انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 8 از 26:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  25  26  پسین »

پر از زندگی


مرد

 
بی‌صبرانه منتظر ادامه هستیم
سکس بدون محدودیت
     
  
مرد

 
نویسنده جان به جان آفرین تسلیم کرده بر اثر کروناز
     
  
مرد

 
باز هم ممنون از داستان زیباتون
چشم به راه هستیم تا هر وقت که تونستید، با دست پر برگردید

خدمت خوانندگان هم عرض کنم که هیچکدوم از ما طلبکار یا بدهکار نویسندگان داستانها نیستیم.نوشتن یا ننوشتن
داستان یا نصفه گذاشتن اونها یا هرچیز دیگه، توهین به خواننده یا هر کس دیگه‌ای نیست .یک نفر
یک زمان دلش خواست که مجانی بنویسه و حرف دلش رو بزنه و یک موقع بنا به هر دلیلی نخواست.
اگر نوشت و ادامه داد ، دستش درد نکنه و اگر ننوشت هم بهش میگم : ممنون برای همون قسمتهایی که نوشت و وقتمون رو پر کرد.

حالا اگه مثل آخوندها دوست داریم که چیزی که دوست داریم رو مقدس یا اخلاقی یا توهین‌آمیز یا مهم جلوه بدیم،
از نظر منطقی درست نیست و حتما هم نویسنده دایورت میکنه.
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
متاسفانه این یه رسم شده تو لوتی که دوستان میان یه چند قسمتی از داستان رو میذارن و بعد کون لق خواننده به نظر من زیاد منتظر نباشین چون این داستانم به سرنوشت بقیه دچار شد
     
  
مرد

 
چندساله دیگه عادت کردیم به خوندن داستان های بی پایان کلا توی لوتی رسم شده
     
  
مرد

 
پر از زندگی
قسمت ۱۳

نهار زرشک پلو با مرغ درست کردم غذای مورد علاقه عشقم پای میز نهار خوری بهترین زمان طی یه روزه همه با همیم نه کار میکنیم نه فکر فقط صحبت میکنیم و می‌خندیم امروز که بهترین روزمه توی این چند سال اخیر، منو سامان یه زوج و کنار من سعید و سمانه یه زوج دیگه دوتا زوج خوشبخت دور یه میز. غذا که تموم شد سمانه پاشد کمک کرد سفره رو جمع کنیم سعید و سامان داشتن با هم بحث اقتصادی میکردن هیچی از حرفاشون نمی‌فهمم بلدن بیان بحثهای ورزشی بکنیم، منو سمانه داشتیم ظرفارو میچیدیم تو ماشین ظرف شویی یواشکی حال سمانه رو پرسیدم اونم گفت عالی عالی پرسیدم داداشت بهتره یا دوست پسرت؟ سمانه اول با یه حالت تعجب نگام کرد بعد خندید، خجالت رو میتونستم تو چهرش ببینم یکم مکث کرد گفت هیچکس داداش نمیشه بعد خندید لوپشو بوسیدم گفتم بسه دیگه من بقیشو انجام میدم پاشو برو امتحان کن ببین چجوریه. صورتشو آورد جلو لبمو بوسید خنده خوشگلی روی صورتش بود ازم تشکر کرد پاشد بره سمت اتاقش از آشپزخونه داشت خارج میشد که یه مکث کوچیک کرد برگشت سمت سعید دست برادرشو گرفت بدون هیچ حرفی کشید سعید بدون هیچ حرفی پاشد دست همو گرفتن رفتن تو اتاقشون منو سامان داشتیم به هم نگاه میکردیم و میخندیدیم سامان اومد پیشم بغلم کرد گفت دخترتم مثل خودت خیلی هاته و دلش کیر میخواد و شروع کرد به بوسیدنم یه شلوارک وشورت تنم بود با یه تاپ بدون سوتین ممه های بزرگ و خوشگلم از زیر تاپ کاملا معلومه داشتیم با هم ور می‌رفتیم سامان رفت سمت گردنم گردنمو میخورد من صورتم آزاد شد چشامو باز کردم دیدم سعید داره بهمون نگاه میکنه همونجور که داشتم با سامان حال میکردم تو چشمای سعید نگاه میکردم سامان رو از خودم جدا نکردم کون سامان تو دستم بود سامان کون منو چنگ میزد لبخند خوشگلی رو لبای سعید بود اومد گوشیشو از روی میز غذاخوری برداشت از دور یه بوسه برام فرستاد منم تو بغل سامان یه لبخند تحویلش دادم سعید رفت سامان تاپمو داد بالا ممه هامو انداخت بیرون شروع کرد به خوردنشون من حال خیلی خوبی داشتم دستشو کرد تو شلوارم کسمو مالوند حشری شدم نشستم کیرشو از تو شلوارش درآوردم کردم تو دهنم بدجور دلم کیر میخواست داشتم برای عشقم ساک میزدم خیلی حشری بودم حتی اگه بازم سعید منو میدید متوقف نمی‌شدم اونقدر برای سامان ساک زدم تا آخر آب داغشو پاشید توی دهنم بلندم کرد لبامو بوسید دهنم هنوز پرآب کیر بود یکمیش رفت تو دهن سامان اونم با لذت کامل داشت باهام لب میگرفت گفت عزیزم تو ارگاسم نشدی هنوز منم به شوخی گفتم چیزی نیست عزیزم الان میرم خونه همسایه سامان خندید لبامو بوسید یه سیلی محکم به کونم زد شلوارو شورتم هم نتونستن از سوزشش کم کن یه آخ محکم گفتم درد واقعا بدی داشت با عصبانیت شروع کردم به زدنش سامانم داشت می‌خندید یه پارچ آب یخ روی میز بود برداشتم همشو پاشیدم روش از شدت سردی آب صداش در نمیومد مثل یه گربه خیس سر تا پاش خیس اب بود داشت بهم فحش میداد داشتم از خنده میمردم منم متقابلاً جوابشو میدادم و حتی بدتراشو، فکر کنم بد دهن تر از خودمو تا حالا ندیدم یکم بعد آروم شد بغلم کرد من نمی‌خواستم اجازه بدم ولی به زور بغلم کرد لبامو بوسید تنش واقعا خیس و یخ بود ازش جدا شدم تاپ منم خیس شده بود رفتیم اتاق هردوتامون لباس عوض کردیم من یه شورت و تاپ خوشگل تن کردم سامان یه شلوارک و تیشرت.
شب بود این بچه ها از اتاقشون بیرون نیومده بودن رفتم در زدم سمانه گفت بله!!!؟ از پشت در صدای خندشونو می‌شنیدم درو باز کردم سعید فقط یه شورت تنش بود سمانه هم یه شورت و تاپ مثل خودم سعید رو تخت دراز کشیده بود سمانه نشسته بود کنارش گفتم شام حاضره، سمانه دویید سمتم یه نگاه بهم انداخت خیلی جالب بود هردوتامون تاپ و شورت آبی رنگ تنمون بود پنج دقیقه بعد سعید به جمع اضافه شد شام رو با لذت تموم کردیم همیشه سر سفره کلی حرف می‌زنیم هرکس میگه سر سفره نباید صحبت کرد هیچی از زندگی نمیدونه امشب سریال پخش نمیشه همینجوری رو میز نشسته بودیم سامان داشت یه ماجرا از نوجوونیای خودش تعریف میکرد خیلی خنده دار بود بعد از اون بحث ازدواج منو سامان بحث داغ صحبتمون شد یاد اون روزا افتادم شیرینو دوست داشتنی هیچوقت دیگه تکرار نمیشه ولی فیلمشو داریم سمانه بدو بدو رفت فیلمشو آورد زد به تلویزیون و نشستیم دیدیم عروسی منو داداشم علی تو یه روز بود من با سامان ازدواج کردم علی هم با نرگس کلی موسیقی قدیمی که یادم رفته بود با کلی آدمهای قدیمی که فراموششون کردم دلم برای همشون تنگ شده حتی اونایی که ازشون خوشم نمیاد خواننده پشت سر هم داشت موزیک شاد میخوند سمانه بلند شد شروع کرد به رقصیدن هممون داشتیم براش کف می‌زدیم اونم می‌رقصید اومد سمت من منو بلند کرد نمی‌تونستم جلوی خندمو بگیرم شروع کردم به رقصیدن سمانه با رقص رفت جلوی سامان جلوش داشت قر میداد دستشو دراز کرد سمت سامان ولی سامان گفت نه بلند نمیشم سمانه به زور بلندش کرد منم رفتم سمت سعید اول داشتم قر میدادم پشتمو برگردوندم سمت سعید شروع کردم به لرزوندن کون ژله ایم میخ چشماشو دوخته بود به کونم صحنه خیلی خنده داری بود چرخیدم با دست اشاره کردم بیا بلند شد و بهم ملحق شد چهار نفری داشتیم میرقصیدیم چهار نفر بودیم اما اندازه یه سالن پر از آدم داشتیم جیغو داد میکردیم فیلم عروسی بیشتر از نیم ساعت موسیقی شاد داشت اصلا نفهمیدم اون نیم ساعت چطور گذشت آخرش خواننده یه آهنگ رمانتیک از هایده رو میخوند. وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد سامان منو کشید تو بغلش سعید هم سمانه رو بغل کرد آروم تو بغل سامان غرق شدم هیچی به این زیبایی و آرامش نیست یه رقص زنو شوهری آروم. سامان لبامو بوسید سعید و سمانه اونور تو بغل هم بودن لبای همو میبوسیدن و میخوردن منو سامان هم اینور لبای همو میبوسیدیم آهنگ تموم شد هر چهار نفرمون خیس عرق بودیم تاپم کاملا خیس شده بود ولو شدم روی مبل داشتم بقیه فیلمو می‌دیدم دوستام دورم کرده بودن منو سامان داشتیم بینشون میرقصیدیم اولین عروسی مختلط رو ما برگزار کردیم اونموقع یه جور تابو بود سمانه و سعید پاشدن برن بخوابن ولی من داشتم فیلم عروسی رو نگاه میکردم سعید اومد لبامو بوسید ولی خیلی طولش داد ده ثانیه یا بیشتر لباش رو لبام بود آخرش یه لبخند خوشگل بهم داد منم همون لبخندو رو صورتم داشتم که انگار عیبی نداره مامانتو میبوسی به سعید گفتم چراغا رو خاموش کنه چنتا چراغ هال که نزدیک اتاقش بود رو خاموش کرد اما چنتا دیگه اینور هنوز روشن بود. سامان چسبید بهم بدون هیچ حرفی لباشو گذاشت رو لبام دستشو گذاشت رو ممه هام شروع کرد به خوردنم خیلی لذت بخش بود همراهیش کردم دستمو بردم به کیرش شق شده بود اخخخخ دلم کیرشو میخواست ظهر حشری شده بودم الان بدجور کسم می‌خواره برای کیر فیلم عروسی رو قطع کردم تلوزیون رو خاموش کردم گفتم بریم اتاق، سامان دستشو برد روی کسم شروع کرد به مالوندنش گفت چیه نگرانی سکسمونو ببینن؟ می‌خوام امشب همینجا جرت بدم، بعد انگشتشو کرد توی کسم و گفت می‌خوام یاد بگیرن چطور باید سکس کنن با کسم بازی میکرد منم یه آخ آروم کشیدم صورتشو آورد نزدیک گوشم گفت چرا صداتو خفه میکنی می‌ترسی صداتو بشنون؟ این حرفش انگار یه جور مجوز بود که هرجور دلم میخواد راحت باشم انگشت دومشو کرد تو کسم و دو انگشتی با کسم ور می‌رفت من اینبار یه آخ محکم گفتم طوری که دیگه نگران هیچی نبودم سامان ممه هامو میخورد کسمو انگشت میکرد کامل لختم کرد رفت لای پاهام شروع کرد به خوردن کسم صدای آهو ناله هام کل خونه رو پر کرده بود از گوشه چشمام نگاه کردم در اتاق بچه ها یکم باز بود توی اتاق تاریک بود و دیده نمیشد ولی فکر کنم داشتن مارو میدیدن و صدامونو می‌شنیدن اون چنتا چراغ اون طرف هال باعث شده بود که منو سامان راحت دیده بشیم سامان بلند شد کیرشو گرفت جلوی صورتم کیر نازشو تو دستم گرفتم و کردم تو دهنم شروع کردم به ساک زدن اینبار صدای ناله های سامان با صدای ساک زدن من بود که کل خونه رو پر کرده بود، بچه هام داشتن منو لخت میدیدن که دارم کیر شوهرمو ساک میزنم سامان قربون صدقم می‌رفت بلند شدم سامانو بغل کردم لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به عشق بازی ایستاده بودیم توی هال کاملا لخت داشتیم با هم سکس میکردیم اونم جلوی بچه هامون بعد یه عشق بازی عالی برگشتم کونمو قمبل کردم دستامو گذاشتم روی مبل سامان از پشت کیرشو چپوند تو کسم رو به روی اتاق بچه ها بودم لخت داشتم گاییده میشدم خیلی وقت بود جلوی چشم بقیه لخت نبودم سامان مثل دیوونه ها تو کسم تلمبه میزد بچه‌ها منو نگاه میکردن میتونستم تو تاریکی ببینمشون یا شاید. حس عالیی داشتم تو دنیای دیگه ایی بودم سامان همونجور که داشت منو میکرد تو گوشم گفت خوشت میاد برادر بکنه تو کس خواهرش خوشت میاد از جندگی خواهر واسه برادر. این حرفا کافی بود تا منو به اوج برسونه و ارگاسمم کنه یه ناله کشیده از ته دلم به سامان فهموند ارگاسم شدم اونم تلمبه هاشو محکم تر کرد و آب داغشو پاشید تو کسم یکم همون‌جور موندیم هنوز روبروی اتاق بچه ها بودم ولی اینبار راحت میتونستم اتاقشونو ببینم داشتن به من نگاه میکردن لخت داشتم چشم تو چشم نگاهشون میکردم تو تاریکی تشخیصشون سخت بود ولی بازم میتونستم ببینمشون بلند شدم سامان بغلم کرد لخت وسط هال لبای همو می‌خوردیم یکم همو بوسیدیم تاپ و شورتمو برداشتم برگشتم برم سمت اتاقم دیدم در اتاق بچه ها بستس، درو بسته بودن شاید اونام همراه با ما داشتن سکس میکردن.
     
  
مرد

 
KohkanFarhad
دور از جونش
میخوایم داستان خوب باشه
نه تند نه اهسته و جوری که لذت ببرید
     
  
مرد

 
storyman12
ممنون دوست عزیز
اول حتما داستان و تکمیل میکنیم
بعد مسئله این هست که یکم باید بهتر بنویسیم
و شما لذت درست ببرید و خودتون توی داستان وارد بشین
نه سرسری
ممنون از حمایت شما
شما لطف داری
دوستان هم لطف دارن
اشکالی نداره
ولی خوب هم خودمون مشغله و کارهایی داریم
و همینکه باید متن خوب تحویل شما بدیم
     
  
مرد

 
Fari1353
😅😅😅😅
نه نگران نباشید
اصل مطلب خواننده هست
وگرنه ما که مشغول خودمون هستیم 😜
داریم مینویسیم که شما هم همراه ما و از ما و داستان لذت ببرید
چه از بخشهای واقعی داستان و چه از بخشهای غیر واقعی
ولی اصل قضیه شما هستین
اگر یکم فاصله بیفته ببخشید
چون داستان تموم شده نیست که یهو آپلود کنیم
بازم از صبر و حوصله شما ممنونیم
ولی بخاطر لذت بیشتر خودتونه
🙏🙏🙏
     
  
مرد

 
Jahl
قول میدم کان که گذاشتم تو داستان
ولی تا پای جان داستان ادامه بدیم و تکمیل کنیم
😅😅😅
     
  
صفحه  صفحه 8 از 26:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  25  26  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

پر از زندگی

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA