ارسالها: 2910
#21
Posted: 14 Aug 2014 08:32
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
آخرین روز تابستان
یادهایی با من می میرند
تا اولین روز پاییز
بی یاد بودی به دنیا بیایم
و در مسیر این رفت و برگشت
خاطرم نیست دیگر
چند خاطره را کشته ام
خاطرم نیست اما
تا به این خیابان ،این جا ، این جاده برخورد می کنم
رد می شود
یادرگی از زیر تمام پوستم
انگار که یوسفی
از چاه یک زن بی حواس در آمده باشد
آشنایی از ذهنم در می آید
مشامم از عطر فروشی شهر بو می برد
بوی پیراهن مردی
که در جاده ی »هستی ونیستی «از بین نرفته است
و اینجاست
که بودن یا نبودن
فقط به عشق بستگی دارد
امروز
تولد دوباره ی من است
و تنها کسی که به یادم باشد
تنها کسی ست که به یادم مانده است
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#22
Posted: 14 Aug 2014 08:37
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
آهای زندگی
که در را به روی آغوش هایمان بسته ای
مرگ
تنها لولایی ست
که یک روز
استخوان هایمان را به هم چفت خواهد کرد
********
امروز
تولد دوباره ی من است
و تنها کسی که به یادم باشد
تنها کسی ست که به یادم مانده است
********
وقتی تیغ را بر می دارم و به تو فکر می کنم
یعنی هنوز از زندگی نبریده ام
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#23
Posted: 14 Aug 2014 09:27
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حق داری از حسادت بمیری
و آرزوی رنگ آسمان را
به گور تاریکی ات بکشی
تو هم پرنده ای اما
قبول کن
کفترچاهی تا ابد یک کفتر چاهی ست
********
سرت را بالا بگیر
اینجا آسمان است
و تا نبض تو می زند
هیچ پرنده ای فرودش اضطراری نیست
********
در جنگ با تو
من به تنهایی
یک لشکر شکست خورده ام
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#24
Posted: 14 Aug 2014 09:29
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
چه فرقی می کنه توو کدوم قبرستون این شهر باید فاتحه ات رو خوند
مهم اینه :تو برای همیشه مُردی ...مُردی ...مُردی
********
چرخید
عطر تنش در خانه ام پیچید
باید
نامی برای او بگذارم : باد
گردباد
برباد داد زندگی ام را
رفت
********
چرا نگفتم
به بودنش تکیه کرده ام
به اینکه اگر برود
زمین لرزه از شانه های من شروع میشود.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#25
Posted: 14 Aug 2014 09:33
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بی هیچ تفاهمی عاشق شدیم
و دست هایمان
بدون اجازه ی انگشتی
در آغوشمان کشیدند
بی هیچ تعارفی
معشوق شعرهای معشوقه ات شده ای !
وقتی در خانه نیستی
زلزله
آتش سوزی
و حتی بادی که به پنجره می کوبد
وحشت زده ام می کند ..
می ترسم
هیچ راه فراری به آغوش تو نباشد
********
من هم یک زنم
با وحشتی از هر دست
که برای نوازش کشیدم و کشیده ای شد
سر به لاک برده و
از تمام دنیا
رویم را برگرداندم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#26
Posted: 14 Aug 2014 09:35
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به من حق بده به رویم نیاورم که چقدر دوستت دارم
من همیشه هرچه را دوست داشته ام از دست داده ام
به من حق بده از روزهایی که نباشی بترسم
روزهایی که نیستی نابودم می کند
و
جای خالی ات حتی با صدای هق هق هایم پر نمی شود
من می ترسم از نبودنت !
از نحسی سرنوشتم که تو را از من بگیرد
این نامه را درست زمانی می خوانی که مرده ام .
درست زمانی که ترس از جوهر خودکارم ریخته است و می توانم با جرات بنویسم :
تمام این سال ها دیوانه وار عاشقت بودم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#27
Posted: 14 Aug 2014 09:38
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
من به جنون خودم مشکوکم
که بعد از این همه شک
چگونه این همه دیوانه وار دوستت دارم !
********
دلگیرم که سرمای دوری ات
خانه ام را سیاه کرده است
و دودکش ها
نفس شان از جای گرم بلند می شود
********
هربار می گویم :دوستت دارم
ناباوری
شکنجه ات می کند
باور نمی کنی
این زن
چقدر بی رحمانه دوستت دارد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#28
Posted: 14 Aug 2014 09:42
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دکتر گواهی داد :
خنده برای تو از دارو واجب تر است
بخند لعنتی
که رفیق بی مصرفی نباشم
هر 8 ساعت مرا به یاد بیاور
که چگونه توانسته ام
از یک دهان بی مزه
این همه شکلک شیرین در بیاورم
********
هر اتفاق بدی
از هر دست
هرکجای زمین که بیفتد
دل من است که می شکند
********
گاهی آنقدر شعر می شوم
که قسمتی از زندگی ام فاش می شود
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#29
Posted: 14 Aug 2014 09:43
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به غرورم کاری نداشته باش
هرچه می خواهی بشکن
از دلم بگیر
تا ته حنجره ام برو
دستم را خودم می شکنم
که همین سر خط
نقطه/ ضعفم را گذاشت
یادم نبود
نامردها
مشتشان از قلبشان بزرگ تر است
********
امشب
زنی آنقدر سردش می شود
که فرقی نمی کند
آغوش یک مرد به رویش باز شده است یا نامرد
امشب
در را باز بگذار
» من سردم است «
من سردم است
من سردم است
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
ارسالها: 2910
#30
Posted: 14 Aug 2014 09:45
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
و زلزله ای که درونت را تکان داد
کاملا طبیعی بود
این را از چیزهایی که از درونم بهم ریخت ،فهمیدم
چیزهایی که تونمی بینی
تونمی بینی
تونمی بینی
********
دلتنگم و هرچه با خاطراتمان قدم می زنم
دلتنگ تر می شوم
دلتنگم و این درد کمــــــــــــــــــــــی نیست !
********
با هرقدمی که به سمتم بر می داری
رگ یک شعرتازه در من جریان می گیرد
آخ
که چقدر بودنت خووب است
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…