انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شوخی و سرگرمی
  
صفحه  صفحه 43 از 174:  « پیشین  1  ...  42  43  44  ...  173  174  پسین »

دهكده طنز


مرد

 
سریال ساختن تو هر قسمتش یا یکی فلج میشه، یا کور میشه، یا ماشین میزنه با کاردک از رو آسفالت جمعش میکنن، یا صاعقه میزنه از وسط دو نیم میشه.....
بعد اسمشو گذاشتن: "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" !!!

خو لامصب شاید واسه خودت اتفاق بیفته، شاید واسه عمت اتفاق بیفته

اسم قحطیه؟؟
هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
     
  
مرد

 
يه كشيش ساعتها بود داشت دنبال اداره پست ميگشت .

يه پسر بچه را ديد و ازش آدرس پست خونه را پرسيد. با آدرس دقيقي كه بچه بهش داد، رفت كارشو انجام داد.

موقع برگشت با خودش گفت چه بچه باهوشي بود برم ازش تشكر كنم.

رفت پيداش كرد بهش گفت: پيداس خيلي با استعدادي بيا تا راه بهشت را نشانت بدم.

پسر بچه گفت: برو عمو تو راه پست خونه را بلد نبودي، مي خواهي راه بهشتو به من نشون بدي؟!!

----------------------------------------------------------


چرابه ميز ارايش خانوما ميگن ميز توالت!

چون تابه خودشون نرينن ول نمي کنن
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  ویرایش شده توسط: alinumber7   
مرد

 
برنامه روزانه يك شيرازي :

الان اين موقع صب نماز ما كه قبول نيس . . .

صوبونم دلوم ور نميداره . . .

حوصله ناهار دوروس كردنم ندارم . . .

شام که خوردنش ضرر داره . . .

خدا را شكر ظرف چركم نداريم . . .

ووووووووي ديگه خسه شدم برم بخوابم . . .
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  
مرد

 
ﺩﻭ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻋﯿﻨﮏ ﻫﺎﯼ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﯾﺮ ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺼﺎﯾﯽ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﯾﮏ ﺳﮓ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺷﺪﻧﺪ، ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻓﻀﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﻌﺠﺐ ﺩﻭ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﺎﺑﯿﻦ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ، ﺍﻋﻼﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻓﺮﻭﺩ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ، ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﮎﻣﺮﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ.

ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻝ، ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺷﻮﺧﯽ ﯾﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﻌﺠﺐ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺁﻧﻬﺎ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻧﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺳﺮﻋﺖ ﮔﺮﻓﺖ .

ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺮ ﺗﺮﺱ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺑﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ .

ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭼﺮﺥ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻟﺒﻪ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ .

اﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﺩﯼ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ.

ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻠﺒﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﺎﺏ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﻫﺎ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﺯﺩﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﻥ ﺗﻤﻮﻣﻪ !!!
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  
مرد

 
چهار فرضیه ی زندگی من :

فرضیه ی اول : هیچ چیز اهمیت نداره
فرضیه ی دوم : حتی فرضیه ی اول
فرضیه ی سوم : هر فرضیه ی یه استثنا داره
فرضیه ی چهارم : به جز فرضیه ی اول !

---------------------------------------------------------------

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻢ!
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  ویرایش شده توسط: alinumber7   
مرد

 
ﺍﺯ ﻳﻚ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻣﺘﻠﻜﻲ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﺷﻮﺩ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ! ﻭ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺳﭙﻴﺪﻩﺩﻡ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺸﻨﻤﺎﺯﻱ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﻲ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﻛﻮﭼﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﻞ ﻭ ﻻﻱ ﺑﻮﺩ .

ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻳﻚ ﭼﺎﻩ ﻓﺎﺿﻼﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﻭ ﺗﺎ ﻛﻤﺮ ﺩﺭ ﻣﺪﻓﻮﻉ ﻭ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻢ ...

ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻢ، ﻧﻤﺎﺯ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻗﻀﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﻭﺿﻊ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﻭﻡ ﻛﻪ ﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺍﻗﺎﻣﻪ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺭﺳﻴﺪ.

ﻣﺮﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﻳﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﻴﻄﻨﺖ ﺁﻣﻴﺰﻱ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﭼﺮﺍﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻴﻦ؟ !!
عقده یعنی کسی که اولین بار میره تو لیست، مدتش طبق قوانین باید سه روز باشه ولی یهو میشه دو ماه
     
  
زن

 
نقل است جوانکی زیر ابرو برداشته و موقشنگ با فَروَهَری در گردن خدمت امام رسید و گفت :یا نقی من از این آخوندا بیزارم ولی خداییش تا ذکر امام حسین رو میشنوم گریه ام میگیره یا داستان جوانمردی عباس ،جدا از این ملا بازی هاست ،چرا اینو نمیفهمید؟
امام با پخی ذوالنقار به باسن جوان زدند و فرمودند دو چیز پایان ندارد شقاوت عرب و حماقت عجم.سپس بادی رها کردند و پتو برسرکشیده و خوابیدند.


...

دختری در حالی که عکس امام نقی را در دست داشت، با اشتیاق نزد امام آمد و گفت: یا امام، من از طرفداران شما هستم، من تمام جنگهای شما را دیده ام، مخصوصا آن جنگی که شما نقش ترمیناتور را بازی میکردید و تعداد کثیری را سر بریدید، لطفا این عکس را برایم امضاء میکنید؟
امام نقی عکس را گرفت و چپ نگاهی کرد و فرمود: من نمیدانم آن "امضاء" که گفتی دیگر چیست، اما من با طرفدارانم جماع میکنم. سپس او را به زور درون بیت برد.
     
  
زن

 
روایت است که امام و ابوداف در حال تماشای تی وی بودند که تصاویر مربوط به بدرقه ضریح جدید حسین از ایران به کربلا پخش شد. حضرت در حالی که شجره طیبه شان را می خاراندند فرمودند: (( مثل پارسیانی که اینگونه به دنبال ضریح جدم افتاده و خودشان را جر میدهند مثل کسی است که دزد به خانه اش زده و زنش را سپوخته و مالش را میبرد. و او با رضایت دزد را تا دم در همراهی میکند)) . سپس کانال sct را سرچ کرده و دیدند قفل است! و به تماشای راز بقا رضایت دادند.
     
  ویرایش شده توسط: RONIN   
مرد

 
جغرافیاى خانم ها و آقایان

جغرافیاى خانم ها

خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفریقا یا استرالیا هستند

نیمه کشف شده، وحشى، با زیبایى هاى افسون کننده ى طبیعى


در سن ۲۱ تا ۳۰ سالگى، مثل امریکا یا ژاپن هستند:

کاملا کشف شده، بسیار توسعه یافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد یا اتومبیل .



در سن ۳۰ تا ۳۵ سالگى، مانند هند یا اسپانیا هستند:

بسیار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زیبایى هاى خود.



بین سن ۳۵ تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه یا آرژانتین هستند:

بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسیارى براى تماشا دارند .



در سن ۴۰ تا ۵۰ سالگى، مثل یوگسلاوى یا عراق هستند:

جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند. و به باز سازى کامل نیاز دارند .



بین ۵۰ تا ۶۰ سالگى، مانند روسیه یا کانادا هستند:

بسیار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زیاد، خلایق را از آنان می رماند.



در سن ۶۰ تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان یا مغولستان اند:

با یک گذشته ى درخشان و بدون آینده .



بعد از ۷۰ سالگى، شبیه آلبانى یا افغانستان اند:

همگان میدانند که در کجایند، اما هیچکس به سراغ شان نمى رود.





جغرافیاى آقایان

از ۱۸ تا ۵۰ سال مثل ایران :

راهنما و حلال مشکلات دنیا ولی در کار خود مانده .



بعد از ۵۰ سالگى، شبیه عربستان هستند:

همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند
     
  
مرد

 
طنز؛طرز فکر دختران و پسران ایرانی


تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه…
دختر: مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه !


.
پسر: اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه !
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی !

تو مغازه لباس فروشی…
دختر: دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن !
.
پسر: لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره !

وقتی از یکی بدشون بیاد…
دختر: سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه !
.
پسر: تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه !


در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟
دختر: یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به هدر نره !
.
پسر: یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون ، پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال)


وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)…
دختر: می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدی که خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن !
.
پسر: با ۲۰ سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل بی خود بحث می کنن !

اگه بعد از مدتی هم رو ببینن…
دختر: تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن (انقد که مهربونن) !
.
پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ (انقد که بی احساسن) !

وقتی می رن کتابخونه…
دختر: دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه !
.
پسر: تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن !
یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه !

وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط…
دختر: روزی ۵ ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره (ماشالاه هوش دخترا زیاده) !
.
پسر: روزی ۲۹ ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم !

وقتی می خوان ورزش کنن…
دختر: با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن !
.
پسر: خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه !

وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن…
دختر: میگه ایول عجب ماشینیه! مبارک صاحبش ۱
.
پسر: با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه !!

.

این مطلب فقط جنبه ی سرگرمی دارد !!!
     
  
صفحه  صفحه 43 از 174:  « پیشین  1  ...  42  43  44  ...  173  174  پسین » 
شوخی و سرگرمی

دهكده طنز

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA