ارسالها: 23330
#211
Posted: 12 Nov 2013 01:57
جُرماغُون نُویان
جُرماغُون نُویان سردار مغول بود که در سال ۶۲۶ ه ق و در شروع حکومت اوگتای قاآن پسر سوم و جانشین چنگیز، به امر او دو سپاه برای فتح ممالک مفتوح نشده تشکیل شد، یکی به سمت ختای یعنی چین شمالی رفت و فرمانده سپاه صد هزار نفری دوم جرماغون نویان بود. این سپاه عهدهدار سرکوبی قطعی جلالالدین خوارزمشاه و فتح آذربایجان و کردستان شد.
جرماغون عازم ایران شد و به تسخیر ممالکی که مغول درست آن را نگشوده بودند مانند غزنین، کابل، سند، زابلستان، طبرستان، گیلان، اران و آذربایجان و غیره اقدام کرد. جورماغون سلطان جلالدین را شکست داد و سلطان جلالدین که به کوههای میافارقین فرار کرده بود در آنجا به دست کردان کشته شد.
بعد از قتل جلالالدین مغول به سه دسته تقسیم شدند. یک دسته به غارت دیار بکر و نواحی اطراف رفتند و تا ساحل فرات پیش رفتند. دستهٔ دیگر به طرف شهر بتلیس (در ترکیه امروزی) رفتند دستهٔ سوم در سال ۶۲۸ ه ق بر مراغه تسلط یافتند و بعد به آذربایجان آمدند و چون از سرنوشت جلالالدین کسی خبر نداشت در حدود آذربایجان باقی ماندند و در اوایل سال ۶۲۹ به قصد تصرف تبریز حرکت کردند. مردم تبریز همینکه از نزدیک شدن سپاه مغول اطلاع یافتند با صلاح قاضی و رئیس شهر با فرستادن انواع هدایا و قبول خراجی گزافی مانع از خرابی شهر و قتل عام مردم شهر شدند.
در این حملات ثانوی، مغولان چون از حملات متقابل جلالالدین آسوده خاطر بودند و مردم نیز از همه جهت دچار رعب و وحشت فوقالعاده گردیده بودند، بلامانع به تسخیر نواحی باقی مانده پرداختند و تا حوالی بغداد پیش راندند.
جرماغون و سرداران او تمامی ارمنستان و گرجستان که در آن زمان تحت فرمانروایی بهرام گرجی و ملکه رسودان بود ویران کردند ملکه رسودان گریخت اما بهرام و آواک پسر ایوانی چارهای جز اطاعت نیافتند و با قبول تبعیت از مغول امان یافتند. در این حملات ثانوی، در مشرق و جنوب شرقی ایران یعنی سیستان و غزنین و کابل و حدود سند حملات بسیاری انجام گرفت و به غیر از نواحی فارس و کرمان که امرای آن اتابکان فارس و قراختاییان کرمان از خراجگزاران مغول بودند، بقیهٔ نقاط را قتل و غارت کردند.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ارسالها: 23330
#212
Posted: 12 Nov 2013 02:02
بایجو نویان
بایجو نویان در سال ۶۳۹ ه ق جانشین جرماغون نویان شد. در شروع حکومت اوگتای قاآن دو سپاه برای فتح ممالک مفتوح نشده تشکیل شد یکی به سمت ختای یعنی چین شمالی رفت و فرمانده سپاه صد هزار نفری دوم جرماغون نویان بود این سپاه عهدهدار سرکوبی قطعی جلالالدین و فتح آذربایجان و کردستان شد. بایجو نویان بعد از جانشینی به ارزروم (در ترکیه کنونی) که از بلاد غیاثالدین خوارزمشاه بود حمله کرد سپاه او در سال ۶۴۰ ه ق به استقلال سلجوقیان روم خاتمه داد. و متصرفات ممالک سلجوقی به تصرف مغول درآمد.
ایلچیکدای نویان
ایلچیکدای نویان فاتح هرات در زمان حمله مغول به ایران بود. ایلچیکدای نویان در سال ۶۴۴ ه ق به امر گیوک خان سومین جانشین چنگیز خان و پسر بزرگ اوگتای قاآن، بجای بایجو نویان مأمور ایران شد.
در شروع حکومت اوگتای قاآن نخست جرماغون نویان به عنوان فرمانده سپاه ایران تعیین شد. این سپاه عهدهدار سرکوبی قطعی جلالالدین خوارزمشاه و فتح آذربایجان و کردستان بود.بعد از جرماغون، بایجو نویان جانشین و فرمانده سپاه مغول در ایران بود.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 23330
#213
Posted: 12 Nov 2013 02:04
جنتمور
جنتمور یکی از سرداران جوجی پسر چنگیز خان است. جوجی بعد از فتح خوارزم حکومت این قسمت را که مملکت اصلی خوارزمشاهیان بود به جنتمور واگذاشت. حکومت جنتمور حدود سال ۶۳۳–۶۳۰ هَ . ق بود. بعد از انتخاب جنتمور ملک بهاءالدین به امیری خراسان و اسفراین و جوین و بیهق و جاجرم و غیره و ملک نصرتالدین به امارت سرحد کبودجامه تا استرآباد منصوب شدند و جنتمور شرفالدین خوارزمی را به وزارت خود برگزید و بهاالدین محمد جوینی ممدوح شیخ سعدی و پدر تاریخدان مشهور عطاملک جوینی را هم به ادارهٔ امور مالی و جمع آوری عایدات گماشت. در سال ۶۳۳ جنتمور یکی از امرای خویش یعنی گرگوز را که اصلاً اویغور و یکی از دبیران جوجی پسر چنگیز خان بود را برای عرض گزارش حوزه حکومتی خود نزد اوکتای قاآن فرستاد و بهاالدین جوینی صاحب دیوان را همراه او کرد. مرگ او در سال ۶۳۳ ه ق بود و موقعی که بهاالدین جوینی و گرگوز از دربار مغول برگشتند جنتمور مرده بود.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 23330
#214
Posted: 12 Nov 2013 02:06
نوسال
نوسال (سالهای حکومت ۶۳۷–۶۳۳) یکی از چهار حکمران و کارگزار امپراتوری مغول در فاصلهٔ کشته شدن جلال الدین خوارزمشاه تا فرمانروایی هلاکو خان در ایران بود. امیری کهن سال بود که بعد از مرگ جنتمور به امر اوگتای قاآن جانشین او شد و بر همان نواحی خوارزم و خراسان و مازندران حکومت میکرد. بهاءالدین جوینی پدر عطاملک جوینی تاریخدان معروف در حکومت او نیز مانند حکومت حاکم قبلی جنتمور عنوان صاحب دیوانی را حفظ کرد. اما بین او و گرگوز از امرای پرقدرت جنتمور اختلاف پیش آمد و گرگوز توانست به دربار قاآن رفته و حکم حکومت را از اوگتای دریافت کند و نوسال از حکومت برکنار و به عنوان فرماندهی لشکر را دریافت کرد. او در سال ۶۳۷ فوت کرد.
از سال ۶۱۸ تا سال ۶۵۴ ه ق وضع حکومت ایران و ادارهٔ آن در تحت استیلای مغول به این شکل بود که خانان مغول یک نفر را مستقیماً از مغولستان به عنوان حاکم جهت ادارهٔ این مملکت و سرداری قشون مقیم آن میفرستادند و این قبیل حکام به دستیاری عمال و دبیران ایرانی به جمع مالیات و اداره امور کشوری و دفع مخالفین قیام میکردند.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 23330
#215
Posted: 12 Nov 2013 02:11
گرگوز اویغوری
گرگوز اویغوری یکی از چهار حکمران و کارگزار امپراتوری مغول در فاصلهٔ کشته شدن جلال الدین خوارزمشاه تا فرمانروایی هلاکو خان در ایران بود. گرگوز از سال ۶۳۷ تا ۶۴۱ هَ ق بعد از مرگ نوسال حاکم ممالک تسخیر شده از رود جیحون تا حدود فارس و گرجستان و موصل و بلاد روم شد. قبل از حاکم شدن یکی از دبیران جوجی پسر چنگیز و یکی از امرای جنتمور نخستین کارگزار مغول در ایران بود. بعد از مرگ نوسال حاکم ممالک تسخیر شده از رود جیحون تا حدود فارس و گرجستان و موصل و بلاد روم شد.
جنتمور حدود سال ۶۳۳ هَ . ق . وی را برای عرض گزارش حوزه حکومتی خود نزد اوکتای قاآن فرستاد و بهاالدین جوینی (پدر تاریخدان مشهور عطاملک جوینی) صاحب دیوان را همراه او کرد. گرگوز اصلاً اویغور و یکی از دبیران جوجی پسر چنگیز خان بوده که بمناسبت اطلاع بر خط و زبان اویغوری و آداب کتاب و بلاغت در نزد او محترم میزیسته موقعی که جنتمور بحکومت خوارزم منصوب شد گرگوز نیز با او همراه شد و چون روزبروز از او آثار کفایت و حسن خدمت به ظهور میرسید، جنتمور او را بحاجبی و نیابت خود برگزید.
در تاریخ جهانگشای بر تجدید بنای توس در بیست سال بعد از حملهٔ سپاهیان چنگیز به آن شهر اشاره شدهاست. گرگوز اویغوری در سالهای ۶۳۷ تا ۶۴۱ هجری قمری حکومت توس را بدست آورد و این شهر را مقر حکمرانی خود قرار داد و به آبادی و تجدید بنای آن همت گماشت.پس از کشته شدن گرگوز در سال ۶۴۱ هَ . ق حکمرانی ممالک و نواحیای که در تصرف وی بود از طرف توراکینا خاتون به امیر ارغون رئیس طایفهٔ جانی قربانی واگذار شد.
از سال ۶۱۸ تا سال ۶۵۴ ه ق وضع حکومت ایران و ادارهٔ آن در تحت استیلای مغول به این شکل بود که خانان مغول یک نفر را مستقیماً از مغولستان به عنوان حاکم جهت ادارهٔ این مملکت و سرداری قشون مقیم آن میفرستادند و این قبیل حکام به دستیاری عمال و دبیران ایرانی به جمع مالیات و اداره امور کشوری و دفع مخالفین قیام میکردند.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ارسالها: 23330
#216
Posted: 12 Nov 2013 02:12
ارغون
ارغون آقا یا امیر ارغون (سالهای حکومت ۶۵۴–۶۴۱) یکی از چهار حکمران و کارگزار امپراتوری مغول در فاصلهٔ کشته شدن جلال الدین خوارزمشاه تا فرمانروایی هلاکو خان در ایران بود. از دبیران اوگتای قاآن پسر سوم و جانشین چنگیز بود. بعد از کشته شدن گرگوز توسط توراکینا خاتون به جانشینی او انتخاب شد و در حدود سیزده سال بر ایران حکومت کرد. حاکم ممالکی که از قبل در تصرف گرگوز حکمران قبلی بود یعنی از رود جیحون تا حدود فارس و گرجستان و موصل و بلاد روم بود.
امیرارغون در سال ۶۴۱ ه ق به خراسان آمد و از آنجا عازم عراق و آذربایجان شد و سرداران بزرگ مغول مثل جورماغون نوریان و بایجو را که با مردم با ظلم و خشونت رفتار مینمودند را برکنار کرده و از جانب خود کارگزاران و منشیان عادل تری را جایگزین آنها کرد و سپس دوباره به توس مقر حکومت خود بازگشت. او در مقام خود باقی بود تا اینکه هلاکو خان به ایران آمد و امیرارغون در دولت او وارد شد. او در سال ۶۵۱ فوت کرد.
از سال ۶۱۸ تا سال ۶۵۴ ه ق وضع حکومت ایران و ادارهٔ آن در تحت استیلای مغول به این شکل بود که خانان مغول یک نفر را مستقیماً از مغولستان به عنوان حاکم جهت ادارهٔ این مملکت و سرداری قشون مقیم آن میفرستادند و این قبیل حکام به دستیاری عمال و دبیران ایرانی به جمع مالیات و اداره امور کشوری و دفع مخالفین قیام میکردند.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ارسالها: 23330
#217
Posted: 12 Nov 2013 02:16
زنان
سرقویتی بیگی
سرقویتی بیگی ( Sorghaghtani Bekitranslate) همسر تولی پسر چهارم چنگیز خان و مادر هولاکو، منگوقاآن، قوبلایخان و آریق بوک بود. او به مذهب عیسوی ایمان داشت. او برادرزادهٔ اوانگ خان آخرین پادشاه قوم کرائیت بود و بزرگترین خاتون مغول به شمار میآمد. زنی با تدبیر و کفایت و کاردان و باعقل بود. به بخشش و کرم شهره بود و در اثر همین دل اکثر امرای مغول و لشکریان را با خود یکی کرده بود و اوگتای قاآن (پسر سوم چنگیز) پس از مرگ برادرش تولی، او و پسرانش را بسیار عزیز و محترم میدانست و در کارها به نظر او عمل میکرد. این زن با آنکه مسیحی بود به هیچ وجه از خود تعصب نشان نمیداد و نسبت به رعایای مسلمانان ممالک تحت سلطهٔ خاندان چنگیز به مهربانی رفتار میکرد چنان که مخارج تأسیس مدرسهای را در بخارا داد و موقوفاتی جهت آن معین کرد و یکی از علمای بزرگ مسلمان را به ادارهٔ آن گماشت.
تولی همراه با همسرش سرقویتی بیگی
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 23330
#218
Posted: 12 Nov 2013 02:20
دوقوز خاتون
دوقوز خاتون ( Doquz Khatun) همسر هولاکو خان نوهٔ چنگیز خان و مادر اباقاخان بود. او به مذهب عیسوی (نسطوری) ایمان داشت.
هولاکو خان همراه با همسرش دوقوز خاتون
بورته اوجین
بورته اوجین یا بورته فوجین نام همسر نخست چنگیز خان و مادر چهار پسر او به نامهای جوجی، جغتای، اوگتای خان و تولی خان بود. جوینی به اشتباه نام این زن را یسونجین آوردهاست.او از قوم قنقرات بود.
خاندان قنقرات
پدر Dei Seichen
مادر Tacchotan
زادهٔ ۱۱۶۱
درگذشته ۱۲۳۰آوارگا، مغولستان
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ارسالها: 23330
#219
Posted: 16 Nov 2013 23:25
فاطمیان
قلمرو فاطمیان
خلافت فاطمی سلسلهای است که از سال ۹۰۹ (میلادی) به مدت تقریبی دو قرن (تا سال ۱۱۷۱ میلادی) بر بخش بزرگی از شمال آفریقا و خاورمیانه و دریای مدیترانه حکومت کرد. خلفای فاطمی پیشوایان شیعه اسماعیلی نیز بودند و نام سلسله آنان به نام فاطمه، دختر محمّد پیامبر مسلمانان، نامگذاری شده بود. آنان در قسمت مدیترانهای خاورمیانه، بمدت بیش از دو قرن مؤسسِ دولتی بودند که به گسترشِ علم، هنر و بازرگانی علاقهٔ فراوان نشان میداد. قاهره پایتختِ مصر، توسط فاطمیان پایهگذاری شد. امپراتوری آنها یعنی بخش اولیه تاریخ اسماعیلی، تقریباً از ابتدای اسلام تا قرن یازدهم را در بر میگیرد. نخستین خلیفه فاطمی عبدالله المهدی و سه خلیفه فاطمی دیگر، یعنی القائم و المنصور و المعز لدین الله نام داشتند.
خلافت فاطمی در سال ۹۰۹ (میلادی) در شمال آفریقا بنیان نهاده شد و به زودی به سیسیل، مصر، فلسطین و سوریه گسترش یافت و در دوران حکومت هشتمین خلیفهٔ فاطمی، المستنصربالله (وفات ۱۰۹۴ (میلادی)) به اوج قدرت خود رسید. در طول این دورهٔ حدوداً دو قرنی، فاطمیان یک حکومت مرفّه همراه با شادابی عقلانی، اقتصادی و فرهنگی قابل ملاحظهای را پدید آوردند.
دعوت خلفای فاطمی در سرزمین ایران در عهد سامانیان و غزنویان آغاز شد، اما در واقع به وسیله ناصر خسرو قبادیانی، شاعر معروف خراسان و مقارن با اوایل دوران سلاجقه این دعوت تا حدی به ثمر رسید. در ادامه با آن که خلفای مصر در جلب آل بویه سعی فراوانی کردند، اما در این زمینه توفیقی به دست نیاوردند، چنان که عضدالدوله دیلمی در اواخر عمرش همچنان در صدد تسخیر مصر و برانداختن خلافت فاطمی بود که اجل مهلتش نداد.
با وجود این، سالها پس از مرگ عضدالدوله، یک سردار ترک خلیفه عباسی به نام ارسلان بساسیری به اشاره و تحریک المستنصر، خلیفه فاطمی، علیه عباسیان شورید و بغداد را متصرف شد که در پی آن خلیفه القائم بامرالله را از آن جا بیرون کرد و سپس خطبه به نام امام فاطمی خواند (۴۵۰ ق / ۱۰۵۸ م). در آن احوال، خلافت عباسیان در معرض انقراض قرار گرفت، اما از حسن اتفاق، با ظهور طغرلبیگ سلجوقی و ورود او به بغداد ۴۵۱ (قمری)/۱۰۵۹ (میلادی) خلافت عباسیان از خطر سقوط حتمی نجات پیدا کرد. از آن پس، جلوگیری از نشر دعوت فاطمی و اهتمام در تعقیب اسماعیلیه، برای سلجوقیان ایران یک تکلیف و تعهد شد که تا پایان آن عصر نیز ادامه داشت.
دعوت قدیم فاطمیان
مقارن همین ایام بود که «ناصر خسرو» از جانب المستنصر - خلیفه فاطمی - برای نشر و دعوت فاطمی از مصر به خراسان بازگشت. اما اقدام او به نشر این دعوت با مخالفت شدید علما و حکام خراسان مواجه شد که این مخالفتها، عاقبت به خروج یا اخراج او از بلخ منجر شد «حدود ۴۵۳ ق / ۱۰۶۱ م». ولی با این وجود در مازندران ظاهراً پیروانی پیدا کرد که ناصریه خوانده میشدند. با این احوال در خراسان با تعصب عموم مردم رو به رو شد تا این که به ناچار در ناحیه بدخشان در کوههای یمگان متواری و سرانجام منزوی شد. با مرگ ناصر خسرو «۴۸۱ ق / ۱۰۸۸ م»، دعوت مستنصری - منسوب به خلیفه فاطمی المستنصر - که بعدها دعوت قدیمه تلقی شد، پایان یافت و دعوت نزاریه - دعوت جدید اسماعیلیه - در تعلیم و تبلیغ حسن صباح طنین افکند.
دعوت جدید و حسن صباح
جانشین المستنصر ۴۸۷ (قمری)/۱۰۹۴ (میلادی) بنا بر حکم آشکار خلیفه، پسر بزرگش نزار بود، اما امیر سپاه مصر که به مستعلی - پسر دیگر خلیفه - ارادت داشت، وی را به خلافت نشاند و او را امام مخصوص خواند. البته چون این قول، حکم آشکار خلیفه پیشین نبود به همین دلیل نمیتوانست تمام اسماعیلیه را راضی و خشنود کند. نزار در ادعای جانشینی مغلوب و بعدها مقتول شد، به طوری که طرفداران او نیز به نوبه خود از اطاعت خلیفه مصر سرباز زدند. با آن که خلافت فاطمی در نسل مستعلی ادامه پیدا کرد؛ اما از آن پس فاطمیان در مصر دچار هرج و مرج شدند و در شام و ایران نیز با انشعاب مواجه گشتند. حسن صباح که در عهد حیات المستنصر برای نشر دعوت به ایران آمده بود ۴۷۳ (قمری)/۱۰۸۰ (میلادی) به هوا داری از نزاریه - طرفداران نزار، پسر خلیفه که از خلافت فاطمیان بر کنار ماند - به پا خاست به طوری که چند سال بعد، پس از دستیابی به قلعه الموت ۴۸۳ (قمری)/۱۰۹۰ (میلادی)، آن جا را پایگاهی استوار برای رهبری دعوت اسماعیلیه کرد.
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
ویرایش شده توسط: sepanta_7
ارسالها: 23330
#220
Posted: 16 Nov 2013 23:29
فرمانرواها
المهدی بالله ابومحمد عبیدالله ۲۹۷ق/۹۰۹م
القائم بامرالله ابوقاسم محمد ۳۲۲ق/۹۳۴م
المنصور بالله ابوطاهر اسماعیل ۳۳۴ق/۹۴۶م
المعز لدینالله ابوتمیم معد ۳۴۱ق/۹۵۳م
العزیز بالله ابومنصور نزار ۳۶۵ق/۹۷۵م
الحاکم بامرالله ابوعلی منصور ۳۸۶ق/۹۹۶م
الظاهر لاعراز دینالله ابوالحسن علی ۴۱۱ق/۱۰۲۱م
المستنصر بالله ابوتمیم معد ۴۲۷ق/۱۰۳۶م
المستعلی بالله ابوقاسم احمد ۴۸۷ق/۱۰۹۴م
الآمر باحکامالله ابوعلی منصور ۴۹۵ق/۱۱۰۱م
الحافظ لدینالله ابوالمیمون عبدالمجید ۵۲۴ق/۱۱۳۰م
الظافر بامرالله ابوالمنصور اسماعیل ۵۴۴ق/۱۱۴۹م
الفائر بنصرالله ابوقاسم عیسی ۵۴۹ق/۱۱۵۴م
العاضدلدینالله ابومحمدعبدالله ۵۵۵ق-۵۶۷ق/۱۱۶۰م-۱۱۷۱م
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.