ارسالها: 12930
#1,311
Posted: 30 Mar 2015 18:27
آموزش گام به گام استفاده از فیسبوک (طنز)/فصل چهاردهم/ افزایش لایک و کامنت
تحقیقات نشان داده یکی از عوامل افزایش افسردگی در سالهای اخیر بین ایرانیان علاوه بر مشکلات معیشتی و اقتصادی و بسته بودن فضاهای فرهنگی و سیاسی، نداشتن لایک و کامنت در فیسبوک بوده است...برای مقابله با این مساله راهکارها و تکنیکهایی وجود دارد که با استفاده از آن شما میتوانید لایک و کامنت خود را در فیس بوک افزایش داده و سطح رضایت از زندگی را در خود بالا ببرید...:
1- ارتباط با سلبریتیها و مشاهیر:
یکی از راههای بسیار متداول برای افزایش مخاطبین و دیده شدن حضور در کنار عزیزان سلبریتی ست...این تکنیک که به پاس زحمات یکی از چهره های بسیار شناخته شده در این عرصه به تکنیک "آقای دوربینی" نیز مشهور است بر این اصل استوار است که برای دیده شدن لازم نیست با انجام فعالیتهای خاص و تلاش زیاد نگاههای بسیاری را به خود جلب کنید...فقط کافیست در نزدیکی کسانی که نگاههای بسیاری را به خود جلب کرده اند بایستید تا خود به خود در کادر نگاه دیگران قرار گرفته و دیده شوید.
در استفاده از این تکنیک روشهای بسیار متنوعی وجود دارد که بازه اش از گرفتن عکس یادگاری با سلبریتیها و غش و ضعف کردن برایشان تا فحاشی و یقه گیری با ایشان گسترده است.
2- عکس پروفایل:
عکس پروفایل در فیسبوک حکم ویترین مغازه در خیابان را دارد...شما حتی اگر نماینده رسمی پوشاک زارا هم باشید تا زمانی که ویترین را جوری بچینید که آدم را به یاد تولیدی برادران ممقانی بیندازد آنطور که باید و شاید مشتری نخواهید داشت. البته استثنائاتی در این زمینه وجود دارد و هستند کچلها و شفته شکل هایی که به لطف قلم جادویی و یا هنر خود مخاطبینی پیدا کرده اند اما اگر استثنائات را کنار بگذاریم و کمی عمومی تر در مورد خودمان که هیچ هنر و قابلیت خاصی نداریم صحبت کنیم، اهمیت عکس پروفایل مشخص خواهد شد. (خودم را هم جمع بستم که به کسی برنخورد...بدیهی ست که منظورم خودم نیست!)
اما یک عکس پروفایل چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا مخاطب را جلب کند...برای پاسخ به این پرسش اول باید بدانید که دنبال چه نوع مخاطبی هستید؟ آیا میخواهید توجه قشر فرهیخته را جلب کنید یا اگر طرف یک عضو ساده ی لشکر امیر تتلو هم باشد برایتان کفایت میکند؟ برای همین دادن یک توصیه ی مشخص در مورد عکس پروفایل به علت تنوع مخاطبینی که ممکن است مد نظر شما باشد شدنی نیست...اما دو نکته ی کلی و جهانشمول در این زمینه وجود دارد که میتوانید با به کار بردن انها مخاطبین بیشتری جلب نمائید:
اول: زشت ترین و بی ریخت ترین عکس از خودتان همراه با یک جوش گنده سر دماغتان همواره از بدون عکس بودن در فیسبوک بهتر است و بدون عکس بودن هم شرف دارد به اینکه از تصاویر شاپرک و گل محمدی و اسب سفید و پرچم به عنوان عکس پروفایل استفاده نمائید.
دوم: اگر به طرز نا امید کننده ای زشت و یا بد هیکل می باشید و قصدتان هم این است که بتوانید توجه جنس مخالف را در فیسبوک با استفاده از عکس پروفایل خود جلب نمائید، بد نیست بدانید که همواره یک زاویه ی خاص وجود دارد که در آن زاویه زیبا و سکسی به نظر خواهید رسید...به این زاویه در عکاسی زاویه ی طلایی گفته میشود و شما فقط باید آن زاویه را پیدا کنید. مثلا اگر دماغتان شبیه گونیا ست زاویه ی روبرو عالی ست...اگر از روبرو تا به تا بودن چشمهایتان خیلی مشخص میشود از روبرو و کمی پائین عکس بگیرید...اگر گشاد بودن سوراخهای دماغتان توی ذوق میزند روبرو و بالا را امتحان کنید و اگر این زاویه هم عیب دیگری از شما را مشخص کرد از پشت سر عکس بگیرید به گونه ای که بخشی از گونه و گوش شما هم در عکس مشخص باشد. متاسفانه ممکن است گوش بَلبَلی هم باشید که در این حالت به کل صورت را فراموش کنید و به سراغ اندامهای دیگر بروید...آیه ی خدا نیست که حتما از چهره تان عکس بگیرید و بسیارند کسانی که در فیسبوک عضو هستند و موقع عکاسی کادر را مثلا فقط روی بخشی از گردن و یقه ی خود بسته اند...هنری هم هست...سر دوربین را کمی پائین بگیرید و از برجستگی سینه، ساق پا، پشت بازو و یا هرجای دیگری که نمای غلط اندازی دارد عکس بگیرید...بگردید و زاویه ی طلایی خود را پیدا کنید.
3- خلق نیکو و مردمداری:
با سایر کاربران مهربان باشید...عکسها و استاتوسهای دیگران را دست و دلبازانه لایک کنید و برایشان کامنتهای محبت آمیز بگذارید...در صفحه خودتان به تک تک کسانی که برایتان کامنت میگذارند جواب بدهید و قربان صدقه شان بروید...کامنتهایشان را لایک کنید...استاتوس بزنید و از نوشته های مزخرف دیگران تعریف کنید و آنها را در استاتوسهای خود منشن نمائید...سعی کنید در همه حال نایس باشید...پیدا کردن مخاطب یکی دو سال سختی دارد اما بعد از پیدا کردن مخاطب و رسیدن به شهرت به اندازه ی کافی فرصت خواهید داشت که به همه کم محلی کنید و یا پاچه بگیرید.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#1,312
Posted: 30 Mar 2015 18:32
آموزش گام به گام استفاده از فیسبوک (طنز)/فصل پانزدهم/ ترک اعتیاد به فیسبوک
بعد از اعتیاد به کراک، یکی از بدترین و شایع ترین موارد اعتیاد، اعتیاد به فیسبوک میباشد...از آنجا که معتادین به فیسبوک همواره در مرحله ی انکار به سر برده و ادعا میکنند که در اوقات فراغت و به صورت تفریحی به سراغ فیسبوک میروند، درمان این نوع از اعتیاد از سایر اعتیادها سخت تر می باشد. یک معتاد به فیسبوک تقریبا 14 ساعت در روز در حال فراغت و تفریح کردن است و برخلاف معتادان تزریقی که جا و مکان مشخصی مثل زیر پل ها و گوشه خرابه ها و مکانهای خلوت برای مصرف دارند، برای معتادان فیسبوکی مکان و زمان بی معناست و وسط میهمانی و جلسه ی کاری و سر کلاس و حتی توی دستشویی، در حال بالا و پائین کردن صفحات فیسبوک می باشند.
متاسفانه هنوز برای ترک دادن مبتلایان به این بلای خانمانسوز مراکزی دایر نشده است اما اگر شخصی از اقوام و یا دوستان شما به این درد مبتلاست یا حتی خودتان مبتلا هستید با به کار بردن روشهای زیر میتوانید آثار سوء مصرف فیسبوک را در خود کاهش داده و تا حدودی به زندگی عادی بازگردید.
1 - ترک ضربتی و یکباره:
برای این کار ابتدا به خودتان جو بدهید و سعی کنید به اندازه ی کافی هیجان زده شوید...مثلا یک استاتوس پابلیک بنویسید و اعلام کنید که هیچ چیز به اندازه ی فیسبوک وقت و عمر شما را هدر نداده است، بنویسید اگر فیسبوک نبود الان در دانشگاه سوربن داشتید روی تز دکترای خود کار میکردید. یا اصلا بنویسید رمانی هفت جلدی در دست نگارش داشتید که قربانی این هیولای استعدادخوار شده است و همانجا به شرافت خود سوگند یاد کنید که تا 24 ساعت دیگر برای همیشه از منجلاب فیسبوک خود را بیرون کشیده و به دامان پژوهش، مطالعه، نگارش و یا ادبیات باز خواهید گشت. وقتی قضیه را در این حد حیثیتی کردید دیگر ناچار خواهید بود اکانت خود را ببندید.
البته در نظر داشته باشید که بر اساس آمار نود و هفت درصد از کسانی که به این شکل از فیسبوک خداحافظی میکنند بین سه روز تا سه ماه بعد دوباره اقدام به فعال کردن اکانت قبلی و یا ایجاد اکانت جدید نموده و فعالیت خود را با شدتی بیش از قبل از سر میگیرند. آن سه درصد باقیمانده هم به وایبر روی آورده و در این مخدر جدید به گونه ای غرق شده اند که توان بازگشت به فیسبوک را دیگر ندارند.
2 - ترک تدریجی:
از نظر علمی این روش بهترین و موثر ترین روش ترک کردن است و کاملا بدون بازگشت و بدون عوارض جانبی می باشد. در این روش شما به مرور مصرف فیسبوک خود را کاهش داده و بدین شکل بعد از مدت مشخصی به کل فیسبوک را کنار خواهید گذاشت. به طور مثال اگر به طور متوسط روزانه 14 ساعت در فیسبوک هستید سعی کنید هر روز حدود ده ثانیه از این زمان کم نمائید...خواهید دید که در کمتر از صد و سی و هشت سال قادر خواهید بود برای همیشه فیسبوک را ترک نمائید.
3- شبکه های موازی:
یکی از راههای موثر برای کاهش دادن ساعات حضور در فیسبوک استفاده از سایر شبکه ها ست... کافیست یک اکانت در توییتر، یک اکانت در اینستاگرام و یک اکانت در گوگل پلاس ایجاد نمائید. این شبکه ها قابلیت این را دارند که بسته به حال و هوا و طبعی که دارید بر روی شما اثر گذاشته و شما را کم و بیش به خود مشغول نمایند و به این ترتیب زمان حضورتان در فیسبوک کاهش خواهد یافت...به عنوان مثال اگر طبع سرد دارید و بلغمی مزاج هستید، توییتر محیطی ست که با مزاج شما سازگار بوده و میتواند به شدت شما را به خود علاقمند و وابسته نماید. اینکه بعدها چطور اعتیاد خود به توییتر را درمان خواهید کرد البته ارتباطی با این سلسله درسگفتارها نداشته و تبیین روشهای ترک توییتر جزء وظایف بنده نمی باشد.
4- استفاده از نرم افزارها و گجتهای ترک اعتیاد:
نرم افزارها و سخت افزارهایی وجود دارد که با نصب آنها بر روی کامپیوتر و یا گوشی هوشمند خود و یا بستن آن به مچ دست و یا نقاط حساس بدن، بتوانید در مواقعی که بیش از حد در فیسبوک هستید آلارم دریافت نموده و نسبت به خروج از فیسبوک در زمانهای مقتضی اقدام نمائید. این آلارمها میتوانند در قالب پیغام متنی ظاهرشونده بر صفحه ی کامپیوتر و یا پخش آژیر خطر در زمانهای مشخص و یا در ورژن های سخت افزاری دادن پیغامهای حسی از طریق ویبراتور و یا وارد کردن شوکهای خفیف الکتریکی باشد.
در موارد حاد و پیشرفته ی اعتیاد به فیسبوک، شوکها و آلارمهای حسی قوی تر بوده و در صورت مقاومت کردن اشخاص در برابر خروج از فیسبوک در زمانهای تعیین شده، میتوانند منجر به سوختگی و حتی ناقص شدن فرد مبتلا بشوند.
5- اقدامهای تکمیلی:
در کنار روشهای فوق برای تسهیل فرایند ترک فیسبوک شما عزیزان همواره میتوانید از کمک روانشناس، شرکت در جلسات تراپی، گفتار درمانی، هیپنوتیزم، مدیتیشن، یوگا، طب سوزنی، ماساژ تایلندی، دوش آب سرد، حجامت و مصرف داروهای ضد افسردگی استفاده کرده تا به امید خدا بتوانید بر غول خانمانسوز اعتیاد به فیسبوک فائق آئید.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#1,313
Posted: 6 Apr 2015 10:33
آگهی فروش تاکسی علی مطهری در شیراز
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#1,314
Posted: 6 Apr 2015 10:39
شرط میبندم ایرانیه...!
چه پناهجو باشید و چه برای تحصیل و کار به ترکیه آمده باشید، مدتی که اینجا زندگی کنید بعد از مدتی یکی از مشغولیتها و چالش های ذهنی تان در کوچه و خیابان و یا مراکز خرید تماشای مردم میشود و تشخیص اینکه ایرانی هستند یا ترک... اگر با جمعی از دوستان ایرانی ساکن ترکیه بیرون رفته باشید به احتمال زیاد در هر پیاده روی جمله ی " شرط میبندم ایرانیه" چندین بار بین شما رد و بدل شده است. ایرانیها از نظر ویژگیهای ظاهری تا حد زیادی شبیه به ترکها هستند و صرفا برخی نشانه ها و مشخصه ها میتواند به شما کمک کند که بتوانید از دهها متر دورتر هموطنان خود را شناسایی کرده و درست تشخیص دهید و این بعد از مدتی برایتان تبدیل به یک بازی ذهنی میشود که به آن معتاد میشوید...اما در این بازی بر روی چه کسانی شرط ببندید:
ست کامل "آدیداس" (شامل شلوار، تی شرت ، گرمکن و کفش) به خصوص در ایام تعطیلات عید بر تن کسانی که در حال چرخیدن در مراکز خرید هستند به احتمال نود درصد نشان دهنده ی ایرانی بودن آنهاست. این احتمال وقتی به صد در صد افزایش پیدا میکند که کلاه لبه دار آدیداس هم به این مجموعه افزوده شده باشد. علت علاقه ی شدید ایرانیها به خریدن و پوشیدن لباسهای ورزشی (و به خصوص آدیداس) در ترکیه این است که به پاساژ گردی به چشم یک ورزش حرفه ای نگاه میکنند. مطمئنا اگر روزی این ورزش به المپیک راه پیدا کند قطعا ایرانیها حرفهای زیادی برای گفتن در این رشته خواهند داشت.
لباس های نو...لباس هایی که از شدت نو بودن بر تن عابران میدرخشند...ترکها اگر شلوارشان نو باشد پیرهنشان نو نیست و اگر پیرهنشان را هم تازه خریده باشند کفششان کمی رنگ و رو رفته است که نشان میدهد چند ماهیست توی پایشان است...خودمان هم در ایران اینگونه هستیم و کم پیش می آید که همه چیزمان بوی نو بودن بدهد...اما در ترکیه به خصوص در ایام عید ایرانیها از فرق سر تا نوک پا همه ی لباسهایش نو می باشد و برق میزند...چه بسا اگر دقت کنید هنوز اتیکت قیمتی چیزی از پس یخه یا سر آستین خودنمایی کند.
اگر به تعداد زیاد کیسه های خرید koton، Defacto، LC Waikiki را در دست هرکس دیدید شک نکنید که ایرانی ست...حتی اگر طرف چشم آبی و بور باشد و به زبان سوئدی صحبت کند و پاسپورت سوئدی اش را به شما نشان بدهد باز هم ایرانی ست...یعنی ته و تویش را در بیاورید میفهمید که بالاخره اجدادش از ایران به سوئد کوچ کرده اند. خرید از این سه برند در مقیاس صنعتی از ویژگیهای بارز ایرانی ها در ترکیه می باشد.
در بین آقایان گوش سوراخ، ابروی سوراخ، دماغ سوراخ، لب سوراخ که با انواع و اقسام نگین ها و حلقه ها و بدلیجات تزئین شده به این معناست که فرد سوراخ شده به احتمال زیاد ایرانی بوده و البته پناهنده می باشد. البته این مساله یک انتخاب شخصی و کاملا محترم است، اما صاحب نظران هنوز پی نبرده اند که چرا پناهندگان مرد ایرانی به محض ورود به ترکیه اقدام به سوراخ نمودن اعضاء بدن خود می نمایند. بزرگی میگفت یعنی واقعا مشکل جوانان ما در ایران این بود که نمیتوانستند خودشان را سوراخ کنند؟
حرکت در دسته های هشت تا دوازده نفره یکی دیگر از روش های تشخیص ایرانیان در مراکز خرید کشور ترکیه می باشد. بیشتر خانواده های ایرانی برای اینکه بیشتر بهشان خوش بگذرد دسته جمعی به ترکیه می آیند و برای اینکه یکدیگر را گم نکنند دسته جمعی و در کنار یکدیگر راه میروند...معمولا یک گروه ایرانی شامل پدر، مادر، بچه (به مقدار کافی)، پدربزرگ، مادربزرگ، خواهر زن، بچه ی خواهر زن، برادر پدر، خواهر مادر، مادر خواهر و تعدادی باجناق می باشد که این دسته مثل نهنگها همواره کنار یکدیگر حرکت مینمایند. گاهی در مراکز خرید آدم این کلونی های خانوادگی خوشبخت را میبیند که یکی پس از دیگری به دنبال هم حرکت میکنند به یاد دسته های عزاداری ایام محرم می افتد.
برای تشخیص زنان ایرانی از همتایان ترک اول به موها نگاه کنید...موی بیشتر زنان ترک اگر رنگ شده باشد معمولا تفاوت کمی با رنگ موی طبیعی دارد و فوق فوقش بلوطی ست...اگر با رنگ موهای سفید، فسفری، بنفش، زرد جیغ، راه راه، قرمز خالدار و مانند آن برخورد کردید به احتمال زیاد با یک زن ایرانی طرف هستید که خواسته است متفاوت باشد.
در مرحله ی بعد به آرایش چهره و به خصوص چشمها دقت کنید...بسیاری از زنهای ایرانی که به ترکیه می آیند چون در این کشور میهمان محسوب میشوند و معمولا سالی یک بار به این میهمانی میروند بنابراین به نیت رفتن به یک میهمانی آنچنانی آرایش میکنند و این وجه تمایزشان از زنان ترک است. به عنوان مثال اگر دیدید کسی از دور می آید و مژه هایش نیم متر جلوتر از خودش حرکت میکند شک نکنید که ایرانی ست.
پوشیدن لباسهای عجیب و مناسب میهمانی های بالماسکه هم گرچه بین زنان ایرانی عمومیت ندارد اما به هر حال اگر مشاهده شد با اطمینان نود و هشت درصد میتوانید حدس بزنید که درون لباس زنی ایرانی قرار دارد.
اما سر راست ترین راه پیدا کردن ایرانیها رفتن به قسمت فروش مشروبات الکلی فروشگاههای بزرگ است...این بخش از فروشگاه مثل مغناطیس که براده های آهن را به خود جذب میکند ایرانیها را به خود جلب کرده و همیشه در برابر قفسه ها و ردیف های شراب و ویسکی و ودکا و آب جو مردان و زنانی از سرزمین پارس را خواهید یافت که خیلی کارشناسانه و با نگاههای متفکر مشغول بررسی، تفحص و تعمق در میان شیشه ها هستند.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 23327
#1,315
Posted: 12 Apr 2015 00:34
سه بر...
1) غلامعلی حداد عادل که رییس فرهنگستان ادب است، به جای واژه عربی مثلث، واژه فارسی "سه بر" را جایگزین کرده و به جای مثلث متساوی الاضلاع، "سه برِ سه بر برابر" و به جای مثلث متساوی الساقین، "سه برِ دو بر برابر" را پیشنهاد داده.
2) در ریاضی یک اصل وجود دارد که می گوید:
اگر دو ضلع نامساوی از یک مثلث متساوی الساقین با دو ضلع مثلث دیگر برابر باشد، آن دو مثلث برابرند.
حالا این اصل رو به زبان پیشنهادی حداد عادل بازگو می کنیم:
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﻭ ﺑﺮ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻭﺑﺮ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ
ﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮﻧﺪ
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ارسالها: 24522
#1,316
Posted: 13 Apr 2015 19:51
یک شبی در نا امیدی با شتاب و بی هوا
کردم آن رانهای زیبا را به ترفندی جدا
آن شب دیگر نگاهم چون به اندامش فتاد
از خودم بیخود شدم ، دستم به بازویش فتاد
شام سوم بی رمق ،خسته، گرفتار هراس
سینه اش کردم نمایان، در سفیدی همچو یاس
.
.
.
.
.
.
.
عاقبت صبرم به سر آمد بگفتم هرچه باد
مرغ بریان دوست دارم اف بر این اندیشه باد
تا به کی چون بینوایان با گیاهان هم نشین
چند روز زندگی هم خوش بخور هم خوش نشین
گرچه از بریان سینه همچنان هم مانده است
لیک از رانش فقط دو استخوان افتاده است !!
م.فتحی
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
ویرایش شده توسط: andishmand
ارسالها: 23327
#1,317
Posted: 20 Apr 2015 02:13
"ایمان، تقوا، عمل صالح"
.
.
.
.
.
.
.
جواب قطعی نصف سوالای کتاب دینی
)))))
امروز تو خیابون دو تا دختر از کنارم رد میشدن که چشمشون افتاد به تابلو ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺩﺭﺑﻬﺎﯼ ﺿﺪﺳﺮقت .
ﺑﻌﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ یکیشون به اون یکی ﮔﻔﺖ :
ﺍﯾﻨﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻘﺪ ﺑﯿﮑﺎﺭﻥ ! ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﮐﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﺭ ﺑﺪﺯﺩﻩ ؟!
چند ساعته دارم نون و شامپو میخورم تا آروم شم
یه پشمک خریدیم, روش نوشته بود,
تولیدی حاج رضا,
حاج علی,
حاج حسین,
حاج تقی و برادران...
بخدا راضی نبودیم واسه یه پشمک این همه حاجی بیوفتن تو زحمت!
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 12930
#1,318
Posted: 22 Apr 2015 17:51
نگاهی کارشناسانه به برخی از تسلیحات جدید ارتش ایران
زیر دریایی سابحات:
این زیردریایی که با استفاده از فن آوری صد در صد بومی و همت و تلاش جمعی از بهترین کانال سازهای کولر ایرانی طراحی و ساخته شده است از جنس گالوانیزه ی ضد زنگ بوده و قادر است تا هر عمقی که سرنشینان آن قادر باشند نفس خود را حبس کنند به زیر آب برود...از ویژگیهای این زیردریایی موتور پدالی آن است که باعث میشود بدون نیاز به سوخت و ایجاد سر و صدا حرکت کرده و در سکوت کامل به مواضع دشمن فرضی نزدیک شود...حتی در صورتی که دشمن فرضی متوجه این زیردریایی بشود خدمه ی آن با خواندن "دریا موجه کاکا دریا موجه" خود را به عنوان ماهیگیران محلی جا زده و با توجه به ظاهر زیردریایی خصم زبون فریب خورده و میتوانند به سلامت باز گردند...البته در صورتی نیز که کار به درگیری کشیده شود در زیر صندلی خدمه تجهیزات سرد تعبیه شده و ایشان میتوانند با چوب، پارو و یا سنگ به دشمن فرضی حمله ور شوند.
تانک فلاق (دقت کنید که روی لام تشدید دارد):
این تانک مدل بازسازی شده و تابستانی تانک مرکاوا بوده و به آن مرکاوای لاانگشتی نیز میگویند. از آنجا که در فصلهای گرم سال دمای هوای داخل کابین باعث تعریق سرنشینان و ایجاد بوی نامطبوع در داخل اطاقک تانک میشود متخصصین ایرانی تصمیم گرفتند که با روشی ابتکاری و منحصر به فرد بادخور سرنشنینان را زیاد کرده و این مشکل را مرتفع نمایند... این تانک که به آن تانک اون ورش پیدا هم گفته میشود قابلیتهای رزمی جالب توجهی دارد...به طور مثال از آنجا که ساختار این تانک کلن مشبک است احتمال اصابت گلوله به آن کم است و معمولا گلوله ها از سوراخهای تعبیه شده در داخل تانک رد شده و به تانک آسیبی نمی رسانند. قابلیت دیگر این تانک این است که برخلاف سایر تانکها از سرنشین خود محافظت نمیکند و سرنشین مثل یک سیبل در جلوی تانک و در فضای آزاد و بدون هیچ پوششی نصب میشود و چشم در چشم خصم زبون میدوزد... اینکه چنین قابلیتی چطور میتواند در نبردها مثمر ثمر باشد هنوز مشخص نشده است و احتمالا در "آینده" مشخص خواهد شد.
این تانک در دو مدل با پشه بند و بدون پشه بند به ناوگان زرهی ارتش جمهوری اسلامی اضافه شده است.
هلیکوپتر ظفر 300:
این هلیکوپتر با الگو برداری از هلیکوپتر آمریکایی کبرا و توسط تیم طراحان و متخصصین داخلی ساخته شده است...ظفر 300 به خاطر شباهت ظاهری اش به خودروی پراید به "پراید پرنده" هم شهرت دارد...اولین ویژگی این هلیکوپتر که در نگاه اول بسیار جلب توجه نموده و آن را از همتای آمریکایی خودش متمایز میکند، نوک بسیار تیز آن است...نوک این هلیکوپتر به قدری تیز است که نه تنها در نبردهای هوایی کمتر هلیکوپتری جرئت نزدیک شدن به آن را پیدا میکند بلکه بر روی زمین هم قابلیت این را دارد که جراحات جدی ایجاد نماید...ویژگی منحصر به فرد دیگر این هلیکوپتر رنگ آمیزی آن است...رنگ صورتی و بنفش بدنه ی این هلیکوپتر برای این است که در عملیاتها توسط هلی کوپترهای دشمن به عنوان هلیکوپتر جنگی قابل شناسایی نباشد و با سرویس مدرسه ی دخترانه اشتباه گرفته شود... به خاطر این ویژگی منحصر به فرد است که ظفر 300 میتواند بدون ریسک و جلب توجه به هلیکوپترها و مواضع دشمن بسیار نزدیک شده و آنها را در تیر رس خود قرار دهد. البته ناگفته نماند که این نزدیک شدن و در تیر رس قرار دادن حالت نمادین دارد و خلبان اگر عاقل باشد به اعتبار آن بیلبیلکی که از جلوی هلیکوپتر بیرون زده است برای هلیکوپترهای تا دندان مسلح دشمن شاخ و شانه نمیکشد.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#1,319
Posted: 24 Apr 2015 00:42
موضوع انشا: متن بنر تبلیغاتی نصب شده در بیمارستان شهید چمران را شرح دهید
البته برهمگان واضح و مبرهن است که طرز لباس پوشیدن هرکس نشان دهنده ی شخصیت و سلیقه ی آن شخص می باشد اما همانگونه که مستحضر هستید در مورد زنان چنین نمی باشد زیرا زن هرچه باشد شخص محسوب نمیشود و یک زن در واقع یک ناموس است که بسیار بالاتر از یک شخص است و به عنوان مثال شما وقتی یک زن را در خیابان میبینید این زن از زیر بته به عمل نیامده و اگر ازدواج نکرده باشد ناموس پدر و برادر خود و اگر ازدواج کرده باشد ناموس شوهر خود محسوب میشود و بعدها که بچه دار بشود اگر ان بچه پسر باشد ناموس آن بچه نیز خواهد بود.
در کشور عزیزمان مردم بسیار به ناموس علاقه داشته و به آن اهمیت میدهند چرا که ناموس هرکس نشانه ی شخصیت اوست و دیگران حتی با مشاهده ی لباس ناموس ما میتوانند به شخصیت و روحیات ما پی ببرند که البته این مساله شاید در نگاه اول کمی عجیب و غیر ممکن به نظر برسد و ممکن است عده ای بر سبیل عقاید امروزی بگویند که این حرفها درست نیست چرا که بسیارند کسانی که دویست جلسه میروند پیش مشاور و روانکاو و ساعتها از خودشان و خاطراتشان و زندگیشان صحبت میکنند و سر آخر باز هم روانکاو نمیتواند به حالات روحی و شخصیتی ایشان پی ببرد و تشخیص اشتباه میدهد. پس حالا چطور ممکن است که بتوانیم از روی لباس و شلوار یکی به کنه شخصیت و روحیه ی شخص دیگری پی ببریم؟
پاسخ این است که همانطور که یک منشور شیشه ای از خود رنگی ندارد و صرفا نوری که بر آن میتابد را تجزیه کرده و طیفهای نهفته در دل نور را بیرون کشیده و در معرض دید قرار میدهد، یک زن نیز به خودی خود معنا و مفهوم خاصی ندارد اما همین زن در مقام ناموس میتواند بازتاب دهنده ی شخصیت شوهر و یا خانواده ی خود در جامعه باشد و برای همین است که یک زن همواره باید توجه داشته باشد که لباسی که میپوشد و آرایشی که میکند جوری نباشد که مردم درباره ی شخصیت پدر و یا شوهرش فکرهای بد کنند و به اشتباه بیفتند. مع الاسف دیده شده است که گاه زنانی با شمایل لیدی گاگا پشت مازاراتی و لکسوس و پورش در خیابانهای تهران تردد مینمایند و معکوس میکشند و هرکس با دیدن آنها گمان میبرد که شخصیت شوهر و یا پدرشان در حد "بک استریت بویز" و یا "جاستین بیبر" است اما وقتی زبانم لال یکیشان تصادف میکند و دار فانی را وداع میگوید در اعلامیه ی ترحیمشان مشخص میشود که از نوامیس مراجع عالیقدر و سرداران محترم سپاه و یا نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بوده اند.که البته این مسائل به موضوع انشای امروز ما ربطی ندارد و سیاه نمایی ست و چه بسیارند نوامیس سران مملکتی که تقیه نکرده و با حجاب برتر پشت ماشینهای آنچنانی خود مینشینند و مردم با دیدن آنها بی درنگ پی به "روحیات و حالات و شخصیت" شوهران انها برده و از بالا تا پائین نظام را فحش میدهند و از آنجا که این کار خود نقض غرض محسوب میشود پس بهتر است نوامیس مسئولین را مستثنی کنیم تا قبل از انتخاب پوشش، همه ی جوانب را بسنجند و با شوهران و یا پدرانشان نیز مشورت کنند و پوششی بینابین در حد لیدی گاگای اسلامی انتخاب کنند که نه اسلام بسوزد و نه بابای نظام!
ما از این انشاء نتیجه میگیریم که زنها بهتر است سرشان به کار خودشان باشد و در مسائل مردانه ای مثل انتخاب لباس و یا رنگ مو و آرایش چهره ی خود دخالت نکنند چرا که همانطور که گفته شد ظاهر یک زن قبل از هر چیز نشان دهنده ی شخصیت شوهر است و طبیعی ست که شوهر باید خودش در مورد شخصیت خودش تصمیم بگیرد.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
ارسالها: 12930
#1,320
Posted: 28 Apr 2015 20:07
پیشنهادهای بیشرمانه به آنجلینا جولی در سازمان ملل!
آنجلینا جولی که سفیر ویژه سازمان ملل در امور پناهجویان است اخیرا از قدرتهای جهانی درخواست کرده که به وضعیت میلیونها پناهجوی سوری رسیدگی کنند و از انفعال خارج شوند. سفیر سوریه در سازمان ملل متحد هم در واکنشی منحصر بفرد تنها به این جمله اکتفا کرده که: «او بسیار زیباست». شوخی هم نمیکنم، واقعا گفته. یعنی تنها به این گفته اکتفا کرده که آنجلینا بسیار زیباست. در همین رابطه گزارشگر بی قانون مستقر در سازمان ملل ادامه ماجرا را به این ترتیب شرح داده است.
آنجلینا جولی: این یک فاجعه است. از زمان آغاز جنگ سوریه بیش از چهار میلیون پناهجوی سوری فرار کردند و به کشورهای همسایه پناه آوردند.
سفیر سوریه: پروردگارا ... .
آنجلینا جولی: زهرمار. اینقدر زل نزن به من ... آقایان محترم! همکاران عزیز! اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل!
اعضای شورای حقوق بشر (خطاب به همدیگر): ماشالا ... هزار ماشالا ... بدون پاشنه اینقدر قد دارهها.
آنجلینا جولی: اصلا گوش میدین من چی میگم؟ وضعیت انسانهای بی پناه سوریه در خطره.
همه اعضا یک صدا: بله بله بفرمایید.
آنجلینا جولی: امروز کودکان سوری ...
یکی از اعضا (به طور ناگهانی): قلب من سوریه بی پناه / تو نگاهت سلاح کشتار جمعی است / بیا و عضو ان پی تی شو / غیبتت کار قشنگی نیست (روزبه عبدالگروسیان)
همه اعضا دست میزنند و تشویق میکنند. یکی از اعضای یونسکو با سوت دوانگشتی به جلسه گرمای خاصی میبخشد.
آنجلینا جولی (سعی میکند بی تفاوت باشد): معضل اصلی در برخورد با این فاجعه بزرگ انسانی ناتوانی جهان در تصمیم گیری است.
مردی میانسال از کنار جولی عبور میکند و با لبخندی امیدوارانه میگوید: خانم صندوق در خدمت باشیم.
جولی: بله؟
- وام با بهره پایین نمیخوای؟
جولی: برو پایین آقا دارم متن بیانیهام رو میخونم.
- تسهیلات بلندمدت؟
جولی: خجالت بکش.
- هزاران جایزه نقدی و غیرنقدی.
جولی :|
رئیس صندوق بین المللی پول با ناامیدی بر میگردد و سر جایش مینشیند.
جولی: علاوه بر سرپناه و اسکان این پناهجویان نگرانی دیگر من راجع به تغذیه آوارگان سوری است. برای همین از «برنامه جهانی غذا» میخواهم هر چه سریع تر به وضعیت غذایی آنها رسیدگی کند.
عضو برنامه جهانی غذا زیر لب میگوید: جیگرتو بخورن برنامه ریزان جهانی فضا . سفیر سوریه در سازمان ملل خندهاش میگیرد و سرش را میگذارد روی میز و همین طور میلرزد.
جولی: آقایونی که پشت نشستن اگه حرف خنده داری هست بگین ما هم بخندیم.
عضو برنامه جهانی غذا و سفیر سوریه در سازمان ملل خودشان را جمع میکنند.
سفیر سوریه: چیزی نیست. سوال درسی بود. شما ادامه بدین.
جولی: درخواست من از اعضای شورای امنیت این است که از اردوگاههای آوارگان سوری دیدن کنند و شرایط آنها را به چشم خود ببینند.
نماینده روسیه در شورای امنیت دستش را بالا میبرد و میخواهد چیزی بپرسد.
جولی: بله؟ سوالی دارین؟
نماینده روسیه: من یک بار خواستم به دیدن پناهگاه آوارگان سوری برم ولی شما در مسیر اهداف من کارشکنی کردید.
جولی: آقای مُخزَنُف شما ساعت سه نیمه شب به من اس ام اس دادی و میگی بیام دنبالت بریم بازدید پناهگاه آوارگان سوری؟ خب معلومه که من نمیام.
نماینده روسیه دستش را پایین میآورد و به اطراف نگاه میکند.
جولی: آقایان شما به حرفهای من توجه میکنید یا نه؟ آخه این چه وضعیه؟ سازمان ملل هم اینقدر شل و ول؟ آقای دبیرکل!
بان کی مون که به دلیل خستگی سرش را روی میز گذاشته بود از خواب میپرد و با دیدن جولی زیر لب میگوید: «یا معبد شائولین! فکر کنم تو بهشتم.»
جولی این بار محکمتر می گوید: آقای دبیرکل!
بان کی مون: جانم؟ جانم؟
جولی: یه چیزی به اینا بگو. از وقتی من شروع کردم همه دارن تیکه میندازن.
بان کی مون: اینا رو ولش کن. سوریه رو که خدا رحمت کنه، اینا واسه یمن هم نتونستن کاری کنن.
جولی: ای بابا ... حداقل یه اظهار نگرانی کن.
بان کی مون: اظهار نگرانی هم دیگه خز شده دخترم. بی خیال. از خودت بگو. کسالت برطرف شد؟
صدای قهقهه اعضا و نمایندگان حاضر در فضای مجمع عمومی سازمان می پیچد. آنجلینا جولی یه بیشششعور کش دار به سازمان ملل میگوید و با ناراحتی جلسه را ترک میکند. پناهجویان سوری هر روز یکی پس از دیگری شالاپ میافتند توی دریای مدیترانه و غرق میشوند. روز بعد در صدر پربیننده ترین خبرها، جنیفر لوپز از زاویهای کمتر دیده شده، پاره شدن شلوار جاستین بیبر و جدایی کیم کارداشیان از نامزدش قرار میگیرد.
به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟