انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 61 از 94:  « پیشین  1  ...  60  61  62  ...  93  94  پسین »

داستانهای سکسی مربوط به دوست دخترها و دوست پسرها


مرد

 
من و مهتاب جون

میخواستم براتون خاطره ای را بنویسم از دو سال پیش.اول بگم که من اشکان هستم 23ساله فارغ التحصیل مهندسی عمران.تابستون بود.من و اسی دوستم عصر داشتیم تو خیابون با ماشین من چرخ میزدیم که یه دفعه چشممون به جمال یه دختر روشن شد.من به اسی گفتم بریم شماره بهش بدیم. دختره قدبلند سبزه ونسبتا تپل بود یعنی اونجوری که من دوس داشتم.پشت کارت ویزیت اسی که ماله مغازه فست فودش بود من اول شماره خودمو نوشتم بعدش شماره اسی را.بلوار را دور زدمو شماره رو انداختم جلوشو رفتیم.20 دقیقه نشد که به شماره من زنگ زد.چون شماره من اول نوشته بودم.باهاش5دقیقه حرف زدمو قرار شد که فردا بازم باهاش صحبت کنم .دوس نداشتم جلو اسی حرف بزنم.فردا با هم حرف زدیمو قرار ملاقات برا روز بعد گذاشتیم.منم یه تریپ شیک زدمو رفتم سر قرارو سوار ماشینش کردم.تعجب کردم که برا بار اول به این راحتی سوار ماشین شدش.رفتیم یه چرخی زدیمو من ازش امار خونشونو در آوردم اخه تو شهرای کوچیکی مث شهر ما این کار راحته.خلاصه برا فرداش قرار گذاشتیم. راستی اسمش مهتاب بود و 18 سالش بود.شب که بهش اس میدادم چندتا پیامهای سکسی اما مودبانه بهش دادم که ببینم اهل حال هست که دیدم مهتاب از من حشری تره.آخه ما جفتمون سبزه بودیم و سبزه ها هم شهوتی ترند اما مهتاب واقعا هات بود.خلاصه فردا شدو رفتیم سر قرار .رفتیم یه جای دنج و خلوت.شروع کردیم به لب گرفتن. شاید نیم ساعت لب می گرفتیم اما خیلی اون وارد بود.بی شرف معلوم بود که حرفه ایه.بعدش نوبت سینه هاش بود.واااااااااااای چه سینه هایی!!!! خوش فرم و زیبا.شروع کردم که بخورمشون اونم داشت دیونه میشد.بعدش بهم گفت که اشکان میخام ببینم شرتت چه رنگیه ،منظورشو که فهمیدین.

منم گفتم مال خودت.هر کار دوس داری بکن.اونم شلوارمو کشید تا زانو پایینو از رو شرت شروع کرد به خوردن دودولم.دودولم بیدار شده بود(کیرم کوچیکه 18 سانته)بعدش شرتمو هم پایین کشید و شروع کرد اول تخمامو بعدش کیرمو لیسیدنو خوردن.وای چقدر حرفه ای بود.ده قیقه خوردشونو که داشت آبم میومد که از دهنش کشیدم بیرونو ریختم آبمو رو زمین که یه دفعه مهتاب گفت میریختی تو دهنم که منم بهش گفتم دفعه دیگه ای هم هست.بعدش سوار ماشین شدیمو رفتیم توی شهر جاتون خالی پیتزایی خوردیمو وبعدش بردمش سر محله شون پیادش کردم که گفت اشکان دفعه دیگه یه خونه خالی پیدا کن که بشه یه حال اساسی کرد.منم بهش گفتم چشم. همو بوسیدیمو رفتش.پس فردا قرار بود مامان بابام برن دبی پیش داییم آخه داییم دبی رستوران داشت و بابام هم نصفشو شریک بود وزنداییم هم می خواست زایمان کنه که مامانم پیشش باشه.اونا قرار بود 20روز اونجا باشن.وای خداااااااااااااااا،20 روز خونه خالی.بابا مامانم 4شنبه 11 شب پرواز داشتند و با عموم رفتند فرودگاه .هرچند من که داداش و خواهر نداشتم دلم تنگ میشد براشون اما از طرفی خونه خالی گیر میوردم.با مهتاب 5 شنبه صبح ساعت10 قرار گذاشتم .به مامانش گفته بود میره خونه نرگس دوستش وتا عصر اونجاست.مهتابم که صمیمی ترین دوست نرگس بود هوای کارو داشت(بعدها فهمیدم که از تمام جزییات رابطه من و مهتاب حتی سایز کیر من با خبره)مهتاب هم سر ساعت اومد خونه ما.اول یه شربت توت فرنگی با شیرینی خوردیمو گفت بریم تو اتاقت ببینم سلیقت چه جوریه، اتاقت چه شکلیه. برق شهوت را توچشمهاش خوندم منم حالم بهتر از اون نبود.دم اتاق مامان بابام که رسیدیم من از پشت مهتاب را گرفتمو انداختم رو تخت دو نفره .اونم از خدا خواسته.ده دقیقه ای لب گرفتیم.بهش گفتم مانتوت را در بیار راحتر باشیم واونم مانتوشو با شلوار لی وتاپش در آورد. تو دلم گفتم چنان بگامت که یادت نره.منم که با شلوارک و رکابی بودم.

دوباره شروع کردیم به لب خوردن نفهمیدم چی شد که رفتم سراغ سوتین قشنگه صورتیش که با شرتش ست بود و اونو در آوردمو وای چی میدیدم دو تا هلوی زیبا .شروع کردم به خوردنشون که از دفعه قبل خیلی خوشمزه تر بود.دستمو بردم تو شرتش که کسشو بمالم که دیدم داغه وخیس.دیگه آخ واوخش در اومده بود.منم داشتم ازشق درد کیرم میترکید.شرتشو کامل در اوردمو شروع کردم چوچولشو بلیسم.بعد از سه چار دقیقه مهتاب گقت منم میخام ازتو بخورم حالت69 شدیم و چند دقیقه ای ادامه دادیم که مهتاب جیغش بلندتر شد من پا شدم ورفتم تو بغلشو با یه دست چوچولشو وبا یه دست سینشو میمالیدم که دیدم لرزید و هیچی نگفت فهمیدم ارضا شده بود اما چرا به این زودی.؟؟؟؟؟؟وای زیر پاهاش خیس شده بود.بهش گفتم میخام از عقب باهات حال کنم استقبال کرد اما گفت دردم اومد ادامه نده گفتم باشه.کیرمو مالیدم دم کسش و لیز لیز شد ای کاش میشد تا تهش میکردم تو کسش ای کاااااااااااش.از کونش بگم .خوش فرم.ژله ای و زیبا.با انگشتم یواش کردم تو کونش چند دقیقه تابش میدادم وبا کرم زدم به کیرم وکون مهتاب.وآروم گذاشتم کیرم تا نصفه رفت تو یه جیغ زد اما با خنده.کم کم ادامه دادم تا به خودم اومدم دیدم دارم تلمبه میزنم.اونم حال میکرد بعد شش هفت دقیقه دیدم داره آبم میاد گفتم آبمو چیکار کنم گفت میخام همشو بخورم.اما خودم دوس داشتم بریزم تو کونش.همین کارو هم کردم.کیروم در اوردم وکیرم که خیس بود کردم تو دهنش که چقدر با ولع میخورد.خوابیدیم تو بغل هم که خوابمون برد.من زودتر بیدار شدم که وقتی ساعتو نگاه کردم دیدم ساعت4 شده .با نوازش مهتاب را بیدار کردم .رفتیم حموم وبعدش لباساشو پوشید که بره دم در که رسید بغلم کرد گفت اشکان دوست دارم خیلی حال کردم.منم بوسیدمشو رفت.تو اون سه هفته که خونه خالی داشتم پنج شیش بار دیگه سکس داشتیم.
خلاصه باهاش یکسال دوس بودم که ماهی دو سه بار سکس داشتیم تا اینکه نامزد کرد
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
هانی دوست دختر افغانم

با عرض سلام من اسمم ارمین هستش از بلوچستانم من تا سال های رهنمایی هیچی حالیم نبود اما از اول دبیرستان کلا مست بودم همون مواقع با بچه ها کلی کون گاییدم اما همیشه تو کف یه کس بودم تا اینکه سال سوم دبیرستان شد دنیا برام زود گذشت ما اینجا همسایه افغانی داریم مادر همیشه میرفت می اومد یعنی رفت امد زیاد داشتیم با هاشون یه دختر خوشگل داشتهم سن سال من بودش خیلی خیلی خوشگل بخدا بدون تیغ و کرم موبر سفید بودش همیشه تو کفش بودم حتی بعضی مواقع خوابشو میدیدم بیار خانوادم رفتن سفر خونه رو دست من دادن راستی من 18 سالم بیشتر نبودش دو سالی مونده بوده اسم اون دختر خوشگله هانی بودش دو روز بعد مسافرت خانوادم داشتم بیدار میشدم ساعت 12 بودش مادر هانی زنگ زدش گفتش گچ لازم دارن اخه ما داریم کار ساختمانی میکردیم گفتم بیاین ببرین اونم کمرش درد کرده بودش داش لاشی شم اونجا نبوده هانی رو میفرسته بیاد ببره میادش من کلا سرم پایین بودش همین طوری حرف زدم بهاش گفتم بیا تا بهت بدم اونم اومدش گچ ها کم بودن نیم کیلوی بودن یا یک کیلو برداش اومد تا نزدیک در من چشم افتاد به کونش کیر لامصب بلند شد

مست مست بودم سریع رفتم به سمتش بدون هیچ حرفی برش گردوندم یه لب گرفتم ازش اولین بارم بودش خیلی حال داد من هل داد عقب گفت چکار میکنی منم احساسمو بهش گفتم کلی کس شعر دوست دارم عاشقتم عله بله بعد اونم نرم شد حرف زد کلا بی خیال گچ شده بودیم بعد رفتم تو حس دوباره ازش لب گرفتم بعد گوشیش زنگ خورد مادرش بود افغانی بهش گفت زود بیا بلند شد بهش گفتم فردا منتظرم شمارمو بهش دادم اونم خودشو جمع کرد. شب همش تو فکرش بودم تا روز بعد کلی منتظر شدم نیومد دو روز گذشت بعد بهم اس داد گفت دارم میام منم شکه این داره میاد قبول کرده رفتم تختو برابر کردم همه چیزارو برابر کردم منتظرش شدم اومد سلام کردم اومدش کلا عوض شده بودش دیگه ازم خجالت نمی کشید گفت بریم اشپز خونه رفتیم درشو باز کرد چندتا بستنی زمستونی بود دو تا برداش یکی بهم داد من داشتم می خوردم بهم گفت چشماتو ببند بخور منم گفتم این کس شعرا چیه؟ گفت کاری که میگم بکن اقا ما چشامونو بستیم داشتم میخوردمش دیدم لبشو گذاشت رو لبم با بستنی زمستونی از همدیگه لب گرفتیم بهم گفت اماده ای گفتم اره بغلش کردم رفتیم رو تخت لباسشو در اوردم یه شرت سیاه توری با یه کرست توریبود تنش منم شرت تنم نمی کردم اصلا ازش بدم میاد کیرم سیخ شده بودش خوابوندمش یه لب گرفتم ازش بعدش گردنشو خوردم تا حالا فقط دیده بودم تو فیلما اما داشتم تجربه می کردم سینه هاشو در اورد نه بزرگ نه کوچیک اخه همسن خودم بودش اما سفت بودن تو دستم جا میشد کلی خوردمشون حال داد انگاری لب میگیری اما اینا شرین تر بودش حال داد

شرتشو در اوردم من تا حالا کس نخوردم رفتم نزدیکش پلمش پاره بود اما تنگ بودش گفت چرا پارش کردی گفت اخه حشری بودم زده نابودش کرده منم یه لیس زدم دیدم حال نمیده با دهنم رفتم تو کسش حالم داشت بهم می خورد اما برای اینکه هانی خوشش می اودم انجامش دادم بعد دو تا انگشتمو کردم تو تند تند زدم براش دیدم سینه هاش سرخ شده کسشم سرخه جیغم میزد بعد یکم لرزید یه زره از کسشم اب ریخت من هاج واج مونده بودم گفتم چته حالت خوبه گفت به ارگاسم رسیدم منم کف کرده بودم باز زدم با انگشتام دیونه شد منو کشید بالا کیرم در اوردش یکیم تو دهنش کرد اب اولیشو خورد ساک نزد اما سرشو می خورد برام منم انداختمش رو تخت کیرمو کردم تو کسش وای ویلا فکرشو نمی کردم اینطوری گرم باشه عین زود پز بودش عاشق لب بودم همش از لب گرفتم تند تند میکردمش دستمو یکم تف زدم بعد کسشو نوازش دادم جیغ میزد منم سرعتمو کم کردم خسته شده شدم تا حالا نشده بود ابم به این زودی نیاد نفسم بریده بودش تو گوش میگفتم منو دوست داری میگه اره اره اره منم با دستم نوازش میدادم بیشتر بعد شروع کردم به زدن تلمبه دیدم داره ابم میاد گفتم حیفه تند تند درش اورد رفتم از تو یخچال یه اسپره دندون درد بود زدم کیرمو برگشتم کیرم هنوز راست بودش برش گردوندم تند تند تلمبه میزدم کسش تنگ بودش فکر نکنم تا حالا داده بوده

هی میکردمش اونم تخت لامصبو خیس خیس کرده بودش گفتم اینطوری نمیشه یه تف انداختم گذاشتم دم کونش یکم فشار دادم رفت جلو گفت نکن توش دیدم دردش میاد نکردمش باز کسشو کردم تا یه 10 دقیقه ای دیدم ابم میاد درش اوردم همشو ریختم دم کونش باور نکردنی بود اونهمه اب از کیر من بعد خواستم برم حموم نذاشت منو گرفت کلی ازم لب گرفت کلا به حرفم کشید 15دقیقه کس شعر گفتیم منم جو گیر شدم بغلش کردم بردمش حموم خودشو شست تمیز کرد رفتش سفید بودش بهش گفتم زنم باشه گفت اگه خدا بخواد چرا که نه اون زود تر رفت بیرون از حموم من بعد یه 10 دقیقه اومدم دیدم اتاقو تمیز کرده رفته بعد اون ماجرا بهاش بودم عاشقش بودم اما دیگه باهاش سکس نداشتم الان اون رفته افغانستان منم اینجا تنها با شما دوستان....نوشته آرمین
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
دخترا تکلیفشون معلوم نیست

با ستاره بودم یه مدت با هم تلفنی حرف میزدیم که از طرف اون کارمون رسید به سکس تلفنی
اولش شاید یکی دوبار من لذت بردم اما بعدش فقط کارم لذت دادن بود
ستاره مادرش رو از دست داده بود، و همش تو تماسام به فکر اینکه مادرش اگه زنده بود اون اینجوری نمی شد ، یا اینکه چرا اون با من اینطوری حال میکنه؟ اصلن چی شده که کارش به اینجا رسیده
یه سال از من بزرگتر بود و اگه من از همون اول که تو این خط ها نبودم نمیذاشتم بدونه من چن سالمه ، میتونستم باهاش صمیمی تر شم، هرچند یه هوس باز هوس باز میمونه، یعنی ستاره میدونستم خودشو خراب میکنه
کلن هر کی اومده تو زندگی من وقتی به من نزدیکتر شده خودشو خراب کرده،
باهم جلسه شعر میرفتیم، دو سه باری تاکسی سوار شدیم و پاهامونو به هم مالیدیم و دستم رو روشونش گذاشتم، همش تو فکر دیدن بدنش بودم، سکس باهاش، نمیخاستم بکنمش، بلکه میخاستم باهاش عشق بازی کنم،
این تلفنا تموم شد، میخاست وابسته نشون بده خودشو اما یکی دوباری با یکی دیگه دیده بودمش البته خیلی معمولی، و اینکه میتونست مثلن با من بیاد بریم تا جلسه اما با کسی دیگه میرفت،
اگه اهل دل باشید میدونید کسی که زیرآبی بره و شما بهش احساس داشته باشید میفهمید، این هم که از روز روشن تر بود، به زور به اس دادنت ج بده ، و تماس بگیری و ج بده ، ...

تا اینکه دانشگاه قبول شد و رفت شمال، دیگه کمتر شده بود اون رابطه کمی که داشتیم و سکس تلفنی هم بعد از یکی دوماه کم شده بود
اما من به فکر کردنش بودم الان هم که مینویسم هستم، میدونم باید برگرده و بده
هنوز شوهر نکرده، تو رابطه های قبلیش هم هنوز درگیر بود از نظر فکری،
بالاخره یه روز قرار گذاشتم ببینمش بعد از یک یا بیشتر حدود دو سال،
اصلن تو فکر کردنش نبودم، نه خونه ای دارم که ببرمش ، نه رفیق بازم که اونا ردیف کنن، فقط خیلی صبورم، همینجوریشم با این دخترای ... دووم آوردن،
قبول دارید که آدما در برخورد با سختی ها یا وا میدن یا محکم تر ، یا بی خیال تر یا جسور تر یا...
من مطمئن تر میشدم به اینکه اگه یادبگیری اون که رفته رو بخای میتونی برگردونی کافیه بخای برگرده، پرایدم رو رفتم پیش بابام عوض کردم با ماشینش ، پرشیارو گرفتم، میدونید که آهن پرستن
راه افتادم جلو شهرک منتظرم بود، سوارش کردم و رفتم، نمیدونم چرا این جور موقع ها به صرافت میفتم ، گفتم مال خودم نیست، مال بابامه، گرفتم یه وقت به کلاست برنخوره، (خضعبلات) از دروغ بدم میومد، شروع کردیم دور دور، رفتیم یه کافی شاپ پایین فلکه سوم تهرانپارس، خیلی مزخرفه اما اونطرفا جای دیگه رو بلد نبودم، نمیدونم چی زدیم ، فکر کنم اون یه چیزی تو مایه های کافه گلاسه زد، تا حالاش که هرکی گیر ما افتاده بدبختر از خودمون و پر افاده تر از ما بوده، چی میشد کرد باید خرج میکردم، تو فکر شروع یه رابطه یه فصله دوفصله بودم گفتم رفته کاراشو کرده ،تو شمال ول گشته حالا هم اومده سراغ خودم فهمیده که مثل من صاف و ساده گیر نمیاره،
تموم شد ، مثلن اون موقه تریپم به قول دخترا اسپرتی شده بود، کتونی با لی و یه پیرهن اسلیم فیت بدن، من از این تریپا خوشم نمیومد، اما ... یه کوله هم رودوشم ، توش لپ تاپم بود، کسی چ میدونست
خلاصه خوردیم و خورد و رفتیم پایین و سوار ماشین و دوباره دور دور این دفعه بیشتر ، تو راه دست کوچولوی نازشو میگرفتم و می بوسیدم ، گاهی میبردم تو دهانم میک میزدم ، البته نه سکسی ، بیشتر به صورت ... خودم هم نمیدونم چی بگم،

هواداشت تاریک میشد تابستون بود، هنوز کلی مونده بود ولی خوب چه میشد کرد، دنبال بوسیدن لباش بودم، دوستش داشتم، ربطی به اون نداشت خودم میخاستم کسی رو دوست داشته باشم، هنوزم دارمش، برگرده هم باهاش تریپ ادمیت رفاقت میریزم ، هنوز خداروشکر اهل کثافت کاری و گول مالیدن سر کسی نشدم اما کمتر حرف میزنم، بردمش چن تا کوچه بن بست اما هرجا میرفتیم یه بازنشسته ای یه مفنگی تو بالکن داشت یه کاری میکرد یا یه موتوری صداش میومد، خداروشکر اون هم همینو میخاست،
اینکه چطور شد قرار گذاشتیم رو نگفتم، چند ماهی[خیلی زیاد] باهم رابطه نداشتیم و من هم شمارشو حفظ بودم و اس دادم و گرفتم وگفتم کجایی و ببینمت و امانتیامو بده و ... تا شد دیدیم تو مثلن یه هفته یا کمتر،
یه کوچه ای تهش میخورد به در بسته یه شهرکی که کسی رد نمیشد، اما بالاسرمون کسی بود، برای من مهم نبود، اما اون میترسید کسی ببینتش ، خلاصه یه خرده بغل ، بغل بغل اما نشد ، همش حواسش این ور و اون ور بود، یه دختر نمکی و توپول موپول با یه صدای گرم و دوست داشتنی میگفت:
کلافه میشم ، گفتم بی خیال بریم ، بالاخره تو این کوچه به کوچه کردن و بغل کردن و حرف زدن که بابا نترس کسی نیست و اونم میگفت نه من میترسم راه افتادیم تو اتوبان همت ، به سمت نمیدونم کجا یا نه میدونستم ، رفتم کوچه یکی از شاگردام که بن بست بود و اون موقع هنوز نمیدونستم که بابا کلانتری درست سه تا کوچه پایین تر تازه واشده و خلاصه اونشب شانس آوردیم ،
طرفای بالاشهر بود حالا بگذریم اگه بگم که لو میره و ...
رفتم زیر شاخ و برگای آویزون از دیوار ماشین رو پارک کردم، اینه رو تنظیم که کسی اومد نبینه و ... خدارو شکر هم این جور جاها(بن بست محله های بالا) میدونید که زیاد رفت و امد نیست ،
ی روسری سرش بود، من به مو حساسم ، درآوردمش سرشو بوسیدم ، بو کردم، بغلش کردم گونه هامو میچسبوندم به لپاش ، با اینکه حرف زدن برام سخت بود به خاطر حالت سکسی که داشتمَ، قربون صدقه ش میرفتم، یواش یواش شرو کدم به خوردن پوست هرجاش که به لبم میومد، موهاش رو بوسیدم، بادستام پشت گردنشو دست می کشیدم ، لپاش رو می بوسیدم، میگفتم چشماتو ببند روی پلکشو میبوسیدم، باور نمی کردم این قدر داغ شده باشه، اول فکر کردم مریضی قلبی داره اما بعد فهمیدم واقعن دیونه سکسه، دوباره لپاش و بوسیدم ، یاد لاله گوش افتادم که تلفنی دوست داشت بخورم، نزدیک دهانش شدم، ازش خواستم لباشو باز کنه، کنج لباشو بوس کردم یکی اینور یکی اونور، رفتم تو کار لب ، خوردم و خورد، دکمه های مانتوشو باز کردم، یه پیرهن راه راه به صورت افقی که رنگاوارنگ بود، رنگ بنفش هم داشت که آرومم میکرد، وای خدا ، سینه هاشو باید میخوردم ، اول رفتم تو کار ناف خوردن، و لیس زدن ؛ عزیزم ، دلم ازونا میخاد، چی

من: می می ، رفتم برا بالا زدن سوتین از روی سینه هاش، اما نیست سینه هاش خوش فرم و اندازه معمولی داشت، باید باز میکردی سوتین رو از پشت تا بتونی راحت بخوری و شهوتی تر میشدیم
خیلی دوس داشتم با آلتم بازی کنه، اما خبری نبود
بازکردم بند سوتین رو شروع کردم به خوردن ، آخ که چ خوردنی بود، اونم دیونه بود و خودشو تکون تکون میداد ، شاید دهانه رحمش رو منقبض و منبسط یعنی شل و سفت میکرد ، سعی میکردم از رو شلوار رون پاهاشو بمالم یا دستامو برسونم نزدیک کفشش و شلوارشو بزنم بالا و ساق پاشو بمالم، حیف که خونه نبود اون موقع وگرنه کاری میکردم خاطره شه براش،
بعد از کمی خوردن سینه میرفتم تو کار لباشو با دستم سینه شو میمالیدم، میدونستم یه چشم باید به آینه باشه ، خدارو شکر اون چشاش بسته بود و نگاه منو نمیدید که مواظب اطرافم، دوست داشتم کسش رو بمالم، رفتم تو کار اون یکی سینه ، خیلی لذت داشت، سینه هاش، رنگ پوستش ، عرقی که نشسته، حالتی که بامن کنار من تو ماشین بود، نمیذاشت دستمو ببرم از جلو تو شلوارش، اما ازپشت بدون اجازش میرسوندم به سوراخ کونش و میمالوندم هم کمی به کسش میرسوندم، کونشو هی بادست میگرفتم ، خیلی سخت بود برام اینکه از پشت دست ببری تو شلواری که دکمه ش بسته است اما وقتی احساس باشه قناعت میکنی یا رضایت میدی به همینشم
رفتم سراغ مخ زدن برا کس و یه خرده از روشلوار بمالم بلکه بذاره دست کنم و توشرتش بمالم کسش رو ، خواستم مال خودم رو بدم دستش تا راضی شه، این کار رو کرد اما ول کرد منم بی خیال شدم ، به همون لب و سینه و گوش بسنده کردم تا شاید دفعه بعد بیشتر جلو بریم، اخه اصلن با خودم هم قرار نذاشته بودم بریم تو کار سکس، یه ماشین تاکسی سمند از این زردا اومد پشتمون، منو میگی ... کوچه رو میگی...وای اما خدارو شکر چیزی نبود یارو اومده بود بوق میزد ما گفتیم چی میگه چی میخاد مرض داره چشه، پلیس هم که نیستَ، اقا کمک میخاست ماشینشو روشن کنه، توروخدا تصور کن کسی رو رسونده و تو این کوچه بن بست ماشینش خراب شده و حالا از من میخاد که ماشینشو هول بدم، یادم نیست چجوری شد که پیاده شدم و این چیزا رو فهمیدم اما یادمه که مثلن تو دلم خوش حال بودم که دوست دختر توپ دار شدم و اون به چه میزان درجه ای از حرارت ، بخاطر اینکه اونجوری شده دمغ نبودم، یا شایدم داشتیم میرفتیم که اون کمک خواسته بود چون نور چراغش افتاده بود و ما هم بی خیال شدیم، هل دادیم تو ماشین به یارو خندیدم و .... دستمو گرفته بود،
از خروجی زین الدین پیچیدم به سمت هنگام ، که اون بره خونشون بدجور ترافیک بود و از وقت تحویل دادن ماشین به بابام که مثلن دوساعته برگردونم گذشته بود، خلاصه اون پیاده شد و رفت و با خجالت رفتیم پیش بابا و ...

فرداش زنگ زد و گفت که لطفن دیگه به من زنگ نزن ، اخه من بهش پیشنهاد داده بودم که من خودم برا فراموش کردن کسی که خیلی دوستش داشتم و طلاقش دادم سکس کردم تا بتونم فراموشش کنم اما اون میگفت این کار کمکی بهش نتونسته بکنه ، هرچند چیزی بهش نگفتم اما تابلو بود، بالاخره اون دنبال کسی بود که مثلن آینده داشته باشه یا یه پسری که دست کم مایه دار باشه و منم که اون موقع نمیتونسم دهنمو ببندم و از نداریم نگم و ...
از طرز نوشتنش میفهمید با چه نویسنده ای طرفید از خوندن داستان های کردن و ... هم خودم که خسته شدم ، امیدوارم دست کم از خوندن این خاطره که به زبان داستان بیان شده ، وقتتونو تلف نکرده باشید،
الان دارم تو خونه براتون مینویسم تا کی ببرم تو کافی نت براتون اپ کنم
چن تا توصیه: زیاد داستان های سکسی نخونید ، مخصوصن ضربدری هارو
با دختر جماعت که آشنا میشید ، دهنتونو ببندید ، اول رابطه سخت نگیرید
احساستونو دلتونو واسه دختر هرزه ندید
آهای دخترایی که دنبال دوست پسر ماشین دارید، قدر پسری رو که وقت براتون میذاره صبح زود میاد باهاتون برسونتتون دانشگاه ، آخر شب زمستون میرسونتتون خونه تون ، قدر همچین پسری رو بدونید، اگه ماشین نداره، صبر کنید، پراید میگیره ، میشه 206 ، چرا توقع دارید یه پسر با تشکیلات به پستتون بخوره، مگه شما خودتون باتشکیلاتید، خوب باتشکیلاتتونم تازگیا دیدیم،
طرف چه دختر چه پسر پول داره، شعور نداره ، شعور داره پول نداره، ادب داره پول نداره،
صبر صبر صبر داشته باشید، ببینید طرفتون آدم هست؟ ...
بی خیال مستی و راستی رو عشقه
پسرا هم نگران اندازه آلت نباشن، مهم نیست،
آلتت گنده باشه میره ، کوچیک باشه میره،
آدم باشه که باهات دوست نمیشد، اما انصاف رو یادتون نره،
سکوت کنید و الکی قول مول ندید، طرف به زودی خودشو خراب میکنه
فکر کردی شیطان بیکار نشسته تو گوش دختره نمیخونه که از این بهتر هم هست
رو هیچ دختری حساب وا نکنید، که بدجور میزنه تو کمرتون
چه داستانی شدا یه کوچولو تو ماشین و این همه نصیحت
نه بابا اینا مال بعدیاس که اگه پاداد بنویسم
اینو هم خیلی وقته که میخام بنویسم الان شده
خسته شدم بس که مزخرفات دیگران رو یا ترجمه داستان های خارجی رو با پس و پیش خوندم و ...
این حداقل واقعیته هرچقدر هم ...نوشته صدرا
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
عشقم نیلوفر

سلام دوستان.ماجرا مربوط به 2 سال پیش ی روز تو خیابون ی دخترو دیدم خیلی خوشگل بود خیلی ی دختر با قد 165 اینا و سینه های کوچیک مثل کره ای ها و ی صورت (با اغراق)کپی جسیکا آلبا .خلاصه خیلی ازش خوشم اومد و اون روز گذشت و از اون روز به بعد همیشه تو راه مدرسه و برگشت اونو میدیم و .....تا اینکه ی روز که هم مسیر بودیم برگشت سمت من و منم ناخودآگاه چرخیدم سمت عقب راه افتادم که صدا زد ببخشید برگشتم گفتم بله !!دیدم ی نیشخند زده گفت:خسته نشدی با تعجب گفتم بابت چی؟ گفتش از اینکه هر وقت به سمت مدرسه میام تو از خونه میزنی بیرون .... گفتم :دست پیش میگیری پس نیوفتی از کجا معلوم تو دنبال من راه نمیوفتی .خندید و گفت :آره میدوووونم منم !!ولی چرا تو همیشه پشت سرمی .و برگشت و رفت منم با اینکه مدرسه نزدیک بود رفتم ی تاکسی گرفتم و رفتم اعصابم بدجور خرد شده بود با این جواب دادنم من اون موقع سوم دبیرستان بودم و از بچه زرنگای فرزانگان گفتم د آخه احمق آدم عاقل وقت کنکور عاشق میشه .مدرسه که تعطیل شد ی تاکسی گرفتم تا نبینمش از اون روز تا ی هفته ندیدمش بعد دوباره هم مسیر میشدیم تا اینکه ی روز جرأت کردم و رفتم گفتم ببین میخوای با هم دوست شیم گفتش البته که نه .گفتم باشه و رفتم .دیگه واقعا بهم ریخته بودم منی که هر وقت از مدرسه میومدم 9 ساعت مطالعه داشتم اون روز دو ساعت هم نشد خوندنم .گفتم د آخه احمق جون هنوز دوست نشدی ساعت مطالعت اومدش 2 ساعت دیگه بیخالش و خدایی هم بیخیالش شدم تا اینکه ی روز دیدم ی پسره بد جور داره اذیتش میکنه و این به هر سمت میچرخید اونم پا گیرش میشد .(شاید الان بگید فیلمی شد ولی واقعا راست میگم)گفتم به من چه و خواستم از کنارشون رد شم یکی نا خود آگاه خوابوندم زیر گوش پسره .(شاید به خاطر این بود که از طرف پدری کرد ایلام بودم و غیرتی ولی از طرف مادر طهرانی اصیل و البته که دعوای زیادی نکردم شاید چون تو تهران زندگی میکردم)خلاصه خدا رو شکر پسره خیلی بی زور بود و فرار کرد منم خوشحال بودم که دختره داد زد کسی از تو کمک خواسته بود مگه .جوابی نداشتم و رفتم تا بعد ی هفته وقتی از مدرسه میومدم هم مسیر شدیم که اومد جلو و گفت بابت اون روز ممنونم،آقا.....

گفتم امیرم و خلاصه بعد 3 ماه شماره رد و بدل شد خدایی دختر سبکی نبود .تا اینکه 6 ماه ارتباط تلفنی داشتیم و فقط دوبار سکس تلفنی گه میگفت اگه پیشم بودی لباسات رو در میاوردم و لب میگرفتیم و دستمو میبردم گفتم زیر شرتم گفته نه !!!میذاشتم رو لبم و منم تی شرتمو در میاوردم و کنار هم لخت لب میگرفتیم این نهایت سکس تلفنیمون بود .خلاصه باز ی 2 ماهی گذشت تا اینکه اسم مامان بابا واسه حج دو اومد و رفتن من بودم و خواهرم و شروین داداش بزرگه خونه ما چون همه میرفتن سرکار و دانشگاه صبحا خالی بود ولی خب من و نیلوفرم میرفتیم مدرسه و خونه اان ساعت بدردم نمیخورد تا اینکه ی روز خالم زنگ زد گفت بچه ها مامان نیست پاشید بیاید اینجا شام شروین گفت باشه خاله ما ساعت 3 اونجاییم راستی مهرسا خانم (دختر خاله 2 سالم چه جور خوشکل پسر خاله ) خاله گفت .....منم داشتم دنبال بهونه میگشتم نرم گفتم به شروین که 3 سال از من بزرگتر بود شما برید منم شب میام ی دست رو سرم کشید گفت خبریه شیطون و رفتن .منم خوشحال زنگ زدم نیلوفر با هزار بدبختی و قول گفت باشه الان میام یکی از قولام این بود که نکنمش !!اومدش واسش چیپس و نوشابه و اسنک و....آماده کردم و خوردیم که نگاش کردم و گفتم نیلوفر میدونی آرزوی هر پسری هستی گفت :آره و زد زیر خنده و گفت تو چی میدونستی آرزوی هر دختری هستی گفتم : آره !!و گفت : سخت در اشتباهییی و زدیم زیر خنده چشماشو بسته بود و میخندید که رفتم لب پایینشو گذاشتم بین لبام که شکه شد گفتم بابا بعد 1 سال 3 ماه دوستی شک میشی گفت نه دیگه بهت اطمینان دارم و شروع کردیم به بوسیدن هم که تی شرتمو در آورد و منم تابشو در آوردم و دستامو گذاشتم رو سینه هاش چشاشو بست و گفت تا جایی که قول دادی میتونی پیش بری

منم سینه هاش که تو دهنم جا میشدن رو گرفتم میمالیدم بعد رفتم دکمه شلوارشو باز کردم و شلوارکمو در آوردم و رفتم ی ماچ از رو شرتش کردم و کشیدمش پایین از لیسیدن بدم میاد واسه همین ی کرم آوردم و مالیدم رو چوچولش که میگفت امیر دوست دارم و خجالت میکشید بلند آه بکشه خلاصه حرکتامو تند کردم وای چی دستم بود منی که تا اون موقع کس ندیده بودم حالا یکی از خوش فرم تریناش زیر دستم بود واسه همین اینقد نازش کردم که گفت بسه کشتیم بیا بالا منم شلوارمو در آوردم گفت نه نه !!به کی کی قسم من ساک نمیزنم ولی بخواب تا ی حال به تو هم بدم .منو خوابوند و با چشای خمارش اومد رو شکمم دراز کشید و لبشو گذاشت رو لبم و بوسید ما که هردو لخت کامل بودیم و کیرم مزاحم بود گفتم عزیزم این درد گرفت اومد بالاتر حالا کیرم وسط پاهاش بود و پایین کسش ،درحال که همو میبوسیدیم چرخوندمش و اون زیر من بود کیرمو میساییدم رو کسش اما نمیخواستم ببد قولی کنم و از کون بکنمش .از هم بعد 20 دقیقه جدا شدیم گفتش چون حتی پیشنهاد کون هم ندادی چشاتو ببند بستم و دیدم کیرم تو حال و هوای دیگس و داشت برام آروم ساک میزد اصلا بلد نبود وای وقتی نرمی زبونش رو تو دهنش رو کیرم میکشید گفتم الان ارضا شم گفتم داره میاد ی دستمال از کنار تخت برداشت و با دست ی جق 20 ثانیه ای زد و آبم با فشار ریخت تو دستمال و ی مقدار ریخت رو سینش که داد زد فلکه رو ببندش دیگه ولی مگه این ارضا تموم میشد این بود داستانم ببخشید اگه مشکلی بود راستی بگم منو نیلوفر هنوز دوستیم و هنوز رابطمون همین جوری و من واقعا دوسش دارم.
نوشته امیر
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
سکس با دختر ۸ سال بزرگتر از خودم

اول از همه بگم واسم مهم نیس کسی داستانه منو باور میکنه یا نه.چون واقعیه.من تویکی ازشهرهای آذربایجان غربی زندگی میکنم.اون موقع ارومیه دانشگاه بودم(سال89).یه روز که از شهرمون برمیگشتم دانشگاه تواتوبوس تونستم بابلوتوز شمارمو به یکی از دخترای اتوبوس بدم که از چهرش خوشم اومده بود.بعد شب که رسیدم خوابگاه اون اس داد.خلاصه باهم آشنا شدیم.اون مجرد بود32سالش بود و اهل ارومیه،دانشگاه پیام نور شهرستان ما درس میخوند و تازه ترم یک بود.تا آخرای فارغ التحصیلی کافی شاپ میرفتیم وباهم لب میگرفتیم.
بعداز فارغ التحصیلی ازم جداشدچون میگفت که ما با هم ازدواج نمیکنیم چرا با هم باشیم یکی منو ببینه واسم بد میشه.خلاصه ازم جداشد ولی من شمارشو تو گوشیم داشتم ولی چون من زیاد دختر باز ماهری نیسم و حتی بعد از جدایی از اون دختر هنوز نتونسم باکسی آشنا بشم البته زیاد هم این ور وانور نمیرم و زیاد پیگیر دختر بازی نیسم و اون هم هنوز به شهر ما رفت وآمد داشت و ازدواج نکرده بود تونستم دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم و همدیگرو دوباره ببینیم.
بعد باهزار بدبختی وخیامالی راضیش کردم بیادخونه ی دوستم که یه اتاق مجردی وبهم ریخته بود.اونجا زیاد خوش نگذشت چون اولین بارم بود که یه دختر رو راضی کردم که ببرمش خونه ومهارت نداشتم.خلاصه بغل هم نشستیم وبعداز مانتو در اوردن وبعد از لب گیری ومالش سینه هاش موفق شدم برا اولین بار سینه بخورم وبعدش من زود ارضاشدم واون تازه تحریک شده بود و حتی آخراش کسشو بهم نشون داد واین اولین باری بود که یک عدد کس جلوی خودم میدیدم ولی با وجود اینکه تمیز بود واقعا حالم بهم خورد واز هر چی کس بود تو اون لحظه بدم اومدنمیدونم چرا.بعدش بااین همه اصرار والتماس راضی نشد واسم ساک بزنه.خلاصه ی دوسری دیگه هم راضیش کردم ببرمش خونه فامیل که خالی بود.دفعه ی آخر هم که بردمش خونه ی فامیلمون.وقتی در رو باز کردم باحالت عادی رفتیم حیاط.اونجا یکم بغلش کردمو ولبش رو خوردم.بعد رفتیم داخل تو حال نشستیم بغل هم.بعد هی باسینه هاش ور میرفتم که یه تاب گوره خری تنش بود خیلی سینه های باحالی داشت.هر چن بوی عرقشون نزدیک بود بیهوشم کنه ولی ازخوردنشون کیف میبردم چون تنها دختری بود که تاحالا به من پا داده بود هر چن بهش قول داده بودم زیاد اذیتش نکنم.بعد از مراسم سینه خوران دست به کسش بردم ومیخاستم تحریکش کنم ولی اون تحریک نمیشد شاید من مهارتشو نداشتم ولی بیتفاوت بود..اخرش مجبور شدم کیرمو به کسش بمالم تاشاید تحریک شه ولی نشد.منم هر جوری بود ارضا شدم.ولی واقعا دختر پاکی بود چون دفعه قبل هم که خواستم کونشو بکنم نزاشت چون میگفت کمر آدم گود میشه وباسن هام هم بزرگ میشن.البته خودمم با کاوشش هایی که روی سوراخ کونش داشتم مشخص بود تاحالا از کون به کسی نداده.خلاصه ی کلام دروغ نگم باتمام التماسها اون واسم ساک نزد وهر بار عذر خواهی میکرد که ازاین حالت بدش میاد ونمیتونه.وهمچنین عقده کردن کونش علاوه برساک زدن تو دلم موند .من اون موقع با شهوانی آشنا نشده بودم.هنوز هم فن وفوتهای مخ زنی رو خوب بلد نیسم.البته بگم من تو دانشگاه آدم متشخصی بودم و سرم به کاره خودم گرم بود.ولی الان که وارد بازار کار شدم فهمیدم که آدم تا عیاش باشه کمه.وگرنه بهت میگن منگ.من از دروغ متنفرم چون لزومی نداره آدم واسه ی این چیزا دروغ بگه.اگه انشام بد بود ببخشید.
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
سکس با دوست دخترم بعد 1 سال


اول از خودم بگم اسمم امیر سامه و اهل شمالم قدم 1 مترو 73 و وزنم 67 کیلوه
من یه دوست دختر 16 ساله دارم که اسمش نیوشاست و قد و هیکل تپلی داره وزنش 75 و قدش 1.65 هستش سایز سینش 75. اونم شمالیه و شهرشون 40 الی 70 کیلومتر دقیقا نمیدونم با شهر ما فاصله داشت تو این 1 سال از طریق اس ام اس و زنگ باهم در ارتباط بودیم و همو از نزدیک ندیده بودیم
چند بار عکسشو با ام ام اس تونست برام بفرسته قیافش بدک نبود

حاا میریم سر اصل مطلب
ماجرا تو سال دوم دبیرستان اتفاق میافته موقعی که تابستون بود و منم سر کار بودم
من چند روز بود که با نیوشا قهر بودم و بعد یه هفته هنگامی که داشتم کار میکردم یه اس بهم داد که توش نوشته بود معذرت میخوام و باهام قهر نباش منم بهش گفتم یه شرط داره
نیوشا:بگو
من:میخوام ببینمت از ندیدنت خسته شدم
نیوشا:باشه قبوله مامان و خواهرم فردا میرن خونه خالم اینا که یه شهر دیگس منم بهونه میارم که نرم
من:پس بابات چی؟
نیوشا:اون تا شب بر نمیگرده
راستی بچه ها اینو نگفته بودم که بابای نیوشا راننده تاکسیه
آقا منو نگو تو کونم جشن برگذار شد چون بعد 1 سال جی افمو میدیدم اونم نه بیرون بلکه تو خونش
از صاحب کارم مقداری پول گرفتمو فردا هم مرخصی گرفتم
فردا صبح من رفتم حموم و صفایی به پایینم دادم و به نیوشا اس دادم و بهش گفتم کی بیام گفت ساعت 2 حرکت کن
ساعت 2 شدو منم رفتم ایستگاه و یه ماشین گرفتم و بعد 45 دقیقه رسیدم ایستگاه شهرشون
بهش زنگ زدم که آدرسو بگه ولی گوشی رو جواب نداد و بعد 5 دقیقه گوشیشو خاموش کرد
چنان حالم گرفته شد که نگو به خودم گفتم امیر خاک تو سرت دختره تورو کوس گیر آورده
تا 1 ساعت اونجا موندم تا بالاخره بهم زنگ زد گفت کجایی منم کلی باهاش دعوا گرفتمو بعد گفتم دم ایستگاتون
گفت بیا فلان جا منم انقدر اعصابم بهم ریخته بود نه نگو یه ماشین دربست گرفتمو رفتم دم خونشون بهش زنگیدم گفت بیا فلان قسمت اونجا که رسیدم یه خونه 4 طبقه 1 واحده بود که از طبقه اولش یه نفر برام دست تکون میده دیدم نیوشاست درو باز کردو به سرعت رفتم دم در خونشون درو باز کرد یه دختر خوشگل تر از عکس اومد جلوم با روسری و شلوارلی بهم دست داد و همون جا اولین لبو از هم گرفتیم من انقدر حول کرده بودم که بعد لب بهش گفتم بریم گفت کجا گفتم تواتاق هردومون زدیم زیر خنده گفتش صبر کن یه نفسی تازه کن بدون اینکه چیزی بگم رفت تو آشپزخونه و داشت لیوان چایی رو میگرفت که من رفتنم پوشتشو گردنشو بوسیدم و دست زدم به سینش دیدم قلبش مسل گنجشک میزنه بهش گفتم چرا حولی گفت اولین باره که عشقمو از نزدیک میبینم و اونجا لب گرفتمیو همون جوری باهم رفتیم تو اتاق خوابش لبامو ازش جدا کردمو حولش دادم رو تخت تو خودمم پریدم روش لبامو گذاشتم رو لباش و یواش لباسشو در میوردم تا اومدم کرستش رو باز کنم گفت نکن امیر نمیخوام اولین رابطمون با سکس شروع بشه من گوشم بدهکار نبودو به زور سوتینشو در اوردمو شروع کردم به خوردم سینش سینش بدک نبود حیف که نوکش برجسته نبود بهش گفتم شلوارتو در بیار ولی همش قسمم میداد که این کار ها رو نکنیم


به زور دکمشو باز کردم و شلوارو شرت رو باهم از پاش در اوردم و رفتم روش و ازش لب گرفتم یه دستم رو سینش یه دست دیگم هم کوسشو میمالیدم برعکس داستان هایی که خونده بودم اصلا کوسش خیس نبود میخواستم کوسشو بخورم ولی نمیزاشت دیدم کوس خیلی توپولی داره و معلوم بود امروز رفته بود حموم و چوچولش اونطوری نبود که بزنه بیرون با دستم یه مقدار رو کوسش کشیدم دیدم اون لخته لخته ولی من اصلا لخت نیستم اونم اومدو منو کامل لخت کرد ولی هنوز شرت تو پام بود بهش گفتم میخوریش ولی یه مقدار امتناع کرد و بهش گفتم خوردنش ضرری نداره یه مقداار امتحانش کن اگه بد بود دیگه نخورش خودش کیرمو گرفت تو دستش دستش داغه داغ بود کیرم بدک نیس درازیش 16 و کلفتی 15 هستش دهنه کوچیکی داشت و بلد نبود خوب ساک بزنه فقط الکی میزاشت تو دهنش بهش گفتم به پشت به خواب که شروع کرد به نه گفتن وپوشیدن لباسش منم بهش قول دادم که اگه درد اومد بکشم بیرون

با هزار زحمت قبول کردو یه مقدار از سوراخ کون و کوسشو خوردم تا خوب حشری بشه یه تف زدم به کیرمو یواش گذاشتم دم کونش تا کلش رفت که دا و بیدادش شروع شد که ترو خدا در بیار امیر آخ خ خ خ خ درد داره اومد که از زیرم در بره که تعادلمو از دست دادمو خابیدم روش کیرم تا ته رفت تو کونش چنان جیغی کشید که نگو دستمو گذاشتم جلوی دهنش که صداش طبقه بالا نره دیدم گریه میکنه از روش بلند شدم گفت خیلی نامردی گفتم خودت حرکت کردی منم تعادلمو از دست دادم سریع رفت دست شویی تا کونشو اب بزنه بعد10 دقیه اومد بیرون چشاش قرمز شده بود و رفت تو آشپز خونه یه قرص خوردو اومد لباساشو بپوشه رفتم پیشش دیدم منو تحویل نمیگیره انقدر بوسش کردم و باهاش حرف زدم تا دوباره آشتی کردو بهش گفتم حالا که کونش گشاد شده بهم بده دیگه اونم با ناز قبول کرد هر دومون سر 3 سوت لخت شدیمو داشتم با کسش ور میرفتم بهش گفتم کرمتون کجاس گفت رو میزه رفتم کرمو گرفتمو مقداری رو زدم به کیرم و مقداری زدم به کونش که یه مقدار قرمز و کبود شده بود با دستم سوراخشو نوازش دادم و یه انگشت و کردم تو دیدم چیزی نمیگه دو تا انگشت کردم بهش گفتم کیرمو بذارم گفت فقط یواش منم به حرفش گوش دادم کله کیرمو تو کونش گذاشتم بعد در آوردم بعد چند بارکردن و در آوردن کیرمو تا دسته گذاشتم تو کونش دیدم زیاد دردش نگرفته نگو اون قرصه ضد درد بوده حالا نمیدونم چه قرصی بوده به حالت سگی خوابوندمشو شروع کردم به تلمبه زدن اونم برام آخ و اوخ میکشید که منم حال کنم به حالت های مختلف گاییدمش و بعد نیم ساعت آبم داشت میومد که بهش گفتم کجا بریزم اونم گفت عزیزم عشقم همونجا خالیش کن منم با چندتا تلمبه مشت تمام آبمو تو کون سفید و بزرگش خالی کردم کنارش ولو شدم و شروع کرد به بوسیدنم و میگفت قربون کیر شوهرم برم من عاشقتم تو مال منی دیدم ساعت شده 6 سریع بلند شدم رفتم دست شویی و اومدم بیرون شلوارمو پوشیدم گفتم باید برم دیرم شده چون تو اون ماه ساعت 6 شب میشد اونم با حالت حشری مانند گفت دوستت دارم و لخت اومد طرفم و یه لب ازم گرفت گفتم نمیخوای بری دستشویی گفت میخوام آبتو تو تو کونم حالا حالا ها نگه دارم از در اومدم بیرون دیدم هوا تاریک شده رفتم دم ایستگاه و یه ماشین گرفتم و یه راست رفتم خونه و خوابیدم فردا صبح بهم اس داد
نیوشا:دلم برای یه جات تنگ شده
من:کجام؟
نیوشا:کیرت
من: انشالله دفعه دیگه از خجالتت در میام
بهش گفتم کی میتونم ببینمت گفت تا عید یه روز بهت میگم بیای
منم بهش گفتم از همین امروز برو کلاس جیملاستیک یا تکواندو تا هم لاغر بشی هم پردت پاره بشه اونم همون روز رفت و تکواندو تبت نام کرد
فعلا با هم در ارتباطیم و منم بدجور عاشقش شدم اگه تا عید دیدمش و کردمش داستان اون ماجرا رو هم مینویسم
ببخشید اگه سرتونو درد اوردم و این داستانو بد نوشتم چون اولین داستان سکسم بود
خدافظ
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
بهترین روز من با دوست دخترم

با سلام به همه دوستان من اسمو نمیگم برای بامزگی این داستان فقط درباره سکس منه نه در رابطه با زندگی من.
داستان از اونجا شروع شد که خونه من خالی شد من از وقت استفاده کردم زنگ زدم به عشقم که بیاد پیشم و اون قبول کرد وبعد از یه ربع رسید درو باز کردم امد بالا تا منو دید منو بغل کرد واز هم لب گرفتیم خیلی حال از هم جدا شدیم بهش گفتم بشین روی صندلی تا برات اب بیارم اون روز هوا خیلی گرم بود وحشرما زدبود بالا گرما دوبرابر شده بود آب رو خورد بهم گفت بغلم کن من هم بغلش کردم از هم لب گرفتیم درباره هیکلش کاملا باربی بود ادم میدید همینطوری ابش میامد من به سختی این دخترو به دست اوردم وهنوز هم باهاش هستم من کمرم درد گرفت بهش گفتم بریم تو اتاق قبول کرد پرید بقلم وبردمش توی اتاقم

توی راه به سختی لباساشو دراوردم چه بدنی داشت قهوه ای کامل بود مثل خودم خیلی باهاش حال کردم همینطوری ازش لب می گرفتم رسیدیم تو اتاق اون کامل لخت بود به اجازه کاری نداد مثل وحشی ها لباس منو دراورد افتاد به جکن کیره من همین طوری میخورد نیم ساعت مثل حرفی ها می خورد دیگه داشت خسته می شد من بلندش کردم پرتش کردم رو تخت افتادم به جونش از لباش می خوردم کم کم رفتم روی گردنش بعد رفتم روی سینش چه سینه ای داشت خیلی حال می داد نه خیلی بزرگ بود نه خیلی کوچیک به اندازه خیلی خوبی داشت همین طوری داشتم می خوردم که رفتم به سمت نافش که خیلی قلقلکش امد داشت کمر منو چنگ میزد بعد خیلی ریلکس اروم رفتم سمت کسش که کامل خیس بود پرده داشت ولی چون نی دونم می خوام بگیرمش می خواستم بزنمش که به اونجاش می رسیم صبر کنید داشتم جوجولشو می خوردم که یه لرزش خیلی زیادی کرد که فهمیدم ارضا شد ولی به روی خودش نیورد خیلی حال کردم دو انگوشت کردم توی کنش تا جا باز کنه من همین طوری کسشو می خوردم 69شدیم کیرمو گذاشتم دهنش خیلی قشنگ ساک میزد بعد چند دقیقه دیدم کنش جا باز کرده برش گردنم کونشو دادم بالا خیلی اروم سره کیرمو دادم تو خیلی درد می کشید کیرم خیلی کلفته به سختی تونستم همه کیرمو جا کنم توش خیلی اروم تلمبه زدم بعد 45دقیقه خسته شدم من ابم خیلی دیر میاد مخصوصا اسپره هم بزنم ولی اون دو بار در همون لحظه ارضا شده من دیدم وقته خوبیه

برش گردوندم یواش سره کیرمو کردم تو کس گفت فشاره بده من برای توم هر کاری می خوای باهام بکن که حشری من بیشتر شد کیرمو کامل با شدت توی کسش جا کردم دراوردم چون میدونستم خون میاد با دستمال خونشو پاک کردم کیره خودمو هم پاک کردم دیده اون بی حاله خیلی درد می کشید یه خورده ماساژش دادم تا حالش سره جاش بیاد بعد کیرم دادم دوباره ساک بزنه خیلی حال می داد بعد پاهاشو گذاشتم روی شونم با شدت کردم توی کسش که جیعش رفت هوا ازش لب گرفتم تا اروم بشه مگرنه همسایه میفهمیدن من داشتم توی کسش تلمبه می زدم خیلی حال میداد اون دیگه داد نمیزد فقط داشت ناله می کرد ومی گفت تند تر من تشنمه می خوام ابتو توی بدنم احصاص کنم من مثل سگ داشتم می کردمش که بلخره می خواستم ارضا شم نصفه ابمو تو کسش خالی کردم بقیشو توی دهنش که تا اخره ابمو خورد که خیلی حال دادبهم بهترین روز زندگی من بود باهم رفتبم حموم توی حموم هم از پشت بهش حال دادم امدیم بیرون رفتم یه شراب قرمز اوردم با هم خوردیم که این روز جشن بگیرم ما دیگه برای هم شدیم من هر سه روز یه دفعه بهش حال می دم رابطه خیلی خوبی باهم داریم
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
اولین سکس با زیدم

سلام دوستان من خیلی وقته تو این سایت میام و تصمیم گرفتم منم داستانمو بگم .البته اون دسته دوستانی که اینجا فحاشی میکنن رو من میگم اونا ساندیس خورها هستن که اومدن این سایت و فضای اینجا رو خراب کنن.بریم سراغ داستان
اسم مستعار من علی و23 سالمه از خصوصیات خودم که قد 178 ووزن85 وتقریبا توپول و بامزه هستم خصوصیات زیدم اسم مستعار سارا و20ساله پوست سفید سینه های ناز و بزرگ و خوش فرم لبای ناز و بدنی سکسی و پوست لطیفی داره.داستان از اینجا شروع میشه که من به واسته زید دوستم با این سارا خانوم که هم محلی هستیم و بچه غرب تهرانیم آشناشدیم اوایل با هم رابطه صمیمی و بدون سکس تا حدود یک ماه داشتیم .تا رو پروید شدن سارا رسید که بهم اس داد حال ندارم و بدن درد دارم من بهش گفتم چی شده گفت کمر درد دارم و عادت ماهانه شدم از اینجا حرفهای سکسی ما کلیک خورد وهمون شب کلی اس سکسی دادیم و در روزهای اینده حال سارا بهتر شد و تقریبا ما هرشب و شبهای که امکانش بود باهم تلفنی و اس ام اسی سکس میکردیم خدای از پشت تلغن یه آخی میگفت که من میگفتم خدایا این آخ و جوون گفتن رو ای کاش از نزدیک بشنوم ولمس کنم.


خلاصه تو همین شب های سکسی بهم قول داد اندفعه سر قرار تو ماشین لب و دستمالیش کنم .رفتیم سر قرار و سوارش کردم رفتیم یه سفره خونه قلیون کشیدیم توی دهکده المپیک و بعد گفتم سارا بریم یه جا خلوت و تو ماشین قولی که دادی رو عمل کنیم.گفت قبوله.خلاصه کلی اینور اونور تا یه کوچه خلوت پیدا کردیم و اول دستمو گذاشتم روی رانش و کیرم هم تو شلوارم راست شده بود گفتم لبتو بخورم لبخندی زد و من شروع کردم لب گرفتن وکسشو از رو شلوار مالوندم بعد سینه هاشو مالوندم و اونم کیرم رو داروردم مالوند وتو ماشین برام جغ زد و ابم پاشید رو داشبورد و دست سارا خلاصه تموم شد .و تو صحبت هامون سارا راضی کردم که بیاد خونمون.با هزار صحبت و خایه مالی راضی شود .ور وز موئد سر رسید سارا ا.ون روز کلاس بعداظهرشو پیچوند که بیاد خونمون منم اون روز که از قبل مشخص بود خونمون خالیه همه چیز رو اماده کردم برای سکس توپ خلاصه رفتم و سارا رو آوردم خونمون این جریان مال تابستونه براش شربت آوردم بیرون حسابی گرم بود و هر دوتامون عرق کرده بودیم گفت سارا راحت باش لباستو در بیار برای اینکه روی سارا و خودم باز بشه خودم تیشرت رو در آوردم و سارا هم رفت تو اتاق من که لباسشو در بیاره بعد از 5 مین اومد تو پذیرایی و با یک تاپ وشلوارک از این سه خطها تاپ و شلوار سبز فسفری ولبای قرمز که میدونست من خیلی دوست دارم و یک آرایش ناز خلاصه روی مبل کنارش نشستم واول گفتم چه رژ خوش رنگی و لبخند زد و من رفتم سمت لبش و حسابی از هم لب گرفتیم

بعد گفت علی نازم میکنی گفتم چشم عزیزم خوابید روی پاهام ومن قربون صدقش میرفتم و نازش میکردم در ضمن از قبل اسپری ویاگرا هم زده بودم که زود آبم نیاد چون تجربه های سکسی من تا بحال با جنده بوده و تایمش 20دقیقه بیشتر نبوده.خلاصه بعد ناز کردن گفتم سارا شرو ع کنم اکی داد و من شلوار مو ورکابی رو دراوردم و با شرت تنها بودم سارا هم با کمک من تاب و شلوارک رو دراورد و اباسوتین و شرت بود سوتین قرمز با مارک خوشگل گفتم سارا بریم اتاق من رو تخت گفت باشه خلاصه رفتیم و خوابوندمش اول سوتین دراوردم و شروع به خوردن سینه کردم بدن سفید ناز سینه های توپ سارا حشری شده بود و آخ اووووف افتاده بود و چشماش باز و بسته میکرد بعد از لب اومدم شکم خوردم و کف پاشو لیس زدم چون کف پا دختر رو بد جور حشری میکنه بعد شورتشو دراوردم و کس ناز و تمیز و خوش بوش رو دیدم اول بادست لمسش کردم و بعد اروم اروم شروع کردم خوردن و نزدیک یک ربع کوسشو خوردم من خیلی کوس خوردن رو دوست دارم خلاصه سارا ومن حسابی حشری شدخه بودیم بعد گفتم سارا کیرمو بخور اول ناز کرد بعد یه کم خورد ولی زیاد دوست نداشت منم اصرار نکردم راستش بگم کیر من معمولی هست اندازشو نگرفتم ولی فکر کنم به حدود 18.19 سانت برسه و یه کم کلفت میشه گفت هست خلاصه بعد گفتم سارا ازپشت بکنم گفت نه علی جان میترسم بخدا تجربه نکردم ولی ترس دارم منم مجدد قربون صدقش رفتم گفتم عزیزم اروم میکنم خوشت اومد بعد میکنم به صورت سجده خوابید لب تخت و من ایستاده بودم روغن زیتون حسابی به کیر کون سارا زدم اول یک کم لاپای کردم از زیر دستم رو چوچولش میمالوندم سارا داشت حسابی حال میکرد و به آخ و جوووووون گفتن حال میکرد منم داشتم حال میکردم ولی سرخی سوراخ کونش رو میدیم دیونه داشتم میشدم که با انگشت اروم کردم تو سوراخ کونش یه کم صدای سارا در اومود چند دقیقه ارام با انگشت راه سوراخ کونشو باز کردم و کیرمو و سوراخ سارا جووون رو چرب کردم اروم سر کیرمو گذاشتم و جیغ زد و سفت گرفتمش واااااااااای چه حرارتی داشت سوراخش

کیرم داغ داغ بود همینطور ارام ارام راه سوراخ باز کردم تا اینکه یواش یواش تلمبه هام تند شد و سارا جیغ میزد و میگفت علی کسمو کسمو بمال همینطور که میکردم دستم هم رو چوچول بود و ناز میکردم بعد از 10 دقیقه آبم اومد و رو کمر سارا ریختم و روش خوابیدم گفتم سارا اب تو نمیاد گفت بخور برام خلاصه یه چند دقیقه خوردم براش لیس زدم تا سارا هم ارضاع شد وابش اومد بعداز ارضاع شدنمون بقل هم یه نیم ساعت خوابییدیم و لب بازی اینا بعد سارا رو بردم رسوندم رو و سکس منو سارا فقط همین یک بار بود و دفعات بعد فقط لب بازی تو ماشین بود به دلیل اینکه مکان ندارم بکنمش .ببخشید دیگه داستان سکسی ما این بود.
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
سکس من و علی

سلام دوستای خوبم ,من داستانای همتون رو خوندم ,تصمیم گرفت سکس خودم با عشقمو براتو بنویسم,من حدود 9 ماه پیش با ی نفر ب نام علی دوست شدم ,چند وقت از دوستیکون گذشت احساس کردم ی چیزی تو من دار شکل میگر احساسمو ب علی گفتم ,گفتم ک عاشقش شدم ,اون از این حرف منو سواستفاده کرد گفت پس بهم ثابت کن منم ک اوج عاشقیم بود بهش گفت هرکاری بگی میکنم ,اونم بهم گفت دوست دارم بغلم بخوابی , من گفتم نمیتونم ,هی از اون اصرار و ازمن انکار , بعد باهام تموم کرد منم ک داشتم از دوریش میمردم ی روز بهش زنگ زندم وبهش زدم گفتم قبول ,خداروضکر علی جای روگیر نیاورد تا این ک بعد از چند وقت زنگ زد گفت ,ترمه ی جارو گیراوردم مغازمن ,(سرتون درد نیارم)
اون روز فرا رسید روز جمعه 22,7,91 منم با اکرا اماد شدم و رفتم پیشش ,اولش ک وارد مغاز شدم دیدم تنهاس , امد بغلم و ازم لب گرفت داشتم دیونه میشدم ,بعد بهم گفت تو برو بابا من تا چند دقیقه دیگ میام ,من رفتم بالا تو دفترش نشتم,یهد از 6 دقیقه امد تو بغلم کرد و ازم لب میگرفت داشتم دیونه میشدم بعد پرتم کرد رو صندلی باسینه هام بازی کردم ,منم همش دلشور داشتم ک نکنه یکی بیاد و از این چیزا...علی تو دفترش ی تخت داشت دسمو گرفت برد روتختش , منو خوابون خودشم افتاد رو همین حوری ک لبامو میخورد با دستاش سینه هامو گرفته بود ومیمالیدش ,بلدم کرد و مانتومو از تنم دراورد در عرض چند ثانیه 2 لخت مادر زاد جلو هم وایساد بودم ,

از ی طرف خجالت میکشیدم واز طرف دیگ خوشال بودم چون اولین سکسم با اولین عشقم بود, تو حالت ایستاد ازسرم شروع کرد خوردن تا امد سمت نافم ,چون نیدونس من رو نافم حسلسم حسابی اذیتم کرد ,بهم گفت برو روتخت دراز بکش زرفتم بعد خودش امد رو رفت جای اصلی یعنی( کسمو) بادستش بازی داد منم داشتم مثل مار بخودم میپیچیدم بعدشروع کرد ب خوردنش ,داشتم دیونه میشدم ,در همین حال ارضا شدم , و اونم شروع کرد. کرد ب مالیدن کیرش ب کسم ,ترس لین داشتم ک ی موقع بر تو کسمو پردمو بزن, بعداز ی ذر مالیندن ب من گفت برگرد منم برگشتم , کیرشو چرب کرد و گذاشت دم سوراخ کنیم ,از بد بختیم من کونم خیلی خیلی تنگ ,اولش دید نمیر باانگشتت بازش کرد ,بعد کولاهک کیرش و بزور جا کرد منم زیر دستش بودم نمیتونستم کاری کنم فقط گریه میکردم ,اون بی رحمم اصلا توجه نمیکرد ,بعد یهو میرش و تا دسته کرد تو کونم داشتم میمردم ,واه وناله میکردم اونم با اه وناله های من بیشتر تحریک میشد و محکم تر تلمبه میزد , بعد کیرشو کشید بیرون همراه با خون , وقتی تمیزش کرد گفت برگر میخوام مال خودم بکنمت ,من ک تواوج لذت بودم ب حرفش گوش دادم برگشتم تا امد کیرشو بذار دم سوراخم بهش گفتم این کلرو نکن اونم بحرفم گوش داد ,بعم گفت ی شرط دار تا نکنم گفتم چی?
گفت برام ساک بزن ,میدونس ک از این کار بدم میاد اینجوری گفت تا قبول کنم کیرشو کرد تو دهنم ,منم زیاد بلد نبودساک بزنم اما خودش گفتعالی برام ساک زدی,بهم گفت سرت از تخت اویزون کن ,این کار رو کردم کیرشو تا دست کرد تو دهنم و تلنبه میزد ,یعد چندبار تلنبه زدن ,درش اور دوبار مرد تو کونم ک ابش بیاد تا کرد توکونم اولین تلنه ک زد اب من امد ,وبعد از چند دقیقه اب خودش امد بهم گفت کجا بریزم منم گفتم تو دهنم اومم از خدا خوایته همشو ریخت تو دهنم , بعد جفتمون بی حال بودیم و ی یک ساعتی تو بغل هم بودیم ,علی منو نوازش میکرد و ازم تشکر کرد بابت این ک امدم تا عشقمو بهش ثابت کنم ,وقتی ک داشتم از پیشش جدا نیشدم ناراحت بودم , حدود ساعت 4 اینطورا بود ک رسیدم خود بهش زنگ زدم جوابمو ندا ,تا شب هرچی بهش زنگ زدم جواب نداد ,فرداش بهم زنگ زد گفت دیگ بهم زنگ نزن بمن ,دوست دخترم برگشته ,منم پشت تلفن داشتم گریه میکردم امروز میخوام برم پیشش اصلا بهم زنگ نزن منن گفتم باشه بهش زنگ نزدم تا ساعت 7 غروب بهش زنگ زدم پیش دوست دخترش بود ,شمارمو داد ب دوس دخترش اونم زنگ زد هرچی از دهنش درامد بارم کرد, شب علی بهم زنگ زد گفت فردا ک مدرسه تعطیل شدی خونه نیا اگ بیای بابات میکشت ,گفت فیلمتو گرفت میدم ب بابات تو باعث شدی مریم از من جدا بشه ,فردا شد من ی بهانه مدرسه نرفتم موندم خونه زنگ زد گفت بیا دم درتون کارت دارم تا رفتم ی سی دی جلو درمون افتاد بود ورش داشتن دیدمش اوردم گذاشتم تو دستگاه اما خالی بود ,بعداز نیم ساعت دوبتر زنگ زد گفت فردا برات اصلشو میارم ,میدونستم هیچی ندار دار دروغ میگه اما ساکت موندم...
تاالان خیلی بهش زنگ زدم ک دوبار بامن باشه چون واقعا دوستش دارم اما قبول نمیکنه,
الان ک یادش میوفتم میگم چقدر خوب شد ک پردمو نزدش
این بود داستان من 18 ساله با علی25 ساله امیدوارم خوشن امدباشه ,
ببخشید اگ سرتون رو دراوردم ,
دعاکنید علیم برگرد با کوله باری از پشیمونی
نوشته: ترنم
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
مرد

 
کردن کون دوست دخترم در اتاق پرو

سلام من امیرم(نام مستعارمه)21سالمه من یک بوتیک دارم که حدود 1سالو نیم هست که مشغول کار کردن هستم یک روز بعدظهر حدود ساعت 4 ربع کم بود 4تا مشتری داشتم تو مغازه؛خانواده ای بودن بعد طولی نکشید که دختری اومد تو که طی 1نگاه سیخ کردم اومد تو گفت:سلام منم گفتم سلام خوش اومدین گفت آقا 1 مانتو میخواستم منم گفتم نگاه کنین هر کدومو پسند کردین تا بدم خدمتتون؛بعدش اون خانواده رو راه انداختم و رفتن و حالا من بودمو اون دختره و من 1شاگرد دارم که ناکس خیلی چشم حرومه خوشبختانه او اون روز نیامده بود دختره با انگشت اشاره کرد که اون مانتو رو میخوام منم آوردم پایین براش یه سایز کوچیک تر بهش دادم و رفت تو اتاق پرو که بپوشه بعد 2 دقیقه اومد بیرون درو باز کرد و دکمه هاشو بست؛چشمم افتاد به سینش که پیرهن آبی کم رنگ پوشیده بود؛سینه ی بزرگی داشت بعد ازم پرسید بهم میاد گفتم عالیه خوشکل شدین با این حرفم یه نگاه از زیر بهم انداخت و لبخند زد؛گفتم بزارم تو پلاستیک یا هی میزارین تنتون گفت میزارمش بعد رفت تو اتاق پرو و مانتو خودشو اورد و بهم داد و براش انداختم تو پلاستیک و بهش دادمش و فکری به ذهنم رسیدو شماره خودمم انداختم توش وگفت چقد میشه آقا:گفتم قابلی نداره تروخدا بزارین باشه مهمان من بعد گفت مرسی؛گفتم برا دیگران 74و برا شما60البته هرچه قدر خودتون دادین بعد دست کرد توکیفش پول دراورد و پولو بهم داد بعدش خداحافظی کردو رفت

گذشت تا ساعت شیشو نیم عصر که زنگ زد گفت سلام نمیدانستم اونه بعدش گفت من همون دختره که مانتو پیشت بردم من اونم آیدا خوشبختم من دستو پامو گم کردم گفتم ببخشین شرمند نشناختم اول گفت خواهش میکنم بعدش گفت چرا شماره انداختی تو پلاستیک من نمیدانستم چه بگم که یهو گفتم یه خورده بهت علاقه مند شدم او گفت فقط یه خورده گفتم زیاد بعد گفت راستش منم خیلی بهت فک کردم توذهنم بودی یعنی یه جورایی عاشقت شدم بعدش؛خلاصه سرتونو درد نیارم گذشت بعد 20روز که باهم بودیم هروز هم دیگرو میدیدیم؛ از آیدا براتون بگم او 20سالش بود دانشجو بود چشماش حالت چشمای گرگی داشت به نوعی چش بادومی میشه گفت پوستش سفید بود باسن بزرگی داشت که هرکی میدیدش سیخ میشد سینه هاشم که بزرک بود وقتی از جلو آدم اونو میبینه روناش واقعأ آدمو حوسی میکنه خلاصه 1روز تو مغازه بودم و تو فکر کردن کون نازش بودم شاگردم 18سالشه و از رابطه منو آیدا خبر داشت و بهش گفتم امروز دختره میخواد بیاد من میرم تو اتاق پرو اگه مشتری و یا کسه دیگه اومد تو بگو نیستش اونم باخنده گفت چشم آقا امیر بعدش به آیدا زنگ زدم و گوشیو برداشت و بهش گفتم تو مغازه حوصلم سر رفته بیا پیشم و ساعت 4:30بود که اومد آرایش خفنی کرده بود لبخند زدمو نشست شاگردم هم کنارم بود سلام هم کردن بعد به عرفان که شاگردم بود گفتم برو تا مغازه 2 تا آبمیوه بگیر و تو راه بهش اس دادم که بعد 10دقیقه برگرده بعد سرصحبتو با آیدا باز کردم و دستشو گرفتم و 1چشمم به آیدا بود و 1چشمم به در مغازه دستشو محکم فشار دادم و گفتم چقد دوسم داری گفت اندازه دنیا و بهش گفتم منم اندازه ستاره های آسمون دوست دارم بعدش گفت امیر میخوای چیزی بگی بعدش قلف کردم گفت بگو نترس دیگه کامل فهمیده بود که قضیه چیه بعدش گفتم آیدا راستش که من در واقع...

بعد خودش پرید وسط حرفم گفت دوس داری باهم سکس داشته باشیم؟ با این حرف کیرم دو برابر بزرگ شد گفتم آیدا خواستم اینوبهت بگم که خودت گفتیش بعد بلند شدم بهش گفتم برو تو اتاق پرو منم میام الان؛رفت تو اتاق بلافاصله شاگردم برگشت بهش یه چشمک زدم خودش دیگه گرفت قضیه چیه منم رفتم تو اتفاق پرو و آیدا ترس گرفتش و گفت کسی نیاد بخدا میترسم آبروم برو بهش گفتم نترس شاگردم مراقبه یه کمی آروم شد بوسیدمش هر دو خیس عرق شده بودیم چون تو اتفاق پرو کوچیک بود؛بعدش بغلش کردم بهترین حس زندگیم بود رو لباساش بغل کردن واقعأ حالش بیشتره گفت گرممه گفتم مانتودو درار در آوردش و یه پیرهن نارنجی آستین کوتاه تنش بود کاملأ بازوهای سفیدش افتاد بیرون شهوتم رفت بالا و لباشو خوردم کیرم دیگه داشت میترکید تو شلوارم بعدش پیرهنشو زدم بالا سوتینش سیاه بود دست کردم تو سینه های سفید نازش بعد شروع کردم به خوردنش داشت پرواز میکرد اوج لذت بود که گفت شلوارتو درار دوس دارم به کیرت دست بزنم گفتم باشه در آوردمش خودش شورتمو کشید پایین و بهش دست زد و همزمان لب میگرفتیم و سینشم میخوردم 1قطره آبم ریخت تو دستش

بهش گفتم ساک برام میزنی گفت بدم میاد اما قبول کرد کیرمو خورد حالت تهوع بهش دست داد اما کم کم بهش عادت کرد بعد بهش گفتم شلوارتو در بیار روناش عین برف سفید بود گاز محکمی از رونش گرفتم جاش ماند دردش گرفت بعد با هزار بدبختی نشستم شورتشو کشیدم پاین شورتش سبز بود بعد خواستم به کسش دست بزنم ترسید گفتم نترس کاریش ندارم بعد زبون انداختم توش داشت موهای سرمو میکند نزاشتم آبش بیاد گفتم میزاری از پشت بکنم گفت درد داره گفتم نترس پشتشو بهم کرد و لمه کونشو کنار زدم معلوم بود از سوراخ کونش که قبلأ هم کردنش چیزی نگفتم تف زدم به سر کیرم و فرو کردم تو کونش جلو عقب کردم همینطور داشتم میکردمش که اونم دست به کسش میزد آبش اومد نفسش بند نیومد منم احساس کردم داره آبم میاد سریع کشیدمش بیرون و ریختم کف اتاق 1 دقیقه سرپا رو هم افتادیم بعد بوسیدمش و از هم تشکر کردیم بعد لباسامانو پوشیدیم اومدیم بیرون اول من رفتم دیدم کسی تو مغازه نیست بهش گفتم بیا بیرون بعد رفت دستشو شوست و آبی به صورتش زد و نشست رو صندلی و روش نشد تو چشای شاگردم نگاه کنه چشمکی به شاگردم انداختم گفتم برو اون رفت بعد یه کمی باهم حرف زدیم گفت برم گفتم باشه میرسونمت گفت ن خودم میرم تا بهمان شک نکنن گفتم باشه بهم دست دادیم دستشو محکم فشار دادم چشمکی بهم انداخت و لبخند زدم گفت خداحافظ گفتم خداحافظ بعدأ میبینمت رفت؛ این داستان من با آیداتو بوتیک ببخشین اگه طولانی شد؛حالا نمیخوام چجوری باورتون میشه که داستان حقیقت داره ولی باور کنید که عین واقعیت بود و الانم هنوز باهاش رابطه دارم این جریان 6مای پیش برام اتفاق افتاد خواهش میکنم فوش ندید چون دروغی نگفتم که فوش بدید مرسی که داستانو خوندید
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
     
  
صفحه  صفحه 61 از 94:  « پیشین  1  ...  60  61  62  ...  93  94  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

داستانهای سکسی مربوط به دوست دخترها و دوست پسرها

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA