ارسالها: 79
#171
Posted: 17 Oct 2016 20:29
تا دلتون بخواد زنای همسایه ها رو تو شب از پرده های توری دید زدم. یه چیزایی ازشون دیدم که شرط می بندم شوهراشون هم ندیدن.
تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی - اندوه بزرگی است زمانی که نباشی
ارسالها: 1795
#173
Posted: 18 Oct 2016 22:33
خیلی بچه بودم تقریبا 4 ساله .. رفتم پشت بوم نمیدونم واس چی یهو حیاط خونه پشتی رو دیدم مرده لخت تو حموم بود در رو هم وا گذاشته بود و دم دستگاش همه معلوم بود ... از بچگی شانس نداشتیم هر چی چیز کلفته میخوره به تور ما !
اندوه بزرگی ست انبوه انتظار
ارسالها: 181
#174
Posted: 21 Oct 2016 01:53
زیاد بوده بله
برای همیشه و بدون هیچ بخشش این کاربر بن شده است
پرنسس
ارسالها: 1135
#176
Posted: 22 Oct 2016 20:24
اقا من بچه بودیم کوچه پشتیمون یه ارایشگاه زنونه بود تابستون ها در مغازش باز بود پرده میزد از صبح جلو تر از زنه میرفتیم روبروی مغازش مینشستیم که باد بزنه پرده بره بالا ما اون تو روببینیم بعضی موقع ها باد میزد پرده میرفت بالا هیچی هم معلوم نبود
خنده های زندگی را روزگار ازما گرفت
ای خوشا روزی که ماهم روزگاری داشتیم
ارسالها: 61
#180
Posted: 26 Oct 2016 10:33
اوه! بله! زیاااااد! تقریبا همه جا همیشه همه کس.... فرقی نمی کنه، در حال دید زدن هستم.
شده حتی توی رختکن استخر، حتی کیر پسرها رو هم دید زدم! دیگه شما خودت فکرشو بکن!
ویرایش شده توسط: Sina_Moteahhel