انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شوخی و سرگرمی
  
صفحه  صفحه 49 از 174:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  173  174  پسین »

دهكده طنز


مرد

 
Haj agha 2003
حاج فیض الله بندار, تاجر فرش معروف شهر تهران از روزی که برای حساب و کتابای حجره یک کامپیوتر خریده بود بد جوری هوایی شده بود .
صادق شاگرد حاجی وقتی پشت کامپیوتر مینشست و انگشتاشو روی کلیدای هوس انگیز صفحه کلید می کوبید قند توی دل حاجی آب می شد .
وقتی صادق با یه اشاره حاجی کل موجودی انبار و حساب دخل و خرج حجره و انباررو از توی صفحه مونیتور بهش نشون می داد , حاجی باد می افتاد به غبغبش و کلی حال می کرد .
مدام سرش توی روزنامه ها بودو هر جا اسم کامپیوتر رو می دید با حرص و و لع مطلب رو می خوند و آخرش هم هیچی سر در نمی آورد .

اون روز وقتی توی روزنامه خوند یه ویروس خطرناک باعث از کار افتادن کامپیوترای بانک های کره شده یکه خورد .

- صادق ... صادق
- بله حاج آقا ... در خدمتم ...
- ای جریان ویروس چیه که ای کامپو تریای بانکای کره ر از کارانداخته ؟ زبانم لال به جان کامپوتر ما نیفته.... خوب دورشو بپوشان...
صادق با تموم وجود سعی کرد از خندیدن جلوگیری کنه و لی از آخرم یه لبخند به لبش نشست .
- حاج آقا .. این جریان ویروس مال اینترنته ... کامپیوترشما به اینترنت متصل نیست.
- یعنی که چه ؟ به زبون آدمیزاد بنال ببینم چه میگی؟
- عرض به حضورتون اینتر نت یه شبکه جهانیه که .....( و صادق نیم ساعت در مورد اینترنت برای حاجی سخنرانی کرد و در تموم این مدت دهن گشاد حاجی نیم متر باز مونده بود و چشمای بابا قوریش داشت از حدقه می زد بیرون ...و مخصوصا اونجایی که صادق در مورد سایتای سکسی و چت پسرا و دخترا برای حاجی صحبت کرد آب از لب و لوچه حاجی مثه شیر سماور راه افتاد .. حاجی از همین جاش بیشتر خوشش اومده بود
- گفتی ای چت چه جوریه ؟

و باز صادق یک ربع در مورد چتو دوستی های اینترنتی برای حاجی نطق کرد و وقتی گفت خودشم چندتا دوست اینتر نتی دختر و پسر داره فریاد حاجی بلند شد .
- پدر سگ تخم جن ... تو دوست دختر داری ؟ اونم چند تا ... من توی آستین مار خوابونده بودم و نمی دانستم ... گمشو بچه قرتی ازحجره من برو بیرون ...

و جواب تموم توجیهات صادق چیزی جز لقد و مشت حاجی نبود .
اون روز حاجی تا شب گیج و منگ بود و فکر اینترنت توی کله کوچیکش می چرخید .
صبح روز بعد حاج فیض الله مستقیم رفت آموزشگاه کامپیوتر نزدیک حجره و ثبت نام کرد .
.....
سه ماه بعد .
دیگه این حاج فیض الله با اون حاج فیض الله از زمین تا آسمون فرق می کرد .
حاجی تموم دوره ای فشرده و نیمه فشرده ای رو که به کامپیوتر مربوط بود گذروند و الحق و الانصاف نشون داد ته مایهای از مخ هم توی کله پوکش وجود داره .
ازکلاس فشرده زبان انگلیسی گرفته تا دوره اپراتوری مقدماتی و پیشرفته و و یندوز و تایپ فارسیو لاتین و از همه مهمتر آشنایی با شبکه اینترنت که حاجی توی کلاسای این دوره مثه شاگرد زرنگای خرخون گوشای درازشو رو به جلو می گردوند با حرص حرفای مربی رو می بلعید .
توی تمام این مدت در حجره بسته بود و حاجی هم انگار که نه انگار .
فکر و ذکرش شده بود اینترنت .
....
حاجی اونشب توی اونجاش عروسی بود .
رفت تو حجره و در رو از پشت بست و دستاشو به هم مالید .
مستقیم رفت طرف کامپیوتر .
- عروس جان حاج آقا آمد ...
صدای ماچ آبدار حاجی از صفحه مانیتور توی حجره نیمه تاریک پیچید .
پسر حشمت خان که مهندس کامپیوتر بود روز قبل کامپیوتر حاجی رو حسابی ساخته بود و فقط مونده بود که حاجی بشینه پشتش و بره توی دنیای اینترنت .
حاجی همراهشو از توی جیب گل وگشادش کشید بیرون و یه دکمه رو زد .
- الو ... سلام علیکم حاج خانم .. احوالتان خوب است .... الحمدلله ... ماامشب خانه نمیایم .... کمی حساب و کتاب حجره عقب افتاده و باید بهشون برسم ... چشم چشم ... التماس دعا ... غذا بخورید می ترسم معده تان خدای ناکرده زبانملال زخم بشه ... چشم ... خداحافظ .

حاجی نفس راحتی کشید و دکمه پاور رو فشار داد .
.......
اولین کاری که حاجی کرد انتخاب یه آی دی بود .
haj agha 2003
حاجی دل تو دلش نبود .
قبل از اینکه بره توی یاهو مسنجر آینه جیبیشو در آورد و چندلاخ موی رنگ زده سرشو به یه طرف شونه کرد .
دستی به ریش حناییش کشید و بابرق دندون طلاش توی آینه حال کرد .
- خب ... بسم الله الرحمن الرحیـــــــــــــــــــــــــــم ...
حاجی آن لاین شد .
قلب زوار در رفته اش گرومپ گرومپ می زد .
انگشتای پت و پهنش هربار موقع تایپ دو تا دکمه رو با هم می زد و حال حاجی گرفته می شد .
با این وجود دست حاجی برای تایپ تند شده بود .
اسم رومای فارسی رو که چک میکرد با دیدن این اسم کپ کرد و باز آب دهنش کش اومد .
fagat dokhtaraye zire 15 sal...
بی معطلی روی اسم روم کلیک کردو فت توی روم .
haj agha 2003 : یا الله ...
کسی به حاجی محل نداد .
روم شلوغ بود و آی دی حاجی اون تو گم شد .
حاجی آی دی های بغل روم رو نگاه کرد .
shahla_14
حاجی موس رو که توی دست پهنش گم شده بود کشوند بالا و روی آی دی شهلا دوتا کلیک کرد .
صدای هن و هن نفسای حاجی حالا راحت شنیده می شد .
haj agha 2003:
سلام علیکم ...

haj agha 2003 :
سلام عرض کردیم
haj agha 2003 :
ضعیفه تشریف ندارن؟

shahla_14:
سلام
haj agha 2003 :
و علیکم السلامو رحمت الله
حاجی منگ و مست شده بود و چشمای از حدقه بیرون زده اش باصفحه مانیتور فقط ده سانت فاصله داشت .

shahla_14:
شما منو میشناسین ؟
haj agha 2003 :
البته که
نمی شناسم ولی اگر خدا قبول کند کم کم می شناسمتان .
shahla_14:
حاجی توی دلش گفت : آخ من فدای اون لپای سرخت برم ...

shahla_14:
می شه خودتون رو معرفی کنید ؟
haj agha 2003 :
البته که
می شود , من حاج فیض الله بن دار در خدمت شما هستم .
shahla_14:
چه اسم قشنگی
حاجی ذوق کرد و نیشش تا بناگوش کشیده شد .

haj agha 2003 :
چشمان شما قشنگ است .
shahla_14:
ممنون , شما چکاره اید .
haj agha 2003 :
من تاجر فرشم عزیزکم.
shahla_14:
چه خوب , چند سالتونه ؟

حاجی یه کم تردید کرد .

shahla_14:
هستین ؟
haj agha 2003 :
۵۷سال
shahla_14:
واییییییییی خدای من . شما 43 سال از من بزرگترین .

حاجی دست و پاشو گم کرد .
haj agha 2003 :
در عوض قیافه ام به جوان بیست ساله می ماند .

shahla_14:
چقدر شما با نمکین.
حاجی دلش ضعف کرده بود .
haj agha 2003 :
نمک از خودتانه
shahla_14:
نه جدی می گم شما
خیلی دوست داشتنی هستین .
از هفت سوراخ حاجی آب راه افتاده بود و دیگه داشت طاقتش طاق می شد .
haj agha 2003 :
استغفرالله ...

shahla_14:
چی شد ؟ ناراحت شدین اینو گفتم ؟
haj agha 2003 :
نه , نه دخترجان, ولی اگر صیغه محرمیت بینمان خوانده می شد راحت تر با شما حرف می زدم .

shahla_14:
خب اگه شما بلدین بخونین من حرفی ندارم .
haj agha 2003 :
جدی می فرمایید .
shahla_14:
بله
haj agha 2003 :
ببین شهلا خانوم حالا که اینطور است چرا با یک تیر دو نشان نزنیم .
shahla_14:
یعنی چی؟
haj agha 2003 :
من خیلی پول دارم , خیلی زیاد , باغ دارم , چند تا ماشین دارم , چند تا خانه دارم
shahla_14:
خب منظورتون چیه ؟
haj agha 2003 :
شما اگر افتخار بدهید و صیغه من شوید نصف تمام اینها برای شما می شود .
shahla_14:
راستش ... من که شما رو ندیدم .
حاجی یه نگاه به آینه کرد و دستی به ریشش کشید .
haj agha 2003 :
اگر مرا ببینید یک دل که نه صد دل عاشقم می شوید .
shahla_14:
جدی؟

shahla_14:
شما وب کم ندارید ؟
haj agha 2003 :
من هیچی کم ندارم عزیزکم ... از همه چیز زیادش را دارم .
shahla_14:
شما خیلی بانمکین .
حاجی توی دلش گفت : حالا کجاشرا دیدی, بانمک ترم می شوم ملوسکم .
shahla_14:
شما مگه زن ندارین ؟
haj agha 2003 :
چرا دارم کنیزتان می شود .

shahla_14:
خیلی خوبه ... من حرفی ندارم .
haj agha 2003 :
جدی می فرمایید؟

shahla_14:
بله , حالا باید چیکارکنم ؟
حاجی ذوق می زد و نفسش داشت توی گلوش گیر می کرد .
haj agha 2003 :
اجازه می فرمایید من صیغه عقد موقت را جاری کنم .

shahla_14 :
haj agha 2003 :
فدای خجالتتان.
shahla_14:
بفرمایین حاج آقا .
حاجی همونطور که تایپ می کرد بلند بلند هم می خوند .
haj agha 2003 :
بسم الله الرخمن الرحیم النکاح سنتی فمن رغب سنتی الیس منی ....
haj agha 2003 :
دوشیزه شهلا خانوم آیا شما رضایت دارید به مدت سه سال به عقد موقت اینجانب حاج فیض الله بندار دربیایید؟
shahla_14 :
haj agha 2003 :
رضایت دارید
shahla_14 :
حاجی داشت نفسش بند میومد .

haj agha 2003 :
رضایت دارید؟
shahla_14:
بله.
حاجی یهو روی صندلی ولو شد و دستاش از هردو طرف آویزون شد .
بعد از چند لحظه مکث خودشو انداخت جلو و با دو تا دست درازش مانیتور رو بغل کرد و یه ماچ گنده از صفحه مانیتور برداشت .
- ای جاااااااااااااان .

shahla_14:
حاج آقا ؟
haj agha 2003 :
آخ جان حاج آقاخوشگلکم .
shahla_14:
تموم شد ؟
haj agha 2003 :
تازه شروع شده دلبرکم .
shahla_14 :
من باید چیکار کنم .
دیگ شهوت حاجی بد جوری به جوش اومده بود .
haj agha 2003 :
روبندتان را بردارین .

sha hla_14 :

haj agha 2003 :
ماشالله ... تبارک الله احسن الخالقین .
shahla_14 :
shahla_14:
حاج آقا من دارم خجالت می کشم .
haj agha 2003 :
من فدای خجالت کشیدنت .
shahla_14:
من می ترسم .
haj agha 2003 :
ترس از چه ؟ من دیگه توان تحمل ندارم . آدرستان را بگویید .
shahla_14:
آدرس؟آدرس واسه چی؟
haj agha 2003 :
عروسکم می خواهم بیایم دنبالت .

shahla_14:
آهان ... بعد چیکار می کنین ؟
حاجی دستاشو به مالید .
فکرشم خوشمزه بود .
آب دهنشو جمع کرد .
صدای اذان از بلندگوهای مسجد به گوش می رسید .
ولی تو گوش حاجی که هیچوقت نماز اول وقتش ترک نشده بود انگار دوکیلو پنبه تپونده بودن .
haj agha 2003 :بعدش ... اول یه ماچ آبدار ازون لبای قلوه ایت می کنم .
shahla_14 :
بعدش ؟

haj agha 2003 :
بعدش گیساتو شونه می کنم .
shahla_14 :
بعدش ؟

haj agha 2003 :
بعدش لباساتو یکدانه یکدانه به در می کنم .
shahla_14 :
haj agha 2003 :
بعدش را هم بعد می گویم .خب آدرست را بگو که دیگر تحمل ندارم .
shahla_14:
آدرسم؟
haj agha 2003 :
بله خوشگلم , آدرست .
shahla_14 :
مرتیکه پفیوز کـ.... کـ... مادر جـ.... دیوث آدرسم سر قبر ننه ته کـ... کـ....
حاجی چشاش مثه دوتا هندونه گرد شد .

shahla_14:
کـ.... کـ... من تا حالا ترتیب بیست نفر مثه تو رو دادم نکبت ... می خوای بدونی من کیم؟ به من می گن غلام بچه باز ....

shahla_14 :
کــ.. نتو جر می دم مرتیکه کــ...
shahla_14:
حاجی رو صندلی ولوشد .
shahla_14 :
میام ترتیب همون زن و بچه تو و دخترتو میدم ... می ذارم به .... همه شون .
از دهن حاجی کف سفیدی زد بیرون .
shahla_14 :
کـــ.... کجایی؟
shahla_14 :
shahla_14:
صدای گرومپ گرومپ قلب حاجی قطع شده بود .
سکته دربست ...
تصویر صورت حاجی با چشمای باز و رنگ سفید مثه گچ در حالیکه از گوشه دهنش مایع سفیدی بیرون می ریخت روی صفحه مانیتورمنعکس شده بود .
آی دی haj agha2003 دیگه هیچوقت آن لاین نشد .
خدایش بیامرزد.
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺪﻓﺶ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ
ﻫﺪﻓﺶ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻗﻄﻌﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ


سودای حجر ندارم
از تولد مهاجرم
     
  ویرایش شده توسط: SHERL0CK   
مرد

 
یه میلیاردری بود که توی خونش تمساح نگه میداشت و اونارو گذاشته بود توی استخر پشت خونش .... اون یه دختر خیلی زیبا هم داشت ....

یه روز یه مهمونی خیلی مجلل میگیره و خونش پر از آدم میشه ....

وسطای مجلس پسرای توی مهمونی رو جمع میکنه میگه میخوام یه مسابقه بذارم واستون ....

هر کدوم از شما بتونه این استخر پر از تمساح رو تا ته شنا کنه من یه میلیارد تومن بهش جایزه میدم ... یا اینکه دخترم رو به عقدش در میا
رم ...

هنوز جمله آخرش تموم نشده بود که یکی پرید توی آب و تمساحا همه رفتن طرفش ...

اینم با هر بدبختی بود فرار کرد و تا ته آب رو شنا کرد ... از اونور که اومد بیرون یه چند تا خراش کوچیک برداشته بود فقط .

میلیاردر که خیلی کف کرده بود گفت : آفرین خیلی خوشم اومد. حالا دخترم رو میخوای یا یک میلیارد تومن پول رو ؟؟؟

پسره گفت : هیچ کدوم ... اون بی ناموسی که منو هول داد توی آب رو میخوام
YEMARD

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .
     
  
مرد

 
بالاخره حکمت " آی سی یو " رو در بیمارستان دریافتم !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : "I See You" . . .


......................................

یه برنامه ایرانی برای گوشیم دانلود کردم که وقتی موبایل کامل شارژ میشه بهت خبر میده.
مام اینو نصب کردیم روگوشی و شب زدیمش به شارژ و گرفتیم خوابیدیم.
ساعت ۳ نصفه شب یهو دیدیم صدای فریاد یکی میاد میگه:

« بکش بیرون! بکش بیرون! »
YEMARD

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .
     
  
مرد

 
کاش دختر بودم واسم خواستگار می اومد!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعد من میگفتم : شمااومدين منو بگيرين؟
اونام می گفتن : بلــــــــــــه!
بعد منم میدویدم و داد میزدم:
اگه میتونین منوبگيرين ... اگه میتونین منوبگيرين!
... خلاصه همینجوری تا شب بازی می كرديم !

....................................

كاربرد "یاابوالفضل" در شهرهاي ایران:

اصفهان: هنگام ورود مهمان
اردبیل: هنگام بلندکردن اجسام سنگین
شیراز: موقع سركار رفتن
لرستان: بجاي ترمز
قزوين: هنگام بستن بند كفش
تهران: موقع ديدن دخترخوشگل
كرمان: هنگام گرون شدن ترياک
رشت: هنگام باز كردن در كمد!
YEMARD

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .
     
  
مرد

 
.
.
دقت کردین بعضیا تا باهامون دوست میشن ۱ماه قبلش یه تصادف هولناک داشتن که هم ماشینشون (ترجیحا مدل بالا) و گوشیشون (iphone کمتر راه نداره اصلا) توی اون تصادف نابود شده ؟
الان ۱۱۰۰ دستشونه و باباشون تنبیهشون کرده پیاده روی میکنن ؟
.

.
.
دقت کردین همیشه مهمترین و قشنگترین ترین اس ام اس ها *some text missing* میشه ؟؟؟
.
.
دقت کردین وقتی دارین موقع فوتبال نگاه کردن تخمه میخورید اگر یه دونه از اون مغز تخمه ها بیفته رو زمین تا کل خونه رو نگردی و پیداش نکنی بیخیال نمیشی ؟
.
.
دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری ؛ کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده ؟؟؟
.
.
دقت کردین ؟
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه ...
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

.
.
دقت کردین وقتی از یه اتفاقی که قراره رخ بده خیلی خیلی خوشحالین و کلی خیالبافی میکنین ، زمین و آسمون و ماه و خورشید و فلک همه دست به دست هم میدن تا اون اتفاق نیفته ؟
.
.
.
.
.
دقت کردین دقیقا همون زمانی که میخوای یواشکی و بی سر صدا راه بری ، تمام استخون های بدنت شروع می کنن به شکستن ؟؟؟ اعم از پا ، گردن ، لگن ، قولنج و ... البته اگر لق بودن سرامیک و موزاییک های زمین رو در نظر نگیریم ...
.

.
.
دقت کردین یه تخمه تلخ و مونده که بخوری پنجاه تا تخمه سالم هم پش بندش بخوری عمرا اگه مزش بره ؟
.
..
.
دقت کردین وقتی داری مینویسی یهو خودکارت نمینویسه بعد بالای کاغذ تستش میکنی میبینی مینویسه ولی وقتی میخوای جملتو بنویسی باز نمینویسه ؟
.
.
دقت کردین هر سوالی که تو امتحان بلدی ۰٫۵ داره ولی سوالی رو که بلد نیستی ۲ نمره کمتر نیست ؟
.
.
تا حالا دقت کردین ؟؟؟
بعضیا دهنشووون ADSL
مغزشون Dial-Up
از اینجور آدما دوری کنید ...
.
.
تا حالا دقت کردین تو ایران هر وقت غذا ماهى باشه ، پدر و مادر درباره ى اینکه کدوم ماهى کم تیغ تره با هم بحث میکنن ؟
.
.
دقت کردین دقیقا کسی که بیشترین گند رو به رابطه زده ، موقع جدایی ادعای دلشکستگی و عاشقیِ بیشتری میکنه ؟
.
.
تا حالا دقت کردین مادربزرگ ها عادت دارن قبل از اینکه کسى رو صدا کنن اول یه دور اسم بقیه رو میگن ؟ معمولا هم اسم اون کسى رو که باهاش کار دارن آخر میگن ؟
.

.
دقت کردین وقتی داری تخمه میخوری و پیش خودت میگی این مشت آخره اون تخمه خوشمزه ترین تخمه ای که تاحالا توو عمرت خوردی میشه ؟ جوری که مجبور میشی باز بخوری ! این تخمه خیییییلی کصافطه ...
.
.
دقت کردین یه وسیله ای رو یه جا میزارین که یادتون باشه ولی وقتی لازم داری یادت نمیاد کجا گذاشتی ؟
.
.
تا حالا دقت کردین این مغازه دارها که بهشون میگی همون توی ویترینی رو میخوام میگن همون یکیه واسه نمونه ست ؟ وقتی یکی بیشتر نیست نمونه چیه پس ؟
.
.
     
  

 
يه سری آدما باس شعور و تربيت رو از وسايل الكترونيكی ياد بگيرن ؛
الان موبايل و سينمای خانگی هم روشن ميشه, سلام ميكنن ,
تاره نوكيـا دست هـــم ميده !!

========================

آيا ميدانيد كوتاه‌ترين جنگ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان كه 38 دقيقه طول كشيد؟؟؟!!!
.
.
.
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن

========================

ﺩﺧﺘﺮ عمـم ﺩﻣﺎغش رﻮ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ؛
ﺣﺎﻻ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻧﯿﻢ ﺭﺥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ
هر بی‌لیاقتی رُ تو قلبتــــون جا ندید!!
جای آفتـــابه تو بــوفه نیست . . .
     
  
مرد

 
ترجیح میدم پول سیگاری رو بدم که صادقانه روش نوشته: سرطان زا ؛ تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته: 100% طبیعی




......................................

گذشت آن زمان هایی که مردم همدیگر را دور میزدند حالا از روی هم رد می شوند .

......................................

ﺑﺎﺑﺎﻡﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ....؟ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!! ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ...؟

......................................


دختر عموم از وقتی دماغشو عمل کرده کمی فارسی یادش رفته بعضی کلمات رو انگلیسی میگه مثلا میگه : اوه مای گاد تیچر خصوصیم قراره بیاد.

....................................

راستی چرا به ماشین عروس میگن ماشین عروس ؟ مگه ماشین مال داماد نیس؟


.....................................

می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . چون زن ندارن.
YEMARD

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .
     
  
مرد

 
شنبه ها: کليمي ها ،در دير، واسه سلامتي همه دعا ميکنن
يکشنبه ها: مسيحيا ،ميرن کليسا در مراسم عشاي رباني
براي همه انسانها آرزوي شادي ميکنن
دوشنبه ها: زرتشتي ها، به دور آتش براي همگان
آرزوي عشق ونيکي ميکنن
پنجشنبه ها: بودائي ها، ميرن به معبد ب...راي صلح جهاني دعا ميکنن
جمعه ها: ايراني ها ميرن نماز جمعه واسه نصف دنيا آرزوي مرگ ميکنند
YEMARD

ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .
     
  
مرد

 
يکي از آپشن هایي که پسرا دارن اينه که

شکست عشقي ميخورن در حد خودکشي... اصن داغون...

ولي باز هر دختر خوشگلي رو که ميبينن ميگن جو و و ن
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  
مرد

 
یارو میخواسته با زنش سکس کنه به بچش میگه بشین لب پنجره و هرچی تو خیابون دیدی بگو و سرتو برنگردون عقب.
زن و مرد مشغول میشن.
یه کم بعد پسره میگه بابا یه ماشین رد شد.
باباش میگه باشه بازم ببین.
یه کم بعد پسره میگه بابا تو کوچه دعوا شد.
باباش میگه باشه بازم ببین.
یه کم بعد پسره میگه بابا مش حسن همسایه روبه رو داره با زنش سکس میکنه.
باباش میگه چرا از کجا دیدی؟
پسره میگه اخه بچه ی اونا هم نشسته لب پنجره تکون نمیخوره
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  
صفحه  صفحه 49 از 174:  « پیشین  1  ...  48  49  50  ...  173  174  پسین » 
شوخی و سرگرمی

دهكده طنز

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA