم گفته که باید تاوانشو بده. یه نگاه جدی و خشمگین به بابا انداخت که حتی منم ترسیدم. لباسامونو پوشیدیم نهارمونو خوردیم بعد از ظهر روی تختم ول شده بودم سمانه کنارم خوابیده بود بابا درو باز کرد اومد تو گفت یه آماده شین کلی کار داریم پرسیدم چی شده گفت انباری رو تمیز میکنیم مگه استخر نمیخوایین سمانه از خواب بیدار شده بود با بی‌حالی گفت بابااااا بزار بمونه برای بعد، بابا یه سیلی به کون سمانه زد گفت پاشو دختره گشاد میگیرم جرت میدما!! سمانه همونجور که خوابیده بود گفت جوووون اینو دوست دارم کلی خندیدیم رفتیم واسه خالی کردن آتو آشغالای انباری لامصب هرچی خالی میکردیم کم نمیشد بیشتر هم میشد وسایل رو میریختیم تو حیاط یه دل سیر آبجی و مامانو دست مالی کردم تا شب همه چیو خالی کرده بودیم کلی اسباب بازی های دوران بچگیم رو دیدم بعضی لباسای بچگیامم بود یه شلوار ورزشی پاره رو بین لباسام دیدم یادمه چیشد که پاره شد همش کار رسول بود چند سال از من بزرگتر بود اونموقع خونه ما خالی بود فکر کنم همه رفته بودن مهمونی یا یه جایی کلا اینش زیاد یادم نیست چیزی که یادمه کیر خوشگلو دوست داشتنی رسول بود که از این پارگی می‌رفت تو کونم اومده بود با هم حال کنیم خیلی حشری بود اجازه نداد شلوارمو در بیارم کشید و پارش کرد. همه وسایلا رو ریختیم تو حیاط مامان گفت نود درصد اینا آشغالن فردا میندازمشون دور بابا گفت نه صبر کن میدمش به یه نیازمند اینجا کلی وسیله به درد بخور هست تمیز کردن گردو خاک بمونه برای فردا. شب شده بود خسته و کوفته افتادیم رو مبلای وسط هال. ما چند دست مبل داریم یه دست مبل جلوی تلوزیونه خیلی راحته بیشتر هم از اون دست مبل استفاده میکنیم یه دست دیگه وسط هال خونه داریم که خیلی لوکس و گرون قیمتن ولی بیشتر واسه مهمونی و دورهمی استفاده میشه. مامان رو مبل رو شکم دراز کشیده بود کون خوشگلشو قمبل کرده بود خوابیدم روش با فحش منو کنار زد من خوابیدم رو فرش آبجی خوابید کنارم لبامو چسبوندم به لباش داشتیم لبای همو می‌خوردیم مامان داشت نگام میکرد برگشت گفت علی هم خیلی دوست داشت منو ببوسه. یکم با تعجب نگاش کردیم گفت چیه مگه باباتون همه چیزو بهتون نگفته !!!؟ بابا گفت آره گفتم بعضی چیزا رو نه همه چیو. سمانه پرید با اشتیاق گفت بابااااا همه چیزو بهمون بگو. بابا رو مبل لم داده بود خستگی و گردو خاک از سرو روش می‌بارید گفت خستم اصلا حوصله ندارم باشه برای بعد گوشیو برداشت چنتا پیتزا سفارش داد سمانه برگشت سمت مامان از مامان در مورد دایی علی پرسیید مامان شروع کرد به تعریف کردن داستان خیلی لذت بخشی تعریف میکرد پر از چیزای عحیبو هیجان انگیر. بعد از خوردن پیتزا دیگه وقت خواب بود با هیجان گفتم با هم بریم حموم چهار نفری مامان گفت بیخیال ولی بقیمون قبول کردیم با سه رای موافق هممون رفتیم تو حموم، یه حموم گرمو لذتبخش همراه با طعم کس مامانم
     
  
مرد

 
خسته نباشید
داستان واقعا جذابیه
عاشق کیر
     
  
صفحه  صفحه 13 از 26:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  25  26  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

پر از زندگی

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA