ارسالها: 12930
#442
Posted: 18 Dec 2013 20:20
تولید قرص ضدبارداری مردان بدون ایجاد اختلال در عملکرد جنسی
محققان روش جدیدی برای متوقف کردن اسپرم بدون ایجاد اختلال در عملکرد جنسی ابداع کردهاند که گام مهمی برای تولید نسل جدید قرص ضدبارداری مردان بدون عوارض جانبی است.
ایسنا نوشت: محققان استرالیایی موفق به توسعه روش جدیدی برای متوقف کردن اسپرم بدون ایجاد اختلال در عملکرد جنسی شدهاند که گام مهمی برای تولید نسل جدید قرص ضد بارداری مخصوص مردان بدون عوارض جانبی محسوب میشود.
قرصهای ضد بارداری مخصوص مردان تا حدود زیادی بر تولید اسپرمهای غیر کارکردی تمرکز دارند، اما برخی از این داروها عوارض جانبی بلندمدتی برجای میگذارند.
دکتر «سباستیانو ونتورا» از محققان دانشگاه موناش تأکید میکند: مشکل اصلی این دسته از داروها، اثر منفی بر کیفیت رابطه جنسی و حتی تغییرات دائم در تولید اسپرم است.
به طور طبیعی، اسپرم پیش از انزال از محل ذخیرهسازی مجرای دفران به حرکت در میآید. محققان دانشگاه موناش در تحقیقات خود روش کاملا متفاوتی را در پیش گرفتند و با دستکاری ژنتیکی موشها، امکان خروج اسپرم از مجرای دفران را از بین بردند.
با این روش در زمان انزال، اسپرم در محل ذخیره سازی باقی میماند و باروری صورت نمیگیرد.
دکتر «ونتورا» تأکید میکند: این یک روش برگشتپذیر بوده و اسپرمهای سالم ذخیرهسازی میشوند، اما باید نشان دهیم که این روش با کمک دارو نیز قابل انجام است.
تیم تحقیقاتی در مطالعات قبلی با ایجاد تغییر در DNA برای توقف تولید دو پروتئین مورد نیاز برای حرکت اسپرم، موشها را نابارور کردند.
این پروتئینهای هدف علاوه بر ایفای نقش در حرکت اسپرم در کنترل عروق خونی نیز نقش دارند که میتواند با عوارض جانبی از جمله افزایش فشار خون و ضربان قلب همراه باشد؛ اگرچه در آزمایشهای صورت گرفته بر روی موشها افزایش بسیار جزئی فشار خون گزارش شده است.
اکنون باید یک جفت دارو تولید شود که همین اثر را ایجاد کند. محققان معتقدند که یکی از این جفت داروها در حال حاضر وجود دارد که برای بیماران مبتلا به پروستات خوش خیم مورد استفاده قرار میگیرد، اما توسعه داروی دوم دست کم یک دهه به طول میانجامد.
نتایج این مطالعه در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#443
Posted: 18 Dec 2013 20:21
عکس نگیرید، خاطره محو میشود
این روزها با وجود موبایلهای دوربیندار خیالمان راحت است که هیچ لحظهای از دستمان در نمیرود و هر وقت اراده کنیم میتوانیم لحظات را ثبت کنیم تا برایمان خاطرهای ماندگار شود غافل از اینکه خاطره باید در ذهن و حافظه ثبت شود نه در حافظه موبایل و لپتاپ.
نتایج تحقیقی که بتازگی منتشر شده نشان میدهد عکس گرفتن میتواند مانع از ضبط خاطرات در ذهن شود.
ما معمولا با این توجیه که هیچ لحظهای را از دست ندهیم دائم مشغول عکس گرفتن میشویم با این وعده که بعدا آنها را مرور میکنیم، اما در اغلب اوقات به این عکسها مراجعه نمیکنیم و حتی فراموش میکنیم که اصلا وجود دارند.
دکتر لیندا هنکل استاد دانشگاه فرفیلد در کانکتیکت آمریکا که این تحقیق را انجام داده و آن را در نشریه علوم روانشناسی منتشر کرده میگوید: "مردم چنان بدون تامل دوربینشان را در میآورند تا لحظات را شکار کنند که آنچه را که جلوی چشمشان اتفاق میافتد از دست میدهند."
"اتکا به تکنولوژی برای به یاد آوردن، مثل ثبت لحظات با دوربین بجای حضور در لحظه با تمام وجود، در اینکه تجربیات رخوب در یاد میمانند تاثیر منفی دارد."
برای این تحقیق از تعدادی دانشجو خواسته شد به موزه بروند و از آثار هنری آن یا عکاسی کنند یا آنها را به حافظه بسپارند.
فردای آن روز حافظه ها را آزمایش کردند؛ آنها که دوربین به دست گرفته بودند کمتر از آنها که به چشم و ذهن متکی بودند اشیا موزه را شناسایی می کردند و جزئیات بصری آنها را به یاد میآوردند.
اینترنت، هارد درایو ذهن
نتایج تحقیق که در چند دانشگاه آمریکا انجام شده نشان میدهد مردم این روها از اینترنت بجای حافظه استفاده میکنند و برای به یادآوردن به سراغ اینترنت میروند درست همانطور که کامپیوتر برای اطلاعات اضافه به هارد درایو وصل می شود.
این تحقیق نتیجه گرفته ما چنان به موبایل و لپتاپ وابسته شدهایم که اگر فورا چیزی را به یاد نیاوریم به خودمان زحمت فشار آوردن به حافظه را نمی دهیم.
شاید به همین دلیل باشد که بیانسه، پرینس و بیورک در اجراهای زنده اجازه استفاده از دوربین را به تماشاگران نمیدهند با این استدلال که دوربین آنها از خود اجرا غافل میکند.
آزمایش دیگر دکتر هنکل نشان داد وقتی برای عکس گرفتن از سوژه، دوربین را روی بخش خاصی از آن زوم میکنیم بعدا کل سوژه را بهتر به یاد میآوریم نه بخشی را که روی آن زوم کرده بودیم.
دکتر هنکل می گوید این نشان میدهد "چشم ذهن" چقدر با "چشم دوربین" فرق دارد.
تحقیقات قبلی نشان دادهاند که تماشای عکس حافظه را تازه میکند بشرط اینکه برای این کار وقت گذاشته شود.
دکتر هنکل میگوید "تحقیقات نشان میدهند حجم عظیم عکسهای دیجیتال و نامنظمی آنها باعث میشود بسیاری از مردم برای یادآوری خاطرات شخصی علاقهای به رجوع به آنها نشان ندهند."
"برای یادآوری باید به سراغ عکسها برویم و با آنها رابطه برقرار کنیم، نه اینکه فقط آنها را تلنبار کنیم."
دکتر هنکل در حال حاضر مشغول بررسی این موضوع است که آیا محتوای عکس در به یاد آوردن آنها موثر است؛ مثلا اگر خودمان در عکس باشیم یا به سوژه علاقمند باشیم آن را بهتر به یاد می آوریم یا نه.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#444
Posted: 18 Dec 2013 20:23
'سردترین نقطه زمین' ثبت شد
درجه حرارت سردترین نقطه زمین که توسط ماهواره شناسایی شده، منهای ۹۳.۲ درجه سانتیگراد است.
این نقطه مطابق انتظار دانشمندان در قلب قطب جنوب واقع شده است.
پژوهشگران میگویند این برآورد بر اساس دادههای اولیه انجام شده و با تحلیل بیشتر اطلاعات دریافتی از حسگرهای گرمایی در نقاط مختلف، ممکن است نقاط سردتری هم شناسایی شود.
رکورد قبلی سرما در سال ۱۹۸۳ در نقطهای در قطب جنوب با درجه حرارت منهای ۸۹.۲ درجه سانتیگراد ثبت شده بود.
رکورد ثبتشده در واقع درجه حرارت هوا چند متر بالاتر از سطحی است که به عنوان "سردترین نقطه" معرفی شده است.
تد اسکامبوس از 'مرکز اطلاعات ملی برف و یخ آمریکا' میگوید تصور چنین دماهای پایینی بسیار مشکل است.
به گفته آقای اسکامبوس "دمای جدید ثبتشده دست کم ۵۰ درجه سردتر از سردترین نقاط آلاسکا و سیبری و حدود ۳۰ درجه کمتر از ایستگاه سامیت در مرکز جزیره گرینلند است."
گرمترین نقطه ثبتشده روی زمین در کویر لوت در جنوب شرق ایران واقع شده و درجه حرارت آن در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۰.۷ درجه سانتیگراد ثبت شده است
تد اسکامبوس و همکارانش از سی سال پیش تا کنون دادههای دریافتی از ماهوارههای قطبی را تحلیل میکنند.
او به گردآورندگان کتاب رکوردهای گینس توصیه میکند که در ثبت این درجه حرارت در کتابشان عجله نکنند چون "این ارقام احتمالا طی سالهای آینده تغییر خواهد کرد."
برای مقایسه، میتوان به گرمترین نقطه ثبتشده روی زمین اشاره کرد که در کویر لوت در جنوب شرق ایران واقع شده و درجه حرارت آن در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۰.۷ درجه سانتیگراد ثبت شده است.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#445
Posted: 18 Dec 2013 20:26
رابطه روده با روح و روان انسان
در بسیاری از سنتهای درمانی، روده اهمیت زیادی در رابطه با سلامت روانی دارد. اما دانشمندان در ابتدا به این مساله اهمیت چندانی نمیدادند. اکنون یافتههای جدید علمی نشان میدهند که مغز و روده ارتباطی قوی با یکدیگر دارند.
بر اساس گفته بسیاری از دانشمندان، مواد غذایی میتوانند در دستگاه گوارشی واکنشهایی ایجاد کنند که باعث تغییرات روحی در انسان میشود. برخی از دانشمندان حتی گمان میبرند که مواد غذایی بر شخصیتها نیز تاثیر میگذارند.
این ایده که روده منشا احساسات انسان است، بخشی از پزشکی سنتی است. در سنتهای بهداشتی آسیایی، شکم مرکز بدن و منشا استحکام روحی است. اما پژوهشگران مدت زمانی طولانی به این مساله اهمیت نمیدادند و آن را جدی نمیگرفتند.
رابطهی خاص روده با مغز
در مغز انسان هیچ بخشی وجود ندارد که مخصوص دستگاه گوارشی باشد. ولی ۴ تا ۵ برابر اعصابی که در نخاع وجود دارند، از دیوارههای روده میگذرند. این اعصاب حتی میتوانند مزههای مختلف غذا را نیز تشخیص دهند. اما با وجود این شکم و مغز همواره در ارتباط هستند. مغز سیگنالهای مربوطه را از طریق گردش خون یا از طریق هورمونها دریافت میکند. سپس این سیگنالها در مغز به بخشی که مربوط به احساسات است، انتقال داده میشوند. این رابطه نزدیک بین شکم و احساسات در طی دوران تکامل انسان شکل گرفته است. این مساله حتی در زندگی عادی برای همه مشخص است: گرسنگی حال را بد میکند و اگر هم انسان از نظر روحی حالش خوب نباشد، اشتها ندارد.
تاثیرات نوع مواد غذایی بر روح و روان انسان
غذایی که انسان مصرف میکند، در مغز دقیقا ثبت میشود. اگر او اشتها داشته باشد و دستگاه گوارشیاش درست کار کند، سیستم درست است. اما اگر در دستگاه گوارشی اختلالی ایجاد شود، مغز متوجه این مساله میشود. به همین دلیل بسیاری از بیماریهای مربوط به روده با ترس و افسردگی همراه هستند.
برخی از پژوهشگران تاثیرات مستقیم نوع غذا را بر رفتار و حالت موشهای آزمایشگاهی بررسی کردهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که نوع ماده غذایی تاثیر مستقیم بر حال موشها دارد.
اگر این امر در میان انسانها نیز صدق کند، این یافتهای بسیار موثر خواهد بود، زیرا میتوان از این طریق با بیماریهای روحی و روانی مبارزه کرد. اما از طرف دیگر، برخی پژوهشگران با این یافتههای علمی محتاطتر برخورد میکنند و میگویند که این مساله به فاکتورهای متعدد دیگری بستگی دارد. آنها قصد دارند که در سال آینده تحقیقی در این مورد انجام دهند و کشف کنند که تغییرات در نوع مواد غذایی چه تاثیراتی بر مغز انسان میگذارد.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#446
Posted: 18 Dec 2013 20:28
حضور یوزپلنگها در تقویم ایران و جهان
یوزپلنگ این گربهسان کمیاب و کمشمار در سراسر جهان رو به نابودی و خاموشی ابدی است. شاید به همین منظور روزی را در تقویم به عنون روز جهانی یوزپلنگ نامگذاری کردهاند تا توجه جهانیان حتی برای لحظهای به این سریعترین دونده جهان جلب شود.
چهارم دسامبر ۲۰۱۰ روزی بود که نام یوزپلنگ به عنوان گونهای در معرض انقراض در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی قرار گرفت. این فهرست که مورد استناد جوامع علمی سراسر جهان است هر ساله وضعیت جهانی گونههای جانوری و گیاهی آسیبپذیر و در معرض خطر انقراض را منتشر میکند.
یوزپلنگ با تلاشهای دکتر لوری مارکر به این فهرست اضافه شد و برای نخستین بار روز جهانی یوزپلنگ را نیز او سر زبانها انداخت. لوری مارکر بیش از ۳۵ سال پیش همراه یوزپلنگش به نام خیام از آمریکا راهی نامیبیا شد تا نسل یوزها را با اجرای پروژههای تکثیر، معرفی مجدد و رهاسازی در طبیعت نجات دهد.
او «بنیاد حفاظت از یوزپلنگ» را در نامیبیا پایهگذاری کرد و تلاشهای بسیاری برای جمعیت یوزپلنگها در سراسر قاره آفریقا و به ویژه نامیبیا انجام داد. در نامیبیا بود که مارکر متوجه شد بدون شناخت و همکاری مردم موفقیت در حفاظت گونههای جانوری به دست نمیآید. با وجود تلاشهای صورت گرفته توسط مارکر و سایر دستاندرکاران حفاظت از یوز، رسانهها -از جمله یواسای تودی در اکتبر ۲۰۱۱ و نشنالجغرافی در اکتبر ۲۰۱۲- گزارشهای ناامید کنندهای از وضعیت این جانور منتشر میکنند: این گربه باشکوه تا دو دهه آینده از سراسر زیستگاههای طبیعیاش حذف خواهد شد.
بر اساس بررسیهای انجام شده بیش از یکصد هزار یوزپلنگ در اوایل قرن بیستم در ۴۴ کشور آفریقایی و آسیایی زندگی میکردند. اما اکنون شمار آنها به ۱۰ هزار قلاده کاهش پیدا کرده و برای همیشه از طبیعت ۲۰ کشور حذف شدهاند. در میان سرزمینهای آفریقایی، کنیا و نامیبیا دو کشوری هستند که بیشترین جمعیت یوزپلنگهای آفریقایی را در طبیعت خود جای دادهاند.
یوزپلنگ آسیایی که زمانی از سوریه تا هندوستان پراکندگی داشت، سرنوشت و وضعیتی به مراتب غمبارتر از تبار آفریقایی خود دارد. جمعیت این جانور امروزه تنها به مرزهای ایران محدود میشود و اطلاع دقیقی از شمار آنها در دست نیست. به گفته هومن جوکار، مدیر «پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیستگاههای آن» بررسیهای انجام شده با استفاده از دوربینهای تلهای مشخص کرد در سراسر هفت منطقه از نه منطقه حفاظت شده (که به زیستگاههای یوزپلنگ معروف است) تنها ۲۰ قلاده از این جانور زندگی میکند. این رقم گرچه جمعیت واقعی یوزپلنگها حتی در همان هفت منطقه مورد مطالعه نیست اما نشان میدهد که یوزپلنگهای آسیایی ساکن ایران در یک قدمی انقراض قرار دارد.
پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی کار خود را درسال ۱۳۸۰ با اعتبار ۷۲۵ هزار دلاری برنامه عمران سازمان ملل متحد و معادل ریالی سازمان محیط زیست آغاز کرد. این پروژه قصد داشت ظرف چهار سال جمعیت سریعترین دونده جهان را در ایران افزایش دهد. برای دستیابی به چنین هدفی لازم بود جمعیت موجود شناسایی شود و با به کارگیری روشهای مدیریتی و حفاظتی تعداد آنها افزایش یابد. بنابراین از همان ابتدا پاسخ به یک سوال اهمیت اساسی داشت: چند یوزپلنگ در ایران وجود دارد؟
از زمان شروع پروژه، کارشناسان و دستاندرکاران، جمعیت این گونه را با حدس و گمان اعلام میکردند؛ برخی از ۷۰، شماری از ۱۰۰ و چند تنی از ۱۲۲ قلاده یوز در ایران سخنها گفتند.
پروژه حفاظت از یوزپلنگ دو بار تمدید شد، هزینههای آن به مراتب بیشتر از برآوردهای اولیه بود و حتی فاز دوم آن (با کمک مالی و فنی سازمان ملل، سازمان محیطزیست ایران دو تشکل مردمتهاد) به مرحله اجرا در آمد. اما بعد از گذشت ۱۲ سال هنوز هیچ تخمینی از تعداد این گربه خجالتی و ساکن مناطق خشک و بیابانی وجود ندارد.
گزارش ارزیابی پروژه یوزپلنگ (منتشر شده در سال ۸۹) تغییر برنامههای حفاظتی و عدم ثبات در مدیریت را از مهمترین نقاط ضعف این پروژه اعلام کرد (از شروع پروژه تا امروز ۵ بار مدیر ملی و ۶ بار مدیر بینالمللی پروژه تغییر کردهاند). به فرض صحیح و دقیق بودن گفتههای کارشناسان و تخمین حداکثری یوزها، نمیتوان آینده روشن و امیدبخشی برای این جانور متصور بود. شاید به همین دلیل شماری از تشکلهای غیردولتی با همکاری پروژه حفاظت از یورپلنگ، برای نخستین بار در سال ۱۳۸۶نهم شهریور را «روز ملی یوزپلنگ» نامیدند و بعد از آن هر سال مراسمی در گوشه و کنار به منظور یادآوری وضعیت یوزهای آسیایی ساکن ایران برپا میکنند.
وقتی پیشبینی میشود که ظرف بیست سال آینده جمعیت ۱۰ هزار قلادهای یوزهای آفریقا منقرض خواهد شد، چگونه میتوان به بقای و حیات زیرگونه آسیایی آن با این شمار اندک در ایران امید داشت؟
تنها میتوان خوشبین بود که با همکاری و مشارکت مردم محلی و کمکهای جامعه جهانی کمی از شتاب انقراض و نابودی ابدی این گونه کاسته شود. به تاخیر انداختن و کند کردن روند انقراض، دست کم شعله کمفروغ امیدی را در دلها روشن میکند که در آینده نزدیک روشهای نوین و موثری برای احیای جمعیتهای کمشمار گونههای جانوری ابداع شود و بدین ترتیب شاید یوزپلنگ در ایران نیز از انقراض نجات یابد.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#447
Posted: 18 Dec 2013 20:31
چرا برخی از افراد نسبت به ایدز مصون هستند؟
دانشمندان در طول سالهای شیوع ایدز به افرادی را شناسایی کردهاند که علیرغم قرار گرفتن در معرض داشتن ویروس ایدز (HIV) به آن آلوده نمیشوند، یا با وجود داشتن HIV به مرحله علامتدار بیماری نمیرسند.
در میانه دهه 1990 پس از آنکه دانشمندان دو گیرنده پروتئینی را که HIV برای ورود به سلولها به آن نیاز دارد، کشف کرند، دکتر استفن اوبراین رئیس "آزمایشگاه تنوع ژنومیک" در "موسسه ملی سرطان" آمریکا گروهی کوچکی از افراد را شناسایی کرد علیرغم قرارگرفتن در معرض HIV به این ویروس آلوده نشده بودند.
HIV با با حمله به سلولهای CD4، سلولهایی که پاسخ ایمنی در بدن را هدایت میکنند، باعث تخریب دستگاه ایمنی میشود. این ویروس برای ورود به این سلولها به یک گیرنده پروتئینی به نام پروتئین CCR5 در سطح این سلولها متصل میشود.
اوبراین دریافت که در این افراد شکل جهشیافتهای از گیرنده پروتئینی HIV را داشتند. این ناهنجاری ژنتیکی بیزیان است، و به این افراد در برابر HIV مصونیت میدهد.
اما این جهش خاص چگونه رخ میدهد؟ دکتر اوبراین با آزمایش کردن DNA اخلاف مستقیم روستاییان دهکده "ایم" (Eyam) در بریتانیا که پس از انتشار طاعون در سال 1665 به طور داوطلبانه خود را قرنطینه و منزوی کردند، کشف کرد که همه افرادی که از مرگ سیاه جان به در برده بودند، جهش CCR5 دارند.
او برای اثبات نظریهاش افرادی از پسزمینههای متفاوت را از لحاظ این جهش آزمایش کرد. بومیان آمریکایی، آفریقاییتبارها و آسیاییتبارها اصلا این جهش را نداشتند، در حالیکه 14 درصد اخلاف ایم، و نیز سایر افراد برخاسته از سایر نواحی طاعونزده دارای این جهش بودند.
کشف اوبراین به پیشرفتی راهگشا در درمان HIV انجامید: سومین رده داروهای ضدHIV با نام "مهارکنندههای اتصال" ساخته شدند که با اتصال به پروتئین CCR5 سلولهای CD4 را در مقابل HIV محافظت میکنند.
چرا برخی از افراد HIV مثبت به مرحله ایدز نمیرسند؟
پژوهشگران دریافتهاند که یک درصد افراد HIV مثبت به مرحله ایدز نمیرسند و به اصطلاح "غیرپیشرونده" هستند؛ به نظر میرسد بدن این افراد در مقابله با ویروس موفق است و مانع پیشرفت بیماری و رسیدن آن به مرحله ایدز میشود.
این افراد میزان بسیار کم و بدون تغییری از ویروس را در خونشان دارند. بسیاری از این افراد بدون اینکه درمانی دریافت کنند، برای بیش از یک دهه به همین صورت HIV مثیت و سالم باقی ماندهاند. در برخی از آنها هم که بیمار شدهاند، پیشرفت بیماری بسیار آهسته بوده است.
دانشمندان چند توضیح برای این وضعیت را یافتهاند: برخی از این "غیرپیشروندهها" الگوی ژنی خاصی دارند که بدن امکان میدهد ویریونهای HIV را به طور موثرتری از اغلب افراد دیگر شناسایی و نابود کند.
در برخی دیگر به نظر میرسد که سلولهای CD4 مقاومت بیشتری در مقابل آلوده شدن با HIV نشان میدهند؛ برخی از این افراد به سویهای از HIV آلودهاند که فاقد پروتئین ویروسی R یا Vpr است، و در نتیجه توانایی ویروس برای آلوده کردن سلولهای CD4 کاسته میشود.
هر یکی از این گروههای "غیرپیشرونده" شواهدی در اختیار دانشمندان میگذارد که میتواند برای ایجاد درمانهای آینده به کار رود.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#448
Posted: 18 Dec 2013 20:33
نتیجه شگفتآور مطالعه کهنترین «دیاِناِی» انسانی
مطالعه بر روی قدیمیترین «دیاِناِی» انسانی از سوی دانشمندان ضمن کمک به آنها برای بررسی عمیقتر تکامل انسان٬ تصویر متفاوتی از نحوه این تکامل به دست داده است.
این دیانای برگرفته از استخوان انسانی ۴۰۰ هزار ساله است که در شمال اسپانیا پیدا شده است.
به گزارش مجله آمریکایی تایم٬ بررسیها نشان داده است که ترکیب ژنتیکی این استخوان بیش از آنکه به سیستم ژنتیکی «نئاندرتالهای اروپایی» شبیه باشد٬ مشابه سیستم ژنتیکی «دنیسووا»ها است؛ گونهای از انسان که تصور میشد تنها در سیبری مستقر بودند.
مطالعه رشتههای دیانای این استخوان که نتیجه آن در مجله بریتانیایی «نِیچِر» منتشر شده٬ این امیدواری را به وجود آورده است که دانشمندان در آینده بتوانند تصویر واضحتری از اقوام اولیه انسانی و نحوه تکامل ژنتیکی آنها به دست بدهند.
ماتیاس مِیِر از موسسه ماکس پلانک آلمان که مطالعه بر روی این استخوان را انجام داده٬ توضیح داده است: «شباهت توالی ژنوم میتوکندری این استخوان با گونه دنیسووا شگفتیآور است. نتایج ما نشان میدهد که تاریخ تکامل نئاندرتالها و دنیسوواها میتواند خیلی پیچیده و احتمالا شامل اختلاط گروههای مختلفی از انسانهای باستانی باشد.»
استخوان رانی که از سوی این موسسه مورد بررسی قرار گرفته است٬ از جمله بقایای ۲۸ تن از اجداد اولیه انسان است که در کوههای باستان «آتاپوئِرکا» در شمال اسپانیا٬ در منطقهای که «گودال استخوانها» نام گرفته٬ پیدا شده است.
به گزارش روزنامه بریتانیایی گاردین٬ میر گفته است که این ترکیب ژنتیکی میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد؛ از جمله اینکه یک رشته از اجداد انسانی ما٬ احتمالا «هومو اِرِکتوس»ها٬ با اجداد استخوانهای کشف شده در «گودال استخوانها» آمیزش داشته و میتوکندری خود را به نسلهای بعدی منتقل کردهاند.
کریس استرینگر٬ مدیر بخش ریشههای انسانی موزه تاریخ طبیعی لندن میگوید: «در هر صورت٬ این یافتهها میتواند به ما کمک کند تا روابط گروههای مختلف انسانی از ۶۰۰ هزار سال پیش تا کنون را درک کنیم.»
ماتیاس میر که میگوید این نمونه استخوانی٬ به دلیل فرسودگی شدیدش٬ دشوارترین نمونهای بود که بر رویش کار کرده٬ افزوده است که مطالعات بیشتری باید بر روی این استخوان صورت بگیرد.
به گفته آقای میر٬ تیم او امیدوار است که بتوند «دیاناِی هستهای» این نمونه استخوانی را کدگشایی کند٬ بخشی که دارای اطلاعات بیشتر و در عین حال مطالعه آن دشوارتر است.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#449
Posted: 18 Dec 2013 20:37
بطریها و لیوانهای پلاستیکی میگرن میآورند
محققان اعلام کردهاند که یکی از عوامل ابتلا به سردردهای شدید میگرن ناشی از نوشیدن آب از بطریهای و لیوانهای پلاستیکی است.
تحقیقات جدید نشان میدهد که یک ماده شیمیایی مناقشه برانگیز در بسته بندیهای مصنوعی عامل تحریک کننده میگرن است.
به گزارش مهر، بیسفنول ای (BPA) پیش از این به یک سری مشکلات سلامتی از جمله چاقی، ناباروری و مشکلات قلبی نسبت داده شده، اکنون آخرین تحقیقاتی که در مجله علوم سمشناسی منتشر شده این ماده شیمیایی را عامل ایجاد سردردهای شدیدی معرفی کرده است که بزرگسالان بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است.
نویسندگان این تحقیق از افرادی که مبتلا به میگرن هستند خواستهاند که منابع بالقوه آلودگی را در رژیم روزانه خود حذف کنند که این امر شامل ظرفهای پلاستیکی که در مایکروویو مورد استفاده قرار میگیرد و دستگاههای خنک کننده آب در ادارات نیز میشود.
در تحقیقاتی که پیشتر با استفاده از غذاهای تازه انجام شده مشخص شده است که ظرف سه روز حجم BPA به شکل قابل توجهی ( 66 درصد) در ادرار بیماران کاهش یافته است.
محققان دانشگاه کانزاس برای رسیدن به نتایج این تحقیقات قرارگیری انسان درمعرض ماده شیمیایی بیسفنول ای را در آزمایشگاه شبیه سازی کردند. آنها رفتار موشهایی که هر سه روز یکبار این ماده شیمیایی را مصرف میکردند تحت نظر گرفتند.
با گذشت 30 دقیقه فعالیت موشها کمتر میشد و میخواستند از صدای بلند و نور شدید دور بمانند، به سادگی وحشت زده میشدند.
محققان رفتارهای موشها را پس از مصرف بیسفنول ای شبیه ابتلا به میگرن توصیف کردند.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#450
Posted: 18 Dec 2013 20:37
تفاوتهای مغزی «مردان مریخی» و «زنان ونوسی»
دانشمندان بعد از بررسی مغز هزار زن و مرد به این نتیجه رسیدهاند که چه بسا دو جنس بشر به راستی «مریخی» و «ونوسی» باشند، چرا که مغز این دو٬ دستکم در اتصالات عصبی متمایز است و «مداربندی» متفاوتی دارد.
به نوشته روزنامه بریتانیایی «گاردین»، پژوهشگران با بررسی اسکن مغزی حدود هزار زن و مرد متوجه شدند که باورهای دیرین درباره تفاوتهای فاحش میان عملکرد مغزی مردان و زنان تا حدی ریشه در واقعیت دارد.
بنابر گزارش گاردین از نتایج منتشر شده پژوهش یاد شده، الگوهای مدارهای عصبی برگرفته از مغز انسان در این تحقیق نشان داد که اتصالهای عصبی در مغز زنان میان دو نیمکره چپ و راست مغزی تراکم داشته و در مقابل، همین الگوها در مردان اتصالهای عصبی قویتری را در نواحی پَسین و پیشین مغز آشکار کرد.
راجینی وِرما، پژوهشگر دانشگاه پنسیلوانیا و سرپرست گروه پژوهشگران، در توضیح یافتههای پژوهش فوق گفت که بزرگترین شگفتی تحقیق٬ «تأیید باورهای قالبی کهن» درباره عملکرد مغز مردان و زنان بوده است.
به گفته این دانشمند «مداربندی مغز آقایان برای مشاهده و اعمالِ نیازمندِ هماهنگی کارآیی بالاتری داشته، در حالی که در زنان تواناییهایی اجتماعی و حافظه قویتری را ممکن ساخته است؛ به همین دلیل است که بانوان برای انجام چندین کار به صورت همزمان توانایی بیشتری دارند».
وِرما در ادامه توضیحات خود افزود: «اگر به مطالعات انجام شده بر روی عملکرد مغز مراجعه کنید، خواهید دید که نیمکره چپ مغز بیشتر برای انجام تفکر منطقی مورد استفاده قرار میگیرد، و نیمکره راست برای تفکر شهودی. ازین جهت، اگر کاری باشد که نیازمند هر دوی این تواناییها باشد، بر پایه یافتههای ما، زنان توانایی بهتری در انجام آن خواهند داشت.»
وی تصریح کرد: «زنان متفکران شهودی بهتری هستند و حافظه برتری دارند. وقتی که صحبت میکنید، زنان ارتباط احساسی بهتری با پیام شما برقرار میکنند. زنها بیشتر گوش میکنند.»
وِرما - که خود نیز زن است - در ادامه توضیح داد: «متعجب شده بودم که پژوهش ما بسیاری از باورهای قالبی موجود در اذهان را تأیید کرد. حالا متوجه میشوم که چرا وقتی میخواهم، مثلاً، سراغ یک سرآشپز یا آرایشگر استادکار بروم، بیشترشان مرد هستند.»
از دیگر نکات حائز اهمیت این پژوهش آن است که اکثر تغییرات مبتنی بر جنسیت در مغز انسانها از سالهای نوجوانی (حدود ۱۳٫۴ تا ۱۷ سالگی) بروز مییابند. در عمل٬ «اهالی مریخ» و «ساکنان ونوس» بالاترین میزان تفاوت در نیمکرههای مغزی را در سنین یاد شده نشان دادهاند؛ زمانی که در زنان اتصالهای عصبی بیشتری میان دو نیمکره در بخش لوب پیشانی مغز به چشم میخورد.
در مراحل بعدی و با مُسنتر شدن زنان، به تدریج تمرکز اتصال اعصاب از ناحیه لوب پیشانی مغز به دیگر نقاط پراکنده شده و در عمل تفاوت میان عملکر مغز زنان و مردان کاهش مییابد.
اسکن مغز صدها مرد و زن شرکت کننده در این پژوهش همچنین نشان داد که فراوانی اتصالهای عصبی میان دو نیمکره مغز به طور کُلی در زنان بالاتر بوده و در مردان اتصالها بیشتر به درون هر نیمکره - به صورت جداگانه - محدود میشوند. با این همه، تنها در یک نقطه در مغز مردان اتصالهای بیشتری بین نیمکرههای چپ و راست به چشم میخورد که «مُخچه» نام دارد و نقش اصلی آن در هدایت حرکتی است.
وِرما در توضیح تأثیر این تراکم اتصال عصبی در مُخچه مردان گفت که «مثلا اگر بخواهید اسکی یاد بگیرید، یک مُخچه قوی نیاز دارید».
جزئیات پژوهش یاد شده در نشریه «پی. اِن. اِی. اِس» به چاپ رسیده است.
هم اینک، دانشمندان نمیتوانند مقدار الگوی اتصال عصبی مغزی «مردانه» یا «زنانه» را در افراد اندازه گیری کنند. افزون بر این، پرسش دیگری که در برابر محققان قرار دارد این است که آیا تفاوتهای ساختاری موجب تفاوت در عملکرد مغز میشود، یا اینکه این تفاوت در عملکرد است که منجر به تفاوت ساختاری میشود.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟