انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
گفتگوی آزاد
  
صفحه  صفحه 58 از 124:  « پیشین  1  ...  57  58  59  ...  123  124  پسین »

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو


مرد

 
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
     
  

 
     
  
مرد

 
باز دلم تنگ است

باز چشمانم باران می طلبد

آسمان دلم پر از ابرهای سیاه دلتنگی شده !

باز من تنهایم

و در این سكوت حتی صدای ساز هم آرامم نمی كند

دل من باز كوچك شده!

برای آنكه نمیدانم كیست ...

ولی غیبتش مرا می آزارد !

من خودم را گم كرده ام...! كجا...؟

این را دیگر نمیدانم ...!!!
     
  
مرد

SexyBoy
 


برداشت آزاده تورو خدا هر کی دوس داشت خودشو توش دید تعارف نکنه برداره برا خودش فقط تشکر یادتون نره بلاخره دارم زحمت میکشم خودتونو به خودتون ثابت میکنم
.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
  
زن

andishmand
 
روزی فراموش خواهیم کرد که
چه صدمه ای دیده ایم
چرا گریه کرده ایم و
چه کسی باعث آن شد

سرانجام متوجه خواهیم شد
رمز آزاد بودن ، انتقام نیست بلکه
این است که بگذاریم همه چیز
به شیوه خود و در زمان خود
معلوم گردد .

در نهایت آنچه که مهم است ، نه فصل اول ،
بلکه فصل آخر زندگیمان است
که نشان می دهد مسیر را چگونه پیموده ایم .

پس همواره بخندید ، ببخشید
اعتقاد داشته باشید
و
عشق بورزید
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
مرد

 
آرامش الان چقدر به ادم حال میده
     
  
مرد

 
بعضیا همیشه کنارت میمونن،
حتی اگه رفته باشن...
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
     
  
مرد

 
هیچ دقت کرده ای !
توی آلمان همیشه نان فراوان است؛ ولی من تابحال در این چند سال ندیدم کامیون آرد جلو نانوایی‌ها ایستاده باشد !
حتی مثلا توی آلمان، تو اصلا پلیس را نمی‌بینی، در حالی که آن‌ها دارند نظم را اداره می‌کنند !
یک شیشه بشکن، ببین در عرض سه دقیقه سگ ساران می‌شود. در حالت عادی اصلا حضور ندارند.
من فکر می‌کنم در کشوری که تو نتوانی بفهمی نانوایی‌هایش چطور آردشان را تامین می‌کنند، یا مثلن کشوری که زیر قدرت پلیس اداره شود، اما هیچ‌وقت تو پلیس را نبینی خیلی مقتدر است.
ولی ما کجای کارمان می‌لنگید ...؟!



فریدون سه پسر داشت
عباس معروفی
     
  
مرد

 
ی روزی زدم چوب حراج بر آبروی خودم
که کنم آبروی رفته ز عزیزی جبران
غافل از این رسم زمونه بودم همه عمر
سگی را خون دل دادم که با من آشنا گردد
ندانستم سگ خونخورده خونخوار میگرد
نه سگ را با کسی آشنا کردم ، نه اکنون او پشیمانم
نمیدانم چرا هر بار که یادش می کنم باز
به یاد خنجر و پشت تنم از یار می افتم
حال می گویم به او که باعثش بود در نخست
از مکافات عمل غافل مشو
گندم ز گندم بروید جو ز جو ......
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
     
  
زن

 




پسرم، فرزندم،وقتي اسم تو باشه وقتي حرف از تو باشه زبانم بند مياد از توصيف تو، از بيان احساساتم هر چي ميگردم، هر چقدر فكر ميكنم باز هم نمي تونم احساسي كه تو وجودم هست و نسبت به تو دارم بيام كنم تنها جمله اي كه ميتونم بگم اين هست كه، از روزي كه اومدي قلبم بيرون از بدنم ميتپه... شدي همه ي دنيايي من، شدي خوشي من، خنده من، دوست دارم ساعت ها به صورتت نگاه كنم به اون صورت نازت به اون چشمهاي زيبات كه وقتي ميخندي چشمهاتم ميخنده
اون لحظه خدايي رو شكر ميكنم كه همچين نقاشي زيبايي كشيده و بهم هديه داده.
" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
  ویرایش شده توسط: mahsadvm   
صفحه  صفحه 58 از 124:  « پیشین  1  ...  57  58  59  ...  123  124  پسین » 
گفتگوی آزاد

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA