ارسالها: 9253
#191
Posted: 14 Nov 2013 18:45
علائم نوزاد سالم
ابعاد طبيعي نوزاد :
وزن نوزاد بطور طبيعي مي تواند 5/2 تا 4 كيلوگرم باشد كه البته بطور متوسط وزن نوزاد معمولاً 3 تا 5/3 كيلوگرم مي باشد.نوزادي كه با وزن كمتر از 5/2 كيلوگرم به دنيا مي آيد كم وزن ناميده مي شود.قد نوزاد به طور متوسط 49 تا 51 سانتي متر و دورسر طبيعي نوزاد حدود 32 تا 35 سانتي متر مي باشد.
سر نوزاد :
گاهي ممكن است سر نوزاد كاملاً گرد نباشد و كشيده تر از حد معمول باشد كه علت آن ممكن است فشار بيش از حد سر در هنگام زايمان طولاني باشد كه در طي چند هفته اول اين حالت خود به خود اصلاح خواهد شد و جاي نگراني نيست. به همين علت نياز به بستن دستمال به دور پيشاني و سر نوزاد نيست. در بعضي موارد ممكن است برآمدگي هايي بر روي سر نوزاد به دليل خونريزي زير پوستي حين زايمان طبيعي مشاهده شود كه خود به خود برطرف مي شود.
پوست نوزاد :
لكه لكه شدن پوست يك حالت شايع و طبيعي پوستي در نوزادان است. در برخي نوزادان يك يا چند لكه قرمز روي صورت و پشت گردن مشاهده مي شود. اكثر اين لكه ها تا سن 2-3 سالگي از بين مي روند. در هفته اول تولد روي پوست صورت نوزاد ممكن است دانه هاي قرمزي كه وسط آن ها سفيد است ظاهر شوند كه جاي نگراني وجود ندارد.
چشم نوزاد :
در سفيدي چشم نوزاد گاهي لكه هايي قرمز رنگ به دليل خونريزي هاي كوچك و موضعي مشاهده مي شوند كه طي 10-7 روز اين خونريزي ها جذب شده و اثري از آنها باقي نمي ماند.به هيچ عنوان به چشمان نوزاد خود سرمه نكشيد، علاوه بر عفونت ممكن است سبب آسيب به چشمان نوزاد شما گردد.
دهان نوزاد :
يكي از شايع ترين يافته ها در دهان برفك دهان مي باشد. در اين عارضه ترشحات سفيد رنگ و پنيري شكل در دهان نوزاد تشكيل مي شود كه با رعايت بهداشت و درمان مناسب توسط پزشك بهبودي حاصل مي شود. بعضي نوزادان در هنگام تولد ممكن است 2-1 دندان داشته باشند كه هيچ خطري براي نوزاد ندارد ولي در مواردي كه دندان ها لق باشند بايستس به دندان پزشك مراجعه شود.
بيني نوزاد :
گاهي جريان هواي سرد و ترشح ديواره بيني باعث تورم و گرفتگي مجراي بيني مي شود.در اين حالت نوزاد نمي تواند به راحتي شير بخورد و بعد از چند بار مك زدن سينه مادر را رها مي كند. جهت رفع اين مشكل بهتر است از قطره بيني(سديم كلرايد) استفاده كرد.
پستان نوزاد:
اكثر نوزادان پس از تولد پستان برجسته اي دارندو گاهي از پستان اين نوزادان شير ترشح مي شود كه علت آن تاثير هورمون هاي مادر است. به هيچ عنوان پستان هاي نوزاد را دستكاري نكنيد و سعي در تخليه شير آنها نداشته باشيد.
ناف نوزاد:
ناف نوزاد معمولاً 10-5 روز بعد از تولد مي افتد. رعايت نظافت بند ناف اهميت ويژه اي دارد. هرگز روي ناف داروي سنتي مانند خاكستر يا سرمه نگذاريد. اگر محل ناف يا اطراف آن قرمز شد يا ترشح خوني يا چركي داشت ، بايد نوزاد را فوري نزد پزشك برد.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#192
Posted: 14 Nov 2013 18:51
برنامه غذايي كودكان 1 تا 3 سال
با توجه به اينكه ميزان انرژي مورد نياز روزانه اين گروه سني در حدود 1300 كيلوكالريست، برنامه غذايي ذيل به گونه اي تنظيم شده است كه حداقل 60 درصد نيازهاي كالريكي اين كودكانبا مصرف 3 وعده ی صبحانه، ميان وعده صبح و ناهار تأمين شود:
صبحانه:
روزاول: يك برش نان سنگك يا 3 برش نان لواش - يك عدد تخم مرغ آب پز - چاي شيرين
روزدوم: يك برش نان سنگك يا 3 برش نان لواش-30 گرم پنير (به اندازه يك قوطي كبريت) - چاي شيرين
روزسوم: يك برش نان سنگك يا 3 برش نان لواش -10گرم عسل يا مربا (يك قاشق غذاخوري سرصاف) - چاي
روز چهارم: همانند روز اول
روز پنجم: همانند روز دوم
روز ششم: همانند روز سوم
· هربرش نان به اندازه يك كف دست است.
ميان وعده صبح:
يك ليوان شير - يك عدد كيك كوچك يا سه عدد بيسكوئيت ساده (ترجيحا تهيه شده از آرد كامل گندم مثل ساقه طلاقي)
ناهار:
روزاول: برنج پخته (6 قاشق غذاخوري) - خورش قورمه سبزي حاوي دو تكه گوشت خورشتي (هرتكه به اندازه يك قوطي كبريت) - يك كاسه كوچك ماست - يك عدد پرتقال.
روزدوم: برنج پخته (6 قاشق غذاخوري) - 60 گرم جوجه كباب بدون استخوان - يك عدد گوجه فرنگي - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست - يك عدد سيب.
روزسوم: برنج پخته (6 قاشق غذاخوري) - 60 گرم كباب برگ - يك عدد گوجه فرنگي- 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست - دو عدد نارنگي.
روزچهارم: يك برش نان سنگك - خوراك مرغ حاوي 60 گرم مرغ (يك ران مرغ)، هويج و سيب زميني پخته، يا خوراك گوشت قلقلي حاوي 2 عدد گوشت قلقلي (هريك به اندازه 30 گرم) و هويج و سيب زميني پخته - يك كاسه كوچك ماست- يك عدد موز كوچك.
روزپنجم: 6 قاشق غذاخوري عدس پلو - 60 گرم گوشت چرخ كرده- 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست - سبزي خوردن - 1 عدد پرتقال.
روزششم: 6 قاشق غذاخوري برنج پخته - خورش كدو يا بادنجان حاوي 60 گرم مرغ و يك عدد كدو يا بادنجان - يك كاسه ماست - 2 عدد نارنگي.
برنامه یغذايي كودكان 4 تا6 سال:
بــا تــوجـه بـه اينكه ميزان انرژي مورد نياز روزانهی اين گروه سني در حدود 1800 كيلوكالريست، برنامه غذايي ذيل به گونه اي تنظیم شده است كه حداقل 60 درصد نيازهاي كالريكي اين كودكان در طي 3 وعده یصبحانه، ميان وعده صبح و ناهار تأمين شود:
صبحانه:
روزاول: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش - يك عدد تخم مرغ آب پز - 10 گرم كره -چاي شيرين
روزدوم: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش - 45 گرم پنير - چاي شيرين
روزسوم: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش - 20 گرم عسل يا مربا - 10 گرم كره - چاي
روز چهارم: همانند روز اول
روز پنجم: همانند روز دوم
روز ششم: همانند روز سوم
· هربرش نان به اندازه يك كف دست است.
ميان وعده صبح:
يك ليوان شير - يك عدد كيك كوچك يا سه عدد بيسكوئيت ساده (ترجيحا تهيه شده از آرد كامل گندم) -يك عدد سيب يا پرتقال
ناهار:
روزاول: 10 قاشق غذاخوري برنج پخته - خورش قورمه سبزي حاوي دو تكه گوشت خورشتي (هرتكه به اندازه يك قوطي كبريت) - يك كاسه كوچك ماست - يك عدد پرتقال.
روزدوم: 10 قاشق غذاخوري برنج پخته - 60 گرم جوجه كباب بدون استخوان - يك عدد گوجه فرنگي - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست- يك عدد سيب.
روزسوم: 10 قاشق غذاخوري برنج پخته - 60 گرم كباب برگ - يك عدد گوجه فرنگي - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست - دو عدد نارنگي.
روزچهارم: يك ونيم برش نان لواش - خوراك مرغ حاوي 60 گرم مرغ (يك عدد را äمرغ) يا خوراك گوشت قلقلي حاوي 2 عدد گوشت قلقلي (هريك به اندازه 30 گرم) - يك عدد سيب زميني و هويج پخته - يك كاسه كوچك ماست- يك عدد موز كوچك.
روزپنجم: 10 قاشق غذاخوري عدس پلو - 60 گرم گوشت چرخ شده- 5 گرم كره- يك كاسه كوچك ماست- سبزي خوردن - يك عدد پرتقال.
روزششم: 10 قاشق غذاخوري برنج پخته - خورش كدو يا بادنجان حاوي 60 گرم مرغ (يك ران مرغ) و يك عدد كدو يا بادنجان - يك كاسه ماست - دو عدد نارنگي.
برنامه یغذايي كودكان 7 تا10 سال:
بـا تـوجه به اين كه ميزان انرژي مورد نياز روزانه اين گروه سـنـي در حدود 2000 كيلوكالريست ، برنامه غذايي ذيل به گونه اي تنظيم شده كه حداقل 60 درصد نيازهاي كالريكي اين كودكان با مصرف سه وعده یصبحانه، ميان وعده صبح و ناهار تأمين شود.
صبحانه:
روزاول: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش - يك عدد تخم مرغ آب پز - 10 گرم كره -چاي شيرين
روزدوم: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش -45گرم پنير - چاي شيرين.
روزسوم: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش -20 گرم عسل يا مربا - 10 گرم كره - چاي
روز چهارم: همانند روز اول
روز پنجم: همانند روز دوم
روز ششم: همانند روز سوم
· هربرش نان به اندازه يك كف دستاست.
ميان وعده صبح:
يك ليوان شير - يك عدد كيك كوچك يا سه عدد بيسكوئيت ساده (ترجيحا تهيه شده از آرد كامل گندم) يك عدد سيب يا دو عدد نارنگي يا يك عدد موز كوچك
ناهار:
روزاول: برنج پخته (12 قاشق غذاخوري) - خورش قورمه سبزي حاوي سه تكه گوشت خورشتي (هرتكه به اندازه يك قوطي كبريت) - يك كاسه كوچك ماست - يك عدد پرتقال.
روزدوم: برنج پخته (12 قاشق غذاخوري) - 90 گرم جوجه كباب بدون استخوان - يك عدد گوجه فرنگي - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست- يك عدد سيب.
روزسوم: برنج پخته (12 قاشق غذاخوري) - 90 گرم كباب برگ - يك عدد گوجه فرنگي - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست - دو عدد نارنگي.
روزچهارم: دو برش نان سنگك يا 6 برش نان لواش - خوراك مرغ حاوي 90 گرم مرغ (نصف سينه مرغ) يا خوراك گوشت قلقلي حاوي سه عدد گوشت قلقلي (هريك به اندازه 30 گرم) - يك عدد سيب زميني كوچك و هويج پخته - يك كاسه كوچك ماست - يك عدد موز كوچك.
روزپنجم: 12 قاشق غذاخوري عدس پلو - 90 گرم گوشت چرخ کرده - 5 گرم كره - يك كاسه كوچك ماست- سبزي خوردن - يك عدد پرتقال.
روزششم: 12 قاشق غذاخوري برنج پخته- خورش كدو يا بادنجان حاوي 90 گرم مرغ ( نصف سينه مرغ) و يك عدد كدو يا بادنجان - يك كاسه ماست - دو عدد نارنگي.
نکا Êقابل توجه در تغذیه کودکان:
· در مورد كودكان 1 تا 2 ساله اي كه همچنان از شير مادر يا شيرخشك تغذيه مي کنند لازم است كه زمان مصرف شير پس از وعده غذايي اصلي و قبل از صرف ميوه باشد.
· با توجه به اهميت مصرف شير و لبنيات در برنامه یغذايي كودكان، به مادران در مورد ارائه ی شیر در میان وعده یعصر و قبل از خواب، و همچنین مصرف ماست در وعده شام آموزشهای لازم داده شود.
· در تهيه یغذاي كودكان از فلفل، ادويه و يا چاشنيهاي تند استفاده نکنید.
· درمورد كودكان کم سن و سال تر (12 تا 18 ماهه) مصرف غذاهاي فوق در صورتي مجازست كه كودك از قبل با آنها آشنا شده باشد.
· نان سنگک و بربری نسبت به نانهای دیگر ارجحیت دارند.
· گوشت مصرفي كاملا لخم، (ترجیحا قسمتهاي ماهيچه اي) و مرغ و ماهي بدون پوست مصرف گردد.
· از شير و ماست 5/2 درصد چربي جهت تغذيه كودكان استفاده شود.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#193
Posted: 14 Nov 2013 18:55
روانشناسي کودک دبستاني من
هر کودکي مراحل رشد و تحول خود را به گونه اي متمايز از ساير کودکان سپري مي کند؛ هر چند که والدين انتظار دارند تمام کودکان مراحل رشد خود را بر طبق يک روال مشخص پشت سر بگذارند اما واقعيت اين است که کودکان داراي تفاوت هاي فردي بي شماري هستند. تغيير و تحولات رشدي کودکان مي تواند از يک تا شش ماه با يکديگر متفاوت باشد. آنچه مهم است توجه به سلامت جسماني و ذهني هر کودک است که مي تواند سرعت و روند رشد او را تعيين کند. رشد، جرياني مرحله اي و پيوسته است؛ اين نکته به اين معنا است که يادگيري برخي از مهارت ها مستلزم يادگيري مهارت هاي پايه اي است. مثلا کودک براي حرف زدن ابتدا الفاظ نامفهومي را به کار مي برد (واژه هاي ناقص) و سپس به گفتن کلمه و جمله مي پردازد. پس لازمه رسيدن به هر مرحله از رشد، گذراندن موفقيت آميز مرحله پيشين است. تمام کودکان مراحل رشد يکساني دارند اما ممکن است سرعت رشد به علت تفاوت هاي فردي با هم فرق داشته باشد.
خودمحوري يعني اين که او به دشواري مي تواند تصور کند امور از ديدگاه ديگران چگونه است مثلاً چون مي خندد همه بايد بخندند.
آيا مي دانيد کودکان تان در اوايل 7 سالگي و سن ورود به دبستان تا قبل از بلوغ چه مهارت هايي را نسبت به سنين قبل به دست آورده است؟ در اين مطلب سعي شده ويژگي هاي شناختي کودکان دبستاني و توانمندي هاي شناختي آنان با مثال هايي ساده و روشن بيان شود تا والدين با دانستن اين ويژگي هاي شناختي از فرزندان شان به همان ميزان، انتظار داشته باشند. از سن 6 تا 7 سالگي به بعد در کودکان تغييرات قابل ملاحظه اي پديد مي آيد. بدين معني که کودک از لحاظ جسمي به طور مرتب رشد کرده و کم کم قدرت لازم را براي رفع احتياجاتش کسب مي کند حرکات و رفتارهايش از پختگي خاصي برخوردار مي شود و از لحاظ عاطفي، رواني و ذهني هم رشد مي کند.
خوبي ها، بدي ها، زشتي و زيبايي را مي فهمد ولي در انتخاب راه زندگي و هدف هاي معقول از پختگي لازم برخوردار نيست اين مرحله (سال هاي دبستان) را آخرين مرحله کودکي مي نامند. کودک شما با ورود به دبستان، آماده ورود به مرحله جديدي از شناخت و ذهن يعني مرحله عمليات ذهني مي شود. عمليات ذهني يعني اين که کودک توان انجام
بسياري از کارهاي ذهني را دارد. البته اين قضيه به اين صورت نيست که کودک خود محوري که طي سال هاي قبل درک کاملي از محيط و روابط آن نداشته شب بخوابد و فردا در اين زمينه ها درک کاملي پيدا کند و توانمند شود. اين مهارت ها که به آن ها اشاره مي شود به تدريج و و ظرف مدت چند سال پديد مي آيند.
کودکان در مرحله عمليات ذهني يا عيني (7 تا 11 سال) با اشيا و امور عيني آشنا مي شوند. وقتي در اين مرحله مسئله اي براي کودکان مطرح شود که در آن فرضيه هايي وجود دارد ، کودکان از حل آن باز مي مانند، اما اگر همان مسئله را براي آنان با کلمات و تعابير عيني و واقعي شرح دهيم آن را حل خواهند کرد.
حساسيت آن ها از 7 سالگي به بعد نسبت به احساسات ديگران بيشتر مي شود و احساسات ديگران رادر شرايط مختلف مي فهمند
يکي از ويژگي هاي شناختي اين سنين، خودمحوري سال هاي قبل از دبستان است که در اين سنين کم تر مي شود. خودمحوري يعني اين که او به دشواري مي تواند تصور کند امور از ديدگاه ديگران چگونه است مثلاً چون مي خندد همه بايد بخندند. نمي تواند تصور کند مسئله اي که او به آن مي خندد ممکن است براي والدين يا ديگران خنده دار نباشد. اين ويژگي (خودمحوري) در سنين دبستان نسبت به قبل کم تر مي شود.
آن ها در دوران دبستان متوجه مي شوند که ديگران دنيا را طور ديگري مي بينند و در ضمن مي توانند نظر ديگران را هم درک کنند، حساسيت آن ها نسبت به احساسات ديگران بيشتر مي شود و احساسات ديگران رادر شرايط مختلف مي فهمند مثلاً غم، شادي و... و آثار خودمحوري کلام (زبان) هم در اين سنين کم تر مي شود. اگر دقت کرده باشيد تا قبل از دبستان، کودکان بدون دادن اطلاعات کافي به شنونده از ضمير او استفاده مي کنند. به نظر آن ها چون خودشان مي دانند در مورد چه چيزي يا چه کسي حرف مي زنند پس شنونده هم مي داند ولي با افزايش سن خصوصا در سنين دبستان اين گرايش در آن ها کم تر مي شود.
ويژگي ديگر بازگشت پذيري است. کودک مي تواند در اين سنين عمليات ها را به شکل معکوس انجام دهد. مثلاً يک گلوله خمير را دوباره به شکل يک کرم دراز در مي آورد و سپس مي تواند اين عمليات را معکوس کند و کرم دراز را به شکل گلوله خمير درآورد. مثلا يک کودک 6 ساله که ياد گرفته عدد سه به علاوه دو مي شود پنج. اگر از او بپرسيد عدد دو به علاوه سه چند مي شود خواهد گفت نمي دانم اما کودکان دبستاني متوجه بازگشت پذيري اين مسئله مي شوند و در اين مورد مشکلي ندارند.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#194
Posted: 14 Nov 2013 18:58
تاثير قصه بر نوزاد و كودك
متخصصان روان شناسي، قصه گفتن را براي تكامل مغز نوزادان و كودكان لازم مي دانند. يا قصه گويي علاوه بر شناساندن صداي والدين، صحبت كردن براي كودك راحت مي شود و كلمات را صحيح و كامل ادا مي كند .
بيشتر والدين بر اين باورند كه نوزاد هيچ چيز را متوجه نمي شود و لازم نيست با او حرف بزنند، اين در حالي است كه مغز نوزاد آماده پذيرش و يادگيري است و دوست دارد صداي والدين خود را بشنود و با محيط آشنا شود.والدين حتما بايد نام اشيا، غذا، اسباب بازي و يا هر چيز ديگري را كه به نوزاد مي دهند براي او بگويند و زماني كه كودك سعي مي كند به هر لفظي كلمه را ادا كند صحبت كردن او را قطع نكند و اجازه دهند هر طوري كه راحت است آن را تلفظ كند.نوزادان به صداي افراد مونث بهترين پاسخ را مي دهند، مطالعات نشان داده شده است كه صحبت با زبان كودك، باعث تاخير در زبان كودك نمي شود. والدين بايد سعي كنند در صحبت با كودك تركيبي از لغات بزرگسالان را با صداي بچه گانه مورد استفاده قرار دهند.
داستان و قصه نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت كودك دارد. از طريق قصه ها و داستان هاي خوب كودك به بسياري از ارزش هاي اخلاقي پي مي برد. پايداري، شجاعت، نوع دوستي، اميدواري، آزادگي، جوانمردي، طرفداري از حق و حقيقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هايي هستند كه هسته مركزي بسياري از قصه ها و داستان ها را تشكيل مي دهند پرورش حس زيباشناسي در كودك متوجه ساختن كودك به دنيايي كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفيد در كودك، تشويق حس استقلال طلبي و خلاقيت كودك هدف هاي اصلي طرح قصه هاي خوب براي كودكان است.كودكان علاقمند به ديدن عكسها با رنگهاي شاد و پيچيده مي باشند بنابراين بايد براي آنها كتابهاي داستاني تهيه شود كه رنگي با تصاوير بزرگ باشد. اين عمل باعث افزايش آشنايي و عكس العمل كودك مي شود.
حس شنوايي كودك نسبت به تكلم او حساس تر است، كودك دوست دارد صداهاي مختلف را بشنود و در مقابل آنها بسته به علاقه عكس العمل نشان مي دهد يه طوري كه آنها را تقليد مي كند و منتظر تشويق والدين مي ماند.
دكتر "محمود رسالتي" روان شناس نيز با اشاره به اينكه از چهار ماهگي به بعد، پنج حس نوزاد از تعامل و واكنش بيشتري برخوردار ميشود، گفت :بينايي كودكان بعد ازچهارماهگي در حال افزايش است به طوري كه توانايي پيگيري اجسام متحرك را از خود نشان ميدهد
وي افزود : والدين بايد بعد از چند ماه فضاي اتاق كودك را تغيير دهند و او را با ديگر فضاهاي بيرون از خانه و ديگر افراد خانواه آشنا كنند
وي اضافه كرد: كودكان علاقهمند به ديدن عكسهايي با رنگهاي شاد و پيچيده مي باشند بنابر اين بايد براي آنها كتابهاي داستاني تهيه شود كه رنگي وبا تصويرهاي بزرگ باشد زيرا اين عمل باعث افزايش آشنايي و عكس العمل كودك ميشود
رسالتي با اشاره به اينكه حس شنوايي كودك نسبت به تكلم او حساستر است، گفت:كودك دوست دارد صداهاي مختلف را بشنود و در مقابل آنها بسته به علاقه عكس العمل نشان ميدهد به طوري كه حتي آنها را تقليد ميكند و منتظر تشويق والدين ميماند
رسالتي گفت: والدين بايد حس چشايي فرزندان خود را تحريك كنند و بشناسند زيرا برخي از كودكان نسبت به يك سري از غذاها و طعمها آلرژي دارند كه اين خود باعث بيماري و بيقراري كودكان ميشود
وي افزود : درباره حس لامسه كودكان بايد اجازه داد آنها همه چيز را در خصوص زبري ، نرمي ، گرماو سرما احساس كنند تا بتوانند در مقابل آنها عكس العمل نشان بدهند
وي اضافه كرد : اولين پله براي بيدار و فعال كردن اين حس در نوزادان نوازش و در آغوش گرفتن آنها است زيرا با اين عمل به او اين احساس منتقل مي شود كه او را دوست دارند و جايش امن است
قصه ها به کودکان یاری می رسانند تا ارتباط ها را درک کنند رابطه ای که بین شخصیت های یک قصه وجود دارد، می تواند به کودک یاری برساند که خود چگونه این موارد را در زندگی رعایت کند.
موضوع مهم دیگر که تاثیر زیادی بر فرایند اجتماعی شدن کودک دارد این است که قصه ها پیام ها و ارزش هایی را به مخاطب خود منتقل می کنند . کودک در اثر شنیدن، تکرار شنیدن و حتی فکر کردن به قصه می تواند این پیام ها را جذب کند و ارزش های خانوادگی، اجتماعی و انسانی را بگیرد. غیرمستقیم بودن این پیام ها موجب می شود که برای کودک دلنشین تر، جذاب تر و دوست داشتنی تر شود
هم چنین قصه ها قدرت تمرکز و دقت کودکان را افزایش می دهند .کودکان در اثر شنیدن این توانایی را به دست می آورند تا بتوانند شنیدن فعال را تجربه کنند. آن ها حتی برای اینکه بتوانند ماجرا را دنبال کنند، ضروری است که دقت و تمرکز لازم را برای خوب شنیدن تمرین کنند.
برای منظم شدن و فعال شدن کودکان در امور هم قصه گویی یک آموزش جذاب است قصه ها می توانند به کودکان یاد بدهند که چگونه روی کار تمرکز کنند و با دقت آن کار را پیش ببرند.
در عین حال قصه ها موجب می شوند تا کودکان بتوانند با گستره هایی از کلمه ها آشنا شوند. کلمه هایی که ممکن است در گفتگوی روزانه هیچ وقت مورد استفاده قرار نگیرند همچنین قصه ها موجب می شوند تا کودکان با تجربه ها، احساس ها، عواطف و شیو ه های نگرش بزرگترها آشنا شوند.
کودکان از آن جا که هنوز تجربه گسترده ای در شناخت دنیا ندارند، سعی می کنند که با ارتباط دادن بین آموخته های قبلی و موضوع های جدید به تعادل ذهن خود کمک کنند. این روند معمولا با تخیل کودک عجین می شود و او را یاری می کند که با منطق خود به کشف و شناخت دنیا اقدام کند و بر اساس چنین روندی است که از قصه های تخیلی لذت می برند و از آنها بهره برداری می کنند.
کارکردها و ارزش های قصه ها به مراتب بیشتر از آن است که بخواهد به همین چند مورد خلاصه شود. اما همین موارد با ارزش می تواند دلایل مهمی باشد که بتوان از طریق قصه ها به رشد عاطفی، اجتماعی، کلامی و ذهنی کودک یاری نمود.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#195
Posted: 14 Nov 2013 19:01
متاسفانه این اشتباه در ایران به شدت رایج هست
.
همونطور که در عکس ها مشاهده میکنید بلند کردن کودکان از دست ها
بسیار به آنها آسیب میزند.
.
پس از کارهایی که در عکس ها مشاهده میکنید به شدت پرهیز کنید.

take a screenshot
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#196
Posted: 14 Nov 2013 19:04
قصه و تربیت کودکان
قصه گفتن برای تکامل مغز نوزادان و کودکان لازم است چراکه با قصه گویی علاوه بر شناسایی صدای والدین، صحبت کردن برای کودک راحت می شود و کلمات را صحیح و کامل ادا می کند. والدین بر این باورند که نوزاد هیچ چیز را متوجه نمی شود و لازم نیست با او حرف بزنند. این درحالی است که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود. دکتر یغمایی روان شناس کودکان و مدرس دانشگاه در گفت وگو با ما می گوید: کودکان ۲ساله خیلی زود به شنیدن داستان ها یا شعرهای کودکانه علاقه نشان می دهند. داستان های مخصوص کودکان نوپا نباید طولانی یا پیچیده باشد. ممکن است داستان تنها بازتاب کارهای روزانه، مثل تهیه غذا یا غذاپختن باشد. وقتی کودکان بزرگ تر می شوند می توانید داستان هایی با حوادث و شخصیت های بیشتر برایشان بگویید مثلا ۳ساله ها اغلب از شنیدن داستان های واقعی از کودکی خود و یا بقیه اعضای خانواده خوششان می آید. تا سن ۷ سال برای بچه ها می توان قصه هایی به روش های ریتمیک و آهنگین بگویید که در آن ها کلمات کلیدی تکرار شود. همچنین کودکان علاقه مند به دیدن عکس هایی با رنگ های شاد و پیچیده می باشند بنابراین باید برای آن ها کتاب های داستانی تهیه شود که رنگی و با تصویرهای بزرگ باشد زیرا این عمل باعث افزایش آشنایی و عکس العمل کودک می شود.
● قصه و تربیت کودکان
قصه ها می توانند ضمن داشتن کارکردهای تربیتی، نقش روان درمانی را برای کودکان ایفا کنند. دکتر یغمایی در ادامه می افزاید: کودکان پرخاشگر، لجباز یا بیش فعال را می توان از طریق قصه آرام و به کودکی تبدیل کرد که تمرکز و حوصله گوش دادن را دارد. قصه هایی که کودک می شنود، آموزش یافتن راه حل مشکلات زندگی است و بچه ها هنگام شنیدن قصه های افسانه ای با قهرمانان آن ها شبیه سازی می کنند. شجاعت قهرمانان قصه و فایق آمدن آن ها بر مشکلات، بسیاری از ترس ها را درکودکان از بین می برد. قصه هایی که کودکان در سنین مختلف به آن ها نیازمندند، متفاوت است؛ برای مثال نمی توانیم برای کودک سه ساله قصه ای بگوییم که قهرمانش کارهای خیلی بزرگ انجام می دهد؛ این کودک بهتر است قصه کودکی را که خوب غذا می خورد و حیوانات را دوست دارد، بشنود. یک قصه خوب تمام جنبه های شخصیت کودک را دربرمی گیرد و می تواند معلم خوبی برای وی باشد. قصه های خوب کودکی موجب می شود که انسان لذت کامل را از تمام دوران زندگی اش ببرد.
● قصه و نگرانی های والدین
بسیاری از والدین نگران میزان خشونت در افسانه ها هستند. اکثر مردم نسخه اصلی افسانه ها را نمی خوانند، بلکه بر نسخه های سطحی یا فیلم های کارتونی (پویا نمایی) آن ها تکیه می کنند. نسخه های هالیوودی افسانه ها به وسیله گروهی از افراد مستعد اما کم اطلاع از روان شناسی کودک یا تعلیم و تربیت، تولید می شوند. تعجبی ندارد که بچه ها بعد از دیدن این فیلم ها می ترسند یا دچار کابوس می شوند دکتر یغمایی در این باره می گوید: بهترین توصیه این است که شاید داستانی بگویید که خودتان از آن لذت می برید. از گفتن داستان هایی که خیلی خشن یا نامناسب می یابید بپرهیزید.هنر داستان گفتن نیازمند آن است که خودتان افسانه های زیادی بخوانید و با این کار کودک درون خود را نیز می پرورید شما پی می برید که افسانه ها و داستان های درمان بخش به درد خودتان نیز می خورد. قصه گویی فعالیت جالبی است که پیوند کودک با والدین را نیز مستحکم می کند. هنگام خواب، بیش از هر زمان دیگر، شب یعنی پیش از موعد خواب زمان مناسبی برای قصه گویی به شمار می رود. در کل شب و عصر زمانی است که گویی از گذشته های دور برای قصه گویی به ثبت رسیده است حتی در شعر شاعران بسیار قدیمی هم نمونه هایی است که به این موضوع اشاره دارد. پدران و مادرانی که تمایل دارند هر شب برای کودکانشان پیش از خواب به صورت منظم و همیشگی قصه بگویند بهتر است در آغاز قصه ها را با صدای بلند بگویند و گه گاه شعر یا آوازهای کوتاهی را نیز در وسط یا پایان قصه برای کودکان بخوانند.
● قصه و تصویرهای کودکانه
این روان شناس کودک در ادامه می افزاید: خواندن شعری ساده که صحنه ای هیجان انگیز نداشته باشد و از ظرایف ادبی کمتری برخوردار باشد همراه با قصه های قبل از خواب فکر مناسبی است. لالایی هایی که تصویرهای پیچیده ندارد؛ شعرهایی آرامش بخشند و مفاهیمی مانند امیدواری، خانه، شب، زیبایی های طبیعت و... را می سازند و شعرهای خوبی برای همراهی با قصه های قبل از خواب به شمار می آیند. به صورت کلی لازم نیست حتما شعری همراه با قصه قبل از خواب خوانده شود، مهم این است که عباراتی موزون و آهنگین با صدای آرام و دلنشین به گوش کودکان برسد. بهتر است هنگام شعر خواندن با حرکات آرام دست و صورت، اشاره ای عملی به مفهوم شعر داشته باشید؛ این حرکت مقدمه ای است که وقتی شعر تمام شد، پتو را روی کودک بکشید. او را ببوسید و چراغ را خاموش کنید و با حرکات اعلام کنید که دیگر زمان خواب فرا رسیده است.پیش از خواب، شنیدن قصه هایی که بچه ها آن ها را بارها و بارها شنیده اند، لذت بخش است.
تحقیقات امروزی نشان می دهد که قصه گویی و خواندن بلند قصه هنگام خواب و نظم و ترتیب داشتن قصه گویی برای کودکانی که فاصله سنی آن ها ۲ تا ۷سالگی است عواملی موثر در جهت دادن به فرهنگ مطالعه در کودکان است و در آینده از آن ها خوانندگانی خوب، ماهر و تیزبین می سازد.مدت زمان قصه گویی، اگر به صورت همیشگی و منظم باشد، می تواند از پنج تا ۱۰ دقیقه شروع شود و با بالا رفتن سن بچه ها و پربار شدن گنجینه لغات آن ها می توان این مدت را کم کم افزایش داد.لازم نیست والدین همیشه قصه بگویند می توانید از کودکانتان بخواهید که آن ها قصه ای را برای شما بگویند و فقط در هنگام قصه گویی با آن ها همراهی کنید؛ این امر از سن چهار سالگی و گاه زودتر امکان پذیر است، در حقیقت از سنین سه تا چهار سالگی بچه ها معمولا آمادگی دارند، پاره ای از اتفاقاتی که برایشان افتاده است را تبدیل به قصه کنند یا قصه های ساده ای را که شنیده اند، بازگو کنند و هنگامی که کودکان به سن پنج یا شش سالگی برسند، از نظر ذهنی آمادگی دارند که افسانه ها را بشنوند، پس می توان برای آن ها پیش از خواب به گفتن یک یا دو افسانه کوتاه پرداخت.از سنین شش سالگی به بعد، بچه ها توانایی شنیدن قصه های بلند قسمت به قسمت را دارند، در حقیقت می توانند بین قسمت های مختلف داستان ارتباط برقرار کنند و بهتر است قصه های بلند را قبل از بازگو کردن، بلند بخوانید. قصه های بلندی که برای قصه گویی انتخاب می کنید باید طوری باشد که در هر شب قسمتی از آن به صورت منطقی پایان یابد یعنی باید قسمت های مختلف داستان به صورتی تقسیم بندی شود که در هر شب با ماجرایی پایان پذیرد و مقدمات ماجرای بعدی نیز در همان شب گفته شود.
● قصه و هدف های قصه گویی
داستان ها و اشعاری که کودکان می خوانند و می شنوند، اثری عمیق در فکر و روحیه آنان می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسایل رشد و معاشرت با دیگران آماده می کند. همچنین در درک و فهم مشکلات زندگی به آنان کمک می کند.ادبیات کودک، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان، نقش قاطعی دارد.
● هدف های گوناگون قصه گویی از دید دکتر یغمایی عبارت اند از:
۱) کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
۲) تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
۳) تحریک قوه ابتکار و ابداع در کودکان
۴)ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان
به طور کلی در تعریف ادبیات کودکان می توان گفت، مجموعه نوشته ها، سروده ها و گفتارهایی است که بزرگسالان برای خردسالان فراهم می کنند یا خردسالان خود خالق آن هستند.
۵) رشد اعتماد به نفس کودک و علاقه مند کردن او به آزادی و عدالت اجتماعی
۶) برآورده کردن نیازهای عاطفی کودک و آماده کردن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن می دانید که داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. با قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد.پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در برابر زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را تشکیل می دهد.پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه کردن کودک به دنیای اطرافش، پرورش عادت های مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.پدر و مادرها ، منتظر این نباشید که ساعت یا روز مهمی فرا برسد و یا سالروز و رویدادی پراهمیت پیش آید تا برنامه قصه گویی برای کودکانتان ترتیب بدهید.
در روزهای عادی هم ساعاتی وجود دارد که برای قصه گویی مناسب است و والدین باید اهمیت این ساعت ها را دریابند، این مسیله در مورد والدین بچه های خردسال و کنجکاو صدق می کند. در حقیقت چنین کودکانی از شنیدن داستان های معمولی و شعرهای کودکانه شاد و راضی می شوند اما باید شعرها و داستان ها طوری انتخاب شوند که کودک بتواند خود را جایگزین شخصیت های قصه و شعر بکند؛ اگر چنین نباشد کودکان شنوندگان خوبی نخواهند بود.اگر شما از آن دسته کودکانی بوده اید که دارای والدینی نبودید که برایتان قصه بگویند، پس سعی کنید حالا که شما در مقام والدین هستید، برای کودکانتان قصه بگویید تا آن ها هم این عادت خوب را به نسل های بعدی انتقال دهند. از هر فرصتی برای قصه گفتن استفاده کنید، شاید آن فرصت همین الان باشد
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#197
Posted: 14 Nov 2013 19:08
از دردهای رشد چه میدانید؟
شکایاتی مانند این ها را ممکن است از مادران زیاد شنیده باشید: «دختر 8 سالهام به خاطر درد پاهایش نمیتواند شب بخوابد، یا پسر شش ساله ی دوستم با گریه و درد پاهایش از خواب میپرد و...»
مادرانی که تجربه بیشتری دارند، در این مواقع به کودکانشان می گویند: "ناراحت نباش. این ها درد رشد است."
آیا واقعا این طور است؟
"درد رشد" پدیده ای جالب است، زیرا از یک لحاظ دردی واقعی است، اما از طرف دیگر ربطی به رشد ندارد.
دردهای دوران رشد دردهای رایجی هستند که بیش از همه در کودکان سه تا پنج ساله و 8 تا 12 ساله رخ میدهند. این درد میتواند در اثر بازی کردن زیاد و شدید کودک به وجود آید و معمولا عضلات و نه مفاصل را مبتلا میکند.
از این دردهای رشدی نترسید
دردهای رشدی معمولا تا پایان سالهای نوجوانی فروکش میکنند. تا آن هنگام میتوانید با انجام اقداماتی ساده، درد شبانه کودکتان را تخفیف دهید. دردهای رشد معمولا خفیف هستند و به صورت دردهای مبهم نامشخص (اغلب در بازوهای دست ها یا ساق پاها) حس میشوند.
این دردها واقعی هستند، اما ناشی از رشد بدن کودک نیستند. فرآیند رشد آنقدر تدریجی است که اگر هم دردی جسمی بخواهد در گذر زندگی بوجود بیاید، باید با پیر شدن رخ دهد. فرایند رشد حتی در دوره های شتاب گرفتن آن، در طی ماه ها رخ می دهد. خلاصه کلام این که رشد کردن اصلا دردناک نیست.
البته همه ما در همه زمان ها رشد می کنیم. بنابراین به بیان دقیق تر دردهای رشد در هر سنی ممکن است رخ دهند (برای مثال آرتریت یا ورم مفاصل را می توان درد رشدی دوران سالمندی به حساب آورد).
دردهای رشد معمولا نه خطرناک هستند و نه زیانبار؛ اما در عوض یک تشخیص عامیانه راحت (گرچه اندکی بی اعتنا) برای رگ به رگ شدگی های خفیف، فرسودگی عضلانی و عضلات دردناک هستند که گاهگاهی کودکان پر جنب و جوش را گرفتار می کنند.
این دردها چه علامتی دارند؟
دردهای رشد اغلب به صورت دردهایی مبهم و زقزقکننده در پاها، اغلب در جلوی رانها، پشت ساق پاها یا پشت زانوها بروز میشوند. معمولا هر دو پا درد میگیرد و برخی از کودکان ممکن است از درد شکم یا سردرد در حین دورههای درد رشد شکایت داشته باشند.
دردهای رشدی اغلب در انتهای بعدازظهر یا ابتدای غروب بروز میکنند. برخی اوقات درد کودک را در میان شب بیدار میکند.
کی باید نزد پزشک رفت؟
در برخی موارد بهتر است در مورد درد پای کودک تان با پزشک مشورت کنید، از جمله در صورتی که درد این ویژگیها را داشته باشد:
- مداوم باشد و در طول روز ادامه پیدا کند.
- به قدری شدید باشد که کودک را از فعالیت طبیعی بازدارد.
- درد در مفاصل متمرکز باشد، یا با یک جراحت همراه باشد، یا با نشانهها و علایم دیگری مانند تورم، قرمزی، حساسیت، تب، لنگیدن، دانههای پوستی، بیاشتهایی، ضعف و خستگی همراه شود.
علت و عوامل خطرساز دردهای رشدی
شاهدی وجود ندارد که رشد کودک دردناک باشد، اما دویدن، بالا و پایین پریدن زیاد کودک ممکن است روی دستگاه عضلانیاسکلتی او فشار بیاورد.
درد عضلانی ناشی از فعالیت بدنی بیش از حد در طول روز محتملترین علت آن چیزی است که دردهای رشد نامیده میشود.
دردهای رشد معمولا در فاصله سنین 2 تا 12 سالگی و در دخترها کمی بیش از پسرها دیده میشود.
دویدن و بالا و پایین پریدن زیاد در طول روز خطر درد پا را در شب افزایش میدهد.
طرز تشخیص
پزشک برای این که مطمئن شود درد کودکتان به علت بیماری جدیتری نیست، ممکن است این سوالات را از شما بپرسد:
درد در کجا رخ میدهد؟ آیا درد در موقع معینی از روز رخ میدهد؟ درد چه مدت طول میکشد؟ آیا درد کودک را در شب بیدار میکند یا مانع خوابیدن او میشود؟ آیا علایم دیگر مانند تورم، قرمزی، درد شکمی یا سردرد هم در کودک بروز میکند؟ آیا کودکتان اخیرا آسیب دیده است؟ آیا میزان فعالیت کودکتان اخیرا افزایش یافته است؟ آیا اخیرا فعالیت جسمی جدیدی را شروع کرده است؟
پزشک همچنین کودکتان را معاینه خواهد کرد و ممکن است سوالاتی در مورد برخی از بیماریهای خاص که علایم مشابهی دارند، مانند «نشانگان پاهای بیقرار» بپرسد. این نشانگان با حس ناخوشایندی در پاها و تمایل غیرقابل کنترل برای تکان دادن پاها برای راحت شدن مشخص میشود. به ندرت ممکن است پزشک آزمایش خون، رادیوگرافی با اشعه ایکس و سایر آزمونهای تشخیصی را برای تعیین علت پادرد کودک تجویز کند.
برای درمان چه باید کرد؟
درمان اختصاصی و قاطعی برای دردهای رشدی وجود ندارد، اما شما میتوانید با اقداماتی مانند ماساژ دادن پاهای کودک، درد او را کاهش دهید.
از جمله درمانهای خانگی که میتوانید برای کودک انجام دهید، این ها هستند:
* پای کودک را ماساژ بدهید: برخی از کودکان با ماساژ ملایم پاها، احساس راحتی میکنند. برخی دیگر با در آغوش گرفتن و نوازش، آرام میشوند.
* کشش پاهای کودک هم موثر است: نواحی دردناک پا را به آرامی تحت تمرین کششی قرار دهید. میتوانید این کار را به صورت یک عادت روزانه، در صبحها و هنگام خواب انجام دهید.
* از کمپرس گرم استفاده کنید: گرما ممکن است به تسکین درد عضلات کمک کند. روی ناحیه دردناک پا، کمپرس گرم بگذارید. هنگامی که کودک به خواب رفت، کمپرس گرم را بردارید.
* با نظر پزشک، به او داروی مسکن بدهید: از داروهای مسکن معمول مانند ایبوپروفن یا استامینوفن برای تسکین درد کودک استفاده کنید، اما هیچ گاه از آسپیرین استفاده نکنید، چون احتمال ابتلای کودک به نشانگان رای (یک عارضه نادر مغزی وخیم که به مصرف آسپیرین در کودکان مربوط است) وجود دارد.
* و بالاخره این که به کودکتان بگویید که این دردهای رشد برای همیشه ادامه نخواهند یافت و با افزایش سن، خود به خود فروکش خواهند کرد
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#198
Posted: 15 Nov 2013 03:03
دیر خوابیدن یادگیری کودکان را کاهش میدهد

free photo hosting
تلویزیون، موبایل و کامپیوتر جای کتاب را در رختخواب کودکان گرفته است
نتیجه تحقیق گستردهای که در بریتانیا بر روی یازده هزار کودک انجام شده نشان میدهد کودکانی که دیر (بعد از ۹ شب) و در ساعتهای متغیر میخوابند در خواندن و حساب کردن از بچههایی که سر وقت و به اندازه کافی میخوابند عقبتر هستند.
به گفته محققان، خواب ناکافی ریتم طبیعی بدن را بر هم می زند و این باعث می شود توانایی مغز برای یادگیری اطلاعات تازه کاهش یابد.
در این تحقیق پژوهشگران اطلاعاتی را درباره کودکان، سه، پنج و هفت ساله جمع آوری کردند تا متوجه شوند آیا یادگیری آنها ربطی به عادت خوابیدن آنها دارد یا نه.
این تحقیق نشان داد نامنظم بودن ساعت خواب در کودکان سه ساله بیشتر از سنین دیگر است و در هفت سالگی نیمی از کودکان سر وقت می خوابند، یعنی بین هفت و نیم تا هشت شب.
علاوه بر این، تاثیر بدخوابی و کمخوابی در دختر بچهها بیشتر از پسربچه ها است و به مرور زمان هم افزایش پیدا می کند.
توصیههای آکادمی متخصصان کودکان آمریکا درباره تماشای تلویزیون و استفاده از کامپیوتر
تا دوسالگی بهتر است از تماشای تلویزیون یا استفاده از کامپیوتر پرهیز کرد. مغز کودکان در سالهای اول بسیار سریع رشد میکند و آنها از طریق تعامل با دیگران چیز یاد میگیرند نه از زل زدن به صفحه نمایشگر
اتاق خواب بچهها را از تلویزیون، کامپیوتر و بازیهای کامپیوتری مصون نگهدارید
به کودکان آموزش رسانهای بدهید: از رسانههای مکتوب مثل کتاب و روزنامه استفاده کنید، برنامههای با کیفیت انتخاب کنید، خودتان با کودکان تلویزیون تماشا کنید و از این فرصت برای آموزش و معنی کردن تبلیغات و غیره استفاده کنید
تماشای بیش از حد تلویزیون یا صفحه کامپیوتر باعث اختلال تمرکز، اختلال خواب، چاقی و افت تحصیلی میشود
توصیه میشود مجموعه استفاده از وسایل بصری (تلویزیون، کامپیوتر، بازیهای ویدئویی) روزی بیشتر از دو ساعت نباشد
به گفته پروفسور آماندا ساکر، استاد دانشگاه کالج لندن که این پژوهش زیر نظر او انجام شده، بی نظمی در خواب نشانه آشفتگی زندگی خانواده است و به نظر میرسد که تاثیر منفی در رشد مهارتهای شناختی کودکان بیشتر محصول این بینظمی در زندگی خانواده است تا اختلال خواب.
به گفته محققان، کودکان خانواده های محروم یا دچار مشکلات خانوادگی بیشتر مبتلا به بینظمی در خواب شب هستند. در این خانوادهها والدین کمتر ممکن است قبل از خواب برای کودکانشان کتاب بخوانند؛ این کودکان بیشتر تلویزیون نگاه می کنند و معمولا پای تلویزیون میخوابند.
به گفته پروفسور ساکر، نتیجه تحقیق نشان می دهد که "عادت دادن بچهها به خواب مناسب از ابتدای کودکی بهترین گزینه است، اما هیچوقت برای شروع دیر نیست."
پژوهشگران میگویند هیچ نشانهای از اینکه خوابیدن زودتر از هفت و نیم شب در توانایی مغز کودکان تاثیر مثبت بگذارد، وجود ندارد.
دکتر رابرت اسکات-جاپ استاد کالج سلطنتی بیماریها و سلامت کودکان، درباره این تحقیق میگوید: "در نگاه اول به نظر میرسد که خواب کمتر باعث کم شدن هوش کودکان میشود."
"اما عوامل اجتماعی و زیستی که در رشد مغز کودکان تاثیر می گذارند ارتباطی بسیار پیچیده با یکدیگر دارند؛ با این حال به نظر من، تمام کودکان برای اینکه بهترین عملکرد را در مدرسه داشته باشند، صرف نظر از زمینه خانوادگی، باید شبها خوب بخوابند."
به گفته متخصصان حدود ده ساعت خواب شبانه برای کودکان زیر هفت سال ضروری است.
bbc
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#199
Posted: 20 Nov 2013 23:17
جیغ کشیدن کودکان
بدون شک، جیغ کشیدن کار بسیار آزاردهنده ای است. ولیکن سعی کنید سن ۲ تا ۳ سالگی تان را به یاد آورید و متوجه خواهید شد که این کاری کاملاً عادی است. پیش از این که به قسمت های مهم و مورد توجه برسیم، بهتر است که نظر برخی از کارشناسان را در مورد این مسأله بغرنج بخوانیم. در این جا به شرح برخی دیدگاه ها و توصیه ها به هنگام جیغ زدن کودک می پردازیم.
● بیش از حد سر و صدا راه انداختن
ظاهراً جیغ کشیدن از جایی نشأت نمی گیرد، شاید شما پیش درآمد آن را زمانی که به عنوان یک طفل کوچک بودید تجربه کرده باشید، مثلاً در یک مسیر شما به چیز عجیب و غریبی برخورد کرده اید و ناگهان داد و فریاد کشیده و گریه می کنید. یکی از کارشناسان می گوید: «به نظر می رسد جیغ زدن و نق نق کردن یک پدیده طبیعی برای اعتراض کردن کودکان زیر ۲ سال به همراه چند کلمه نامفهوم باشد. اما در سنین بالاتر، این درست شبیه به چیزی مابین گریستن و شکایت کردن است.» اگر نگوئیم سال هال بلکه ماهها طول کشیده تا صدای جیغ فرزندتان به این حد برسد.
«دانیل آرونزون» ، متخصص اطفال و معاون بخش پزشکی یکی از مراکز در نیویورک، مقایسه ای انجام داده است: «اگر به بازی کودکی با پازل های مکعبی اش دقت کرده باشید، مشاهده می کنید که چگونه او یاد می گیرد که اگر مکعب اصلی را بچرخاند، شکل یک حیوان درست می شود. جیغ زدن نیز شباهت زیادی به این کار دارد. کودکتان به واکنش های شما در مورد صداهایی که از خود درمی آورد، دقت می کند و متوجه می شود که کدام از آنها بیشترین اثر را روی شما می گذارد.» به عبارت دیگر، جای تعجب نیست که ناله های فرزندتان را که دارای یک شیوه خاصی است ، همیشه در گوش و یا زیر پوستتان احساس کنید.
مشکل چیست
کار سختی است که هنگام مواجه شدن با جیغ کودک عصبانی نشوید، ولی باید بدانید که عکس العمل شدید نشان دادن ممکن است که فرزندتان را برای ادامه دادن به این کار به مدت طولانی تر و با صدای بلندتر تشویق کند.
معمولاً او از عصبانیت شما، متوجه می شود که این کار بهترین روش برای جلب نظر شما به خودش است و حتی گاهی اوقات کودکان ۲ تا ۳ ساله در انجام این کار مُصّر می شوند.به جای از پای درآمدن و خسته شدن، سعی کنید که تشخیص دهید علل واقعی این کار چیست. برخی دلایلی که باعث جیغ زدن کودکان می شوند عبارتند از:
احساس عجز و درماندگی: در مواقعی که فرزندتان در بیان بعضی از کلمات احساس عجز و ناتوانی می کند ذهن مستعد او را برای بیان آنها آماده سازید. «پاتر» می گوید: «کودک وقتی که نمی تواند کلماتی را برای بیان آن چه که می خواهد پیدا کند، ممکن است عصبانی شود.»
گیجی و سردرگمی: «پاتر» معتقد است: «شاید فرزندتان دقیقاً از آن چه که می خواهد مطمئن نباشد.»
حسادت: ممکن است کودکتان هنگامی که شما با تلفن صحبت می کنید، شروع به جیغ زدن کند، چون او احساس می کند که دیگر به او توجهی ندارید.
گرسنگی، خستگی یا کسالت و بیماری: بعضی اوقات ممکن است فرزندتان نسبت به چیزی احساس خوبی نداشته باشد و حتی شاید بدترین چیز برای او باشد. گاهی اوقات با وجود این که او سوار یک اسب آهنی است که تکان تکان می خورد، مدام فریاد می کشد. در این مواقع بهترین کار، دادن تنقلات و یا یک چرت خوابیدن از همه چیز برای او مناسب تر است.
راه حل های مناسب
برای آن چه که باعث می شود که فرزندتان جیغ بکشد _ و حتی اگر نمی توانید منظورش را بفهمید _ یک روش معمولی وجود دارد تا تن صدای او را پایین آورید. اگر شما کاملاً مطمئن هستید از این که کودکتان دیگر جیغ نمی زند به خاطر این است که او بیمار می باشد (اگر شک دارید، امتحان کنید) و سعی کنید که راهکارهای زیر را یک یا چند بار به کار برید. وقتی که دریافتید که یک سری از کارهایتان نرمال و عادی پیش می رود، دیگر نیازی به استفاده از آنها نیست. در این جا ارتباط منطقی کلید راه است.
به او اعتنا نکنید: دکتر آرونزون معتقد است: «به خاطر آورید کودک ۲ و ۳ ساله ای که بیشترین جلب توجه را از شما می خواهد _ یعنی بیشترین توجهی که دیگر، نظیر آن در دنیا وجود نداشته باشد- اما شما همچنان شام تان را آماده کنید و یا دست از تاکردن لباس ها نکشید به کارتان ادامه داده و بگذارید که ماجرا خود به خود تمام شود.»
چشم در چشم او بیندازید: در زمان جیغ کشیدن بچه به طوری که صورتتان درست مقابل صورت فرزندتان قرار گیرد، به او چیزهای شبیه به این بگوئید: «وقتی که تو جیغ می زنی منظورت را نمی فهمم. آیا می توانی بگویی که بر سر صدای عادیت چه آمده است؟» اگر نمی تواند کاملاً منظورش را بیان کند، خودتان حدس بزنید که او چه می خواهد (مثلاً آیا تو چیپس می خواهی؟) و می بینید که او سر تکان می دهد. ممکن است او چیزهایی را که شما نمی توانید یا نمی خواهید به او بدهید را تقاضا کند، هیچ لزومی ندارد که تسلیم شوید، ولی سعی کنید که پیشنهاد چیز دیگری به او دهید نظیر: «شیرینی را بعد از شام می توانی بخوری، ولی من یک خوراکی خیلی خوب برایت دارم.»سعی کنید او را به عناوین مختلف سرگرم کنید. کتابی را که قبلاً نخوانده را برایش انتخاب کنید یا اگر وقت اضافی دارید با او بازی کنید.
به او بگوئید که بیشتر از این از تو انتظار دارم. با او طوری رفتار و همدردی کنید که همیشه بداند که بچه های بزرگ جیغ نمی زنند.
● کارهایی که باعث جیغ زدن می شود
شما مشغول صحبت کردن با تلفن هستید و کودک شروع به فریاد زدن کرده و دست از این کار هم بر نمی دارد.
در هنگام خرید در یک سوپر مارکت او از شما می خواهد که برایش شکلات یا آب نبات بخرید.
از او می خواهید که در جمع آوری اسباب بازی هایش به شما کمک کند، ولی او می گوید که این کار را دوست ندارد.
● کارهایی که مانع از جیغ زدن می شود
به او یک تلفن اسباب بازی بدهید تا او هم صحبت کند یا اگر مشغول صحبت با دوستتان هستید اجازه دهید که او هم کمی حرف بزند.
به او بگویید که: «امروز ما شکلات نمی خریم، آیا دوست داری که پول را به تو بدهم تا تو وسایلی را که خرید کرده ایم حساب کنی؟»
برای این کار از یک بازی شروع کنید و از او بخواهید: «آیا می توانی کامیون را پیدا کنی؟» با چنین پیشنهاداتی او را به این کار تشویق کرده و در نهایت به او بگوئید: «تو بهترین فرزندی هستی که به من کمک می کنی.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#200
Posted: 20 Nov 2013 23:20
ترس از مهد کودک و مدرسه به چه دلیل رخ می دهد؟
ترس از مدرسه و یا امتناع از رفتن به مدرسه حالتی است که کودک از رفتن به مدرسه امتناع میورزد و در منزل میماند و به اصرار پدر و مادر هم توجهی نمیکند. پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی میشود. این اختلالات معمولاً به صورت دل درد، استفراغ، سر درد، سرگیجه و ضعف ظاهر میشود و غالباً ادامه پیدا میکند. نکته حائز اهمیت در این نوع از ترس، از بین رفتن حالات جسمانی در روزهای تعطیل است و بررسی عدم علل عضوی لازم و ضروری است. این نوع ترس اکثراً در روزهای اول ورود به مدرسه، کودکستان یا مهدکودک اتفاق میافتد و در اکثر موارد پس از چند روز از بین میرود. این حالت از ترس بسیار شایع است و به همین دلیل به بررسی علل احتمالی پیدایش آن میپردازیم. علت بیماری ممکن است از اشکال تطابق کودک با محیط مدرسه، آموزگار و همشاگردیها باشد یا اینکه اشکالات جسمی موجب ناراحتی او در معاشرت با سایرین شود و یا مسائل مثل ضعف شنوایی یا بینایی باعث ترس از مدرسه باشد. مطالعات نشان دادهاند که در بیشتر موارد علت مربوط به مدرسه نبوده بلکه ترس و اضطراب کودک ناشی از جدا شدن از مادر و تنهایی است و به همین دلیل احساس عدم امنیت میکند. بین این کودکان و مادرانشان وابستگی شدیدی وجود دارد. این کودکان در منزل با قدرت، نترس و فعالاند و در محیط خارج برعکس ترسو، غیرفعال و وابسته به والدین خود هستند.
نبودن عواطف مادری و بخصوص تغییر در رفتار مادر و حق تصورات دوران کودکی مبنی بر اینکه مادر دیگر او را دوست ندارد ممکن است یکی دیگر از علل اصلی امتناع از رفتن به مدرسه باشد.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم