انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شوخی و سرگرمی
  
صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »

هر جور دوست داری داستان رو ادامه بده!!


مرد

 
charli1369: یه پسرک دیونه که سر کوچشون بود اسمش سینا بود سر کوچه خفتش کرد سینا دیونه اونو زد بعد که حسابی کتک خورد رفت خونه دنبال شرت میگشت پیدا نمیکرد یه دونه پیدا کرد دید اونم سوراخه.............

هیچی دیگه شورت هیچی نداشته دیرشم شده بود پیش خودش میگه چیکار کنم چیکار نکنم میره یکی از این شورت لا کونی های ننش و بر میداره میپوشه و راه میوفته به سمت محل قرار . . .
  بازگفت    
  
مرد

 
حاجی رف سر قرار گرفتن تقه اش رو گذاشتن پولشم ندادن گفتن حالا برو درتو بزار موش توش نره کلاغه ب خونش نرسید
  بازگفت    
  
مرد

 
iman1994: حاجی رف سر قرار گرفتن تقه اش رو گذاشتن پولشم ندادن گفتن حالا برو درتو بزار موش توش نره کلاغه ب خونش نرسید
کلاغ در حال رسیدنه به خونش بود که روباه رو دوباره دید و اینبار بجای پنیر کره بر منقار داشت که در حال ذوب شدن بود
  بازگفت    
  
مرد

 
realsex_mazyar: کلاغ در حال رسیدنه به خونش بود که روباه رو دوباره دید و اینبار بجای پنیر کره بر منقار داشت که در حال ذوب شدن بود
کلاغ که داشت کره تو منقارش اب میشد
به سایت لوطی یه سری زد و دید که خیلی از
کسانی که آف هستن با آیدی های دیگه آن هستن
یه پست گذاشت تو تاپیک خر خودتی
به این شرح
که خدا کند

بین ما اگر چیزی هم بهم خورد

فقط استکان باشد

آن هم برای گفتن سلامتی

کره هم آب شد فدای سرش
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم
  بازگفت    
  

 
یه پسره بود همش داداش بزرگش یه جوری بهش نگاه میکرد داداش کوچیک مونده بود چرا اینجوری بهش نگاه میکنه انگاری از چیزی داداش کوچیک خبر نداشت .داداش کوچیک خیلی خوچل موچل بود یه خواهرم داشت که وسطی بود اون خواهر خیلی این داداش کوچیک رو اذیت میکرد همش کرم میریخت این داداش کوچیک خیلی هم لوس بود خودشو برای مامان باباش لوس میکرد . یه شب داداش کوچولو از خواب پرید خواب بد دیده بود رفت که بره تو اشبزخونه دید که از جای سر صدا میاد نگاه کرد دید نههههه واااای اوووو .....................................
  بازگفت    
  ویرایش شده توسط: Erfan1993   
مرد

 
داشت میرفت طرف آشپزخونه که ببینه چیه یهو از شدت خسته گی همون جا خوابش برد
//زندگی واقعی است نه مجازی//
  بازگفت    
  
مرد

 
بعدش شاه دوزاری متوهم پیداش شد
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
  بازگفت    
  
مرد

 
که همین هنگام ......
جملۀ « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . » ، از مقدس‌ترین عباراتِ دنیاست .

فکر می‌کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می‌شنوند ، جزء آدم‌های خوش‌شانس دنیا به حساب می‌آیند . « نگران نباش ، درست‌اش می‌کنیم . »
  بازگفت    
  
مرد

 
موهان یکی میخوابونه زیر گوش مموتی
این کاربر به دلیل توهین به مدیریت بن شد.
  بازگفت    
  
مرد

 
در همین وقت ایرانی ... نخست وزیز شاه ۲۰۰۰ پیداش میشه و میگه عمرا .. عمرا اگه تا ۲۰۰۰ سال دیگه هم این شاه ۲۰۰۰ پیداش نمی شدد من می خواستم کودتا کنم .از خودش بپرسین متو تایید می کنه تازه ولیعهدش هم هستم . الوفاداری من الایمان ...الکثافه من الاشیطان .. دوست و برادر شما امام آوازی : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
  بازگفت    
  ویرایش شده توسط: aliazad77   
صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
شوخی و سرگرمی

هر جور دوست داری داستان رو ادامه بده!!

رنگ ها Bold Style  Italic Style  Center Image Link  URL Link   List Insert YouTube video   
:up2::laugh::tease::-(:up::handshake::winking::flowers:بیشتر...

 
 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA