ارسالها: 2642
#411
Posted: 1 Jan 2013 17:01

[
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
ارسالها: 1329
#412
Posted: 1 Jan 2013 17:05
کامل امضام اینه اینا:
اس ام اس زده : منم دوست دارم عزیزم٬ خیلی خوش گذشت٬ فردا می بینمت :*
میگم : کجا خوش گذشت ؟ اشتباه زدی ؟
میگه : نه واسه تو بود
میگم : با من نبودی که امروز٬ منظورت چیه ؟
میگه : باورم نمیشه تو به من شک داری٬ خیلی پستی
میگم : چرا سوالام رو جواب نمیدی ؟
میگه : دیگه چیزی بین ما وجود نداره که بخوای درستش کنی٬ خدافظ
خیلی جالبن آدم ها
همه لات بازیات واسه مامانه بوده خون ریزیاتم که عادت ماهانه بوده
...
ارسالها: 508
#414
Posted: 2 Jan 2013 12:39
به گفته ی علمای عالم بر این دنیا و آخرت :
بدحجابی مهمترین عامل وقوع زلزله ست !!!
بازم خدا رو شکر که دزدی و اختلاس باعث ایجاد زلزله نمیشه...
وگرنه تاحالا ایران یکسره داشت ویبره میرفت و کلا ویران شده بود...
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
ارسالها: 508
#415
Posted: 2 Jan 2013 12:43
به سلامتیه کریم بنزما که نمیگه بنزِ من ... میگه بنزِ ما !!!
کم پیدا میشه آدم تو اوج شهرت اینقدر خاکی باشه ... بعضی ها یه کم یاد بگیرن !
...
دختر چیست؟
تلاش بی حاصل پدر و مادر برای پسردار شدن !

............
من خودم ندیدم؛
اما میگن ظرفیت جهنم پُر شده ...
واسه همین خدا موقتا ایران رو اجاره کرده..!
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
ارسالها: 508
#417
Posted: 2 Jan 2013 12:44
آگهی پخش میکنه "ضرغام تی وی" : فروش اوراقِ مشارکت با تضمین دولت جمهوری اسلامی! نمیدونن که یکی باید بیاد خودِ جمهوری اسلامی رو تضمین کنه!؟
.........
هیچ شایعه ای را باور نکنید ... مگر اینکه صدا و سیما آنرا تکذیب کند ...
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
ارسالها: 508
#418
Posted: 2 Jan 2013 12:46
الکی دعا نکن
خدا تو ایران آنتن نمیده
..............
می خواستم دیوار رو سوراخ کنم. مطمئن نبودم از زیره جایی که می خوام سوراخ کنم سیم برق رد شده یا نه. محض احتیاط فیوز برق رو قطع کردم که برق نگیرتم.... بعد از اینکه دریل روشن نشد کلی غصه خوردم که سوخته!!!
............
روايت داريم تو جهنم ناهار ديزي با دوغ فراوون ميدن، بعد ناهار كه چشات سنگين ميشه و خوابت ميگيره تا مياي چرت بزني يه فرشته بنام كرمائيل مياد نخ ميكنه تو دماغت
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
ارسالها: 508
#419
Posted: 2 Jan 2013 12:57
امتحان شفاهی فیزیک در دانشگاه
:استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح میکند
شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟
:دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب میدهد
. من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد
:اکنون پروفسور میتواند سئوال اصلی را بدینترتیب مطرح کند
حال که شما پنجره کوپه را باز کرده اید، در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل میشود
:و لازم است موارد زیر را محاسبه کنید
محاسبه مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار؟
تغییر اصطکاک بین چرخها و ریل؟
آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم میشود و اگر آری، به چه اندازه؟
.حسب المعمول دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل این مسئله نبود و سرافکنده جلسه امتحان را ترک کرد
.همین بلا سر بیست دانشجوی بعدی هم آمد که همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود شدند
:پروفسور آخرین دانشجو را برای امتحان فرا میخواند و طبق معمول سئوال اولی را میپرسد
شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟
.این دانشجوی خبره میگوید؛ من کتم را در میارم
.پروفسور اضافه میکند که هوا بیش از اینها گرمه
.دانشجو میگه خوب ژاکتم را هم در میارم
.هوای کوپه مثل حمام زونا داغه
. دانشجو میگه اصلا ً لخت مادر زاد میشم
.پروفسور گوشزد میکند که دو آفریقائی نکره و نانجیب در کوپه هستند و منتظرند تا شما لخت شی
:دانشجو به آرامی میگوید
میدانید آقای پروفسور، این دهمین بار استکه من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت میکنم واگر
.قطار مملو از آفریقائیهای شهوتران باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمیکنم
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
ارسالها: 508
#420
Posted: 2 Jan 2013 13:00
اگر تمام مردهای دنیا مرد بزرگی میشدند,
واگر تمام تبرهای دنیا تبر بزرگی میشدند,
و اگر تمام درختهای دنیا درخت بزرگی میشدند,
واگردریاهای دنیا دریای بزرگی میشدند,
وآن مرد بزرگ,
با آن تبر بزرگ,
آن درخت بزرگ را قطع میکرد
ودر آن دریای بزرگ می افتاد,
عجب شلپـــــــــــــــی میکرد...!!!
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .