ارسالها: 133
#105
Posted: 7 Sep 2015 15:50
اره چند بار توی موقعیت های مختلف دیید
زدم
تاخیر نکن حکم بده حاکم احساس
تا موی من و دست تو و شانه مهیاست
سازی بزن و سوز دل خسته دوا کن
ارسالها: 101
#106
Posted: 7 Sep 2015 15:52
من دوست دارم و زیاد هم و موقعیتهای خوبی پیش میاد
باید مرد باشی تا بفهمی؛
«احساس» یک زن؛
«فروشی» نیست، «هدیه» است ...!
ارسالها: 181
#108
Posted: 17 Sep 2015 04:18
من کلی دید زدم امروز مادرزنمو وکلی هم ازش عکس انداختم با گوشیم
برای همیشه و بدون هیچ بخشش این کاربر بن شده است
پرنسس
ارسالها: 179
#109
Posted: 18 Sep 2015 21:42
امروز عصر همسایمون می خواستن برن بیرون.
خانمه رفت تو اتاق حاضر بشه. حواسشون نبود پرده ها رو ننداختن شایدم فکر می کردن اتاقشون از بیرون دیده نمیشه. آخه اتاقشون ته خونه اس. همه چی قشنگ دیده می شد.
اول یکی یکی لباساشو درآورد و اول یه شورت مشکی پوشید و بعد یه سوتین قرمز. چقدر به بدن سفیدش می اومد.
بعد یه تاپ صورتی با یه شلوار قرمز پوشید و روشم مانتو و حاضر شد بره بیرون
ویرایش شده توسط: sina_jooon