انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
شعر و ادبیات
  
صفحه  صفحه 11 از 14:  « پیشین  1  ...  10  11  12  13  14  پسین »

چند بیت شعر برای آنکه فراموشت کرده


مرد

 
مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که خیالم میگفت
تا ابد مال تو بود
تو برو
برو تا راحت تر. ، تکه های دل خود را آرام
سر. هم بند زنم
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
من نمیدانم چیست
آنچه از. چشم تو تا عمق وجودم جاریست
که مرا ویرانه کنان میکاود
و مرا باز بهم میریزد
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
گفته بودی

که چرا محو تماشای منی؟

آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!

مژه برهم نزنم تا که زدستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
من نمیدانم که چرا

اینچنین زار. و پریشان شده ام

و چرا هر مژه بر. هم زدنی اشک مرا میریزد

نکند. باز من عاشق شده ام ؟؟
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
وای باران ،

باران.....

شیشهٔ پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چُنان شبنم پاک سحری

نه .......

از آن پاک تری

تو بهاری ؟

نه ....

بهاران از توست

از تو می گیرد وام

هر بهار این همه زیبایی را
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر.کرد ؟
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
کاش در کنارم بودی

اگر بودی

از گلبرگهای نرگس برایت لباسی سفید میدوختم

از دره ها ، زنبقهای وحشی میچیدم

و ظریف ترین تاج را بر. گیسوان سیاهت میساختم

از گرد تمام گلها برایت پاپوش می آفریدم

باغبان دهر میشدم و لاله های سیاه می پروراندم

تا با گلهای آن دستهای ظریف و کوچکت را تزیین دهم

خون گلهای سرخ دنیا را میدوشیدم

تا بر گونه ها و لبهای قشنگت بسایم

کاش در کنارم بودی
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
پیکرتراش پیرم و با تیشهٔ خیال

یکشب ترا به مرمر شعر آفریده ام

تا بر نگین چشم تو نقش هوس نهم

ناز هزار چشم سیه را کشیده ام

تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم

دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام

از هر زنی تراش تنی وام کرده ام

از هر قدی کرشمهٔ رقصی ربوده ام

اما تو چون بتی که به بتساز ننگرد

در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی

گویی دل از کسی که ترا ساخت کنده ای

هشدار زان که در پس این پردهٔ نیاز

یکشب که خشم عشق تو دیوانه ام کند

بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام
حسین
  بازگفت    
  
مرد

 
دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر. هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی

آنچه از غم هجران تو بر جان من است
حسین
  بازگفت    
  
صفحه  صفحه 11 از 14:  « پیشین  1  ...  10  11  12  13  14  پسین » 
شعر و ادبیات

چند بیت شعر برای آنکه فراموشت کرده

رنگ ها Bold Style  Italic Style  Center Image Link  URL Link   List Insert YouTube video   
:up2::laugh::tease::-(:up::handshake::winking::flowers:بیشتر...

 
 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA