انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 70 از 85:  « پیشین  1  ...  69  70  71  ...  84  85  پسین »

Gay Stories - داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد


مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

بازي که تموم شد ساعت نزديک 11 شب بود و من و احمد رفتيم بيرون که من برم خونمون و و احمد يه چيزي براي شام تهيه کنه، من تو راه به احمد گفتم که فکر ميکنم دارم خواب ميبينم و يه روياي قشنگ صبحگاهيه
خونواده تو هميشه اينجورين؟
گفت آره اين بازي که کرديم يکي از بازيهاي مورد علاقه همه ماست و معمولا غير از بستگان خودمون مثل خواهر و برادر هاي مامان و بابا کسي به اين جمع راه پيدا نميکنه مگر اينکه خيلي صميمي بشه باهامون و تو يکي از اونهايي
و اضافه کرد که سکس توي خانواده هاي ما محدوديتي نداره و ولي پنهان کاري خط قرمزه همه ماست ، منظورم اينه که هر کاري بخواهيم ميکنيم ولي از همديگه مخفي نميکنيم
گفتم يعني از روابط تو با من و روشنک هم اطلاع دارن خانوادت؟ گفت بله کاملا ما چيزي براي مخفي کردن از هم نداريم
يکم که صحبت کرديم من از احمد جدا شدم و رفتم خونه ، تو راه همه اون چيزهايي که ديده بودم جلوي چشمم بود و مرور کردنش برام لذت بخش بود
من صبحهاي جمعه عادت دارم برم استخر و کلا از اين که تو جمعي برهنه باشم و خودم رو به همه نشون بدم لذت ميبرم مخصوصا با اندام و بدني که من دارم معمولا توجه ها رو به سمت خودم جلب ميکنم
اون صبح هم رفتم استخر ، من معمولا از مايوهاي اسليپ و کوچيکتر از سايز خودم استفاده ميکنم و اينجوري هم باسنم نماي بهتري داره و هم يکم از چاک کونم معلوم ميشه
استخری که میرفتم جدیدا یه ماساژور آورده بود و من یکی دوبار خواسته بودم برم برای ماساژ ولی نشده بود ولی ایندفعه دیگه تصمیم گرفتم برم برای ماساژ
وقتی رفتم اتاق ماساژ ، ماساژور گفت طاقباز بخوابم روی تخت و من پرسیدم مایومو در بیارم و گفت الان نه ، اونم به موقعش
طاقباز خوابیدم و از کف پاهام شروع کرد و اومد بالا و تا سینه ام و دستام رو با روغن ماساژداد ، قسمتهای رون و لای پاهام و سینه هامو یه جوری ماساژمیداد که حس خوب و خاصی بهم دست میداد . بعد در رو قفل کرد و گفت
مایوتونو دربیارین و برگردین و من هم همینکار رو کردمو دوباره از پایین شروع کرد و اومد بالا ولی باسن رو رد کرد و ماساژ نداد ، تعجب کردم ولی چیزی نگفتم که خودش گفت باسنتونو آخر کار ماساژمیدم
و توضیح داد چون قسمت مایوی بدن حساس هست و بهداشت باید بیشتر رعایت بشه هم از روغن بهتری استفاده میکنه و هم دستهاشو کامل میشوره
کارش که با بدنم تموم شد همونطوری که گفته بود دستهاشو شست و مقدار زیادی روغن روی باسنم ریخت و مشغول حرکتهای دورانی روی باسنم شد ، با بالا آورد باسنم و حرکتهای ریزی که بهش میدادم متوجه شد که لذت زیادی میبرم
ماساژور از ابتدا مرتب در مورد کیفیت و فشار دستش ازم میپرسید و منم تاییدش میکردم و میگفتم خوبه ، ایندفعه هم ازم پرسید همه چی خوبه ؟ منم گفتم عالیه خیلی عالی و ادامه داد لذت میبرین؟ منم گفتم خیلی زیاد
با رد و بدل شدن این جملات فهمید که اهل حال هستم و ازم پرسید بدنتون مو نداره ، یا شیو میکنین منم گفتم خیلی مو نداره ولی همونا رو هم شیو میکنم و پرسید چرا ؟ منم گفتم از مو بدم میاد و اینجوری راحتترم
و ادامه داد که اندام و بدنتون خیلی خوبه و شباهت زیادی به اندام خانومها داره و من تشکر کردم
گفت اگه تمایل داشته باشم میتونه یکم جزئی تر ماساژ بده و تمرکز کنه روی نقاط حساس بدنم و من هم اوکی دادم و ازم خواست دوباره برگردم و از لاله گوشم و شروع کرد به مالیدن و بعد رفت سراغ گردن و نوک سینه هام
و بعد هم رفت سراغ کیرم و یه مقدار مالید تا کیرم تقریبا راست شد و بعدش هم لای پاهام و اونجاها رو حسابی مالوند و دوباره گفت برگرد و منم برگشتم و اونم مشغول ماساژ پشت رونم و باسنم شد
موقعی که به صورت دورانی هر یک از لمبرای کونم رو میمالید انگشت وسطش رو میمالوند روی سوراخ کونم و یکم بعدش هم یکم نوک انگشتشو فرو میکرد تو کونم
بهم گفت برید رو زانوهاتون و باسنتون رو بدین عقب
من که کامل متوجه نشده بودم پرسیدم چجوری ببخشید؟
گفت اصطلاحا بهش میگن قنبل کردن و من هم قنبل کردم و اون با انگشتای دستش شروع کرد به مالیدن سوراخ کونم که خیلی لذت بخش بود و کم کم یه انگشتشو میکرد تو و در میاورد و اضافه کرد که به این میگن ماساژ پروستات
ازم پرسید اگه مایل باشم ماساژ پروستات رو دو انگشتی انجام بده و منم با سر اشاره کردم که مایلم و اون دو انگشتی توی کونم تلمبه میزد و ادامه داد اگه مایلید سه انگشتی اینکار رو بکنم و منم هم دوباره اوکی دادمو
در حالی که اینکار رو میکرد گفت فکر میکنم سه انگشت برای جلسه اول کافی باشه ولی میشه این حرکت رو با چهار و یا پنج انگشت و یا حتی کل دست انجام داد ، بعد از یه مدتی گفت خوب بود؟
منم گفتم عالی و گفت خوش آمدید و اگه خواستین میتونم خصوصی در منزلتون خدمت برسم و شمارشو داد و منم رفتم سراغ استخر و سونا
اونقدر ماساژ بهم لذت داده بود که حالت مستی داشتم و حواسم نبود مایومو کامل نکشیدم بالا و تقریبا نیمی از چاک کونم بیرونه و تلو تلو خوران مستقیم رفتم سونا بخار و به حالت نیمه بیهوش روی سکو دراز کشیدم
احساس پاشیده شدن آب خنک به روی صورتم منو به خودم آورد و دیدم یکی از پرسنل استخره که میگه سانس تموم شده و باید برم و منم پاشدم برم که بهم گفت مایوتون رو درست کنین باسنتون بیرونه و منم درست کردم و رفتم رختکن و رفتم سمت خونه احمد
خونه احمد نزدیک دانشگاه و استخر بود
زنگ رو زدم و مامان احمد پرسید کیه و در رو باز کرد و منم رفتم بالا
احوال منو اونجوری دید پرسید امید جان چیزی شده؟
منم گفتم نه یکم فکر کنم فشارم افتاده و رفتم رو تخت دراز کشیدم و اون برام آب قند آورد و یکم بعد سرحال شدم و پرسیدم بقیه کجا هستن که گفت رفتن بیرون برای خرید و اینجور چیزا
و ادامه داد خوب بگو چی شده بود که اونجوری عین مستها بودی؟
و ماجرای ماساژ رو کامل براش تعریف کردم و گفت به به پس حسابی خوش گذشته و منم تایید کردم که بله خیلی خوش گذشت و اضافه کرد یه روزی قبل از اینکه برگردن مشهد حتما از ماساژور بخوام بیاد و اونو ماساژ بده
منم گفتم الانم میتونم بهش زنگ بزنم بیاد اونم قبول کرد و منم به ماساژور که اسمش حمید بود زنگ زدم و اونم گفت که تا یه ساعت دیگه میاد ، البته بهش نگفتم قراره یه خانوم رو ماساژ بده
     
  
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال


به ژیلا خانوم گفتم که حمید خان تا یه ساعت دیگه میاد ، اونم گفت پس من سریع برم یه دوش بگیرم تا اون میاد آماده باشم و رفت حموم یه چند دقیقه ای گذشت که ژیلا منو صدا کرد و بهم گفت که برم دم در حموم و در حموم رو باز کردم بهم گفت برم پشتشو بکشم
منم با لباس رفتم تو حموم که بهم گفت امید جان چرا با لباس اومدی خیس میشن خوب برو در بیار و بیا و منم رفتم و با یه شورت برگشتم اون روی چهار پایه نشسته بود و پشتش به من بود ، تا من وارد شدم پاشد و شورتش رو درآورد و دوباره نشست
منم مشغول لیف کشیدن پشتش شدم و یکم بعد لیف رو گذاشتم کنار و با دستم پشتشو میکشیدم ، به بهونه اینکه زیر بغل و پهلوهاشو بکشم دستم رو مرتب میزدم به سینه هاش ، بهم گفت که تو چقدر خوب آدم رو میشوری امید و پاشد وایستاد و
گفت باسنم رو هم بکش و من اول باسنشو لیف زدم بعد هم لیف رو گذاشتم کنار و با دستم میکشیدم و به بهونه شستن باسنش دستم رو به سوراخ کون و کسش میزدم و کلی حال میکردم ، یکم که گذشت گفت کافیه ممنون ؛ فقط کمکم کن شیو هم بکنم
و تیغ رو داد به دستم و صاف وایستاد و گفتم کجا رو بزنم ژیلا خانوم و به سوراخ کونش اشاره کرد و منم لبمرای کونشو از هم باز کردم ، موی خیلی کمی داشت و تا اونجایی که میتونستم اونا رو شیو کردم و بعد گفتم ژیلا خانوم سوراخ کونتون رو اینطوری نمیتونم بزنم ،
لطفا دولا بشین ؛ دولا شد و من یکی از لمبرای کونشو باز کردم و خودش هم اون یکی رو باز کرد تا سوراخ کونش نمایان شد و من اطراف سوراخش و لای پاهاش رو شیو کردم
وقتی مشغول شیو کردن سوراخ کون ژیلا بودم صدای در اومد و برگشتم دیدم احمده و اومد تو و پرسید چیکار میکنین که ژیلا گفت هیچی امید تو حموم کردن کمکم میکنه ، احمد هم گفت اوکی و رفت نشست
کار استحمام ما که تموم شد اومدیم بیرون و ژیلا با همون حوله دور خودش اومد نشست و پاش رو انداخت روی پاش ، یکم بعد زنگ در رو زدن و احمد رفت پرسید کیه و به ما گفت : یکیه میگه حمیدم و با امید کار دارم
منم گفتم باز کن آره با من کار داره و احمد در رو باز کرد ، پرسید ماجرا چیه و گفتم هیچی حمید ماساژوره اومده مامانت رو ماساژ بده ، رفت و در رو باز کرد و من رفتم جلو و سلام کردم و حمید و ژیلا رو بهش معرفی کردم و گفتم که خانوم رو باید ماساژ بده
پرسید تخت هست یا برم از تو ماشین بیارم و من تخت اتاق خواب رو نشون دادم و گفت نمیشه هم کوتاهه هم اتاق کوچیکه و رفت یه تخت مخصوص ماساژ تاشو از ماشینش آورد و تو پذیرایی میزونش کرد و لباساشو در آورد و با یه شورت ورزشی گشاد برگشت و گفت سرکار خانوم بفرمایین
ژیلا هم حوله انداخت رو صندلی و و رفت طاقباز خوابید و حمید مشغول روغن مالیدن، از پاهاش تا بالای رونش کرد ، اون اندام زیبا و بلورین ژیلا با روغنی که بهش مالیده بود جلای خاصی پیدا کرده بود و میدرخشید
قسمت بیکینی رو رد کرد و رفت سراغ شکم و سینه هاش و همه رو روغن مالی کرد و شروع کرد به مالش رون و پاها و شکم و سینه های ژیلا ، احمد گفت حمید خان یه قسمتی رو جا انداختین چرا ؟ و گفت به اون هم میرسیم
از ژیلا خواست دمر بشه و پشتش هم از کف پا تا گردن به همین صورت مالش داد و رفت دستشو شست و یه روغن دیگه آورد و گفت الان نوبت قسمت بیکینی هستش روغن رو ریخت روی کون ژیلا و مشغول مالیدن شد
به همون صورتی که کون منو رو مالیده بود لمبرای کون و سوراخ کون اون رو هم مالید و بر گردوند و به همین منوال کسش رو هم مالوند ، ژیلا چشماشو بسته بود و در آرامش کامل لذت میبرد
من گفتم حمید خان ماساژ پروستات هم بدین بهش ، که گفت زنها پروستات ندارند و به جای اون نقطه جی دارند و باید اونرو ماساژداد ، ژیلا پاهاش رو روی تخت دراز کرده بود و به هم چسپونده بود
گفت لطفا یکم پاهاتونو از هم باز کنین خانوم
ژیلا هم یکم پاهاشو از هم باز کرد و حمید یه انگشتشو فرو کرد تو کس ژیلا و یکم بالا و پایین کرد و گفت انگشتم نمیرسه ، لطفا پاهاتونو بدین بالا ، ژیلا که انگار مست شده بود نتونست پاهاشو بالا نگه داره و احمد رفت و پاهای مامانشو از هم باز کرد و داد بالا
حمید هم یکم دیگه ور رفت که یهو ژیلاآه بلندی کشید و حمید فهمید که همونجا نقطه جی هستش ، به ژیلا گفت اگه آمادگی دارین با دو انگشت و اینکار رو بکنم که اونم گفت بله
در همین حین زنگ در رو زدن و آقا حبیب بابای احمد و نازی خواهرش اومدن تو و با اون صحنه روبرو شدن ولی بدون ذره ای تعجب رفتن و نشستن به تماشا و به من اشاره کردن که ماجرا چیه و من گفتم ماساژوره
حمید گفت در بعضی از خانوما نقطه جی بعد از تحریک یکم عقب میشینه و شما هم همینطور هستین و من انگشتم نمیرسه برای ماساژ اونجا باید دستم رو بکنم تو که اونم فکر کنم بهتون فشار بیاد ، ژیلا گفت یه کاریش بکن دیگه
حمید به من نگاه کرد و من به کیرش اشاره کردم اونم یه اخمی کرد که نمیشه که اینجا ، من رفتم در گوشش گفتم راحت باش میشه نگران نباش ؛ آقا حبیب که دید حمید مردده رفت شورت حمید رو کشید پایین و گفت راحت باشین اشکالی نداره
کیر حمید خوابیده بود و ژیلا هم بی تابی میکرد که پس چی شد و مطمئنا حال ساک زدن نداشت
اینجا احمد و باباش به من نیگا کردند و من فهمیدم منظورشون چیه و رفتم کیر حمید رو گرفتم دستم
کیر حمید وقتی که راست نبود تقریبا کوچیک به نظر میومد یه کیر سفید حدود 10 سانتی و تقریبا قلمی
شروع کردم به ساک زدن کیرش تا راست بشه ، مدت زیادی نکشید که کاملا راست شد و عظمت کیرش اونجا معلوم شد ؛ یه کیر حدود 20 سانتی و کلفتی تقریبا 5
رفتم یکی دوتا لیس حسابی هم به کس ژیلا زدم و کیرشو گرفتم و گذاشتم دم کس ژیلا ، تقریبا دو سوم کیرش که رفت تو کس ژیلا یه آهی کشید
و حمید گفت اینجا همون نقطه است و سر کیرش رو با حرکات ریز چپ و راستی و عقب و جلویی همونجا تنظیم کرد و به کارش ادامه داد ؛ نازی خواهر احمد گفت من هم ماساژ میخام خیلی خوبه که حمید گفت اونم چشم ؛ منتها الان نمیشه
یکم که گذشت حمید ژیلا رو آورد خوابوند رو زمین و پاهاشو انداخت بالا رو شونه هاش و دوباره کیرشو کرد تو کس ژیلا و ایندفعه دیگه ماساژ نقطه جی نمیداد و رسما و محکم میگایید و هر از گاهی هم کیرشو درمی آورد و میکرد تو دهن من
یه بار که میخواست اینکار رو بکنه نازی اومد جلو و کیرش گرفت به دهن و حسابی براش ساک زد ، احمد به باباش گفت بابا حمید خان بد جوری داره مامان رو میگاد ها ، باباش هم گفت عیبی نداره بزار لذت ببره مامانت و خستگیش دربره
بعد از کلی تلمبه زدن ژیلا یه جیغی زد و معلوم بود به اورگاسم رسیده و حمید کشید بیرون گفت
آبم رو چیکار کنم ، من و نازی رفتیم کیرشو گرفتیم به دهن و اونقدرنوبتی براش ساک زدیم تا آبش اومد تو دهنم و منم همه رو قورت دادم ، نازی گفت پس من چی که اونم کیر من رو ساک زد تا آبم اومد و آب کیر من رو هم نازی قورت داد
     
  
مرد

 
omidk1974
خیلی خوبه. ادامه بده با قدرت
کاش تاپیک مستقل داشت این داستان
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

حميد که به اون صورت ژيلا روکرده بود و آب کيرش رو به خورد من داده بود ؛ خيلي هوس کرده بودم که يه قرار سکس حسابي باهاش بزارم و به دنبال يه فرصتي بودم که باهاش سکس کنم
يه روز تو استخر ديدمش و گفت که باجناقش هم ماساژوره و من رو بهش معرفي کرده و ميخواد يه جلسه برم پيشش ماساژم بده ، پرسيدم کجا ؟ گفت خونشون و شمارشو بهم داد تا باهاش هماهنگ کنم
بعد از استخر بهش زنگ زدم و گفتم اميد هستم و حميد خان گفته باهاتون تماس بگيرم
خودشو معرفي کرد و گفت که اسمش حامده و حميد از شاگرداش بوده و بعد از اون با خواهر زن حميد ازدواج کرده و اضافه کرد که اونا خانوادگي ماساژور هستن و ميخواد زنش من رو ماساژ بده ، چون تازه کاره و ميخاد دستش راه بيفته
من هم که از جدام بود که یه زن جوون ماساژم بده فوری باهاش قرار گذاشتيم رفتم خونشون ، يه خونه کوچيک بود تو منطقه خيلي معمولي تهران و معلوم بود تازه از شهرستان اومده بودن و دست به دست هم داده بودن که زندگيشونو بسازن
معلوم بود تازه ازدواج کرده بودن ، زنش يه زن با هيکل معمولي بود و يه تيشرت و يه شلوار سفيد گشاد پوشيده بود و موهاشو دم اسبي از پشت بسته بود ، من که وارد شدم با هردوشون دست دادم و نشستم رو يه صندلي
حامد شروع کرد به توضيح دادن به زنش
ميترا جان اگه نتوني مردا رو ماساژ بدي نميتوني تو کارت موفق باشي و خجالت رو بايد بزاري کنار و با دل و جون اينکار رو انجام بدي
ولي اگه تو ماساژ دادن مردا بتوني اسم و رسمي براي خودت دست و پا کني ، خيلي برامون خوب ميشه و اضافه کرد که مردا براي ماساژور زن پول خوبي ميدن و با توجه به اطميناني که بين ما دوتا هست هيچ مانعي سر راهمون نيست
ابتدا بايد از مرد بخاي لخت بشه و اگه خواست شورتش هم دربياره نبايد مانع بشي و بهتره بزاري به عهده خودش ، حالا شروع کن و اول هم از روي پاها و شکم و سينه شروع کن
ميترا گفت آقا اميد لطفا لباساتونو در بياريد و رو تخت طاقباز دراز بکشين
منم اينکار رو کردم و با شورت دراز کشيدم و ميترا از کف پاهام شروع کرد به روغن ماليدن و اومد بالا و رسيد به رونهام
من که به شدت تحريک شده بودم و کيرم راست شده بود
حامد گفت که طبيعيه که يه مرد رو وقتي ماساژ ميدي تحريک بشه و اون مرد بايد بدونه که اشکالي نداره و اين اطمينان رو تو بايد بهش بدي
ميترا گفت که آقا اميد خيلي تحريک شدين و بايد هم لذت ببرين ، بنا براين راحت باشين و ريلکس
رفت سراغ شکم و سينه هام و اونا رو هم روغن مالي کرد و ازم خواست برگردم و من هم برگشتم و ميترا دوباره با دقت و آرامش خاصي از کف پا تا رونم و از کمر تا گردنم رو روغن مالي کرد و بعد از اون حدود ده دقيقه اي همه جام رو ماساژ داد و مرتب ازم سوال ميکرد که ماساژ خوبه يا نه؟
تموم که شد حامد گفت که حالا ميرسيم به مهمترين بخش ماساژ ، يعني ماساژ قسمت مايو ، اين رو بايد بدوني که اصلا نبايد باعث بشي که مرد خجالت بکشه و کاملاطبيعي و ريلکس و آروم بايد اون قسمتها روماساژ بدي البته با دستهاي شسته و روغن مخصوص
در اين قسمت اول بايد به مرد کمک کني که شورتشو در بياره و نبايد ازش بخاي که خودش بورتش رو در بياره ؛ که اين اولا نشون ميده که تو چقدر به اون شخص احترام ميزاري و ثانيا از استرس احتمالي مرد کم ميکنه
ميترا از دو طرف شورتم گرفت و بهم گفت يکم کمرتون رو بدين بالا تو شورتتون رو در بيارم ، با در آوردن شورتم کيرم که يکم خوابيده بود، افتاد بيرون و حامد گفت که بايد به مرد اطمينان بدي که هيچ اتفاق غير منتظر اي نيفتاده
ميترا گفت اميد جان آروم و ريلکس باشين و از ماساژ لذت ببرين
حامد گفت کير رو بايد اول دودستي بگيري و تمام تنه کير رو از بالا تا پايين به آرامي و با يه حس خوب ماساژ بدي ، اينکارو چند بار انجام ميدي بعد به يه دست بيضه ها رو ميگيري و مالش ميدي و دقت کن که بيضه ها خيلي حساس هستن و بايد خيلي آروم مالش داده بشن
و اين کارو چندين بار تکرار ميکني و بعد کسي که داري ماساژش ميدي ميخاي که برگرده ؛ مالش دادن کير و بيضه هام چند دقيقه اي به طول انجاميد و ميترا ازم خواست که برگردم و من برگشتم
حامد گفت ماساژ باسن به دو شکل انجام ميشه ، يه شکل اون براي کسانيه که نميخان ماساژ پروستات داشته باشن و شکل ديگش براي اونايي که ميخان ماساژ پروستات داشته باشن و اين رو بايد ازش بپرسي
ميترا پرسيد که اميد جان شما ماساژ پروستات ميخاهين و من گفتم بله
حامد گفت کساني که ماساژ پروستات نميخان لمبراي باسن رو به شکل دوران از داخل به بيرون و از بيرون به داخل مالش ميدي و وسط پاهاشونو و کمي هم سوراخشونو مالش ميدي
ولي کسان ديگه اي که مثل اميد ماساژپروستات ميخان همينکارارو ميکني و بعد تمرکز ميکني روي سوراخشون و با فرو کردن يک انگشت داخل سوراخ آمادشون ميکني که پروستاتشون رو هم مالش بدي
ميترا هم با حرکات دوراني يک دستي و دو دستي ، هم از خارج به داخي و هم بالعکس کونمو ماساژ داد و همزمان هم وسط پاهام و سوراخ کونمو هم مالش داد و دست آخر هم يه انگشتشو کرد تو و يکم به صورت دوراني حرکت داد
حامد گفت اينجا از مشتري ميخاي که بره روي زانوهاش و باسنشو بده عقب و به قول معروف قمبل کنه تا انگشت تو به پروستاتش برسه
ميترا ازم خواست که قمبل کنم و من هم کردم و انگشت وسط دست راستشو کرد توي کونم و قسمت بالايي داخل سوراخ کونم رو مالش داد
حامد گفت اينجا از مشتري ميپرسي که آيا تمايل داره اينکار رو با انگشتان بيشتر و يا حتي کل دست انجام بدي و ميترا از من پرسد و من گفتم به مرور به تعداد انگشتانتون اضافه کنين تا بگم کافيه
حامد گفت با توجه به اينکه دست خانومها ظريفه ، اگه آماده سازي کون مشتري درست انجام بشه معمولا تمايل خواهد داشت که کل دستت رو تا مچ فرو کني و با کف دست ماساژ پروستات رو ادامه بدي
ميترا با حوصله و آروم انگشتاش رو هر چند دقيقه يه بار اضافه ميکرد و بعد از اينکه چهار انگشتشو کرد تو بهم گفت که ميخاد کل دستشو بکنه داخل و من هم با سر بهش اوکي دادم
وقتي ميخواست بکنه تو ، يکم بهم فشار اومد که گفت اميد آقا خودتون رو شل کنين و ريلکس باشين
با کمي عقب و جلو کردن و فشار دادن دستش تا مچ رفت توي کونم وشروع کرد با کف دست داخل کون منو ماساژ دادن
حامد گفت ابعضي از مشتري ها فرو کردن و درآوردن کامل دست رو دوست دارن و بايد ازش بپرسي اگه تمايل داشت اينکار رو براش انجام بده و من ابراز تمايل کردم و ميترا چند بار دستشو از تو کون من درآورد و دوباره کرد تو
لذت وصف نشدني که من از اين ماساژ بردم تا الان تکرار نشده
بعد از تموم شدن کارش سوراخ کونمو به حالت نوازش کمي مالش داد تا به حالت اول برگرده
من گفتم ممنون حامد خان و ممنون ميترا خانوم
اونا هم گفتن ما هم از شما ممنونيم
     
  
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

خانواده احمد ديگه کم کم داشتن زمزمه برگشتن به مشهد رو ميکردن که يه روز احمد به من گفت اگه ميتونم يه روزي مامان و خواهرش رو ببرم خريد و منم قبول کردم و همون عصر به اتفاق مامان و خواهر احمد رفتيم خريد
خريد کردنشون هم منحصر به فرد بود و هر چي ميخاستن ميخريدن ، چون اصلا مشکل پول نداشتن ؛ دست آخر هم گفتن که ميخان لباس زير بخرن و من بردمشون مغازه اي که هميشه ازش لباس زير ميخرديم ؛ يعني مغازه آقا رضا
يادتونه که ، آقا رضا کارش لباس زير مردونه و زنونه بود و معمولا جديدترين مدلهاي فانتزي در اختيارش بود
تا من رو ديد ، شناخت و سلام و عليک و معرفيهاي معمول انجام شد و من گفتم که ژيلاخانوم و نازي جون لباس زير ميخان و رضا هم بلافاصله در رو بست و اونا رو به اتاق مخصوص راهنمايي کرد و گفت خوب خانوما اول سايزتون دستم بياد تا مدلهلي مختلف رو بيارم براي پرو
مامان احمد يه مانتوي تا پايين زانو پوشيده بود و زيرش جوراي شلواري مشکي شسشه اي و نازي هم يه شلوار کشي سفيد و نسبتا نازک و مانتو پوشيده بود
ژيلا پاشد و مانتوشو داد بالا که رضا بتونه باسنشو ببينه و سايزش دستش بياد و رضا هم رفت و يه بررسي کرد و نازي هم مانتوشو داد بالا و رضا گفت خوبه که تقريبا هم سايز هستين و ادامه دادي که شورت ميخاين يا سوتين ويا هردوشو و اونا گفتن هردو ولي بيشتر شورت نياز دارن
رضا گفت چه مدلي بيشتر مد نظرتونه؟ ژيلا گفت مدلهاي فانتزي و سکسي بيشتر دوست دارن مثلا توري داشته باشه يا مدل لامباداي جديد
رضا يه آلبوم آورد و انواع شورتهاي سکسي و لامبادا توش بود و اونا چند مدل رو انتخاب کردن که تست بکنن
رضا مدلهايي که انتخاب کرده بودن رو آورد و در موردشون توضيحاتي داد
اين مدل جديدترين مدل لامبادا هستش که تازه دستمون رسيده و کاملا کشي هستش و قسمت پشتي اون فقط شامل يه بند بسيار نازکه که لاي باسن قرار ميگيره و بند اون هم بسيار نازکه و نماي سکس فوق العاده اي داره و لطف کنين يکي از خانوما امتحان کنين
ژيلا مانتو و جورابشو درآورد و بعد هم شورتشو دراورد تا شورت جديد رو امتحان کنه و تو اينکار هم رضا کمکش کرد تا جوراب و شورتشو دربياره و رضا يه نگاه دقيقتري کرد و گفت که خوبه ولي شايد يکم کوچيک بشه و کمکش کرد تا شورت جديده رو بپوشه
و در اين حين هم به بهونه چک کردن و مرتب کردن شورت به کون و لاي کون ژيلا دست ميماليد
بعد يکي ديگه رو توضيح داد که اين شورت جديدترين مدل اروپاست و بسيار سکسي ، جلو و پشت اون تور هستش که نماي زيبايي داره و به نازي گفت امتحانش کنه و به نازي هم در درآوردن و پوشيدن اون کمکش کرد حالا هردوشون با اون شورتها و يه تاپ ايستاده بودن و من و رضا داشتيم نگاهشون ميکردبم و نظر ميداديم
رضا گفت که سوتينش هم مياره تا تستش کنن و اونا هم تاپ هاشونو درآوردن و با يه شورت ايستادن رضا رفت و بادو تا ست کامل برگشت که رنگشون با اونايي که پوشيده بودن يکي نبود و گفت عذر ميخام اون رنگش رو کامل نداشتم
نازي و ژيلا هم شورتها رو درآوردن و لخت مادرزاد شدن که رضا گفت ببخشيد اجازه بدين ؛ ژيلا خانوم قبل از اينکه بپوشيد يه چرخي بزنيد و ادامه داد به به ! اين بدن لايق بهترين شورت و سوتينه و ادامه داد که اجازه بدين کمکتون کنم
شورت رو کمک کرد پوشيد و همچنين سوتين رو و سينه هاي بزرگ ژيلا رو تو سوتين بالا و پايين کرد تا سرجاشون قرار بگيرن و همين کا رو با نازي هم کرد و بعد ادامه داد که من علاوه بر لباسهاي زير لوازم آرايشي و بهداشتي مربوط به بيکيني رو هم وارد ميکنم
نازي گفت مثلا چي؟
رضا گفت به عنوان مثال ژلهاي روان کننده و يا تحريک کننده و يا تنگ کننده يا سفيد کننده هاي لايه بردار مخصوص اعضاي حساس بدن خانومها و يا دارو هاي تاخيري و حجيم کننده مخصوص آقايان
من گفتم آقا رضا لطفا در موردشون توضيح بيشتري ميدين
گفت ژلهاي روان کننده براي سکس استفاده ميشه و باعث ميشه که آلت مرد در آلت زن راحتتر حرکت کنه
من گفتم آقا رضا ژيلا خانوم و نازي جون مامان و خواهر يکي از بهترين دوستهاي من هستن و خواهش ميکنم براشون بهتر توضيح بدين و نيازي نيست که رودربايستي داشته باشين
رضا گفت بله عرض ميکردم خدمتتون که ژل روان کننده زمان سکس استفاده ميشه و باعث ميشه که کير داخل کس يا کون بصورت روان حرکت کنه که باعث لذت بيشتري ميشه اين زلها در برخي موارد تحريک کننده هم هستن
بعضي از اين ژلها از يک طرف تحريک کننده رد هستن و از طرف ديگه تنگ کننده زن ، البته همه خانومها نيازي به استفاده از اين ژل ندارند
نازي که با يه شورت و سوتين نشسته بود ، گفت آقا رضا يعني چي؟
رضا گفت اجازه ميدين ببينمتون
نازي گفت بفرماييد
رضا به نازي گفت بايستيد لطفا و شورت نازي رو در آورد و و گفت بفرماييد بنشينيد و پاهاتونو باز کنيد
نازي نشست و پاهاشو از هم باز کرد و رضا مقابل اون نشست روي زمين و لبهاي کس نازي رو بررسي کرد و يکم اونا رو از هم باز کرد و گفت شما احتياجي نداري تنگ کننده استفاده کنيد و فکر ميکنم سکس زيادي نداشتين يا با کير کلفت نداشتين ؛ درسته؟ و نازي تاييد کرد
رفت سراغ ژيلا خانوم و شورت اونم درآورد و کس اون هم بررسي کرد و گفت ژيلا خانوم شما هم با اينکه معلومه سکس زيادي داشتين ولي خيلي گشاد نيستين و اگه کسي که شما رو ميکنه کيرش کلفت باشه نيازي به استفاده از تنگ کننده ندارين ولي با کير متوسط و کوچيک بهتره استفاده بکنبن تا هر دو لذت بيشتري ببرين
من گفتم خوب در مورد اون حجيم کننده و تاخيري آقايون توضيح بده
اين کرم يکي از شاهکارهاي پزشکي قرنه و کير مرد رو کلفت و دراز ميکنه و همزمان تاخير در انزال ايجاد ميکنه ؛ تاخير در حدي که شما تا هر موقع اختيار کنين ميتونين از اومدن آب کيرتون جلو گيري کنين
يکي از تفاوتهاي عمده اين دارو با داروهاي مشابه در اينه که تاثير سريع و ماندگاري اونه ؛ يعني اينکه در عرض چند دقيقه يه کير رو حداقل به دوبرابر اندازه قبليش ميرسونه و در صورت استفاده منظم اين اثر دائمي ميشه که من خودم شيش ماهه که استفاده ميکنم
من گفتم ميتونيم کير شما رو ببينيم آقا رضا
و اونم گفت بله چرا که نه و کيرشو درآورد
کيرش تقريبا خواب بود و بلنديش حدود 15 و کلفتيش حدود 4 بود
من رفتم جلو و گرفتم دستم و گفتم اگه راست بشه چي ميشه
گفت حدود 20 سانت بلنديش ميشه و 6 سانت کلفتيش
به ژيلا گفتم ژيلا خانوم تست ميکنين؟
اونم اومد جلو و مشغول ساک زدن کير رضا شد
منم رفتم سوتين نازي رو درآوردم و شروع کردم به خوردن سينه هاش
کير من فوري راست شد و رفتم سراغ کس نازي و افتادم روش و شروع کردم به تلمبه زدن و بعد از 5 دقيقه آبم اومد و ريختم رو شکمش
ولي ژيلا هنوز داشت ساک ميزد و کير رضا هم تقريبا راست شده بود ولي ژيلا همون کير 6 سانتي رو چنان تو حلقش فرو ميبرد که انگار سه سانته
من و نازي مشغول تماشاي گاييده شدن ژيلا شديم
رضا اونو خوابوند رو زمين و افتاد روش و چنان تو کس ژيلا تلمبه ميزد که جيغ ژيلا رفته بود آسمون و التماس ميکرد تند تر و محکمتر بزن
بعد از15 دقيقه ژيلا به اورگاسم رسيد و بي حال افتاد روي تخت
من هم که دوباره سر حال اومده بودم ، رفتم کير رضا رو گرفت دستم و شروع کردم براش ساک زدن ، بعد هم قمبل کردم تا اون بتونه من هم بکنه
کير 6 سانتي رضا خيلي به زحمت رفت تو کون من ولي بالاخره رفت تو
بعد شروع کرد به تلمبه زدن و حدود بيست دقيقه اي تلمبه زد و آبش اومد توي کون من
ما هم اجناس رو حساب کرديم و رفتيم خونه احمد
وقتي رسيديم احمد و باباش مشغول صحبت بودن و پرسيدن خوش گذشت بهتون و ما ماجرا رو تعريف کرديم براشون
ژيلا خانوم گفت ما ميخاهيم فردا بريم ؛ اميد جان شب رو بمون پيش ما ، من هم قبول کردم
هر سه لخت شديم و رفتيم حموم و همديگر رو شستيم و اومديم بيرون و شب شد و خوابيديم
من شبها موقع خواب معمولا راست ميکنم ، با اون اتفاقاي اون روز هم بيشتر راست کرده بودم من و نازي و احمد خوابيده بوديم پذيرايي و ژيلا و حبيب تو اتاق خواب
هنوز نخوابيده بوديم که صداي آخ و اوخ از اتاق بلند شد و ديديم که حبيب داره ژيلا رو ميکنه بعد همه خوابيديم و نيمه هاي شب متوجه شدم يکي داره با کيرم بازي ميکنه ؛ خودم رو زدم به خواب و فهميدم ژيلاست و اومده سراغ کير من
کير من وقتي راست ميشه خيلي سفت و سربالا ميشه و ساک زدنش سخت ؛ ولي ژيلا يجوري کير منو تا ته ميکرد تو حلقش که مونده بودم اون چجوري اينکارو ميکنه
آروم زد به صورتم و گفت اميد پاشو ، من نميتونم قبل از اينکه تو منو بکني از اينجا برم
منم پاشدم و نشستم و گفتم در خدمتم ژيلا جان
و او رو به من نشست رو کير من و کير منو کرد تو کونش و کير من به راحتي رفت تو و شروع کرد به بالا و پايين کردن
از سر رو صداي ما نازي و احمد بيدار شدن ولي باباشون هنوز خواب بود
نازي گفت چه خبرتونه
ژيلا گفت هيچي من نميتونم قبل از دادن به اميد اينجارو ترک کنم ؛ الانم داره کونمو ميگاد
به اشکال مختلف ژيلا رو جلوي پسر و دخترش کردم و آبم اومد و ژيلا همه رو خورد و رفتيم بخوابيم
     
  
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

صبح فردا خانواده احمد رفتند و و روابط سکسي من ادامه پيدا کرد ، احمد که مرتب منو ميکرد و هر سري هم آب کيرشو ميخوردم ، ماهي يه بار ميرفتم پيش حميد يا حامد و اونا بعد از ماساژدادن ميکردنم ،سالي يکي دوبار ميرفتم پيش رضا و اونم تو مغازه منو ميکرد ،
روابطم با ميترا هم ادامه دار شد و هر از گاهي ميرفتم و ماساژم ميداد ولي هيچ وقت نشد که بکنمش ، ولي با روشنک روابط سکسي زيادي داشتم و ماهي يه بار ميکردمش و اونم آب کيرم رو ميخورد
اواخر دوره دانشگاه داشت ميرسيد و من بايد واحد کار آموزي پاس ميکردم ؛ بعد از کلي جست و جو سرانجام يه کارخونه بزرگ پيدا کردم و پس از ديدار با صاحبش ابراز تمايل کرد که به عنوان کار آموز برم پيششون
شهرام خان يه آدم حدود 35 ساله و بسيار بسيار پولدار و با پرستيژي بود با موهاي بلند و هميشه لباس اسپرت ميپوشيد و يقه اش باز بود و روي سينه اش و دستاش اصلا مو نداشت و هيکل ورزشکاري و عضلاني داشت
شهرام خان مجرد بود و چندين کارخونه داشت و هر چند ماه يه بار ميرفت کانادا و به خونوادش سر ميزد ولي بيشتر مواقع تهران بود و بالا سر کارخونه هاش
يکي از کارخونه هاش که نزديک تهران بود يه باغ 5000 متري بود که يه بخشش در کار توليد بود و بخش اعظمش باغ بسيار باصفايي بود که محل ورزش و تفريحات و خوشگذروني هاي شهرام خان و دوستاش بود ؛ من هم بعد از يه مدت رفت و آمد اعتمادش رو جلب کرده بودم
و بهم علاقه مند شده بود و بهم ميگفت اگه پيشش بمونم و حرف گوش کنم آينده خوبي در انتظارمه ؛روابط ما ديگه از روابط کارفرما و کارمند فراتر رفته بود و رفيق شده بوديم ،
هميشه عادت داشت يک يا دو نفر خدمتکار دورش باشن و به کاراش برسن ، تو کارخونه موقع کار يا استراحت ، تو خونه ؛ تو استخر و حتي تو حموم ؛ مرتب دستور ميداد
روابط ما جوري شده بود که من خيلي از وقتامو با اون ميگذروندم ، يه روز که بعد از کار نشسته بوديم و قليون ميکشيديم من چهار زانو نشسته بودم و يکم از ساق پام بيرون بود ،بهم گفت اميد تو پاهات مو نداره؟ منم گفتم نه شهرام خان و گفت هيچ جات مو نداره
من گفتم خيلي کم و کرکي هستن که اونا رو هم شيو ميکنم بهم گفت پاشو بريم استخر يه تني به آب بزنيم و به خدمتکارش گفت استخر رو آماده کنين و اونم فوري رفت و مقدمات کار رو فراهم کرد
بهش گفتم شهرام خان مايو ندارم آخه ؛ گفت عيبي نداره خودمون دو نفريم غريبه که نيست ، ديگه روم نشد بگم شورتم لامباداست و رفتم لباسامو در آوردم اومدم ديدم اونم لباساشو درآورده و لب استخر نشسته ؛ يه مايو تنگ وسرمه اي پاش بود و بدنش هم مثل من خوشفرم و بيمو
تا منو ديد گفت به به اميد خان عجب هيکل و بدن خوبي داري ، بچرخ ببينم و دستي به پاهام و باسنم کشيد و گفتم شما هم خيلي خوبين آقا شهرام ؛ خدمتکار هم يه جوون حدود 30 ساله افغاني بود که اونطرف نشسته بود روي چهار پايه، صداش کرد و گفت مشروب بيار و اونم آورد
هر دومون کلي مشروب خورديم مست شديم بعد خدمتکار رو صدا کرد و گفت غفور پاشو بيا اينجا ببينم و اون اومد و گفت در بيار ببينم اون کيرتو و اونم درآورد و شهرام مشغول ساک زدن شد ؛ من همينجوري مات و مبهوت مونده بودم و نگاه ميکردم
آب غفور اومد تو دهن آقا شهرام و اونم همه رو قورت داد . در صحبتهاي بعديمون متوجه شدم که شهرام علاقه بسيار زيادي به ساک زدن داره و همينطور کون دادن و برده شدن و اصلا ميلي به سکس با زن و دختر نداره ولي به تماشاي سکس زن و دختر و اينکه برده اونا بشه علاقه داره
و اصولا بيشتر اوقات فراغتش رو اختصاص ميده به سکس با مرداي مختلف و معمولا در خوشگذرونيهاش و مهمونياش سکس هم جزء لاينفک هستش
من ماجراها و خاطراتم رو با احمد و خانوادش و ماساژورهام و موضوع روشنک و ميترا و رضا رو براش تعريف کردم و اونم خاطراتش رو برام گفت
اينکه تو کانادا متولد شده و بعد از تحصيلاتش اومده ايران و کارخونه هاي موروثي رو بدست گرفته و از سن نوجووني متوجه حس همجنسگرايي خودش شده و بهمين دليل هم تا حالا ازدواج نکرده
و اينکه بدن پرمويي داشته و چندين ميليون اونجا خرج کرده و تمام بدن و صورتشو ليزر کرده و حتي هر سري که ميره اونجا جوانسازي پوست انجام ميده تا هميشه پوستش تر و تازه باشه
و خيلي ابراز تمايل کرد که اون با دوستاي من آشنا بشه و من با دوستاي اون و گفت امشب قراره چند تا از دوستاش بيان اونجا و دورهم باشن و از من خواست که منم باشم و منم قبول کردم و پرسيدم برنامه چيه؟
گفت سه نفرن که دوتاشون با زناشون ميان و يکيشون مجرده و تنها مياد ، پرسيدم سکس هم ميکنين ، گفت تا چي پيش بياد ، معمولا بله سکس هم ميکنيم
دوساعتي گذشت و کم کم مهمونا پيداشون شد و اول بهروز اومد که مجرد بود و روبوسي بسيار عاشقانه اي با شهرام انجام داد و همزمان دستش رو کرد تو شلوار شهرام و باسنشو يکم ماليد
و بعد سعيد و مهدي با زناشون اومدن ؛ سعيد و مهدي تقزيبا بين 35 تا چهل بودن و زناشون بين 25 تا 30 ؛ سعيد و مهدي اومدن و سلام و احوال پرسي کرديم و زناشون رفتن لباس عوض کنن
تقزيبا آفتاب غروب کرده بود و هوا داشت تاريک ميشد ، نور اون محوطه هم خيلي زياد نبود و يه نور ملايم و شاعرانه اي داشت ؛ شهرام به غفور گفت برو ببين خانوما کمک لازم دارن يا نه و اون رفت و برگشت گفت نه الان ميان
سهيلا زن سعيد بود و مريم زن مهدي و هر دوشون بسيار خوشگل و خوش هيکل ؛
سهيلا با قد تقريبي 170 يه لباس دکلته آبي و خيلي کوتاه پوشيده بود که از بالا بيشتر از نصف سينه هاي بزرگش بيرون بود و از پايين هم به زور ميتونست باسنشو بپوشونه و وقتي دولا و راست ميشد بايد حتما لباسشو مرتب ميکرد تا باسنش بيرون نمونه
موهاي بلوند و بلندش روي شونه هاش برق ميزد و پاهاي کشيده و زيباش توي صندل آبيش با پابندي که به پاش بود بسيار هوس انگيز بود ، صورت گرد و چشماي درشت و کشيدش هم بسيار زيبا بود ، از پشت هم باسن بزرگش خودنمايي ميکرد ولي خط شورتي ديده نميشد ؛ احتمالا شورت لامبادا پوشيده بود
مريم هم تقريبا هم قد و قواره سهيلا بود فقط چند سانت کوتاه تر و يکم برجستگيهاي سينه و باسنش بيشتر بود و يه حرير بلند سفيد -صورتي پوشيده بود که زيرش آستر نداشت و تقريبا کل بدنش معلوم بود و يه شورت لامباداي سفيد هم پوشيده بود و در ضمن سوتين هم نداشت و کل بدنش ديده ميشد
سهيلا وقتي اومد و نشست و پاش و انداخت رو پاش ، لباسش که کشي بود يکم رفت بالا به طوري که لباسش هيچ تماسي با صندلي نداشت و تقريبا از بغل که نگاه ميکردي کل باسنش معلوم بود ؛ مريم هم که همينجوري هم همه جاش معلوم بود
از نوع صحبتها و تعریف و تمجید ها معلوم بود که شهرام خان برای بار اوله که سهیلا و مریم رو میبینه ولی با سعید و مهدی معلوم بود خیلی وقته آشنا هستن
پذيرايي هاي اوليه که انجام شد وقت سرو کردن مشروب شد و همه حسابي مشروب خوردن و همگي مست شديم سهيلا ديگه پاهاش رو کنار هم گذاشته بود منم که تقريبا روبرو نشسته بودم تمرکز کرده بودم که لاي پاي سهيلارو ببينم که بعد از يکم اينور و اونور کردن ديدم
و تازه فهميدم که شورت پاش نيست و به زحمت ميشد کس پشمالوشو دید ؛ یکم که گذشت و سهیلا رو مبل لم داده بود کسش به وضوح دیده میشد ؛
مریم رو کرد به شهرام و با اون حالت مستی گفت آقا شهرام شنیدم شما زن دوم مهدی هستی ؟ درست شنیدم؟
شهرام گفت آره هستم من هووی شما دوتا هستم و هم زن مهدی و هم زن سعیدم
مریم گفت من تا حالا شوهرم رو ندیدم یه مرد رو بکنه دوست دارم ببینم ؛ سهیلا هم داد زد منم دوست دارم ببینم ، آقا مهدی پاشو شهرام رو بکن ، سعید تو هم امید رو بکن ، ولی اولش یکم برامون برقصین
من و شهرام پا شدیم به همراه یه آهنگ تند شروع کردیم به رقصیدن و همزمان لباسامونو هم در آوردیم ؛ هر تیکه از لباسامونو که در می آوردیم اونا پنجتایی هورا میکشیدن تا اینکه لخت مادر زاد شدیم من رفته بودم جلوی زنها و داشتم با کیرم براشون میرقصیدم و اونا هم به بدن و کیر و کونم دست میزدن و کیف میکردن
شهرام رفته بود سراغ کیر مهدی و داشت براش ساک میزد و منم رفتم سراغ سعید و برای اون ساک میزدم بعد از چند دقیقه ساک زدن کیرهای جفتشون راست شد ؛ کیرهای خوب و کلفتی داشتن
من و شهرام با زانوهامون رفتیم رو مبل و قمبل کردیم و سعید و مهدی کیراشون رو فرو کردن تو کون ما و مشغول گاییدن ما شدن
سهیلا اومده بود نزدیک و به دقت رفت و آمد کیر تو کون ما رو نگاه میکرد
     
  
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

سهيلا در حالي که کون دادن من و شهرام رو تماشا ميکرد ، به مريم گفت خيلي باحاله ، بيا ببين و مريم هم پاشد اومد نزديک ؛ سهيلا انگشتهاي اشاره و شستش رو دور کير شوهرش که داشت منو ميکرد ، حلقه کرده بود و با اون همراهي ميکرد
مريم گفت اين دوتا که کوناشون از ما هم بهتره ، بهروز گفت ما که نديديم ک مريم لباس سهيلا رو داد بالا و کون سهيلا افتاد بيرون و گفت ببين ؛ بهروز گفت خودت چي ؟ مريم هم شورتشو در آورد و لباسشو داد بالا و دولا شد و يکي زد رو کونش و گفت بفرما
و لباسشو انداخت پايين ؛ البته کس و کون مريم از زير اون لباس حرير هم مشخص بود و بهروز گفت من که خوب نديدم ؛ معلوم بود زوم کرده بود روي مريم که اونشب حتما ترتيبشو بده
مريم هم که خواست کم نياره دوباره دامنشو داد بالا و دولا شد و کونشو چسپوند به صورت بهروز که نشسته بود و يه تکوني داد ؛ بهروز هم رونهاي مريم رو بغل کرد و نشوند رو پاهاي خودش
یکم که گذشت سعید ومهدی جاهاشونو عوض کردن و مهدی اومد سراغ من و سعید رفت سراغ شهرام ؛ کیراشون تقریبا یه سایز بود ؛ یکم به همین صورتی که ما قمبل کرده بودیم تو کون ما تلمبه زدن و بعد نشستن رو صندلی و من و شهرام نشستیم رو کیراشون و بالا و پایین کردیم
کیر شهرام تقریبا خوابیده بود ولی کیر من کاملا راست بود ؛ بعد از چند دقیقه شهرام به مهدی گفت که بره سراغ اون و اونم رفت ؛ سعید دراز کشید رو زمین و شهرام رو به اون نشست رو کیرش و کیرشو تا نصفه کرد تو کونش مهدی هم از عقب رفت و در تلاش بود که کیرش رو بکنه تو کون شهرام
یکم که زور زد کیرش رفت تو و دوتایی شروع کردن به گاییدن کون شهرام به این صورت که مهدی کیرشو تا نصفه میکشید بیرون و سعبد تا ته میکرد تو و بالعکس ، اونطرف هم سهیلا مشغول تماشای این صحنه ها بود و مریم هنوز روی پاهای بهروز نشسته بود و بهروز از رو لباس سینه ها شو میمالید
من هم رفتم نشستم پیش سهیلا و به مالیدن پاهای اون مشغول شدم از پایین میمالیدم تا بالای رونش ولی کسش رو مالش نمیدادم ، میخواستم اینجوری تشنه اش کنم ، وقتی میرسیدم بالاهای رونش خودشو یکم جابجا میکرد تا دستم به کسش بخوره
سهیلا یه کس تپل داشت که زیر موها مخفی بود و معلوم بود دو هفته ای هست که موهاشو نزده ، در گوشش گفتم همیشه برای کست مو میزاری ، گفت نه هر از گاهی میزنم
به غفور گفتم که تیغ ریشتراشی بیاره و اونم آورد و به سهیلا گفتم میخام موهای کست رو بزنم ، بهتره لباستو کامل در بیاری
اونم کامل لخت شد و اومد لم داد رو مبل و پاهاشو از هم باز کرد ، کسش خیس شده بود و یکم هم من براش لیس زدم و شروع کردم به شیو کردن
اول قسمتهای بالای کسش رو شیو کردم و بعد با یه دستم یکی یکی لبهای کسش رو از هم باز کردم و لبها و قسمتهای پایینی کسش رو هم شیو کردم بعد با هم رفتیم زیر دوشی که نزدیک استخر بود و من کس و کونشو شستم و موهای باقیمونده روی کس و کونش رو شیو کردم
تازه بعد از شیو کردن زیبایی کسش نمایان شد نشوندمش رو مبل و خودم جلوش زانو زدم و شروع کردم به لیس زدن کس تازه شیو شده اش و اون هم پاهاشو دور گردنم حلقه کرده بود و سرم رو به صورتش فشار میداد
شهرام زیر دست و پای مهدی و سعید داشت آخ و اوخ میکرد دیگه نزدیک اومدن آب کیراشون بود و اونا دو طرف شهرام ایستادن و شهرام وسط نشست ؛ شهرام بهروز و من و غفور رو هم صدا کرد ، حالا شهرام وسط بود و پنجا کیر بالا سرش و دورتادورش حلقه زده بودن
شهرام سهیلا و مریم رو هم صدا کرد و گفت اگه میخاهین تو این ضیافت آب کیر شرکت کنین ، بیاین اینجا ، اونا هم اومدن و خودشونو وسط ماها جا دادن و ما شروع کردیم به جق زدن روی صورت اونا و اونا دهناشونو باز کرده بودن و تشنه آب کیر بودن
شهرام به مریم و سهیلا گفت که همه آب کیرها رو اون خودش میخاد بخوره و او دوتا فقط بریزن تو دهنشون و نگه دارن برای اون
آب کیرامون یکی یکی اومد و ریخت رو صورت و توی دهن اونا ، وقتی کاملا آب کیرها تخلیه شد شهرام یه لیوان خواست و غفور آورد ، شهرام آب کیر توی دهنشو خالی کرد تو لیوان و از مریم و سهیلا هم خواست اینکار رو بکنن
بعد با یه قاشق به دقت تمام آب کیرهایی که روی صورت و لب و دماغ خودش و سهیلا و مریم بود رو جمع کرد و ریخت تو لیوان و لیوان تقریبا تا یک سوم پر شد ، لیوان از این لیوانهای آبجوخوری بود و خیلی بزرگ
بعد شهرام رفت و دراز کشید وسط حیاط و گفت هر کی شاش داره بیاد و همه رفتن دور اون جمع شدن و شروع کردن به شاشیدن روی اون بعد از گرفتن دوش شاش نشست و یکم سر و صورتش رو مالید و لیوان آب کیرها رو که حالا تقریبا تا نصف با شاش و آب کیر پر شده بود رو سر کشید
جلسه اولی بود که تو مهمونیهای شهرام شرکت کرده بودم و کمی شوکه شده بودم که بهروز متوجه شد و گفت این همینجوریه و تازه باید منتظر صحنه های عجیبتر از این هم باشم و اضافه کرد که شهرام خان تو سکس خیلی با تجربه و تنوع طلبه و ایده های عجیب و غریب داره
     
  
مرد

 
خاطرات سکس های من از بچگی تا حالا - ژانر بایسکچوال

دانشگاه دیگه در حال تموم شدن بود و من پیش شهرام استخدام شدم و مسئول یکی از خط تولیداتش شدم ؛ من با غفور هم رابطم خوب شده بود و مواقع بیکاری با اون صحبت میکردم
یه بار تو اتاقم نشسته بودم ازش پرسیدم شهرام رو از کی میشناسه ، گفت چهار پنج سالی هست که پیشش مشغول کاره و اولین باری که اومده بود برای مصاحبه شهرام اونرو تو اتاق تنها میزاره و ازش میخاد که لخت بشه تا اون بتونه سلامتیش رو کاملا بررسی کنه
وقتی شهرام وارد اتاق میشه میبینه غفور با شورت نشسته ، شهرام بهش میگه که تو مصاحبه رد شده و میتونه بره و غفور که ازش میپرسه چرا؟
میگه اولین و مهمترین خصوصیت کسی که اینجا استخدام میشه اینه که حرف گوش کن باشه و غفور میگه که مگه حرف گوش نکرده و شهرام به شورت اون اشاره میکنه و میگه من گفتم لخت شو و ولی تو هنوز شورت پاته
و بلافاصله غفور شورتشو درمیاره و وقتی شهرام کیر غفور رو میبینه کمی نرم میشه
غفور گفت که شهرام خان وقتی کیرمو دید یکم آروم شد و اومد نزدیک و دستی به بدنم کشید و گفت خوبه
بدن غفور یه بدن نسبتا عضلانی و خوشفرم و سبزه بود و کیرش خوابیدش حدود 12 13 سانت و راست شده اش حدود 18 19 سانت و کلفتی حدود 5 بود
در همین حین بود که من دست بردم و زیپ شلوار غفور رو کشیدم پایین و کیرش رو گرفتم تو دستم ، کیرش کامل خواب بود و در حالی که صحبت میکردیم مشغول مالوندن کیرش شدم
بهش گفتم که تا حالا چند بار شهرام رو کرده
گفت زیاد کرده و اوایل تقریبا هر روز شهرام براش ساک میزده و هفته ای یکی دو بار هم میکردتش
پرسیدم آب کیرت هم میخورده
گفت آره همیشه آب کیرشو میخوره و شهرام علاقه خاصی به خوردن آب کیر داره
کیر غفور در حال بیدار شدن بود که بهش گفتم بعد از ساعت کاری میرم پیشش و باهاش کار دارم و رفتیم سر کارمون
بعد از اینکه کارمون تموم شد رفتم اتاق غفور ، اتاق غفور یه اتاق کوچیک سرایداری بود گوشه باغ و نزدیک استخر
تا رسیدم بهش گفتم پاشو یه دوش بگیر و بیا دهنمو بگا ، با تعجب گفت پس آقا شهرام چی میشه از ایشون اجازه گرفتین ، بهش گفتم اون با من تو دوشتو بگیر ، غفور که دوش گرفت و با کیر کلفت و خوابیده و آویزونش اومد ، بیسیمش زنگ خورد
آقا شهرام بود و ازش پرسید که کجاست و اون گفت پیش مهندس امید هستم و شهرام گفت دوتاتون بیاین دفتر من و لباسشو پوشید و رفتیم پیش اون
تا رسیدیم گفت حاضر باشین مهمون داریم و غفور پرسید کیه و گفت جهانگیر خان و خانومش ؛ غفور فوری رفت تا مقدمات کار رو فراهم کنه و من هم اجازه خواستم و با غفور رفتم
در حالی که داشت کارها رو میکرد و منم کمکش میکردم ، پرسیدم اینا کی هستن و گفت جهانگیر خان تقریبا هر ده روی یه بار میاد اینجا و شهرام براش فقط ساک میزنه و آب کیرشو میخوره و زنش هم ارباب شهرامه و حالا معلوم نیست چرا دارن باهم میان اینجا
پرسیدم ارباب یعنی چی و گفت یعنی شهرام برده اونه و یا شهرام میره خونه اون و یا اون میاد اینجا و شهرام براش بردگی میکنه ، دوباره زنگ بیسیم زد و شهرام به غفور گفت با یه قیچی بیاین اینجا
رفتیم پیش شهرام و دیدیم که یه ساپورت سرمه ای براق پوشیده و گفت که مهتاج خانوم گفته وقتی میاد اینجا حتما ساپورت پوشیده باشم و کون برهنه باشم و کون بند و دهن بند هم گذاشته باشم و الانم پشت این ساپورت رو با دقت برش بدین ، فقط یه جوری برش بدین که کونم کامل بیرون باشه
با دقت پشت ساپورتشو برش دادم که کونش کامل معلوم باشه
از غفور خواست که اون کون بندی که دم داره رو بیاره و توی کونش فرو کنه ؛ ازش پرسیدم کون بند چیه و گفت که میزارم تو کونم که همیشه آماده گاییده شدن باشه و دهن بند هم برای اینه که نتونم حرف بزنم و ادامه داد که اینا از ابزارهای بردگی هستش
غفور کون بند رو آورد و داد دست من ، یه چیز مخروطی بود که کلفت ترین قسمتش حدود 5 سانت میشد و یه پایه داشت و یه چیزی شبیه دم اسب بهش وصل بود ؛ غفور به من گفت بزارش زمین و به شهرام گفت آقا بهش ژل میزنم بشینین روش
شهرام دوتا لمبرای کونشو از هم با فشار باز کرد و به زحمت کون بند رو تو کونش جا داد ؛ از صدای زنگ معلوم شد که جهانگیر و مهتاج اومدن ؛ شهرام فوری دهن بند رو بست و چهار دست و پا رفت دم در منتظر موند
جهانگیر و مهتاج بهد از چند دقیقه وارد شدن ؛ جهانگیر یه مرد با قد متوسط و لاغر اندام و حدود 40 ساله بود و یه تیشرت سفید و شلوار جین پوشیده بود و مهتاج هم یه زن نسبتا تو پر و بلند قد حدود 35 ساله بود که یه مانتو چرم بلند با چکمه های مشکی و پاشنه بلند پوشیده بود و آرایش خیلی غلیظی داشت
اول مهتاج وارد اتاق شد و شهرام بلافاصله چهار دست و پا رفت به سمتش و شروع کرد لیسیدن کفشهاش و بعد از اون جهانگیر اومد تو اتاق من و غفور هم یه گوشه ای ایستاده بودیم
مهتاج روسریشو و مانتوشو دراورد و با یه جوراب شلواری نسبتا نازک که زیرش شورت نپوشیده بود و یه تاپ مشکی براق که چاک سینه های بزرگش معلوم بود ، مستقیم رفت نشست پشت میز شهرامو پاشو انداخت رو میز و شهرام هم چهار دست و پا رفت کنارش نشست روی زمین
مهتاج گفت شهرام امروز برات یه سورپرایز دارم منتها اول آب کیر جهانگیر رو بخور تا بهت بگم و شهرام هم سرشو تکون داد و دهنبندشو باز کرد و رفت جلوی صندلی که جهانگیر نشسته بود زانو زد و منتظر شد تا جهانگیر کیرشو در بیاره
کیر جهانگیر یه کیر خوابیده قلمی و بلند بود و شهرام مشغول ساک زدن شد ؛ در این حین مهتاج به من اشاره کرد و از غفور پرسید این کیه؟ غفور هم گفت نوکر شماست خانم ؛ اسمش امیده
اشاره کرد برم جلو و یه دستی به سر و صورت و باسنم کشید و پرسید ، امید تو هم کونی هستی؟ منم گفتم بله خانم کونی هستم ؛ مهتاج گفت به به جمع کونیها جمعه پس
بعد از پنج شیش دقیقه ساک زدن کیر جهانگیر تقریبا راست شده بود ؛ یه کیر قلمی 3 سانتی و ولی خیلی بلند حدود 30 سانت و جالب هم این بود که کامل شق نشده بود و این یعنی یه کیر ایده آل برای ساک زدن خیلی عمیق
و این کار رو شهرام به نحو احسن انجام میداد ؛ من فکر میکنم وقتی کیر جهانگیر رو تا ته میکرد تو دهنش ، تا وسطای گلوش میرفت ؛ یکم که گذشت جهانگیر شهرام رو طاقباز خوابوند روی میز و سرشو داد پایین و خودش رفت و ایستاد جلوی دهنش
دو طرف صورت شهرام رو با دو انگشت سبابه و شست فشار داد و اینکار باعث شد دهن شهرام کامل باز بشه و کیرشو تا ته فرو کرد تو دهن شهرام و دو طرف سر شهرام رو گرفت و شروع کرد به شدت تو دهنش تلمبه زدن
هر 15 الی 20 باری که تلمبه میزد کیرشو تا ته میکرد تو حلق شهرام و نگه میداشت و تا شهرام به حالت خفگی نمی افتاد کیرشو در نمی آورد ؛ بعد از حدود بیست دقیقه کیرشو دوباره تا ته کرد تو دهن شهرام و همونجا آبش اومد و شهرام مجبور شد قورت بده
جهانگیر و شهرام هر دوشون خسته به نظر میومدن ؛ مهتاج گفت شهرام زوده حالا خسته بشی
و اما سورپرایز امشب
قراره 15 نفر از برده های من امشب بیان اینجا و تو باید برای همشون ساک بزنی و آب کیرشونو بخوری
البته اینم بگم که این 15 نفر حدود یک ماهه که آب کیرشون نیومده پس حجم و غلظت آبشون زیاد خواهد بود ؛ شهرام گفت خانم خیلی ممنون از لطفتون
مهتاج گفت حالا خودتو لوس نکن ، فعلا بیا بشین زیر من ببینم
شهرام تیشرتش رو درآورد و رفت به سمت مهتاج و گفت خانم لطفا بلند شین و مهتاج بلند شد و شهرام جلوی صندلی نشست روی زمین سرش رو به سمت بالا گذاشت رو نشیمنگاه صندلی و مهتاج هم جوراب شلواریشو در آورد و رفت نشست روی صورت شهرام
معلوم بود که مهتاج یه ماهی هست که موهاس کسش رو شیو نکرده بود
من دیگه فقط پاهای شهرام رو میدیدم که از زیر میز زده بود بیرون که هر از گاهی تکون میخورد و مهتاج میفهمید که شهرام نفس کم آورده و یه تکونی به خودش میداد تا اون نفسی تازه کنه
مهمونا یواش یواش اومدن تا 15 نفر تکمیل شدن و تو تموم این مدت صورت شهرام زیر کس و کون مهتاج بود
وقتی همه تکمیل شدن مهتاج یه سیلی آروم به صورت شهرام زد و گفت پاشو از مهمونا پذیرایی کن و شهرام کون برهنه و با یه کون بند دم دار رفت سراغ مهمونا که دورتادور اتاق رو صندلی نشسته بودن و دونه دونه شلواراشون رو درآورد و مشغول ساک زدن شد
برای هر کس یکی دو دقیقه ساک میزد و میرفت سراغ نفر بعد و تا آخر و تو این حین همشون لخت شده بودن ، از جوون 20 ساله تا مرد 60 ساله توشون بود
هر کسی رو که ساک میزد کیرش یکم راست میشد ولی بعدش میخوابید به طوری که وقتی دوباره اومد سراغ نفر اول ، کیرش کامل خوابیده بود ؛ این ساک زدن حدود دو ساعتی طول کشید که یواش یواش آب کیراشون اومد و همشونو شهرام خورد
حال شهرام یکم بد شده بود و مهتاج به من و غفور گفت که ببریمش یه آبی به سر و صورتش بزنیم تا سر حال بیاد
ما که رفتیم تا شهرام رو سر حال بیاریم مهتاج و اعوان و انصارش هم رفتن
     
  
مرد

 
Kir 23cm wa koloft ki dus dare??
     
  
مرد

 
omidk1974
مرسی از داستانت
لطفا زودتر بیا این ورا
     
  
صفحه  صفحه 70 از 85:  « پیشین  1  ...  69  70  71  ...  84  85  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

Gay Stories - داستان های سکسی مربوط به همجنسگرایان مرد

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA