ارسالها: 9253
#811
Posted: 7 Nov 2013 22:56
ﻫﻔﺘﻪ ﭘﻴﺶ ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺗﻮ ﺳﻮﭖ ﺧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺳﻮﭖ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺜﻠاً ﺭﻭﯼ ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯿﻤﻮ ﮐﻢ ﮐﻨﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﭖ ﺧﺎﻣﻪ ﺷﮑﻼﺗﯽ ﺭﯾﺨﺘﻪ
|: |:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺧﺎﺗﻢ ﺍﻻﻧﺒﻴﺎﺀ - I Love U PMC
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#812
Posted: 7 Nov 2013 23:02
روانشناسي شورت:
اگر شورتت آبيه: خيلي مهربوني
اگر قرمزه :خيلي شيطوني
اگر صورتيه : خيلي حساسي
اگر مشكيه : بد اخلاقي
اگر بنفشه :خسيسي
اگر سفيده :موفقي
اگر قهوه ايه : دنبال طالعت نباش ،ريدي خودت خبر نداري.
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#813
Posted: 9 Nov 2013 19:37
ده بیست سه پونزده
هزار و شصت و شونزده
هرکی میگه شونزده نیست!!
17 18 19 20 ! جون من برید تو نخ ادامه ش!!!
خاله پیرزن خونه نیست!
آخه رفته انگلیس!
بخره یه خودنویس!
خودنویسش گرونه
دونه ای یه قرونه!!! ( یعنی خیلی گرون بوده مثلا!)
این یکی که دیگه اینقدر تاثیر گذار بوده که الانم میگیمش!!
اتل متل توتوله!
گاو حسن چه جوره!
نه شیر داره نه پستون ( بعد خیلی جالبه اینجا که بدون شیر و پستون شیرشو بردن هندستون)!!!
یک زن کردی بستون! ( و اینگونه بود که از هند به کردستان سفر کردیم!)
این یکی!!!
حسن یک
حسن دو
حسن سه
.
.
.
حسن ده
حسن دنده به دنده!
حسن بشقاب پرنده!
حسن چرا نمیخنده! ( و بعد در کمال تعجب و ناباوری!!!)
حسن میشینه میخنده!
حسن نوکر بنده!
این یکی هم که نهایت هنر ما رو در متصل کردن مسایل نامربوط به هم نشون میداد!!!
یک، یه دوستی داشتم
دو، دوسِش میداشتم
(تا اینجا اکی!! ربط داشت!)
سه، سپاسگذارم!!!
چهار، چاره ندارم!
پنج، پنجه آفتاب!
شش، شیشه شکستم!
هفت، هفتیر کشم من!
هشت، هشتیر کشم من!
نه، نامه رسونم!
ده، دروازبونم!
( و حالا بعد از انتخاب تمام شغل های آبرومند موجود میزدیم تو کار مطربی!!)
یازده، ریزه میزه!!!
دوازده، قر میریزه!!!
مغز داشتیم ما!!!!
بعد ازمون انتظارم دارن بریم خارج درس بخونیم اوناهم راهمون بدن!!!
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 866
#814
Posted: 12 Nov 2013 19:57
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﺑﻪ ﯾﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻧﺎ ﺷﻨﺎﺱ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﻦ ﺟﺴﺪﻭ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﭘﻮﻟﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ . ﻫﯿﭽﯽ ﻃﺮﻑ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻗﺮﺍﺭﻣﻮﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ ﺩﻓﻨﺶ ﮐﻦ . ﻓﻘﻂ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﺎﻣﻄﻤﻌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﺸﺘﯿﺶ |: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺷﺪن بخدا
ویرایش شده توسط: gay_tehran
ارسالها: 9253
#815
Posted: 15 Nov 2013 00:01
آهنگـــــ جـديد يــاس برای دانشجـوهـــا
.
.
.
سختــه درســم...
رســيده وقــت رفتــن...
سر امتحانی كه ميدونم تهش ردم...
حس ميكردم حرفای استاد با خرخوناشه...
اونجــا بود كه فهميدم اين قصه اولاشه...
وقت امتحانو ريدن به برگمه...
تو خــودت ميدوني كه ريدم الكی جو نده...
حرفای خانــوادمم كه نمک زخممــه...
تنها دلخــوشيمم ترم های بعدمــه...
و باز منمــو حسرت يه نمره ي بيســت...
كه استاد بنويسه گوشــه ی ليســت...
مــيدونــی چند بــار افتادم براي يه درس بگذريــم...
ديگه بيست گرفتنشم برام مهم نيست...
تو كه ميدونستي دانشجوي ترم آخرتم
بگـو با من ديگه چرا د آخــه نوكرتــم
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 9253
#816
Posted: 15 Nov 2013 19:49
غضنفر میوفته دنبال دختره میگه ماشین دارم خونه دارم پول دارم ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یهو دختره برمیگرده غضنفر میبینه دختره خیلی زشته میگه همه رو فروختم :
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 24522
#817
Posted: 19 Nov 2013 19:02
زدم به یه ماشینه
پیاده شدیم ببینیم چه خبره
دیدم صورت یارو خونیه
گفتم آقا اونقدم دیگه شدید نبودا
گفت دستم تو دماغم بود!
*********************************
ﻫَـــﻤﺴﺎﻳﻤﻮﻥﻋﻄﺮ ﻣﺸﻬﺪ ﺳﻮﻏﺎﺕ ﺍﻭﺭﺩﻩ ﺭﻳﺨﺘﻤﺶ ﺗــﻮﻯ ﮐﻮﻟﺮ
ﺣﺎﻟﻮﻫﻮﺍﻯ ﺍِﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ
ﻓﻀﺎﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺷﺪﻩ.
ﻧﺎﺋﺐﺍﻟﺰﻳﺎﺭﻩ ﻫﻤﺘﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ!
*********************************
یه دستشو لاک آبی پررنگ زده
یکی رو اصلن لاک نزده،
میپرسم جدیده؟
میگه نه،
با این دست کارت دانشجوییم رو میدم دست حراست!
*********************************
لـاکــــ زدن دخـتـرا:
دست چـپ اثـر اسـتـاد فـرشـچـیـان
دسـت راسـت سـارا 5 سالـه از تـهـران
*********************************
ﺁﺷﭙﺰﯼ ﺳﺨﺘﻪ ﻭﻟﯽﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻦ ﺑﺎ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﻪﻟﺬﺕ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﻦ، ﻣﺜﻼ ﻣﻦﺩﯾﺮﻭﺯ ﻣﺎﺳت ﻮ ﺧﯿﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﯿﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ شد
*********************************
یه بارم زنگ زدم خونه دوس دخترم باباش جواب داد منم الکی گفتم منزل جعفری اومد زرنگی کنه گفت بفرمائید با کی کار داشتید ؟!!
گفتم مرتیکه پول نداری تو حسابت چک میکشی یا تاظهر پول میریزی حساب یا مامور میارم جلبت میکنم
همینجوری که داد میزدم دیدم میگه اقا بخدا حواسم نبود ، اشتبا گرفتید منزل جعفری نیس یهو گوشیو قطع کرد...
بیخود نیس میگن بهترین دفاع حملس !!!
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
ویرایش شده توسط: andishmand
ارسالها: 9253
#818
Posted: 19 Nov 2013 22:40
ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺷﺐ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﺑﻮﻥ
ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺑﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ؟
ﺩﻭﻣﯽ ﻣﯿﮕﻪ : ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ: ﭼﯽ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﺯﭼﻪ ﺩﻳﺪﮔﺎﻫﻰ ﺑﮕﻢ ؟
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺷﻨﺎﺳﻰ ؟
ﺍﻟﻬﻴﺎﺕ ؟
ﻳﺎ ﻓﻠﺴﻔﻪ ؟
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ: ﺍﺣﻤﻖ ﭼﺎﺩﺭﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺩﺯﺩﻳﺪﻥ ..!
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم
ارسالها: 57
#819
Posted: 20 Nov 2013 00:06
ت" شعر حسنی ورژن جدید " حسنی نگو جوون بگو علاف و چش چرون بگو موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه نه سیما جون ، نه رعنا جون نه نازی و پریسا جون هیچ کس باهاش رفیق نبود تنها توی کافی شاپ نگاه می کرد به بشقاب ! باباش می گفت : حسنی میری به سربازی ؟ نه نمی رم نه نمی رم به دخترا دل نمیدی ؟! نه نمی دم نه نمی دم گل پری جون با زانتیا ویبره می رفت تو کوچه ها گلی چرا ویبره میری ؟ دارم میرم به سلمونی که شب برم به مهمونی گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین یه کمی به من سواری می دی ؟! نه که نمی دم چرا نمی دی ؟ واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم و زرنگم اما تو چی ؟ نه کار داری ؛ نه مال داری ؛ فقط هزار خیال داری ! موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه در واشد و پریچهر با ناز اومد توو کوچه پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟ مامان پری ، از اون بالا نگاه می کرد تو کوچه را داد زد و گفت : اوی ... بی حیا ! برو خونه تون تو را بخدا دختر ریزه میزه حسابی فرز و تیزه اما تو چی ؟ نه کار داری ؛ نه مال داری ؛ فقط هزار خیال داری موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه نازی اومد از استخر ! تو پوپکی یا نازی ؟ من نازی جوانم میای بریم کافی شاپ ؟ نه جانم !!! چرا نمیای ؟ واسه اینکه من صبح تا غروب ، پایین ، بالا ، شمال ، جنوب ، دنبال یک شوهر خوب اما تو چی ؟ نه کار داری ؛ نه مال داری ؛ فقط هزار خیال داری موی ژلی ، ابرو کوتاه ، زبون دراز ، واه واه واه حسنی یهو مثه جت رسید به یک کافی نت ان شد و رفت تو چت رووم گپید با صد تا خانووم ! هیشکی نگفت کی هستی ؟ چی کاره ای چی هستی ؟ تو دنیای مجازی علافی کرد و بازی خوشحال و شادمونه رفت و رسید به خونه باباش که گفت : حسنی برات زن بگیرم ؟ اره می خوام اره میخوام چاهار تا شرعن بگیرم ؟ اره می خوام اره میخوام حسنی اومد موهاشو یه خورده ابروهاشو درست و راست و ریس کرد رفت و تو کوچه فیس کرد یه زن گرفت و شاد شد ز ز شد و دوماد شد
" دنیا این قدر بزرگه که هر کسی واسه خودش یه جایی داره
پس سعی کنید به جای اینکه جای کسی رو بگیرید
جای خودتون رو پیدا کنید
ارسالها: 9253
#820
Posted: 20 Nov 2013 00:46
ﻣﺮﺩﺍﺏ ﺍﺯ ﺭﻭﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺗﻮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺯﻻﻟﯽ !?
.
..
.
.
ﺭﻭﺩ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﻮﺙ ﺗﻮ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ?
=============================
ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﻳﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﻴﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ.
ﺍﻳﻦ ﻋﺮﺑﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﺱ ﻣﻴﮕﻦ ﻓﺎﺭﺱ .ﻳﻨﻲ " ﭖ" ﺭﻭ ﻣﻴﮕﻦ " ﻑ ." ﺣﺎﻻ
.
.
.
.
ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻦ؟ﻋﺎﻳﺎ؟؟
بودی تـــــــو تو بغلم
گردنت بود رو لبم