ارسالها: 2079
#461
Posted: 16 Dec 2017 03:25
من وقتی دلم تنگ میشه یا میگیره ساکت میشم و چیزی نمیگم
گاهی روزها ساکتم
کاش بدونیم گاهی بهترین حرف و بهترین پاسخ ها میتونه سکوت باشه
ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﯾﯽ هم ﺑﺎﺷﺪ، ﻻﯾﻖ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﮐﺮﺩﻥ!
ارسالها: 34
#462
Posted: 18 Dec 2017 23:28
"زن" نیستم اگر زنانه پای عشقم نَایستم!
من از قبیله ی "زلیخا" آمده ام...
آنقدر عشقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند!
فرقی نمی کند فرشته باشی یا آدم
یوسف باشی یا سلیمان!
قالیچه ی دل من بدون اسم رمز ِ نامِ "تو" پرواز نمی کند...
زنانه پای این عشق می ایستم...
مردانه دوستم داری؟؟؟
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی
بدون هیچ نائب السلطنه ای ♥♥
نمیدانی چه لذتی دارد
بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن...♥H
ارسالها: 34
#463
Posted: 19 Dec 2017 16:50
در آغوشش عطرش را "بو"نکن..
بعدها...
همان "عطر"...
جای دیگری ویرانت میکند..ویران...
آنجاست که میفهمی"دلتنگی"چه دماری از روزگارت در آورده است..
که حتی خود را نیز فراموش کرده ای...
بزرگترین عذاب همین"خاطره های بی انصاف"میباشند..
که حتی با یک بوی"عطر" تورا چنان میکوبد..در خود میشکند که....خسته ات میکند..
دلتنگی تاوان تمام همین دل بستن هاست...
کاش میشد دل را جا گذاشت و رفت...
کاش..میشد که"رفت"..."رفت"...
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی
بدون هیچ نائب السلطنه ای ♥♥
نمیدانی چه لذتی دارد
بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن...♥H
ارسالها: 268
#464
Posted: 28 Dec 2017 00:30
دلم مثل ......... (نمیدونم مثل چی یه حالتی که هی از ابعاد مختلف می بینه دیگه خودتون شاعرانه در نظر بگیرین شعرم نمیاد)
گاهی دلم از آفت ها می گیرد
دلم به حال گیاه قشنگی که به طرواتش عادت کرده بودم می سوزد
گاهی دلم بی طرف می ماند
می گوید اگر آفت نبود اصلاح شدنی هم نبود. هر گیاهی هر جایی می رویید. و از طرفی دلبستگی به طراوت آن گل خاطرم را می آزارد
گاهی چه بسا خشنودم که آفت هست
می گویم اینقدر باش تا گیاهی که باید بماند بماند . انبوه جنگل درختانی که عاشقانه نگاهشان کردم می میرند ولی دنیا جای ضعیف پروری نیست .
اگر بود بچه آهو دقایقی بعد تولد آماده ی فرار از یوزپلنگان نبود
اگر بود کره ی اسبی از رودخانه های عظیم رد نمی شد
اگر بود ریشه در سنگ رشد نمی کرد
اگر بود در سرمای جنوب زمین موجود زنده ای نبود
انسان تکیه بر عقلش کرده است که اینچنین می تواند زندگی کند . اگر این عقل هم برود طعمه ی موش های زنده خوار شود غیر عادلانه نیست
باید بپذیرم . باید بپذیرم گرچه هر برگی که می افتد دلم می خراشد ولی باید بپذیرم دنیا جای ضعیف پروری نیست
خدا کند مهربانی رسمی شود که از قلبهای پاک میجوشد نه آنکه فریب و دروغی باشد که بر زبانها جاری می شود
------------------

ویرایش شده توسط: alirezadust
ارسالها: 34
#465
Posted: 29 Dec 2017 15:33
هه!
در مــوردم نــظر "نَــده"...
چــون ایــن روزا حـــالــم "بَــده"...!
خَــشِـن بـشـم "بَـــــــــد" مـیـــبـیــنی...
بــهتـــره "نــزدیـکـ" نـشـیـنی...!
ســنگــیـنهـ "هـضـــم مَــن" بــرات...
"بِــکـش کـــنـآر" مِـــرســی فَــداتـ...!
اولویت "غـــــرورمـــــه"...
چــون "هَـــمـه ی وجــودَمـه"...!
مـــن ایــــن "بـــالـــآم" تــو اون "پــایـیــن"...
بــکـش "کِــنار"فَـقــط هَــمیــن...........!
در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی
بدون هیچ نائب السلطنه ای ♥♥
نمیدانی چه لذتی دارد
بهترین پادشاه تاریخ را در دل داشتن...♥H
ارسالها: 24522
#466
Posted: 30 Dec 2017 20:14
نه خودت را دارم
نه دست هایت را
و نه حتی تکه آرامی از صدایت را
غروب که می شود
یادت را در خودم می ریزم
و دست در دست خیالت
به خیابان می زنم
و خرده ریزه های جفتی همرنگ می خرم
برای این اتاق ساده نیمه عریان
که یک شب آمدنت را
با ماندن اشتباه گرفته بود
ای کسی که با منی و مرا جا گذاشته ای
خانه تو کجای این شهر می تواند باشد؟
کجای این شهر ؟
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
ارسالها: 1264
#467
Posted: 6 Jan 2018 16:37
آن روزها مردهایمان ،
نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند ،
نه ابرو برمیداشتند ، نه گوشواره می انداختند و نه عملهای زیبایی میکردند،
اما پای قول و قرارهاشان محکمتر می ایستادند
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ارسالها: 24522
#468
Posted: 6 Jan 2018 21:37
حرفی از آسمان نیست،
حرفی ازینکه آغوشت را بغل کنم و اوج بگیرم نیست...
این پرنده همان شب رفتنت،
بالهایش را زیر باران جا گذاشت و خانه نشین شد!
و زندگی در آنجا چشمهایش را بست
که هزار پرنده در پلک هایش غرق شدند!
حالا سالهاست این پرنده ی غمگین
مثل یک آدم معمولی زندگی می کند...
هر شب ماه را از خانه اش بیرون می کند
هر شب برای خودش دلتنگی دم می کند
هر شب با یک طعم جدید
نبودنت را به خورد رویاهایش می دهد!
عزیزم...
امشب هم بی بال و پر در خیالت اوج می گیرم
قرارمان سر ساعت گریه های همیشگی ام
امشب،
با طعم جدیدی از انتظار منتظرت هستم..
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
ارسالها: 8967
#469
Posted: 6 Jan 2018 22:39
با ی تحریک چه جوونایی که الان اوین و زیر ۲۵ سالن
خدا از هرکی که ظلم میکنه نگذره
بمیرم برا مادرو پدراشون
چه نامرده این بازی سیاست
چه طعم ی داره قدرت
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آید
از گردش روزگار دارم